حقوق خبر
فرهنگ سیاسی ایران

بنیان فرهنگ سیاسی ایران پس از اسلام (قسمت سوم)

رسمیت بخشیدن به مذهب شیعه و ارتقای علمای شیعه به طبقه‌ای که به تدریج به نفوذ قابل ملاحظه‌ای در معادلات سیاسی دست یافتند، از مهمترین تأثیرات حکومت صفوی بر فرهنگ سیاسی ایران می‌باشد

پایگاه خبری حقوق نیوز

رسمیت بخشیدن به مذهب شیعه و ارتقای علمای شیعه به طبقه‌ای که به تدریج به نفوذ قابل ملاحظه‌ای در معادلات سیاسی دست یافتند، از مهمترین تأثیرات حکومت صفوی بر فرهنگ سیاسی ایران می‌باشد.

در این دوران نظریه سیاسی شیعه به گونه‌ای تفسیر شد، که توجیه کننده‌ی سلطنت صفویان باشد و در این میان مجتهدان نقش واسط میان امامان و پادشاهان را بر عهده داشتند، از این رو علما تبدیل به مهمترین منبع مشروعیت‌بخش به پادشاه شدند. از سوی دیگر در حکومت صفویه بویژه از زمان شاه عباس، مناسک و شعائر شیعه به شدت رواج یافت که این امر موجب افزایش قدرت سیاسی و اجتماعی علما هم در رابطه‌ی با پادشاهان و هم در میان توده‌ی مردم گردید. افزایش محبوبیت و احترام علما در میان توده‌ی مردم از یکسو زمینه‌ی استقلال آن‌ها را از نظام سیاسی فراهم آورد و از سوی دیگر تأثیری زیادی بر ذهنیت و نگرش مردم نسبت به نظام سیاسی بر جای گذاشت. همچنان که حامد الگار اشاره می‌کند، در طی دوره‌ی جدید ایران از آنجا که مذهب در حقیقت انسجام‌دهنده‌ی هویت ملی شده بود و حتی حکومت ملی صفوی نیز بر پایه‌های مذهبی بنا شده بود، وفاداری اصلی مردم بیشتر متوجه نهاد مذهب بود تا نهاد دولت و در صورت بدبینی روحانیون نسبت به حکومت این بدبینی به سرعت در بین عامه‌ی مردم رواج می‌یافت. صفویان بویژه در ابتدای حکومتشان برای ایجاد هویت ملی در کنار تشیع، از نظریه فرّه‌ایزدی نیز بهره بردند. در واقع سیاست شاه اسماعیل در رسمی‌کردن مذهب تشیع، به لحاظ تاریخی به اقدام ادشیر در رسمی‌کردن دین زرتشت شباهت دارد که از این امر در جهت ایجاد وحدت سیاسی بهره برد. تاریخ‌نویسان، شاه اسماعیل صـفوی را وارث سریر کیانی می‌دانستند و او به عنوان مؤسس حکومت صفویه در اشعارش ادعا می‌کرد جمشید و فریدون است. بر روی بیشتر سکه‌های دوران پادشاهی او چنین عبارتی ضرب شده است: «السلطان العادل الکامل الهادی الولی ابو المظفّرشاه اسماعیل بهادر خان خـلّد بعون اللّه ملکه و سلطانه». این عبارت نشان‌دهنده‌ی حکومت‌ پادشاهی است که نه فقط سلطنت می‌کند، بلکه انسان کاملی است که هدایت‌کننده‌ی مردم نیز هست و این سخن یادآور ادعای جمشید است که هم شهریار بود و هم مـوبد و در پی آن‌ بود که انسان‌ها را به سوی روشنایی، رهنمود باشد.

بیشتر بخوانید:

بنیان فرهنگ سیاسی ایران پس از اسلام (قسمتهای دیگر)

سلسله صفویه اگرچه حکومت مرکزی قدرتمندی را ایجاد کرد و با استفاده از تخاصم کشورهای اروپایی با عثمانی‌ها روابط خود را با اروپائیان گسترش داد، اما افراطی‌گری و تعصبات مذهبی، جنگ‌های بی‌حاصل و فرسایشی با عثمانی ، عدم تربیت جانشینان لایق و قدرتمند و نارضایتی مردم سبب تضعیف آن گردید و سرانجام نیز با حمله‌ی افغان‌ها سقوط کرد. نگاهی به تاریخ ایران پس از سقوط صفوی تا آستانه مشروطه نشان می‌دهد که فرهنگ سیاسی ایران در این دوران دگرگونی قابل توجهی نداشته و توانسته است پایایی خود را حدود یک سده پس از فروپاشی صفوی کم و بیش حفظ کند. گرچه در طی این سال‌ها دولت‌های افغان، افشار، زندیه و پادشاهان نخستین قاجاریه بر امور کشور سلطه یافتند، اما فرهنگ سیاسی بارور شده در دوران صفوی بدون تغییرات جدی به حیات خود ادامه داد.

از سقوط دولت دیرپای صفویه در سال‌ 1135‌ ق تا برآمدن و استقرار قاجاریه در1210‌ ق، ایران‌ یـک‌ مـرحله‌ی گذار تاریخی را پشت سر گذاشت. ویژگی‌های‌ این‌ دوره‌ی نسبتاً بلندمدّت، فقدان شکل‌گیری یک سلسله‌ی پایدار حکومتی بود. گرچه در ظاهر امـر، اسامی ‌افشاریه و زنـدیه‌ چشم‌انداز‌ اعمال حاکمیّت دو سلسله را‌ در‌ طول این‌ دوران‌ نشان می‌دهد، اما‌ واقعیّت مسئله این اسـت کـه حـیات‌ سیاسی‌ مبتنی بر آرامش و یکپارچگی مملکتی در تحت هر دو عنوان، فقط بخش‌های نسبتاً کوتاهی‌ را‌ شامل می‌شد و زمان عمده‌ای از مـحدوده‌ی ذکـر شـده را بایستی‌ عرصه‌ی بحران‌های پایان‌ناپذیر دانست که فضای متزلزل، پریشان‌ و نامطمئنی را برای جامعه به هـمراه داشـت. منازعات فراگیر قدرت در کنار دخالت‌های مکرّر برون‌ مرزی، بخش‌ مهمی‌از ماهیّت تحوّلات این دوره‌ را رقم‌ می‌زد.

شاید بتوان تساهل و تسامح مذهبی نادر را ماندگارترین میراث او در عرصه‌ی سیاست داخلی دانست. در دوران نادر اقلیت‌های مذهبی که به دلیل افراطی‌گری‌ها و تعصبات مذهبی در دوران حکومت صفویه در فشار قرار داشتند، از آزادی‌های نسبی مذهبی برخوردار شدند. اجازه‌ی نادر در ترجمه‌ی کتب دینی دیگر ادیان نمونه از سیاست تسامح و تساهل مذهبی او می‌باشد. در واقع نادرشاه با عبور از فضای تنگ مذهبی که در دوران صفویان وجود داشت، در تلاش بود تا برای پیشبرد سیاست‌های خود از ظرفیت‌های تمامی ‌مردم استفاده کند و به نوعی هویت ملی را جایگزین تعصبات مذهبی نماید.

پس از افشاریه نوبت به حکومت زندیه رسید. این حکومت را می‌توان پدیده‌ای استثنایی در تاریخ‌ ایران‌ تـا آن زمـان بـه شمار آورد. کریم‌خان زند نه رسالت و موهبت آسمانی برای خـود قـائل‌ شـد‌ و نـه اصـالت عـرفی و وراثت قومی ‌یا خانوادگی. هیچ گاه گذشته‌ی خویش را به عنوان فرد‌ عادی‌ و عوام از یاد نبرد و حتی ارتکابش‌ را به راهزنی نیز انکار نکرد. اتخاذ‌ این‌ سیاست از شایعات‌ دشمنان کاست و او را از اتهاماتی مـبنی بر غصب حکومت و سلطنت‌ مصون‌ نگه‌داشت. محبوبیت وی چنان بود که اگر از مردم درباره حکومت وی نظرخواهی‌ به‌ عمل‌ می‌آمد مسلماً کریم خان موفقیت بی‌نظیر و چشم‌گیری کسب می‌کرد.( تنها تن ناصری،1382 ،178) در واقع کریم‌خان زند با برگزیدن عنوان وکیل‌الرعایا مشروعیتی همگانی برای خود برگزید و برای اولین بار منشأ حکومت خود را ناشی از خواست مردم دانست. حکومت زندیه پس از دوران حکومت کریم‌خان اقتدار خود را از دست داد و جای خود را به حکومت قاجاریه داد. حکومت قاجاریه به دلیل دگرگونی‌هایی که در این دوران در هویت ایرانیان پدید آمد، از اهمیت بسزایی در تاریخ ایران برخوردار است. دوران قاجاریه سرآغاز سومین روند هویتی است که در شکل‌دهی به فرهنگ و هویت ایرانیان تأثیری عمیق بر جای گذاشت. در این دوره تشیع به عنوان نهادی مستقل و روحانیان به عنوان طبقه‌ای مجزا و بسیار تأثیرگذار در نظام سیاسی از جایگاه والایی برخوردار شدند و علما به شکلی مستقیم در فرایندهای سیاسی وارد گشتند. حمله روسیه به ایران، امتیاز تنباکو، نفوذ اخباری‌ها و متصوفه در دستگاه حـکومت، خطر بـابی‌ها و شیخیه برای مذهب شیعه و مـانند ایـن‌ها از‌ جمله‌ مواردی‌ بوده است که علما را به میدان سیاست‌ کشیده، وگرنه‌ ظلم حاکم مسلمان به اندازه کافی قدرت به میدان کشیدن علما را نداشته است.

سیاست شاهان قاجار در قبال علما با سیاست صفویان تفاوت‌های آشکاری دارد. در دوره‌ی صفویه به دلیل پیشینه‌ی مذهبی صفویان و نوپا بودن نهادهایی که علما بنیان گذاشته بودند و عمدتاً هم به حکومت وابستگی داشت، آن‌ها از چنان قدرت مستقلی برخوردار نبودند و عموماً به تأیید سیاست‌های نظام سیاسی می‌پرداختند، اما در دوره‌ی قاجاریه علما به عنوان نهادی مستقل که تشکیلات مجزایی از حکومت داشتند و از نفود زیادی در بین مردم برخوردار بودند، نقش مهمی ‌در مشروعیت بخشی به پادشاهان قاجار داشتند، لذا داشتن روابط حسنه با علما از اهمیت زیادی برخوردار بود. همچنین در این دوران، استقلال علما موجب گشته بود تا آن‌ها در زمان‌های مختلف و بنا به مقتضیات با بسیج کردن مردم به مخالفت با تصمیمات نظام سیاسی بپردازند.

اما آنچه دوران قاجاریه را از دیگر دوره‌ها در تاریخ ایران متمایز می‌کند، مواجه‌ی آن با فرهنگ و هویتی متمایز و جدید است، که بسیاری از ارزش‌های حاکم بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران را دچار دگرگونی ساخت و در کنار هویت ایران باستان و هویت اسلامی‌ به عنوان سومین روند هویتی در تاریخ ایران پدیدار شد. این روند هویتی جدید موجب وارد شدن مفاهیمی‌ در فرهنگ ایران شد که تا پیش از آن سابقه نداشت و با آشنایی و برخورد ایرانیان با مظاهر تمدن غرب و مقایسه خود با غربیان، در میان آن‌ها رواج یافت.

بیشتر بخوانید:

اندیشه سیاسی در ایران پیش از اسلام

تبلور فرهنگ سیاسی در نماد روشنفکری دهه چهل و پنجاه

فره ایزدی اساس ساختار سیاسی در ایران باستان

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: