حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت نهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت نهم)


پایگاه خبری حقوق نیوز

برای همه مادره برای من زن بابا

کسی که برای دیگران کارآمد و دلسوز و مهربان باشد و برای دوستان و بستگان نامهربان و بی تفاوت یا حتی بدخواه باشد.

برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند

به خاطر یک استثنا از قرار و قاعده مرسوم چشم نمی پوشند.

برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن

برای سودی مختصر باعث زیان و خسارت کلی شدن.

بر خوردن

قاطی و هم تراز شدن کسی با جمعی به طور تصادفی

برزخ شدن

دلتنگ و غمگین و کسل شدن.

برق از سر پریدن

از شنیدن خبری یا قیمتی که انتظار آن نمی رود متحیر و شکه شدن.

برگ سبزی است تحفه درویش

تعارف و تواضع در هنگام تقدیم پیشکشی.

برو کشکت را بساب

به دنبال کار خودت برو و به کار دیگران و در کاری که به تو مربوط نیست دخالت نکن.

بره کلاه بیاره، سر را با کلاه می آورد

کنایه از آتشی بودن و تندروی و شرارت شخص. رفتار افراطی و نامناسب در برخورد با موضوع یا شخصی.

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

برهنه و خوشحال

بی خیال، کسی که حتی در شدت فقر شاد و دور از غم باشد.

بز خر

کسی که جنسی را به زیر قیمت واقعی آن بخرد.

بزک نمیر بهار میاد، کمبزه با خیار میاد

حرف و وعده های سر خرمن و از سر باز کنک به کسی دادن.

بزن بر طبل بیعاری که آن هم عالمی دارد

در زندگی خود را به بی عاری، بی دردی و بی خیالی زدن.

بزنم به تخته

عقیده بر این است که هنگام تعریف از حسن کسی یا چیزی برای چشم نخوردن به تخته یا وسیله چوبی ضربه می زنند.

بسا کسان که به روز تو آرزومندند

اشاره به کسانی که از شرایط و وضعیت موجود خود ناراضی بوده و ناشکری و ناسپاسی می کنند، در حالی که خیلی ها به همان موقعیت حسرت برده و آرزو می کنند که به جای او باشند.

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

سفر و رنج سفر به انسان چیزهای مختلفی می آموزد و او را باتجربه و پخته می کند و تکرار این سفرها و تحمل سختی ها و افزایش دانسته ها کم کم انسان را به پختگی لازم می رساند.

بعد از سیری لقمه پنج سیری

نظیر: آدم سیر شصت لقمه می خوره.

بعد از نود و بوقی

پس از مدت زمانی بسیار طولانی.

بعد از یک عمر گدایی شب جمعه یادش رفته!

پس از چندین بار تکرار کاری و داشتن تجربه کافی مرکتب اشتباه شدن.

بفهمی نفهمی

حال بینابین و غیر قطعی برای هرچیزی.

بکشید و خوشگلم کنید

کسانی که برای زیبا تر شدن حاضرند هر رنج و درد جسمانی را تحمل کنند.

بگذارید خودم را جا کنم، آن وقت ببین چه ها کنم

عقیده کسی که در ابتدای کار برای رسیدن به هدف و پیشبرد کارش خود را خوب جلوه داده و سازگاری و حوصله داشته باشد و وقتی موقعیت خود را تثبیت کرد و بر اوضاع مسلط شد هر طور دلش خواست رفتار کند.

بگذار در کوزه آبش را بخور

نوشته، سند و یا هر چیز دیگری که بی ارزش و بی خاصیت و به درد نخور باشد.

بگیر ببند، بده دست پهلوون

کسی که وقتی همه کارها با کوشش و زحمت و هنر دیگری انجام شده آن را به نام خود تمام کند.

بلا نسبت

عبارتی که در پوزش خواهی از به زبان آوردن مطلبی زشت یا رکیک می گویند.

بل گرفتن

با رندی و زرنگی از فرصت غیر منتظره ای به سود خود استفاده کردن.

بلندگو قورت دادن

اشاره به صدای خیلی بلند و گوش خراش.

بند دل پاره شدن

یکباره و به شدت ترسیدن و وحشت کردن.

بند را آب دادن

لو دادن و از دست دادن چیزی. فاش شدن راز.

بو بردن

مطلع و با خبر شدن از چیز یا کاری مخفی.

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: