حقوق خبر

اختلال های رفتاری شخصیت مظفرالدین شاه (قسمت پایانی)

اختلال دیگری که‌ این‌ پادشاه‌ دچارش بود اعتیاد در خرید نام دارد‌. اعـتیاد‌ بـه خرید یا خرید افراطی از دهه 70 میلادی از نظر روانشناسان و جامعه‌ شناسان‌ بعنوان بیماری تـشخیص داده شـده‌ مـعمولاً‌ این افراد‌ سراغ‌ خریدن‌ کفش و پوشاک لوکس می روند

اختلال های رفتاری شخصیت مظفرالدین شاه (قسمت پایانی)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

وام دوم از روسیه

در سال 1320 قمری (1902 میلادی) مبلغ‌ ده‌ میلیون منات طلا(روبل) به وسیله‌ بانک استقراضی از روسیه‌ قرض‌ گـرفت.

پس‌ از‌ تحصیل وام دوم مظفرالدین شاه عازم مسافرت دوم فرنگ شد، و سرانجام روز هفدهم‌ فروردین‌ 1320ق(هفتم آوریل 1902) سفر‌ دوم‌ فرنگستان‌ آغاز شد. او‌ در‌ همه جا با همان‌ بـازیهای‌ کـودکانه و تفریحات و بازدید از اماکن تاریخی و کـارخانه ها و اسـتماع روضه خوانی سید حسین سرگرم بود‌.

در‌ مسافرت دوم شاه به اروپا – که‌ تقریباً‌ همه اش‌ در‌ منطقه‌ آبهای معدنی کنترکسویل contrexeville (نقطه ییلاقی در فرانسه )که پزشکان اروپایی بـرای مـعالجه ناراحتی‌های کبدیش‌ تجویز‌ کـرده بـودند سپری شد. خوشبختانه اشکالات‌ و مسائل‌ بغرنجی‌ از‌ آن‌ گونه که استراحت‌ و آرامش‌ فکری او را در انگلستان به هم زده بود پیش نیامد و قسمت عمده این سفر را‌ در‌ مناطق‌ آب معدنی و ییلاق اروپایی به سربرد و خود‌ را‌ بـا‌ تـفریحات‌ مخصوص‌ این‌ قبیل جاها، تیراندازی در سالن های مخصوص این کار، تماشای رقص ها و نمایش های خنده دار، کف زدن برای بازیگران و زن های خوشگلی که این گونه صحنه‌ ها را اداره می کردند، سرگرم کـرد.

سفر سـوم شاه به اروپا

مظفرالدین شاه، پس از بازگشت از سفر دوم اروپا، در اندیشه سفر سوم بود‌، او‌ جداً از عین الدوله فراهم آوردن امکانات این سفر را خـواستار شد ، در حالی که دربار و دولت در افلاس بودند و استقراض خارجی هم دیگر فـراهم نـمی‌گردید. او بـه علت‌ ابتلای‌ به بیماری و یا بر اثر وحشت و نگرانی که از جنبش ها و نهضت فکری عصر خود داشـت، ‌ ‌دور بـودن از کشور را که هم‌ متضمن‌ امنیت شخص او و هم وسیله‌ سرگرمی‌ و تفریح و استراحت بود بـر تـوقف در ایـران ترجیح می داد و به همین جهت بار دیگر در صدد مسافرت به اروپا بر آمد.

عین الدوله پس از‌ گـفت‌وگوی‌ با شاه و جلب موافقت او برای تدارک هزینه سفر سوم شاه و نیز برای تـأمین کسر هزینه دربار و دولت، فـروش مـشاغل دولتی و باجگیری از حکام و صاحبان مقام را شدت بخشید و نیز‌ برای‌ مصارف دربار و دولت، در دی ماه 1322ق ، شاه هفتصد هزار تومان و عین الدوله دویست هزار تومان از بانک انگلیس وام گرفتند. این وام را عین الدوله‌ برای‌ دولت گرفت‌ و به مصرف هـزینه های دولت و دربار رسید ولی بعداً پرداخت این وام سنگین بر خود او تحمیل‌ شد و مقداری از اموال و املاک خود را برای تأدیه آن وام‌ فروخت‌، چندی‌ پس از استقرار مشروطه هم مدتی نخست وزیر شد.

قهرمان میرزا قاجار(عـین السـلطنه) درباره مظفرالدین شاه ‌‌چنین‌ نوشته است:

مظفرالدین شاه خیلی جبون و ترسو بود. در فرنگستان که رفته بود‌ هر‌ چه‌ می‌دید، خواه خوب ، خواه بد، هر قدر ممکن بود می‌خرید یا سـفارش مـی‌داد، آن همه‌ پول که در سفر فرنگستان خرید کرد چه شد؟ نصف بارهای خرید را به‌ او گفتند در دریا‌ غرق‌ شده یا مفقود شده، مقداری را هم مباشرین او به خانه های خود بردند. دندان های جـلو شـاه افتاده بود و با آن که سالی سه چهار هزار تومان مواجب دندان ساز‌ اختصاصی را می‌دادFootNote No="115" Text="- دکتر اشکوتپ دندان ساز اختصاصی مظفرالدین شاه و خانواده سلطنتی ، آلمانی بود. دندان نگذاشت، ناخنش هـمیشه بـلند بـود با آن که سیصد جفت دسـتکش از‌ خـمسه‌ و هـزار زوج دستکش از کردستان و چهارصد زوج دستکش از گروس خواسته بود ، دستکش دست نمی‌کرد و دستش از سرما و گرمای شکارگاه پوسته پوسته بود. سبیلش بی نهایت بـلند و کـلفت بـود.

برای هر کلمه حرف دوازده قسم می خـورد، اسـم هیچ جا و مکانی در یادش نمی ماند، تا فرنگستان نرفته تمام صحبش از تبریز و شکارگاه تبریز و مراغه بود ، پس از‌ رفتن‌ فرنگستان صـحبتش از آن جـا بـود بدون آن که اسامی محل ها به یادش باشد. او مـتهور بیجا، خسیس بی اندازه در مورد لزوم و در‌ غیر‌ لزوم‌ بذال بی نهایت بود .

سر‌ سفره‌ مظفرالدین‌ شاه هم چون نـوکرهایش از او رعـبی نـداشتند زیاد حرف می زدند، کفش مردم را هم بیشتر سرقت می‌کردند، چـنان کـه‌ در‌ یک‌ عید نوروز بیشتر مهمانان پای بی کفش از‌ کاخ‌ گلستان خارج شدند.

عین السلطنه در روزنامه خـاطراتش دربـاره او مـی نویسد:

افسوس می خوردم‌ که‌ از‌ چند سال به آخر عمر مظفرالدین شـاه روزنـامه( خـاطرات) ننوشته‌ ام، زیرا احوالات و کارهای او حقیقتاً نوشتنی و خنده دار بود ، درست سیصد کرور از مالیات و قرض خـارجه ، یـکی‌ دو‌ کـرور‌ طلا و جواهر و یکی دو کرور از تقدیمات و تعارفات ( سوای املاک زیاد‌ که‌ بخشید) در یازده سال سـلطنت

خـود تلف کرد و آخر عمرش برای دو تومان پول که خروس‌ گرفته‌ بدهد‌ صدق الملک اخـته کـند، یـا بوقلمون خریده روزی یک دانه گردو بدهد‌ تا‌ به‌ چهل عدد برسد، لنگ بود .هـر گـیلاس آب معدنی «کنترکسویل» برای ملت ایران کرورها‌ تمام‌ شد‌.

آخر هم کورکورانه از روی فهم و دانـایی ایـن هـنگامه را برپا کرد( هنگامه مشروطه‌ و فرمان‌ مشروطه) فعلاً او را مثل مرحوم شاه عباس جنت مکان می‌دانند، امـا عـاقلان‌ می‌دانند‌ که‌ او چه تخمی کاشت. در سه سفر فرنگ به‌ قـدری‌ اسـباب از فـرنگستان آورد که اگر دولت ایران پایدار باشد، صد سال دیگر‌ قرض‌ آن‌ داده نمی‌شود، اما بیشتر بارهای وسـایل خـریداری شـده را همان طور بسته و باز نکرده بردند‌، آن‌ چه را هم باز کرد در یـک دقـیقه یغما شد و هر کس‌ در‌ آن‌ جا حاضر بود چیزی برداشت و فرار کرد، صندوق خالی باقی مـی مـاند و قهقهه اعلی حضرت‌ شهریاری‌، وقتی‌ اظهار التفاتی می‌کرد یک دفعه یک دسـت لبـاس، کلاه و کفش می‌داد اما‌ وقت‌ دیگر ده شـاهی را بـه جـان کندن از او می‌گرفتند ، هر کس هم وارد خلوت او‌ مـی‌شد‌، مـثل کسی که داخل انجمن فراموشخانه شود، با بعضی شرایط بود.

عـبدالله مـستوفی که در‌ سفر‌ دوم‌ مظفرالدین شـاه هـنگام ورود او به اسـتامبول‌ در‌ تـشریفات ویـژه حضور داشته، چنین نوشته است.

روزی کـه قـرار بود رجال عثمانی‌ شرفیاب‌ شوند، یکی از پیشخدمتهای درباری‌ یک‌ اسباب بازی‌ کـه‌ آدمـک‌ بود، در فاصله هر پذیرایی در‌ جلو‌ شـاه بر زمین می‌انداخت ، آن آدمـک جـست و خیز می‌نمود و شاه مثل بـچه‌ هـا‌ تماشا می‌کرد او مثل بچه ها‌ هر چه می‌دید دلش‌ می‌خواست‌ . خوش باور بـود و بـه تعبیر‌ خواب‌ اعتقاد داشت.

پروفـسور ادوارد بـراون، دانشمند شرق شـناس و ایـران‌ شناس‌ انگلیسی درباره مـظفرالدین شـاه نوشته‌ است‌ : شاه‌ ایران شخصی ضعیف‌ المزاج‌ ، افسرده ، سست عنصر ، بی‌ اراده‌ ، خوش بـاور و فـاقد اعتماد به نفس ، ولخرج و بی اطـلاع از سـیاست و آلت دست دربـاریان‌ و تـماشاگر‌ شـیدای تعزیه ها و عزاداری هـای ماه‌ محرم‌ و نیز اهل‌ تفریح‌ و هوس‌ و یک شکارچی و تیرانداز ماهر‌ بود.

مظفرالدین شاه در دوران پادشـاهی خـود، با آن که همیشه گرفتار‌ وام‌خواهی‌ و کـسربودجه و نـیازهای بـسیار بـود ولی بـرای‌ ارضای‌ خواسته‌های‌ رؤیـایی‌ و کـودکانه‌ خویش، شماری پزشک‌، دارو‌ ساز، مهندس ساختمان، راننده،باغبان و آشپز خارجی با قراردادهای ویژه برای خود اسـتخدام مـی‌کرد و بـه هر‌ یک‌ از‌ آنان حقوق کافی می‌داد و خـانه بـرای سـکونت‌ و نـیز‌ اسـب‌ و نـوکر‌ در‌ اختیارشان‌ می‌گذاشت.

خریدهای مظفرالدین شاه

مظفرالدین شاه در مسافرتهای خارج، به خصوص در مسافرت اول و دوم، با پولهایی که از طریق وام های خارجی و داخلی به‌ دست آورده بود، به جای آن که پول هـا را صرف عمران و آبادی و رفع مشکلات محرومان کند، مقدار بسیار وسایل مختلف و غیر لازم خریداری نمود که ضرورت نداشت و بیشتر آن خریدها‌ بر‌ پایه خواستهای کودکانه خود او بود.

لیستی از خریدها:

1-خرید لوازم لوکس .

2-چـهار دسـتگاه تلفن زیمنس از آلمان.

3-ماشین یخ سازی از روسیه .

4-ماشین جوجه کشی از روسیه و...

خرید‌ پرندگان‌ و حیوانات

1-یک صد طوطی با بهای دویست هزار تومان از پاریس .

2--پنجاه سگ با بهای یک صـد هـزار تومان از لندن .

3-یک جفت‌ توله‌ سگ نر و ماده از اتریش‌.

4-ششصد‌ و پنجاه اسب کالسکه از روسیه .

5-دو جفت گوسفند نر و ماده از مصر و...

خرید درخت و گل و گـیاه

1-چـندین صد درخت میوه و درخت زیـبای سـایه دار‌ از‌ هلند بیشتر از درخت ها پیش از آن که به ایران برسند خشکیده شده بود ، بعضاًدر باغ فرح آباد و دارآباد کاشته شدند.

2-تخم پیاز و نارنج از هلند.

3-سـنبل هـلندی از هلند‌ .

4-یک‌ صد تـن خـاک از هلند برای کاشتن و پرورش سنبل ها و....

بدهکاری های مظفرالدین شاه

مظفرالدین شاه برای ارضای خواسته‌های بی‌حساب و کودکانه خود، سخت به اسراف و تبذیر‌ یا‌ ولخرجی عادت‌ داشت و چون درآمد درباری او و پیـشکشی هـایی که حکام و صاحبان مشاغل مهم برای گرفتن شغل و لقب به‌ او می‌‌دادند، هزینه ولخرجی‌ها و زیاده روی‌های او را تأمین نمی‌کرد، گاهی‌ به‌ وام‌ خواهی روی می‌آورد و چون با وام‌خواهی هم هزینه ولخرجی‌های او تأمین نـمی‌شد گـاهی در پرداخت بـدهی‌های مسلم ‌‌خود‌ به اشخاص یا پزشکها یا هتل‌های خارج طفره می‌رفت و برای خود مشکل می‌آفرید‌، اینک‌ در‌ ایـن بخش شماری از بدهکاری‌های او را که با اسناد مشخص و معلوم در آرشیوها به‌ جـای مـاند، یـا در مأخذ مختلف ثبت شده است، در این جا یاد‌ می‌کنیم، شاید او بدهکاری‌های‌ دیگر‌ هم داشته است که در جـایی ‌ ‌ثـبت نشده باشد، اینک فهرست شماری از بدهکاری‌های او.

1-بدهکاری به بانک روس، کودک سالخورده در همان مـاه هـای آغـاز پادشاهی خود علاوه بر مصرف‌ ذخیره هی پولی پدرش ، مبلغی در حدود یک کرور تومان از بانک روس برای کـوتاه مدت شخصاً وام گرفت.

2-بدهکاری به بانک انگلیس، شاه در 1320ق(1902) دویست هزار لیره با‌ امـضای‌ خود از بانک انگلیس ( بـانک شـاهنشاهی ایران و انگلیس) برای مدت یک سال وام گرفت.

3-بدهکاری به معمار فرانسوی، در 1900م(1317ق)که از پرداخت آن بدهی خودداری نمود و سرانجام «فیلیپ‌ ریات‌» در اوت 1903م(شهریور1321ق) به دادگاه بین المللی لاهه شکایت کرد و مظفرالدین شاه کودک سـالخورده محکوم به پرداخت آن بدهی شد.

4-بدهکاری‌ به‌ مخابرات پاریس، مظفرالدین شاه در سفر اول پاریس و در مدت بیش از دو هفته اقامت در آن جا ، بابت تلفنهایی که به سفارتخانه‌های ایران در کشورهای مختلف کـرده بـود‌، دوازده‌ هزار‌ فرانک به مخابرات پاریس بدهکار‌ بود‌.

5-بدهکاری‌ به عکاسی پاریس، در سفراول مظفرالدین شاه به پاریس «مکنستین» عکاس معروف پاریس به خواهش او در هتل و در مراسم مختلف‌ از‌ او‌ و همراهان عکس های بـسیار گـرفت ولی پول به‌ او‌ داده نشد.

6-بدهکاری به هتل کنترکسویل ، مظفرالدین شاه در سفر دوم فرنگستان در هنگام اقامت در فرانسه بیش از‌ ده‌ روز‌ برای آب درمانی و نوشیدن انواع آبهای معدنی در یک هتل‌ در شهر ییلاقی «کنترکسویل»اقامت داشت ولی در هـنگام تـرک آن شهر تصفیه حساب هتل را به بعد‌ موکول‌ نمود‌ و این تصفیه حساب معوق ماند.

7-بدهکاری به اداره پخش مطبوعات پاریس‌.

8-بدهکاری‌ به دکتر آلمانی، «دکتر اشتومپ»دکتر دندان از آلمان که در بـیمارستان دولتـی تـهران نیز اشتغال‌ داشت‌.

بـه جـز بـدهکاری های شخصی مظفرالدین شاه دولت ایران در‌ زمان‌ او‌ و به دستور او چندین وام خارجی دریافت کرده بود که بیشتر صرف مسافرت ها‌ و خریدها‌ و هوا‌ و هـوس هـای کـودکانه او و اطرافیانش شد و هنگامی که او درگذشت آن وام ها برجای‌ مـانده‌ بـود.مجموع وام های ایران که از سال های پیش تاکنون برجای مانده‌ شامل‌ این‌ ارقام می باشد.

جمع‌ کل‌ بدهی‌ ایران، پنج میلیون و چهارصد وهفتاد هزار لیره و هرگاه خـسارات مـالی اتـباع انگلیس و روس هم به‌ این‌ مبلغ افزوده شود مجموع وام ایران به دو دولت پنـج مـیلیون و هفتصد‌ و هفتاد‌ هزار‌ لیره خواهد بود و محل تضمین پرداخت این وام ها فقط گمرک ایران است کـه در‌ سـال‌ هـای‌ اخیر درآمد آن در حدود پانصد هزار تومان بوده است که قسمتی‌ از‌ بودجه دولت ایـران مـخصوصاً حـقوق و هزینه های نمایندگان سیاسی ایران در خارج از آن محل تأمین‌ می‌ شود نقل از یادداشت های مـیرزا تـقی خـان‌ مستشار‌ اعظم..

اختلال دیگری که‌ این‌ پادشاه‌ دچارش بود اعتیاد در خرید نام دارد‌. اعـتیاد‌ بـه خرید یا خرید افراطی از دهه 70 میلادی از نظر روانشناسان و جامعه‌ شناسان‌ بعنوان بیماری تـشخیص داده شـده‌ مـعمولاً‌ این افراد‌ سراغ‌ خریدن‌ کفش و پوشاک لوکس می روند.

اختلال های رفتاری شخصیت مظفرالدین شاه (قسمت پایانی)
 

کارهای‌ کودکانه‌

1-در جلو اطرافیان انـار را کـه سوراخ کرده بود در دست داشت‌، سوراخ‌ انار را جلو دهان خود می‌گرفت‌ و انار را فـشار مـی‌ داد‌ و آب آن را مـی مکید‌.

2-در‌ مراسم رسمی و غیر رسمی قلیان می‌کشید و دود آن را به هوا پخش می‌کرد‌، او‌ صدای قلیان را دوست داشـت‌.

3-نـیم‌ پولی‌ سیاه(سکه بسیار‌ کوچک‌)و دو شاهی (سکه کوچک‌)را‌ به هوا می‌انداخت و بـا سـرعت بـا تفنگ خود گلوله خالی می‌کرد و سکه ها را‌ می‌ زد.

4-برای هر کار و به خصوص‌ برای‌ خـوردن دوا‌ اسـتخاره‌ مـی‌کرد‌.

5-چند دلقک مخصوص داشت‌ که در ساعات مخصوص آنها را به حضور می خـواست.

6-گـاهی در باغ دوشان تپه‌ برای‌ خروس بازی و بوقلمون بازی می‌رفت و قریب‌ یک‌ ساعت‌ در‌ آن‌ جا مشغول بـازی‌ بـا‌ بوقلمونها و خروسها بود.

7-در مرکز اصطبل سلطنتی در فرح اباد، به جز اسب هـای مـمتاز سواری‌ و اسب‌ های‌ کالسکه ها و درشکه هـای سـلطنتی ، در یـک‌ اصطبل‌ دیگر‌ چندین‌ الاغ‌ هم‌ نگهداری مـی شـد نقل از یادداشت های میرزا تقی خان مستشار اعظم.

او بذل و بخشش های کـودکانه تـری هم داشت‌ که چند مـورد آن ذیـلاً نقل مـی شـود.

1-در تـهران برای کسی که چند خروس را بـه دسـتور او و برای او اخته کرده بود، یک صد تومان انعام داد، یک صد‌ تومان‌ در آن زمـان رقـم بزرگی بود.

2-در سفر اروپا در اتریش به«کـلیشر» روزنامه نگار اتریشی بـرای آن کـه از رفتارهای او انتقاد نکند، هفتاد هـزار فـرانک پرداخت نمود‌.

3-به‌ کسی که در پاریس یک کبوتر برای او آورده بود یک صد و بـیست و پنـج فرانک انعام داد و کبوتر را هم بـه هـوا پرواز‌ داد‌.

4-بـه کارگری که در «کـنترکسویل‌» فـرانسه‌ در تیراندازی با او همبازی شـده بـود ، چند صد فرانک انعام داد و...

خشونت ها و خست های بیجا

1-القاب در دوران قاجاریه‌ با‌ گـرفتن پیـشکشی و گاهی بدون‌ گرفتن‌ پیشکشی از سوی شـاه بـه اشخاص داده مـی‌شد ولی در زمـان مـظفرالدین شاه دادن لقب بدون دریـافت پیشکشی موقوف شد.

2-هرگاه یکی از نزدیکان شاه که چندان مورد مهر او‌ نبود‌، در فشار مالی واقـع مـی‌شد و به شاه نامه می‌نوشت یا پیـغام مـی‌داد و درخـواست مـساعدت مـی‌نمود، شاه جواب مـی‌داد، پول نـداریم به گفته وثوق خلوت پیش خدمت‌ مخصوص‌ مظفرالدین شاه‌.

3-کمپانی گرامافون یک صفحه گرامافون را که صـدای شـاه بـر روی آن ضبط شده بود، توسط ممتازالملک‌ سفیر ایـران در آمـریکا بـرای شـاه فـرستاد و در اوقـات پایانی زندگی‌ او‌ که‌ سخت بیمار بود، آن صفحه گرامافون به تهران رسید، شاه در حالت بیماری شدید صدای خود را ‌‌شنید‌ و گریه کرد.

نتیجه‌ گیری

مظفرالدین شاه در دورانی به پادشاهی رسید که جهان در حال تغییر و تحول اساسی بود در ایران نابسامانی ها و تحولات مشروطه و در جهان نیز تحولات در همه‌ی زمینه های اجتماعی‌، اقـتصادی و... صـورت می‌گرفت. اما او در دنیای دیگر سیر می‌کرد و اوضاع زمان و تحولاتش را درک نمی‌کرد. تربیت و شخصیت هر انسانی متأثر از ژن های به ارث رسیده و تربیت محیط رشد یافته در‌ دوران هـای اولیه زندگیش است.

باتوجه بـه مـنابع موجود، به نظر می‌رسد وی دارای مشکلات شخصیتی زیر بوده باشد:

1-اختلال شخصیت نیکتوفوبیا یا هراس از تاریکی: که علائمی مانند تپش قلب‌،تنگی‌ نفس،خشکی دهـان،لرزش بـدن، احساس خفگی و...که بـرای مـقابله با آن شبها با چلچراغهای مشعشع و رنگین روشن می‌خوابید و همیشه یک هفت تیر پر در جیبش داشت.

2- اختلال شخصیت‌ مرزی‌ با نشانه های زیر:

مشکل همدلی: آنجا که مردم در نابسامانی و ناامنی بودند بـودند امـا او به فکر مسافرت و گردش بود.

اجتناب از فکر کردن به آینده: او به‌ عنوان‌ فرد‌ اول مملکت نقشه ای برای‌ بهبود‌ وضع‌ کشور نداشت.

روابط آشفته: در دوران ولی عهدی باکسانی حشر و نشر داشت که کمکی بـه بـهتر شدن او نـداشتند.

اعتماد به‌ نفس‌ پایین‌: او به شدت متزلزل و به شدت به تمجید‌ و تایید‌ دیگران تکیه داشت و در پس آن یک حـس حقارت و نقص داشت.

نوسانات خلقی مکرر: او به دلایل بی‌اهمیت به‌ شـدت‌ بـرافروخته‌ مـی‌شد

ناتوانی در کنترل اعمال: او در بعضی مورد حرکاتی‌ انجام می‌داد که بسیار بی پروا و نسنجیده بود و ذهن نامتعادلی داشت.

3- فـوبیا ‌ ‌یـا هراس بیمارگونه و غیر منطقی دچار‌ بود‌ آنجا‌ که در موقع رعد و برق، تگرگ، طـوفان یـا بـاران شدید زیر‌ عبا‌ سید بحرینی مخفی می شد تا نجات پیدا کند.

4- اختلال دیگر اعـتیاد در خرید یا خرید‌ افراطی‌ به‌ مقدار زیاد لوازمی که اصلا از آنها استفاده نـمی‌کرد و صرفا برای علاقه‌ مـی‌خرید‌.

در پایـان‌ می‌توان گفت که مظفرالدین شاه به عنوان فرد اول مملکت به دلیل مشکلات شخصیتی‌ و رفتاری‌ که‌ درگیرش بود نتوانست زیرکانه و با تدبیر رفتار کند. و تمامی آنچه در زمان زندگانی و پس‌ از‌ مرگش بر اوضـاع سیاسی و اقتصادی کشور مستولی گشت دلیل بر اثبات این مدعی‌ می‌توان‌ دانست‌.

بیشتر بخوانید:

اختلال های رفتاری شخصیت مظفرالدین شاه(قسمتهای دیگر)

 

منبع: بررسی اختلال‌های رفتاری شخصیت مظفرالدین شاه -سیما سلحشور - تاریخ روایی - شماره 12 - بهار 1398

پایگاه خبری حقوق نیوز- تایخ و تمدن



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: