حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت دهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت دهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

بوی حلواش می آید

کسی که به پایان عمرش نزدیک بوده و آثار مرگ در او پدیدار شده باشد.

به اسب شاه گفتند یابو

به کسی که از کوچک ترین حرف یا حرکتی ناراحت شده و قهر کند.

به اسم بچه، مادر می خوره قند و کلوچه

استفاده از موقعیت و توفیق دیگری نظیر: به نام من به کام تو.

به پست کسی خوردن

برحسب تصادف به کسی برخورد کردن.

به تریج قباش خورده

کسی که از حرفی یا کاری بدش آمده و به شخصیتش برخورده باشد.

به تیپ هم زدن

دو نفر که بر سر موضوعی اختلاف پیدا کرده و با جار و جنجال و مرافعه از یک دیگر جدا شوند.

به تیر غیب گرفتار شدن

به مرگ یا بلای ناگهانی دچار شدن.

به حساب (یا خدمت) کسی رسیدن

کسی را تنبیه کردن و کیفر دادن.

به خاک سیاه نشاندن

کسی را بدبخت و تیره روز کردن، بیچاره کردن و به ذلت افکندن.

به خدا رسیدن

برای انجام کار یا رفتن به جایی رنج و عذاب و مشقت فراوانی متحمل شدن.

به خون کسی تشنه بودن

با کسی دشمنی شدید داشتن و از او متنفر بودن.

به در می گوید دیوار بشنود

به طور غیر مستقیم و با گوشه و کنایه منظور خود را بازگو کردن، حرف دل یا متلک و یا ایراد و انتقاد خود را به کسی یا در مورد کسی گفتن اما منظور کس دیگری بودن.

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

به دست و پای کسی افتادن

در نهایت عجز و خاکساری به کسی التماس کردن و توسل جستن.

به دعای گربه سیاه (یا گربه کوره) باران نمی آید

دعا یا نفرین آدم بدخواه یا نفهم و بی ارزش مستجاب نمی گردد.

به دل چسبیدن

لذت بخش و مقبول قرار گرفتن چیزی.

به دل کسی راه رفتن

مطابق میل کسی رفتار کردن.

به رخ کشیدن

خود نمایی کردن، به نمایش گذاشتن، منت گذاشتن.

به روباهه گفتند شاهدت کیه؟ گفت دمم

کسی که برای تبرئه خود هم دست خود را شاهد بگیرد.

به روی باز کسی می روند نه به در باز

برای میهمان برخورد خوب و چهره گشاده میزبان مطرح است نه سفره پهن و پذبرایی او.

به ریش کسی خندیدن

کسی را بی آن که متوجه باشد مسخره کردن.

به سیم آخر زدن

قید همه چیز را زدن، برای رسیدن به هدف خود را از قید هر تکلیف و آبرو یا حرمت رها کردن. نهایت تلاش را انجام دادن.

به شترمرغ گفتند بپر گفت: شترم گفتند بار ببر گفت: مرغم

عذر و بهانه تنبل در برابر کار.

به صحرای کربلا زدن

به طور ناگهانی موضوع سخن را به جای دیگر کشاندن.

به صلابه کشیدن

رنج و عذاب دادن، سختگیری بیش از حد.

به کس کسونش نمی دم، به همه کسونش نمیدم

حرف پدر و مادر برای بالا بردن ارزش دخترشان در مقابل خواستگارانش.

به کک بنده

گدا صفت، کسی که به بی ارزش ترین چیز و کمترین منفعت نظر داشته باشد.

به گرد پایش نمی رسد

به دو معنی:

1. اشاره به دونده گریزان و ترسان یا عجول.

2. کسی که از جهتی در سطحی بسیار بالا قرار دارد و دیگری به حد و مرتبه او نمی رسد.

به گردن گرفتن

مسئولیت امری را متقبل شدن.

به گوش خر یاسین خواندن

حرف یا نصیحتی که شنونده چیزی از آن نفهمد، راهنمایی و پند بی حاصل و بیهوده به گوش نااهل.

به لعنت خدا نمی ارزد

جنس نامرغوب که حتی ارزش لعنت فرستادن هم نداشته باشد.

به ما که رسید آسمون تپید

گله شخص بد شانس به این معنی: نوبت ما که شد وضع به هم ریخت و عوض شد و موقعیت از دست رفت.

به مالت نناز به یک شب بنده، به حسنت نناز به یک تب بنده

اشاره به اینکه ثروت و زیبایی دو چیز متزلزل و ناپایدار هستند و نباید به آن ها مغرور و دلخوش بود.

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: