حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت ششم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت ششم)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

استخوان خرد کردن

در به دست آوردن چیزی مثل علم یا ثروت رنج زیاد بردن.

استخوان لای زخم گذاشتن

دردی را شدیدتر کردن.

اسم بدنامی

ننگ و نامه روی کسی آمدن.

اسمش را بگو تا من صدایش کنم

تا وقتی اصل و ماهیت چیزی یا خواسته ای به روشنی معرفی و مشخص نشود دیگران آن را به رسمیت نمی شناسند.

اشکش دم مشکش است

آماده برای گریه و زاری است.

اشک کباب موجب طغیان آتش است

التماس، زاری، نجابت و سازش مظلوم موجب گستاخ شدن ظالم می شود.

اصفهان نصف جهان

اصفهان آنقدر زیبا و دیدنی است که برابر با زیبایی نیمی از جهان است.

افاده ها طبق طبق، سگ ها به دورش وق و وق

معمولا سگ ها به طرف ژنده پوش بی چیز پارس می کنند، بنابراین کسی که تازه به جایی رسیده نمی تواند در نزد کسی که سابقه فقر و بی نوایی اش را می داند فخرفروشی کند.

افسار پاره کردن

سرخود و سرکش شدن، هرز و ول و نافرمان شدن. اشاره به طغیان یا عصیان کردن.

اگر بار گران بودیم و رفتیم

بعد از مدتی در جایی و در نزد کسی بودن در هنگام وداع و خداحافظی گفته می شود.

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

اگر را کاشتند سبز شد

با اگر و اما و وعده های بیهوه چیزی حاصل نمی شود.

اگر لب بترکاند

با کوتاه ترین سخن و کمترین خواهش (درواقع با یک اشاره) طرف کاری را انجام دادن.

اگر نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم

ممکن است کسی کاری یا چیزی را شخصا تجربه نکرده باشد ولی دیده یا شنیده باشد و به هر حال در جریان امر باشد.

اگر هفت تا دختر کور و کچل داشته باشد به ساعتی شوهر می دهد

اشاره به زرنگی و زبان بازی طرف.

اگر باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی می کرد

مغرور و متکبری که گذشته و اصلیت خود را فراموش کرده باشد.

اگه علی ساربونه، می دونه شترو کجا بخوابونه

آدم وارد و با تجربه مهارت دارد و می داند چه باید بکند.

اگه هوسه، یکدفعه بسه

کاری که یکبار برای امتحان یا از روی کنجکاوی یا هوس انجام شود و تکرار آن دلچسب نباشد.

الهی دست به خاکستر بزنی طلا بشه

دعا در حق کسی به معنی: روز به روز بهتر شدن وضع مالی و اوضاع زندگی و پیشرفت کارها بر وفق مراد.

الکی خوش

 خوشی و خوشحالی بی مورد.

امام زاده است و همین یک قندیل

اظهار بی نوایی کردن و کل دارایی ناچیز خود را برشمردن.

امروز نقد، فردا نسیه

از آنجایی که هر فردایی که فرا برسد تبدیل به امروز می گردد بنابراین این عبارت یعنی: نسیه داده نمی شود.

انتظار بدتر از مرگ است

اشاره به شدت اضطراب و تب و تاب انتظار که از مرگ هم غیر غابل تحمل تر می باشد.

اندازه نگه دار که اندازه نکوست

رعایت اعتدال و میانه روی در هر کاری.

انداختن و در رفتن

سرکسی کلاه گذاشتن و جنس نامرغوب به او فروختن و از دسترس دور شدن.

انسان جایزالخطاست

انسان معصوم نیست، گاهی اشتباه می کند.

انگار کمر (شاخ) غول را شکسته

فکر می کند کار بزرگی انجام داده.

انگار ماست تو دهنشه

کسی که شل و بی رمق حرف بزند.

انگشت به دهان ماندن

شوکه شدن، از فرط حیرت و تعجب زیاد انگشت روی دهان ماندن.

انگشت نما شدن

شناخته و مشخص و زبانزد شدن و مورد توجه خاص و عام قرار گرفتن از بعد منفی.

انگل شدن

وبال گردن شدن، مزاحم و سربار.

اولاد بادام است، نوه مغز بادام

معمولا عقیده پدربزرگ و مادربزرگ ها این است که نوه از فرزند هم دوست داشتنی تر است.

اول اون رو که زاییدی بزرگ کن

اول کاری را که شروع کرده ای تمام کن و نتیجه اش را ببین بعد به کار دیگر بپرداز.

 

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: