حقوق خبر
نادر ابراهیمی

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 21)

 چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 21)

پایگاه خبری حقوق نیوز

نامه ی سی و هفتم

ای عزیز!

انسان، آهسته آهسته عقب نشینی می کند.

هیچ کس یکباره معتاد نمی شود

یکباره سقوط نمی کند

یکباره وا نمی دهد

یکباره خسته نمی شود، رنگ عوض نمی کند، تبدیل نمی شود و از دست نمی رود.

زندگی بسیار اهسته از شکل می افتد و تکرار و خستگی، بسیار موذیانه و پاورچین رخنه می کند.

باید بسیار هشیار باشیم و نخستین تلنگرها را به هنگام و حتی قبل از آن که ضربه فرود آید، احساس کنیم.

هرگز نباید آن روزی برسد که ما صبحی را با سلامی محبانه آغاز نکنیم.

خستگی نباید بهانه ای شود برای آنکه کاری را که درست می دانیم، رها کنیم و انجامش را مختصری به تعویق اندازیم.

قدم اول را، اگر به سوی حذف چیزهای خوب برداریم، شک مکن که قدم های بعدی را شتابان برخواهیم داشت.

ما باید تا آخر روز زندگیمان -که اینگونه به دشواری برپا نگهش داشته ایم- تازه بمانیم.

به خدا قسم که این حق ماست.

نامه ی سی و هشتم

بانو!

خوشبختی را در چنان هاله ای که از رمز و راز فرو نبریم که خود، درمانده از شناختنش شویم. خوشبختی را تابع لوازم و شرایط بسیار دشوار و اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر ندانیم تا چیزی ممکن الوصول به ناممکن ابدی تبدیل شود.

خوشبختی را چنان تعریف نکنیم که گویی سیمرغی باید تا آن را از قله ی قافی بیاورد.

خوشبختی، عطر مختصر تفاهم است که اینک در سرای تو پیچیده و عطری ست باقی که از آغاز تا پایان این راه همیشه می توان بوییدش.

مادر بزرگی داشتم که برای دیدار حضرت خضر، برنامه ای چهل روزه داشت. چهل روز، تاریک روشن سحر، بعد از نماز، خود را صفا می داد، جلوی خانه را آب و جارو می کرد، قدری گلاب به فضا می بخشید و روز چهلم به انتظار می نشست. نخستین پیرمردی که می گذشت، برای مادر بزرگ حضرت خضر بود. مادربزرگ از او چیز زیادی نمی خواست، چیز تازه ای نمی خواست، توقعی نداشت و از روزگار با او به شکایت سخن نمی گفت. مادربزرگ فقط زیر لب می گفت:

ای حضرت! سلامت و شادی را در خانه ی ما حفاظت کن!

مادربزرگ، غیر ممکن را با مهربانی و خلوصش نه تنها ممکن بل بسیار آسان کرده بود. من، بعدها که جوان شدم و مادربزرگ دیگر وجود نداشت، تنها با یادآوری آن بوی گلاب سحرگاهی و آن عطر خاک آب خورده، خوشبختی را در حجمی بسیار عظیم احساس می کردم، می لرزیدم و به یاد می آوردم که مادربزرگ با کمک حضرت خضر چه قدر خوب می توانست شادی را به خانه ما بیاورد و در خانه ی ما نگه دارد.

خوشبختی را ساده بگیریم ای دوست، ساده بگیریم.

خوشبختی را، تنها به مدد طهارت جسم و روح، در خانه ی کوچکمان نگه داریم.

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: