حقوق خبر
محافظه گرایی (Conservatism)

محافظه گرایی (Conservatism) چیست؟ (قسمت پایانی)

در دهه ی 1980 بسیاری از دولتهای غربی در واکنش به بحران اقتصادی ناشی از سیاستهای کینزی و اقتصادی لیبرال دموکراسی، به سمت جناح راست گرایش پیدا کردند که از آن به «راست نو» تعبیر می شود


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

محافظه گرایی نو

از دهه 1970 همزمان با بروز رکود و تورم و تردید در کارایی دولتهای رفاهی و در سیاستهای اقتصادی کینزی، در اصول و ایدئولوژی بسیاری از محافظه گرایان نیز تحولاتی به وجود آمد؛ که از این گرایشهای جدید با تعبیر محافظه گرایانی نو یاد می شود. در واقع، در اندیشه ی محافظه کاری قرن بیستم در غرب دو جناح پدید آمده است: یکی جناح هوادار سیاستهای کینزیِ قدیم یا پدرسالاری محافظه گرایانه، که طرفدار دخالتهای دولت در امور اقتصادی نیز هست؛ و دیگری محافظه گرایی نو که در امور اقتصادی هوادار دولت حداقل است.

بیشتر بخوانید:

فمینیسم

همچنان که گذشت یکی از اصول محافظه گرایی به طور گرایش به سنتهاست، بدین ترتیب همچنان که ادموند برک و محافظه گرایان اولیه به نظام پیش از انقلاب فرانسه باز می گشتند و به محافظت از آن سنتها تاکید داشتند، محافظه گرایان نو نیز به نظام اقتصادی پیش از کینز باز می گردد؛ که در واقع از جهاتی بازگشت به لیبرالیسم نو (نئولیبرالیسم) اشتراکات فراوانی پیدا می کند؛ هر دو مکتب در چهره هایی مانند فردریش هایک جمع می شوند. به هر حال می توان محافظه گرایی نو را آمیزه ای از برخی مفاهیم سنتیِ محافظه گرایی (مانند دولت نیرومند و تاکید بر نظم و قانون و...) با اصول اقتصاد بازار آزاد دانست؛ از این رو این متفکران مانند نئولیبرال ها، بر فردیت و آزادی و دولت کوچک و حداقل تاکید کرده اند؛ در عین آن که به دولت نیرومند معتقدند اما مداخله ی گسترده ی دولت در اقتصاد را موجب شخصیت اخلاقی مردم می دانند. این تفکر همچون نئولیبرالیسم توسعه و رفاه اقتصادی را مستلزم نابرابری می داند؛ و از این جهت، به خاطر خدشه دار شدن عدالت و برابری هراسی به دل راه نمی دهد.

البته علی رغم شباهت فراوان میان محافظه کاری نو و لیبرالیسم کلاسیک و نئولیبرالیسم، اما محافظه کاران نو – مانند دیگر محافظه کاران- فرهنگ و شیوه ی زندگی رایج و لیبرالی در غرب را از نظر اخلاقی به چالش می گیرند و نسبت به بی پروایی و اباحی گری اخلاقی و تضعیف نهاد خانواده و نهاد مذهب، و بی انضباطی اجتماعی معترضند. همچنین به خلاف نئولیبرال ها، بر نظم و امنیت سیاسی تاکید می کنند.

به طور کلی می توان گفت در نظامهای سیاسی کشورهای غربی در ربع آخر قرن بیستم، آمیزه ای از لیبرالیسم و محافظه گرایی به وجود آمده است. در دهه ی 1980 بسیاری از دولتهای غربی در واکنش به بحران اقتصادی ناشی از سیاستهای کینزی و اقتصادی لیبرال دموکراسی، به سمت جناح راست گرایش پیدا کردند که از آن به «راست نو» تعبیر می شود. در واقع راست نو تعبیری است که هم بر نئولیبرال ها و هم بر محافظه کاران نو به کار می رود. به عبارت دیگر راست نو از لحاظ اقتصادی و سیاسی لیبرال است و به مولفه هایی چون بازار آزاد و دولت کوچک معتقد است و از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی به اصول محافظه گرایی پای بند است.

در انگلستان، دولت تاچر و در آمریکا دولت ریگان کاملاً به راست نو یا محافظه کاری نو تمایل داشته اند.

بیشتر بخوانید:

محافظه گرایی (Conservatism) چیست؟ (قسمتهای دیگر)

 

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: