حقوق خبر
عنن

عنن و بررسی فقهی و حقوقی آن (قسمت 2)

مطابق قول مشهور فقها و حقوقدانان و مطابق‌ بند‌ دوم ماده ١١٢٢ قانون مدنی، اگر زوج حتی یک مرتبه عمل زناشوئی‌ را‌ انجام دهـد، سـپس ناتوان شود، زوجه حق‌ فسخ‌ نکاح‌ را نخواهد داشت. اما نظریه منصفانه و عادلانه این است که در صورت‌ بروز‌ عنن بعد از نزدیکی، برای‌ زن‌ همچنان حق‌ فـسخ‌ وجـود‌ داشته باشد

پایگاه خبری حقوق نیوز

نقد و تحلیل برخی از‌ آثار‌ فقهی و حقوقی بیماری عنن

اختلافی نیست که بیماری عنن به دلایلی چون: اجماع‌، روایات‌، قاعده‌ لاضرر و قاعده لاحرج، یکی از عیوب موجب فسخ نکاح برای زن می باشد. اما‌ برخی‌ از آثار فقهی و حقوقی این بیماری که از جانب فقها و حقوقدانان مورد تأیید واقع شده‌ است‌، قابل‌ نقد و انتقاد می باشند.

اکنون به بررسی ایـن آثـار پرداخته می شود.

١ـ از‌ بین‌ رفتن حق فسخ، به واسطه حدوث عنن بعد از نزدیکی

مطابق قول مشهور فقها و حقوقدانان و مطابق‌ بند‌ دوم ماده ١١٢٢ قانون مدنی، اگر زوج حتی یک مرتبه عمل زناشوئی‌ را‌ انجام دهـد، سـپس ناتوان شود، زوجه حق‌ فسخ‌ نکاح‌ را نخواهد داشت. اما نظریه منصفانه و عادلانه این است که در صورت‌ بروز‌ عنن بعد از نزدیکی، برای‌ زن‌ همچنان حق‌ فـسخ‌ وجـود‌ داشته باشد. دلایلی را که می توان‌ بر‌ این نظریه آورد عبارتند از:

١ـ قاعده لاحرج: در صورت ناتوانی مرد‌ بعد‌ از نزدیکی، زن دچار سختی

«عدم‌ امکان رابطه زناشویی » شده‌ و احتمال‌ اینکه دچار مفاسد اجتماعی و اخـلاقی‌ شـود‌، زیـاد است .

٢ـ فوت فائده نکاح: در صـورت عـنین بـودن مرد، فائده نکاح‌ یعنی‌ «رابطه زناشویی » فوت می شود.

٣ـ‌ قاعده‌ لاضرر‌: ضرر ناشی از‌ «عدم‌ امکان رابطه زناشویی » را‌ نمی توان‌ بر زن تحمیل نمود و او را از حـق فـسخ مـحروم ساخت. لذا عدم حق‌ فسخ‌ برای زن با مبنای فـسخ نـکاح‌ که‌ جلوگیری از‌ ضرر‌ همسر‌ می باشد، مغایرت دارد.

٤ـ‌ اطلاق روایات: روایات زیادی در باب عنن موجود است، که به صورت مطلق بـا نـاتوانی‌ مـرد‌ از نزدیکی، به زن حق فسخ‌ داده‌ است‌، بدون‌ اینکه‌ بروز عـنن را‌ مقید‌ به قبل از نزدیکی نماید.

از طرفی فقها در عنن حادث بعد از عقد و قبل از‌ نزدیکی‌، قائل‌ به حق فسخ شـده انـد و در ایـن‌ مورد‌ به‌ قاعده‌ لاضرر‌ و اطلاق‌ روایات استناد نموده اند. بـنابراین در عـنن حادث بعد از نزدیکی نیز می توان به قاعده لاضرر و اطلاق روایات استناد نمود و برای زن قائل‌ به حـق فـسخ شـد .

٥ـ اطلاق ماده ١١٢٥ قانوان مدنی: با توجه به اطلاق ماده ١١٢٥ ق .م که مقرر مـی دارد: «جـنون و عـنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود‌ موجب‌ حق فسخ برای زن خواهد شد.» مـی توان جـواز فـسخ نکاح در صورت بروز عنن پس از نزدیکی را استنباط نمود. زیرا در این ماده، عنن به جنون پیـوسته شـده‌ است‌، در حالیکه حق فسخ در جنون زوج، مشروط بر عدم نزدیکی نمی باشد و مشهور فقها در صـورت حـدوث جـنون برای مرد پس از نزدیکی‌، قائل‌ به حق فسخ نکاح برای‌ زوجه‌ می باشند. پس هـمانگونه که در بیماری جنون با وجود نزدیکی با زوجه، همچنان به وی حق فسخ‌ داده‌ شـده اسـت، در صورت‌ بروز‌ عنن بعد از نزدیکی نیز می توان به زن حق فسخ داد. از طرف دیگر این ماده بـا لفـظ «هرگاه » در جهت تعمیم حق فسخ نکاح برای زن برآمده است.

اگر‌ ایراد‌ وارد شـود کـه در صـورت بروز عنن بعد از یکبار نزدیکی، نیازی به حق فسخ برای زوجه نمی باشد، زیرا وی با اسـتناد بـه مـاده ١١٣٠ ق .م به دلیل عسر و حرج میتواند‌ از‌ دادگاه تقاضای‌ طلاق نمایید. در جواب به ایـن ایـراد گفته می شود که تشریفات و مراحل طلاق، کاری بس دشوار می باشد‌، چه بسا پرونده های از تقاضای طـلاق وجـود دارد که پس‌ از‌ سال‌ ها به حکم نهایی طلاق نرسیده است، درحالیکه در فـسخ ایـن چنین نیست. از طرف دیگر مراد ‌‌از‌ استقرار قـاعده لاضـرر رفـع ضرر می باشد، نه اینکه از یک ضرر بـزرگتر (عـدم‌ حق‌ فسخ‌ نکاح برای زن در صورت بروز عنن بعد از یکبار نزدیکی مرد با وی) بـه‌ ضـرر دیگر (صرف روزها و ماه هـا و سـال ها در دادگـاه هـای خـانواده برای‌ دریافت حکم طلاق) متوسل‌ شـد‌. بـنابراین با توجه به دلایل مذکور به نظر میرسد، نظریه عدم حق فـسخ نـکاح برای زن در صورت حتی یکبار عمل زنـاشویی مرد با وی، چندان قـابل پذیـرش نباشد و نظریه منطقی‌، استحقاق زن بـر حـق فسخ باشد. دلایلی را که قول مشهور بر نظریه خود آورده اند، چندان قابل پذیـرش نـیست این دلایل عبارتند از:

الف - اجماع

اجـماع وجـود دارد کـه در‌ بیماری‌ عنن، حـتی در صـورت یکبار نزدیکی زوج، زوجه حـق فـسخ نکاح را نخواهد داشت. اما بر این دلیل ایراد وارد می شود که اجماع مـدرکی و مـعتبر‌ نمی باشد‌، زیرا اجماع ممکن است بـه دلیـل استناد بـه روایـاتی بـاشد که از نظر این گـروه جداکننده بین عنن قبل و بعد از نزدیکی می باشد. حتی بر فرض اعتبار اجماع مدرکی‌، این‌ اجـماع چـگونه اجماعی است که برخی از بزرگان فـقه مـا بـا آن مـخالفت نـموده و نظر به حـق فـسخ نکاح به واسطه عیب عنن مرد داده، بدون اینکه بین حدوث‌ عنن‌ قبل‌ از نزدیکی با حدوث عـنن‌ بـعد‌ از‌ نـزدیکی، فرقی گذاشته باشند. فقهای چون شیخ مـفید، شـیخ صـدوق ، شـهید ثـانی، قـمی سبزواری و ابن زهره. تا جاییکه ابن زهره بر‌ عدم‌ فرق‌ بین عنن قبل و بعد از نزدیکی، ادعای اجماع‌ نموده‌ است.

ب - روایات‌

عمده دلیل این‌ گروه روایات است. در بسیاری از روایات تصریح شده است که اگر زوج یکبار عمل زناشویی را انجام‌ داده‌ باشد‌، نکاح قابل فسخ نمی باشد. همانند روایـت عـباد یا غیاث ضبی از‌ امام‌ صادق (ع ) که فرمودند: «... اگر مرد یکبار با زنش آمیزش کند، آنها دیگر از هم جدا نمی شوند‌ ...». روایت اسحاق بن عمار از امـام‌ صـادق‌ (ع) از‌ پدرش امام محمد باقر (ع ) از حضرت علی (ع ) که می فرماید: «وقتی مردی با زنی ازدواج‌ کند‌ و با‌ او نزدیکی نماید، سپس از آن زن کناره بگیرد، زن حق خیار ندارد. بـلکه‌ بـه‌ بلایی گرفتار آمده و باید صـبر کـند؛ ام ولدها و کنیزها و مادرانشان اگر مرد فقط‌ یکبار‌ با‌ آنان نزدیکی کرده ، حق خیار ندارند» و روایت‌ سکونی از امام صادق (ع ) بـا هـمین مضمون .

اما در رد این اسـتدلال گـفته‌ می شود‌ که‌ روایت عباد ضبی را شهید ثانی از حیث سند و متن غیرقابل استناد می داند. وی همچنین‌ اسحاق‌ بن عمار فطحی را شخصی مجهول می داند. بنابراین‌ نمی توان به این روایات اسـتناد نـمود. حتی بر فرض معلوم بودن اسحاق بن عمار فطحی‌، در‌ روایتی‌ که از وی نقل شده است، اگر مقصود از صدر حدیث این‌ باشد‌ که با یکبار نزدیکی حق خیار زن تا ابد از بین رود، دیـگر فـرقی بین زن های‌ آزاد با کنیزها و مادرانشان باقی نمی ماند، زیرا ذیل حدیث صراحت دارد که‌ اگر‌ شوهر با مادر کنیز یـا کنیز فقط‌ یکبار‌ آمیزش‌ کند، حق خیار نخواهند داشت در حالیکه‌ تـفصیل‌ در ایـن روایـت، اشتراک آنها را در احکام منتفی می سازد.

از طرف دیگر‌ روایات‌ مطلق زیادی موجود است که‌ در‌ صورت عنین‌ بودن‌ مـرد‌ ‌ ‌بـه زن حق فسخ داده است‌، بدون‌ اینکه حق فسخ را مقید به قبل از نزدیکی نموده بـاشد. در‌ ایـن‌ روایـات امام (ع ) به طور کلی می فرمایند‌: «لایقدر». بنابراین از اطلاق‌ این‌ روایات می توان حق فسخ برای‌ زن در بیماری عنن مرد بدون مقید نمودن بروز عنن به قبل از نزدیکی‌ را‌ فهمید. هـمانند روایت أبی بصیر‌ مـرادی‌ کـه‌ می گوید: «از امام‌ صادق‌ (ع ) دربارة زنی که شوهرش‌ دچار‌ بیماری شده و نمی تواند با همسر خود نزدیکی کند، سؤال کردم: آیا زن می تواند از‌ شوهر‌ خود جدا شود؟ امام فرمود: اگر خواست‌ ، می تواند‌ جدا شود‌ و بسیاری از روایات دیگر از امام صادق (ع ). چون روایت عمار بن موسی و روایت‌ ابی‌ صباح. ادعا‌ شده است که‌ این‌ روایات مطلق به واسـطه روایـات خاص مذکور که حق فسخ در بیماری عنن را مقید به‌ قبل‌ از‌ نزدیکی نموده است، تخصیص و تقیید می خورند. به‌ عبارت‌ دیگر‌ روایات‌ خاص‌، مقدم‌ بر روایات عام می شوند.

امـا در جواب به این ادعا گفته می شود که روایات مطلق، ظهور در عنن بعد‌ از عقد دارند و غالبا مراد از عنن در چنین مواردی، عنن بعد از نزدیکی می باشد. زیرا زمان بین عقد و نزدیکی کـم اسـت. پس حمل این روایات بر عنن بعد از‌ عقد‌ و قبل از نزدیکی، حمل بر فرد نادر است. از طرف دیگر روایات خاص به دلیل ضعیف بودن، قدرت تعارض با روایات مطلق را ندارد و اگـر‌ گـفته‌ شود؛ با عمل مشهور بـه روایـات، ضـعف روایات جبران شده است جواب داده می شود که‌ حتی‌ بر فرض صحیح بودن سند‌ روایات‌ خاص، این روایـات هـمچنان نـمی توانند، روایات مطلق را تخصیص دهند، به دلیل اینکه روایـات از نـظر موضوع با هم متفاوت و در تعارض می باشند. زیرا‌ موضوع‌ روایات عام، فرض عدم‌ نزدیکی‌ و موضوع روایات خاص، فرض نزدیکی اسـت. و در تـعارض، اصـولیین قائل به تخییر می باشند. لذا در اینجا می توان اطلاق روایات را پذیرفت و در نـتیجه حتی در صورت بروز عنن بعد از‌ نزدیکی‌ نیز قائل به حق فسخ برای زن شد.

ج ـ اصول عملی چون: اصاله الزوم، احـتیاط و اسـتصحاب

اصاله الزوم: حق فسخ با لزوم عقد نکاح منافات دارد. عقد‌ نکاح‌ لازم و خـیار‌ فـسخ خلاف اصل لزوم عقد است.

احتیاط: در صورت شک در انحلال‌ نکاح به واسطه بروز عنن پس از نـزدیکی، مـی توان اصـل احتیاط‌ را‌ جاری‌ نمود، به ویژه در امر نکاح که از حساسیت بیشتری نسبت بـه امـور دیـگر برخوردار است.

استصحاب: در صورت شک در عنین بودن مرد بعد از یکبار‌ عمل‌ زنـاشویی‌، عـدم بـقای عنن استصحاب می شود.

به این سه دلیل جواب داده‌ می شود: عمل بـه اصـل عملی درجایی است که دلیل لفظی حاکم بر اصل‌ عملی موجود نباشد، حـال‌ آنـکه‌ در ایـن مسأله دلایل لفظی «قاعده لاضرر» و «قاعده لاحرج » وجود دارد. زیرا با از بین رفتن حق فـسخ زن در صـورت بروز عنن بعد از نزدیکی، به دلیل «عدم امکان ادامه‌ رابطه زناشویی »، وی متحمل ضـرر و سـختی مـی گردد.

دـ امکان درمان بیماری

یکبار نزدیکی اماره و کاشفیت دارد که مرد مبتلا به عیب ذاتی نیست و امـید بـهبودی دارد، درنتیجه مرد عنین نمی باشد.

در اینکه بعد از یکبار نزدیکی، عـنن مـمکن اسـت قابل درمان باشد، مخالفتی نیست. نه تنها در بیماری عنن، بلکه در هر بیماری دیگری از عیوب مـنصوصه‌، در‌ صـورت درمـان بیماری، حق فسخ از بین می رود. اما بحث در جایی ست که زوج بعد از یـکبار نـزدیکی، ناتوان شود و پزشک متخصص، تشخیص عدم درمان بیماری عنن را‌ دهد‌. در این صورت با توجه به دلایـلی ذکـر شده، نظریه عادلانه استحقاق زن بر حق فسخ نکاح می باشد .

بیشتر بخوانید:

عنن و بررسی فقهی و حقوقی آن (قسمتهای دیگر)

معنای قوادی و مجازات آن چیست؟

 

منبع: راه های اثبات عنن و بررسی فقهی و حقوقی آن - حسین داورزنی و صدیقه حاتمی - فقه پزشکی - شماره 17 - 1392

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات حقوقی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: