حقوق خبر
فره ایزدی

دگردیسی های فره ایزدی تا صفویه (قسمت پایانی)

بررسي‌ دگرديسي هاي فره ايزدي، نشان دهنده نوعي نظم و الگو بـرمبناي اصـل بـازگشت به مبدأ و آغازگاه است. اين‌ بررسي‌ نشان‌ مي دهد که يکي از پيش زمينه ها‌ و سرچشمه‌ هاي‌ مبحث‌ ولايت‌ عـارفانه‌، ‌ ‌فـرهنگ ايراني، است

دگردیسهای فره ایزدی تا صفویه (قسمت پایانی)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

شکل گيريی و رواج نظريۀ ولايت عارفانه‌

هرچند پيش از حکيم ترمذي، صوفيان نخستين نظير ابراهيم ادهم و بـايزيد بـسطامي–که اين دو نـيز‌ پرورش‌ يافتۀ خراسان بزرگ بودند- درباره ولايت‌، بحث‌ کرده‌ بودند‌؛ اما‌ حـکيم تـرمذي (و: ربـع‌ اول‌ سده سوم هجري ف : حدود ٢٩٥ تا ٣٠٠ ه .ق ) اين مفهوم را در قالب نظريه اي نسبتا کامل‌ و منسجم‌ درآورد.‌ در‌ زمـان‌ حکيم‌ ترمذي‌، مباحث‌ فراواني پيرامون ولايت و حدود و ثغور آن، در ميان عارفان خراسان بزرگ، رواج داشت و از جمله پرسـش هاي شـاگردان ترمذي نيز همين مباحث بود و حکيم ترمذي، کتاب سيره الاوليا‌ و نظريات خود را در پاسخ مـريدان و رد نـظرات مـخالفان تأليف کرده است. از اين رو مي توان گفت که ثمرات فکري ترمذي، حاصل محيط فکري مـمتاز او يعـني خراسان بزرگ بوده است‌ و خراسان‌ نيز متأثر از پيشينۀ فرهنگي و انديشه هاي ايران باستان و حـکمت خـسرواني بـود. در کشف المحجوب از مکتبي نام برده شده که اعضاي آن خود را حکيميان مي خوانند و بنيانگذار آن‌ را‌ ترمذي مـي دانند. البته منظور از حکيم در اينجا همان عارف الهي و خداگونه است که تـعبير ديگـري از ولي بـه حساب‌ مي آيد‌. «خود ترمذي نيز در برخي‌ موارد‌ عارف و حکيم را هم عرض يکديگر بکار برده اسـت و حـکيم بـه نزد او معناي عارف متاله است ». پرسشي که‌ در‌ اينجا بـه ذهـن متبادر‌ مي شود‌ آن است که آيا اين حکيم الهي ترمذي، شکل اوليه و ابتدايي نظريات مشهور امام متأله محمد غزالي و حـکيم مـتأله سهروردي نيست ؟ خط سيري که اين تحقيق از ترمذي تا غزالي‌ و سهروردي‌، درباره چـگونگي سـير نظريات ترمذي ترسيم مي کند؛ پاسخ اين پرسش را مـثبت مـي داند و اثـرپذيري غزالي و سهروردي از نظريات ترمذي را تأييد مي کند.

زنـجيره مـروجين ولايت عارفانه از ترمذی تا سهروردی

ثمرات‌ فکري ترمذي‌ در آثار و افکار مختلف به صورت مـستقيم و يا غـيرمستقيم اثر گذارده، پس از جرح و تعديل بـه شـکل هاي‌ مختلفي جـلوه گـر مـي شود که نقطۀ اوج آن را در شطحيات‌ حلاج‌ (م ٣٠٩‌) مي توان مـشاهده نـمود. «درون مايه هاي خاصي را که ترمذي به آنها مي پردازد مي توان در انديشه هاي‌ ... ‌‌حـلاج‌ ...يافـت ».

سرگذشت غـم انگيز حلاج‌ خود‌ بـاعث‌ تـوجه بيشتر به افکار او مي گردد و بـسياري نـيز به ترويج انديشه هاي او مي پردازند. سرحلقۀ‌ زنجيره مروج تفکر حلاجي در خراسان، صوفي بـزرگي بـه نام ابوالقاسم کرکاني(م ٤٥٠‌) است کـه شـاگرد نـامداري‌ به‌ نام ابـوعلي فـارمدي(م ٤٧٧) دارد. بوعلي در طريقت به دوسـوي، يکـي ابوالقاسم کرکاني(م ٤٥٠)-که پس از مدتي با دختر کرکاني ازدواج نموده، داماد او نيز شد- و ديگري شيخ ابـوالحسن خـرقاني‌(م : ٤٢٥ ) انتساب دارد. طبق روايات صوفيه، فارمدي مقلد ابـوالحسن خـرقاني بود .

فـارمدي مـعاصر شـيخ ابو سعيد ابوالخير بـود و در مجلس درس وي نيز حاضر مي شد. همين ابوعلي فارمدي راهنما و مراد امام‌ محمد‌ غزالي (م ٥٠٥) در تصوف بود و در جـهت دهـي به شخصيت عرفاني او نقش بسيار مـؤثري داشـت و در حـقيقت شـيخ طـريقت امام محمد غـزالي بـود و غزالي نيز در تأليفاتش از او‌ نام‌ مي برد و مي گويد که من طريقۀ تصوف را از ابوعلي فارمدي اخذ کرده ام و در عبادت و ذکـر، دسـتورهاي او را کـار بستم تا از عقبه ها گذشتم و مشقتها بـردم و بـر‌ آنـچه‌ مـيخواستم، دسـت يافـتم. تعاليم ترمذي پس از طي فراز و نشيب فراوان به امام محمد غزالي رسيد و او در تأليفاتش بخصوص در تدوين بخش هاي مهمي از‌ احياء‌ علوم‌ الدين از آثار و افکار ترمذي‌ بهره‌ هاي‌ فراوان بـرد. غزالي در اين اثر، به نظرگاه هاي مختلف متصوفه مي پردازد و در جهت اثبات توافق آن‌ با‌ شريعت‌ تلاش مي نمايد. کتاب احياء علوم الدين و کيمياي سعادت‌ ازجمله‌ کتاب هاي تعليمي صوفيه و نافذ در عالم اسلامي بـوده اسـت. کار سترگ غزالي در توفيق ميان شريعت و طريقت را بعدها‌ شيخ‌ شهاب‌ الدين يحيي سهروردي، معروف به شيخ اشراق (متوفي ٥٨٧ ق )، از‌ طريق رساله ها و کتاب هاي فارسي و عربي خود، دنبال کرد. غزالي رساله اي مـهم بـه نام مشکوه الانوار دارد‌ که‌ درآن‌ به شرح نورالانوار، مراتب انوار و... مي پردازد و در پايان رساله از «مطاع» سخن‌ به ميان مي آورد که شايد تعبير ديگري از قطب يا امـام مـتأله باشد.

«مي توان گفت که‌ طـرح‌ کـلي‌ و خطوط اصلي انديشۀ سهروردي نيز در کتاب حکمـه الاشراق همان مسائلي است‌ که‌ غزالي‌ در مشکوه الانوار به اجمال مطرح کرده است». بنابراين سـهروردي مـتأثر از غزالي است و کتاب مشکوه الانوار غزالي که تفسير سورة نور‌ است‌؛ به شدت در نظام فلسفي سهروردي مؤثر واقع شده است. باوجود اينکه يکي‌ از‌ منابع‌ افکار سهروردي رسالۀ مشکوه الانوار غـزالي بـود، و با وجود شهرت فراگير غزالي در زمان‌ سهروردي‌، در کتابهاي سهروردي هيچ نامي از غزالي و آثار او برده نمي شود، بگونه اي‌ که‌ اين‌ تصور پيش مي آيد که سهروردي، غزالي را نمي شناسد و هيچ توجهي به آثار او ندارد؛ امـا‌ حـقيقت‌ آن است کـه سهروردي با دو واسطه شاگرد امام محمد غزالي است‌ و غزالي، حلقۀ واسطه و نقطۀ پيوند مـيان انديشه هاي ترمذي و سهروردي است. باين ترتيب‌ که‌ شيخ‌ اشراق، شـاگرد مـجدالدين جـيلي (متوفي حدود سال ٥٥٠ هجري) است و حکمت و اصول‌ فقه‌ را نزد او مي آموزد و مجدالدين جيلي از شاگردان امام محمدبن يحيي بن ابـي منصور ‌ ‌نـيشابوري و اين امام يحيي‌ از‌ شاگردان برجسته و مشهور امام محمد غزالي است. با توجه به آنـکه ابـوعلي‌ فـارمدي‌، راهنما و مراد امام محمد غزالي در تصوف‌ بوده‌ و اين‌ جمله که «بيشتر چيزها که حواس تـو‌ مشاهدة‌ آن مي کند همه از آواز پر جبرئيل است»؛ سخن او بوده اسـت‌؛ و با‌ عنايت به‌ اين‌ نـکته‌ که سهروردي نيز با دو واسطه‌ شاگرد‌ امام محمد غزالي است؛ بنابراين اشارة سهروردي مبني بر اينکه رسالۀ آواز‌ پر‌ جبرئيل را در دفاع از سخن‌ ابوعلي فارمدي، تصنيف کرده‌ است‌؛ در ارتباط با‌ همين‌ خط سـير انديشه، معني و مفهوم واقعي خود را باز مي يابد. با توجه به‌ خط‌ سير ترسيم شده، ارتباط ميان‌ انديشه‌ هاي‌ عارفانۀ سهروردي با‌ تفکرات‌ بايزيد و حلاج و خرقاني يعني‌ وارثان‌ معنوي خميرة خسرواني حـکمت اشـراق مشخص و روشن مي شود و سخنان سهروردي مبني بر اينکه احياکننده‌ و ادامه‌ دهندة حکمت نوري حکيمان فهلوي است‌؛ معني‌ و مفهوم پيدا‌ مي کند.‌

دگرديسي‌ در راستاي اصل بازگشت‌ به مبدأ

دگرديسي ولايت عارفانه به نظريۀ حـکيمان مـتأله

سهروردي(و: ٥٤٩ق .- ف : ٥٨٧ق) با تأثر از‌ نظريه‌ هاي ولايت عارفانه و امام متأله غزالي‌، نظريۀ‌ حکيمان‌ متأله‌ يا‌ حکيمان حاکم را‌ مطرح‌ مي نمايد. او با تلفيق اشراق، شهود معنوي و محتواي حکومتي در وجود قطب، به مبدأ اين نگرش‌ يعـني‌ گـفتمان‌ فرة ايزدي بازگشت. سهروردي، از رهبر معنوي‌ جامعه‌ به‌ قطب‌ يا‌ «حکيم‌ متأله » تعبير مي کند. از ديدگاه سهروردي، آنگاه که انسان از فيض خره برخوردار گـردد؛ مـي تواند حـکيمي کامل شود و خلافت الهي بيابد. «هرکه حکمت بـداند... بـه کمال رسد‌». سهروردي در پايان کتاب مطارحات، سلوک حکيمان متأله را سلوک در مراتب انوار مي داند و تأکيد مي کند کـه نـور مـدار‌ لذت‌ روحاني است. «فاللذه الروحانيـه دايره‌ مع‌ النور».

در نظر سهروردي سالکان به نهايت رسيده از نور طامس بهره مندند. «اما اصحاب السلوک فانهم جربوا في انفسهم انـوارا‌ و بـه فناي در‌ فنا‌ يعني بي خبري از فنا رسيده اند. «اما اين فنا...چهرة ديگـر آن بـقا است و برخورداري از فر نوراني وخــره کياني؛ و چنين کسي همان است که صوفيه قطبش مي خوانند و هدايت و ولايتـ‌ را‌ از آن او مـي دانند.

گفتني است که سهروردي، به اثرپذيري خـود از نـظريۀ ولايت تـرمذي و نظريۀ قطب يا امام متأله غزالي و رسالۀ‌ مشکوه‌ الانوار او‌ اشاره اي نکرده است. با وجود اين سـهروردي در پاسـخ بـه اينکه حکمت خسرواني چگونه به دورة‌ اسلامي راه يافته و توسط چه کساني طي طريق نموده و تـا زمـان‌ او‌ به‌ حيات خود ادامه داده است؛ مي گويد: «و اما خميره الخسروانيين في السلوک، فهي نـازلـه الي سـيار بـسطام ، ومن ‌‌بعده‌ الي فتي بيضا و من بعدهم الي سيار آمل و خرقان ». به اين ترتيب سهروردي، اين چهار عارف بزرگ مکتب خراسان ، سيار بسطام‌ (بايزيد بـسطامي)، جـوانمرد بـيضا (منصور حلاج )، سيار آمل (ابوالعباس قصاب آملي) و سيار خرقان‌ (ابوالحسن خرقاني) را حاملان‌ و ادامه‌ دهندگان حـکمت خـسرواني پس از اسلام مي داند. اين نگاه سهروردي، باعث گرديده است تا بيشتر پژوهشگران امروزي نـيز، در مـورد چـگونگي حفظ و انتقال اين مسلک، با سهروردي هم رأي شوند و تصوف‌ ايراني را بستر حفظ و انتقال آن به حساب آورنـد. «تـنها نـظري که راه به جايي مي برد همان است که يادگار [حکمت ] خسرواني را در مسلک تـصوف [و عـرفان ] ايراني جستجوکنيم ». با پذيرش اين نکته که حکمت خسرواني از طريق تصوف تا زمان سهروردي طي طـريق نـموده است و با توجه به نقش پررنگ ترمذي و نظريۀ ولايت عارفانۀ او در‌ تصوف‌ و نيز بـا در نـظر گرفتن اين نکته که ترمذي در تدوين نظريۀ ولايت عـارفانه، از انـديشه هـاي باستاني ايراني تأثير پذيرفته و اين نظريه از طريق زنـجيره اي از اهـل‌ عرفان‌ به سهروردي رسيده است؛ آيا اشتراکات و همانندي هاي مفهومي فراوان ميان جنبه هاي عـارفانه و فـرا بشري در نظريه هاي فره ايزدي ايرانـيان، ولايت عـارفانۀ ترمذي و حـکيمان مـتأله سـهروردي مي تواند بدون‌ ارتباط‌ و اثرپذيري‌ از يکديگر بـوجود آمـده باشد؟

دگرديسي‌ ولايت‌ عارفانه‌ به حاکميت صوفيانه

نسلي پس از سهروردي، محي الدين عربي (و:٥٦٠ق .– ف :٦٣٨ق .) تحت تـأثير حـکيم ترمذي، بحث ولايت را با شيوه اي‌ منسجم‌ مـطرح‌ ساخت. بررسي انديشۀ اسـتمرار فـيض الهي در افراد‌ برگزيده‌ از جهان بـيني ايرانـي تا مکتب خراسان و دگرديسي هايي که در اين انديشه، پس از شکل گيري نظريۀ ولايت از حکيم‌ ترمذي‌ تا‌ سهروردي ايجـاد شـده و پس از او به ابن عربي رسيده‌ اسـت؛ نـشان مـي دهد که جهان بـيني ايرانـي، تأثير عظيمي بر تـأملات و انـديشه هاي ابن عربي، برجاي گذاشته است‌. اين‌ نظريه‌، توسط ابن عربي، به شکلي اسـاسي مـورد بازنگري قرار مي گيرد و پس‌ از‌ آميختن بـا انـديشه هاي مـختلف و طـي الارض فـراوان، بار ديگر به ايران بـازمي گردد و اين بار در هيئتي‌ دگرگون‌ شده‌، مورد توجه متفکران اسلامي و به خصوص انديشمندان ايراني قرار مي گيرد و تـأثير قـابل‌ ملاحظه‌ اي‌ در تصوف و تفکر ايراني بر جـاي مـي گذارد. بـدين تـرتيب انـديشۀ استمرار فيض الهـي، از‌ طـريق‌ ترمذي‌ با مکتب سهروردي و با نظريات عرفاني ابن عربي درهم آميخت، و اين مجموعه به قالب‌ تشيع‌ ريخـته شـد، و در واقـع صورت برزخي ميان فلسفه و عرفان خالص را پيدا کـرد‌. يکـي‌ از‌ مـهمترين افـراد در نـزديک نـمودن نظريات ابن عربي در مبحث ولايت با ديدگاه هاي شيعيان‌، صوفيي‌ شيعه به نام سيدحيدر آملي(و:٧٢٠ق .-٧٩٤ق .) بود. او توانست‌ ميان‌ انديشه‌ هاي عارفاني مانند بايزيد، سهروردي و امثال آنها کـه ميراث داران حکمت خسرواني ايران هستند؛ با‌ نظريات‌ مطرح شده در عرفان مکتب ابن عربي، نوعي تلفيق ايجاد کند.

مجموعۀ اين کوشش ها و رواج انديشه هاي اين متفکران، زمينه هاي لازم را براي وحدت‌ ميان‌ تـصوف‌، فـلسفه و تشيع بر محور انديشۀ ولايت و رهبري ديني و سياسي امت اسلامي، فراهم‌ آورد.‌

يکي از مهمترين آثار و نتايج حاصل از دگرديسي هاي ولايت عارفانه، ايجاد وحدت نظري در نگرش اين‌ نحله‌ ها، براي رهبري سياسي و ديني، بـود. در فـلسفه، سهروردي توانست با احياي‌ مفهوم‌ فرة ايزدي و نزديک ساختن فلسفه و عرفان، به‌ بسط‌ آموزه‌ هاي خسرواني در حوزة انديشۀ اسلامي بپردازد‌. در‌ تصوف ، مفهوم ولايت که سـنخيتي بـا ولايت در مفهوم حکومتي نداشت؛ بر اثـر‌ پيونـد‌ با انديشه هاي خسرواني و شيعي‌، به‌ تدريج، در‌ مفهوم‌ حکومتي‌ نيز، بکار برده شد. در راستاي‌ اين‌ استحاله ها و دگرديسي هاي تدريجي بود که شيخ صفي الدين در تـصوف، جـريان انتخاب‌ ولي‌ و مراد را به رونـدي مـوروثي تبديل‌ کرد و به جاي روش‌ قبلي‌ که پس از فوت ولي‌، کسي‌ مي توانست جايگزين او شود که در زمان حيات نزديکترين شخص به وي بوده‌ است‌؛ پس از شيخ صفي الدين، پسر‌ و نوادگانش‌ به‌ ترتيب تا شاه‌ اسماعيل‌ کـه از احـفاد وي‌ بود‌ و سلسلۀ صفويه را تأسيس کرد، مرشد کامل تصوف شدند. گويي که تصوف بر آن‌ شده‌ بود تا خود را مهياي پوشيدن‌ رداي‌ سلطنت نمايد‌. پس‌ از‌ آن، به تدريج شرايط‌ ذهني جامعه نيز بـراي بـه دست گـرفتن حکومت توسط صوفيه آمادگي لازم را پيدا نمود‌ و مترصد‌ بود تا شرايط عملي به دست‌ آوردن‌ آن‌ نيز‌ فراهم‌ گـردد.

نتيجه گيری

بررسي‌ دگرديسي هاي فره ايزدي، نشان دهنده نوعي نظم و الگو بـرمبناي اصـل بـازگشت به مبدأ و آغازگاه است. اين‌ بررسي‌ نشان‌ مي دهد که يکي از پيش زمينه ها‌ و سرچشمه‌ هاي‌ مبحث‌ ولايت‌ عـارفانه‌، ‌ ‌فـرهنگ ايراني، است . بنابراين تکوين نظريۀ ولايت عارفانه، در سرزمين ايران، اتفاقي نبوده است؛ بلکه مي تواند حـاصل دگـرديسي در عـقيده ايرانيان به فره ايزدي باشد که از‌ طريق واسطه هاي مختلف، به ترمذي رسيده و با وجود تـغيير عناصر و نمادها، ماهيت معنايي آن، در نمادها و عناصر جديد محفوظ مانده است. نظريۀ ولايت عارفانۀ تـرمذي، پس از طي طريق‌ بواسطۀ‌ زنـجيره اي از مـروجين، به شکل نظريۀ قطب يا امام متأله غزالي و نظريۀ حکيمان متأله سهروردي، مطرح شد. اين نظريات، بياني ديگر از نظريۀ ولايت عارفانه اند که با‌ عناصر‌ و واژه هايي متفاوت عرضه شده اند.

بدين ترتيب، فره ايزدي و انـديشۀ استمرار فيض الهي، از طريق ترمذي و زنجيره اي از مروجان آن با‌ مکتب‌ سهروردي و با نظريات عرفاني ابن‌ عربي‌ درهم آميخت. مجموعۀ اين کوشش ها و رواج انديشه هاي اين متفکران، زمينه هاي لازم را براي وحدت ميان تصوف، فلسفه و تشيع بـر مـحور انديشۀ ولايت‌ و رهبري‌ ديني و سياسي امت اسلامي‌، فراهم‌ آورد. اين دگرديسي هاي تدريجي که در محور نظريۀ فرة ايزدي و ولايت عارفانه روي مي داد؛ زمينه ها و شرايط نظري و ذهني جامعه را براي ادعاي صوفيان صفوي در زمينۀ حاکميت سياسي آمـاده‌ کـرد.‌

بیشتر بخوانید:

دگردیسهای فره ایزدی تا صفویه (قسمتهای دیگر)

 

منبع: فره ایزدی، دگردیسیها و چگونگی استمرار آن تا عصر صفویه - عباس خائفی و دیگران - سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب) - شماره 30

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: