حقوق خبر
آنتونی رابینز

شاه کلید موفقیت/مدیریت احساسات (قسمت پنجم)

سر و کار داشتن با مردم مختلف در همایش دیدار با سرنوشت، باعث شده است که من مطالب فراوانی درباره ی احساسات انسان بیاموزم. شرکت کنندگان برای حضور در این همایش لازم است با پر کردن پرسشنامه ای بیست صفحه ای احساساتی را در زندگی از سر می گذرانند و آن چه این احساسات را به جوش می آورد توصیف کنند. نکته ی مهمی که من از بررسی این پرسشنامه ها دریافته ام این است که انسان راه های بی شماری برای توصیف احساسات منفی دارد.

 شاه کلید موفقیت/مدیریت احساسات (قسمت پنجم)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

ده طبقه ی عمده ی احساسات

در این پرسشنامه ها خوانده ام که مردم چطور دستخوش احساس ناکامی، ناامنی، تنهایی و بی کسی، بی حوصلگی، غمگینی، خشم، ناشکیبایی، آزردگی، دلواپسی، بی اعتمادی، گناه، بی ارزشی، افسردگی، بی حرمتی، سرافکندگی و ... می شوند. (باور می کنید که من می توانم همین جور به این فهرست بیفزایم؟ من که باور نمی کنم!)

خبر خوش این است که مردم همچنین احساساتی چون سرخوشی، مهر و محبت، کامیابی، رفاه، مشارکت، نرمش پذیری، خلاقیت، قدرت، تأثیر گذاری، کنجکاوی، شگفتی، زیبایی، معنویت، مورد احترام بودن، آرامش، یکپارچگی، مهربانی، اعتماد، سرمستی و ... را نیز از سر می گذرانند. لذت های فراوانی وجود دارند که می توانیم طعمشان را بچشیم.

مشکل اینجاست که بیشتر مردم، بخش زیادی از عمرشان را در فاز منفی می گذرانند و به جای بهره برداری از احساسات منفی، بیشترین زمان را صرف گریز از آن ها می کنند.

من با بررسی آن پرسش نامه ها به این نتیجه رسیده ام که مردم از راه های گوناگونی برای توصیف احساسات خود استفاده  می کنند. اکنون پرسش اینجاست که آیا می توانیم احساسات را در طبقاتی جای دهیم و آن ها را به گروه هایی کوچک تر دسته بندی کنیم؟ به بیان دیگر، وقتی کسی احساس نگرانی، دلواپسی، بی قراری، بیمناکی یا وحشت می کند، آیا می توانیم بگوییم این ها همگی شکلی از ترس هستند؟

کاری که من کرده ام این است که همه ی این احساسات را در طبقاتی جای داده ام. اما از آن جا که ما برای توصیف هر احساسی از برچسب های مختلف استفاده می کنیم، شاید برچسب های شما با مال من متفاوت باشد. ولی برای راحتی کار در این گفت گو، اجازه دهید بگوییم ده طبقه احساسات وجود دارد. قبول؟ شنیدم که گفتید بلی. گویا من دچار توهم شده ام. لابد این هم نوعی احساس است!

از شما می خواهم این طبقه را در جایی یادداشت کنید. اگر قلم و کاغذ ندارید بروید آماده کنید. راستی آیا دفتر یادداشت روزانه دارید؟

گفت و گوی کنونی من با شما حاصل اطلاعاتی است که هنگام بازگشت به خانه در هواپیما در دفتر یادداشتم نوشته ام. به شما سفارش می کنم دفتر یادداشتی بادوام داشته باشید تا ایده های بزرگ از آن گوش دیگرتان خارج نشود!

ده طبقه ی عمده احساسات به این شرح هستند:

نخستین طبقه، احساسات ناراحت کننده است. لابد می گویید:«این طبقه خیلی گسترده است.» باید بگویم حق با شماست. این طبقه معروف احساساتی است که شدت زیادی ندارند، ولی در هر حال آزاردهنده هستند. برای مثال، احساس بی حوصلگی، ناشکیبایی، ناآسودگی، بی قراری و احتمالا احساس آشفتگی ملایم ممکن است از نظر بیشتر مردم در طبقه ی احساسات ناراحت کننده قرار گیرد.

دومین طبقه ی احساسات، احساس ترس است. احساساتی نظیر دلواپسی، دلهره، نگرانی، اضطراب، بیم یا حتی وحشت جزو احساساتی هستند که در این مبحث آن ها را به احساس ترس نسبت خواهم داد.

سومین طبقه، احساس آزردگی است. هرگونه احساسی که به آزردگی ارتباط دارد در این طبقه جای می گیرد و ما در این باره صحبت خواهیم کرد که چگونه در اغلب موارد، احساس آزردگی از احساس از دست دادن چیزی برمی خیزد.

چهارمین طبقه، احساس خشم است. خشم نیز گستره ای وسیع دارد. بی قراری ملایم تا عصبانیت، برافروختگی، از کوره در رفتن و جوش آوردن همگی از خانواده ی خشم هستند.

پنجمین طبقه، احساس ناکامی است. در این طبقه احساساتی جای دارند که از ناتوانی در دست یافتن به هدف برمی خیزند.

ششمین طبقه احساس ناامیدی است؛ هرچه که در نتیجه ی برآورده نشدن انتظاری شما را بسیاری غمگین می کند و در شما احساس شکست خوردگی می آفریند.

هفت، احساس گناه. راه دیگر توصیف این احساس همان احساس پشیمانی است.

شماره ی هشت، احساس بی کفایتی. هرچه در شما احساس فرودستی یا بی ارزشی بیافریند در این طبقه جای می گیرد.

شماره ی نه، احساس درماندگی. هرگونه احساسی نظیر «در گل ماندن»، ناتوانی یا حتی افسردگی در این طبقه جای دارد. هر چه در شما این احساس را ایجاد می کند که گویی با موقعیتی فراتر از توان خود رو به رو هستید.

و سرانجام شماره ده، احساس تنهایی. هرچه در شما احساس بی کسی، دوری و جدا افتادگی ایجاد کند در این طبقه جای می گیرد.

پس ده طبقه ی عمده ی احساسات به قرار زیرند:

1. احساس ناراحتی

2. احساسات هم خانواده ی ترس

3. احساسات هم خانواده ی آزردگی

4. احساسات هم خانواده ی خشم

5. احساسات هم خانواده ی ناکامی

6. احساسات هم خانواده ی ناامیدی

7. احساسات هم خانواده ی گناه و پشیمانی

8. احساس بی کفایتی

9. احساس درماندگی

10. احساسات هم خانواده ی تنهایی

قبول دارم که این طبقه بندی بسیار عام است اما هدف من این است که به شما آموزش دهم هرکدام از این احساسات پیامی برای شما دارند؛ پیامی مبنی بر این که چیزی نیازمند تغییر است.

 

بیشتر بخوانید:

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی

تعریف شناخت درمانی و اصول آن

به کار گیری هوش اجتماعی در زندگی

تهیه کننده: محمدی

منبع: مدیریت احساسات-آتونی رابینز،نورمن کازینس

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: