حقوق خبر
نبرد قهرمان با اژدها

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (1)

نبرد قهرمان با اژدهـا، يكـی از پررنـگ تـرين مضـامينی اسـت كـه در بيشـتر اسـاطير و داستان های عاميانه جهان، ديده می شـود. اژدهـا در افسـانه پـردازی سراسـر جهـان، بـه استثنای چین نيرويی پليد و دژمنش اسـت و معمـولاً ابرهـا را از باريـدن بـاز می دارد


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

نبرد قهرمان با اژدها

نبرد قهرمان با اژدهـا، يكـي از پررنـگ تـرين مضـاميني اسـت كـه در بيشـتر اسـاطير و داستان هاي عاميانه جهان، ديده مي شـود. اژدهـا در افسـانه پـردازي سراسـر جهـان، بـه استثنای چین نيرويي پليد و دژمنش اسـت و معمـولاً ابرهـا را از باريـدن بـازمي دارد. بر پايه بيشتر اساطير جهان، براي ماندگاري جهان، بايد آن را نـابود كـرد. در افسـانه هـا و داستان ها، اين موجود اساطيري اغلب تركيبي از جانوران گوناگون است، اما به طور كلي، به شكل ماري بزرگ، پير و مكار، و گاه با چند سر تصوير مي شـود كـه نفسـي آتشـين و نيرويي مهاران شدني دارد. در فرهنگ هاي فارسي، اژدها را به شكل سوسـماري بـزرگ، بـا دو بال توصيف كرده اند كه آتش از دهانش خارج مي شود. در اساطير جهان، ايـن جـانور هم خزنده و هم پرنده است و بال هاي عقاب، چنگال شير، دُم مـار و دَم آتشـين دارد؛ در برخي از موارد نيز « مار » و «اژدها » را يكي دانسته اند.

در روايات ايراني، اژدها بيشتر بـه شـكل موجـودي كـوه پيكـر، دم آهـنج، آتـش كـام، دودافكن، دوزخ دهن و زهرافشان، با موهاي آويزان و كشان چـون كمنـد، زبـاني سـياه و بزرگ، چشمان پرخون، دندان هاي دراز و شاخ مانند، بانگي بلنـد، تنـي پرپشـيزه و دُمـي گره در گره توصيف شده است.

در اساطير جهـان، مكـان زنـدگي اژدهـا متفاوت است؛ گاه در درياها و چشمه ها زندگي مي كنـد و اغلـب آب را بـر روي مردمـان مي بندد، گاهي نيز در جاهاي سرپوشيده، تاريك و دورافتاده ماننـد غارهـا، جنگـل هـاي انبوه و يا در دره هاي عميق ديده مي شود.

واژه اژدها در زبان سانسكريت و ايـران باسـتان، بـه گونـه اَهـي (ahi) ؛ اوسـتايي، اَژي (aži)؛ فارسي ميانه، اژدهاك ( aždahāg) آمده است. ايـن واژه در فارسي نو به گونه هاي «اژدر »، «اژدرها»، «اژدهاك» و گاهي « تن ني » و «ثعبان » نيز ديده مي شود.

از آنجا كه اژدها يكي از زيان كارترين موجـودات اهريمنـي در اسـاطير و حماسـه هـاي جهان است و گاهي نگهبان گنج هاي پنهان به شمار مي آيد، براي نابودي اين پتيارگـان و دست يافتن به آن گنج ها، بايد بر آن پيروز شد. بنـابراين اژدها كشي از ديرباز، يكي از محوري تـرين اصـول پهلـواني و قهرمـاني، در ميـان اقـوام و ملت هاي جهان بوده است و در يك نگاه كلي، مي توان گفت «رويـارويي پهلـوان و اژدهـا، يك زمينة اساطيري جهاني است. نوعي نمودگـار و انمـوذج ذهنـي اسـت؛ پنـدارنگاره اي است ديرين، كه در ژرفاي تاريك نفس آدمي زاده مي شود؛ مي ميرد تا دوباره زاده شـود و چون بت عيار به شكل ديگر درآيد».

برخي پژوهشگران اژدها را نماد خشـكسـالي مـي داننـد و درون مايـة اسـطوره هـاي اژدها كشي را چنين بيان مي كنند كه اژدهايي بر جهان حكمراني مي كند و خشـكسـالي و قحطي را پديد مي آورد؛ تا اينكه قهرمان مقدسـي از راه مـي رسـد و بـه نبـرد اژدهـايي مي رود كه دژي را پناهگاه خود ساخته است. پيـروزي قهرمـان بـر اژدهـا، سـبب رهـايي آب هايي مي شود كه اژدها آنها را در دژ فروگرفته است. همچنين زناني را كه آن اژدها در اسارت خود داشت به دست آن قهرمان مقدس آزاد مي گردنـد. سـرانجام بـاران آغـاز بـه باريـدن مي كند و زمـين حاصلخيز مـي شـود و درنهايـت آن قهرمـان مقـدس، بـا زنـان آزادشـده ازدواج مي كند.

در اساطير سامي، مي توان نبرد مردوك با تيامت را كهـن تـرين گونـة اژدهاكشـي بـه با اژدهايي بـه شمار آورد. در ميان اقوام هيتي، نبرد هوراسياس با اژدهايي بـه نـام ايلويانكاس، در اساطير هند، نبرد ايندرا بـا ورتـره و در يونـان، نبـرد زئـوس بـا تيفـون، هراكلس با هيدرا و آپولو با پيتون، از گونه هاي اين اسطوره در ميـان اقـوام هنـدواروپايي است.

از آنجا كه اژدهاكشي بن مايه اي جهاني است و بارها در اساطير و افسـانه هـاي جهـان به نبرد قهرمان با اژدها اشاره شده است، بنابراين مكتب هاي گوناگون اسطوره شناسي، بـه بررسي و تبيين آن پرداخته اند. شـمار ايـن پـژوهش هـا بـه حـدي اسـت كـه مـي تـوان «كتابشناسي اسطوره هاي اژدهاكشي» را تدوين نمود.

قهرمانان اژدهاكش در روايت های حماسی ايران

برپاية اساطير ايران، اهريمن نخست به گونة ماري بـزرگ از دوزخ بيـرون آمـد و پـس از آنكه آفريده هاي هرمزدي را با زهر خويش از ميان برد، موجودات اهريمني بسياري را بـر زمين پراكنده ساخت كه همة جهان آفـرينش هرمـزدي را دربرگرفتنـد. ايـن پتيارگـان همانند اهريمن، اژدهافش بودند و ماية تباهي جهـان آفـرينش شـدند.

در اساطير ايران نبـرد اهـورامزدا بـا اهـريمن و جنـگ ايـزدان بـا پتيارگـان و آفرينش هاي اهريمني، همگي در زمرة اژدهاكشي به شمار مي آيد. گونـة اسـاطيري ايـن نوع اژدهاكشي هـا، بيشـتر محتـواي دينـي و آيينـي دارد و بـا رويـدادهاي كيهـاني و بـا معتقدات مربوط به آفرينش و رستاخيز مرتبط است.

با تحول اسطوره ها و گـذر بـه عصـر حماسـه هـا، كـاركرد اژدهاكشـي نيـز دگرگـون شده است. بنابر نظر يكي از پژوهشگران «اگر روزگاري اژدهاكشي بـا كسـوف و خسـوف، خشكسالي و ... ارتباط داشت، در دوره هاي تاريخي، اژدهاكشي تنها و تنهـا، در خـدمت بينش سزاواري يا مشروعيت شاه و پهلوان، درآمده است». برپايـة اين ديدگاه مي توان گفت اژدهاكشي، يكـي از شـرايط رسـيدن قهرمانـان بـه سـزاواري، ارجمندي و حتي پادشاهي بـوده اسـت. در روايـت هـاي حماسـي ايـران، بارهـا بـه نبـرد قهرمانان با اژدهايان رو به رو مي شويم كه در حـدود بررسـي هـاي نگارنـده، فهرسـت ايـن قهرمانان اژدهاكش به شرح ذيل است:

پادشاهان و شاهزادگان اژدهاكش

1-فريدون؛ نخستين پادشاه اژدهاكش اساطير ايـران اسـت. در اوسـتا از نبردهـاي او با آژي دهاك بارها یاد شده است. شماري از پژوهشگران، فريدون را با برخي از ايزدان هنـدي ماننـد ايندرا برابر دانسته انـد. بر پايـة شـاهنامه، فريـدون ضـحاك را شكست مي دهد، اما او را نمي كشد و به سفارش سروش در دماوند كوه به بنـد مـي كشـد.

2- گشتاب؛ اژدهاكشي او در روم و به درخواست پهلواني به نام اهرن صورت مـي گيـرد.

3- اسفنديار؛ يگانه شاهزادة اژدهاكش شاهنامه به شمار مي آيد و نخستين كسي است كه براي نابودي اژدها، از تدبيرساختن صندوق چوبي بهره مند مي شود. در عجایب نامه اژدهاكشي ديگري نيز بدو نسبت داده اند.

4- اسكندر؛ برپاية روايت شاهنامه، دومين قهرماني است كه در نبرد با اژدها چـاره جـويي مي كند و نيرنگ فرستادن گاوهاي مسموم به سوي اژدها را به كار مي گيرد.

5- اردشير بابكان؛ اين پادشاه ارزير داغ را براي نابودي كرم اژدهافش به كـار بـرد كـه تا حدودي با تدبير اسكندر برابر بود.

6- بهرام گور؛ تنها پادشاه شاهنامه است كه در اين منظومه، دوبار اژدهاكشـي مـي كنـد: يكبار در سرزمين زمين توران، ديگر بار در هندوسـتان.

7- بهرام چوبين؛ آخرين پادشاه - پهلوان شاهنامه است كه اژدهايي به نام شـير كپـي را در سرزمين چين نابود مي كند.

8- گل كامكار؛ گل كامكار شاهدختي بود كه اژدهـايي بيابـاني را كشـت.

9- هماي؛ پتياره اي به نام «دد» را نابود كرد كه در دريا زندگي مي كرد. و در جاي ديگري نيز به نبرد خود با اژدهايي كه در آب بـود اشـاره مـي كنـد.

10- غازان خان؛ اين شاه ايلخاني نيز در يكي از سفرهايش با اژدهايي روبه رو شـد و آن را از پاي درآورد.

11- ملك بهمن؛ اين شاهزاده در هندوسـتان بـا اژدهـايي سـهمناك مبـارزه مـي كنـد و سرانجام او را از پاي درمي آورد.

12- كي كاووس؛ برپاية يك روايت شفاهي/ مردمي، كي كاووس در كوه هـاي ممسـني، بـا اژدهايي به نام قهقهه روبهرو شد و او را از بين برد.

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (1)
 

پهلوانان اژدهاكش

1-گرشاسب؛ نخستين پهلوان اژدركش اساطير ايران است؛ اهميت اژدهاكشي گرشاسب چنان است كه در اوستا، متون پهلوي و گرشاسب نامه بارها بدان اشـاره شـده اسـت.

2- نريمان؛ به استثناي گرشاسب نامه، در ديگـر متـون منظـوم، مطالـب چنـداني دربـارة پهلواني هاي نريمان به دست ما نرسيده است. در سام نامه به اژدهاكشـي او تلويحـاً اشـاره مي شود اما از جزئيات بيشتر آن آگاهي نداريم.

شنيدي نريمـان بـه مغـرب چـه كـرد

ز رويينــــه ديــــوان بــــرآورد گــــرد

چـــه ســـان كشـــت در روم نراژدهـــا

نيامــــد ســــر قيصــــر از وي رهــــا

3- سـام؛ بـه اژدهاكشي هـاي سـام، در شـاهنامه و سـام نامـه اشـاره شـده اسـت. بنا بر نظر برخی پژوهشگران سام جانشين گرشاسب در شاهنامه شده است.

4- رستم؛ در شاهنامه و برخي منظومه هاي حماسي ايران، چندين اژدهاكشي بـه رسـتم نسبت داده اند. شايان ذكر است كه از ميان اين روايات اژدهاكشي، نبرد رستم با ببر بيان و پتيـاره بـه دليـل مهابـت اژدهـا از اهميـت بيشـتري برخوردار است.

5- فرامرز؛ به همراه پدر خود رستم، در شـمار اژدهـاكش تـرين اژدهاكشـان اسـت.

6- برزو؛ روايات مربوط به اژدهاكشي هاي اين پهلوان، در برزونامة جديد آمده اسـت. گذشـته از ايـن روايـات منظوم، كه صورت منثور برخي از آنان، در طومارهاي نقالي نيـز آمـده اسـت، اژدهاكشـي ديگري نيز به او در سرزمين هندوستان نسبت داده اند.

7- آذربرزين؛ اين قهرمان دوبار با اژدها نبرد مي كند: نخست پـس از ربـوده شـدن دختـر بوراسپ؛ دوم هنگامي كه بهمن در كام اژدها فـرو برده مي شود.

8- شهريار؛ از دلاوري هاي شهريار پسر برزو اغلب در شهريارنامه ياد شده اسـت. بر پايـة اين روايات، شهريار در خان سـوم خـويش، بـا اژدهـايي رو بـه رو مـي شـود و او را از پـاي در مي آورد.

9- جهانبخش؛ اين قهرمان نيز در هفت خان نخست خود، با اژدهايي روبه رو مـي شـود و آن را نابود مي كند. در هفـت خـان دوم نيـز در آغـاز مسير رسيدن به كوه فنا با اژدهايي سهمگين نبرد مي كند و او را نيـز از پـاي درمـي آورد.

10- سهراب؛ اگرچه در شـاهنامه از اژدهاكشـي سـهراب نشـاني نيسـت، امـا در برخـي طومارهای نقالی به آن اشاره شده است.

11- جهانگير؛ از اژدهاكشي اين پهلوان نيز تنها در يك طومار نقالي ياد شده اسـت.

12- كريمان؛ به اژدهاكشي كريمان، در زرين قبانامه اشـاره شـده اسـت.

13- بهرام؛ از پهلوانان مصر است كه با اژدهايي رو به رو مي شود و او را از پاي در مـي آورد.

14- جمشيد؛ فرزند فغفور چين است كه پس از گذشتن از سرزمين پريان، اژدهايي را از بين مي برد.

15- حمزه؛ برپاية روايت حمزه نامه، اميرحمزه در سرزمين خرسنه اژدهايي مردم اوبـار را مي كشد.

16- مختار؛ برپاية روايات، مختار فرزندزادة سعد وقاص، كماندار ماهري بود كـه در يكـي از سفرهاي خود، اژدهايي را با تير و شمشير خـود نـابود مـي كنـد.

17- ابومسلم؛ به ابومسلم خراساني نه كشتن اژدها، بلكه نابودي ببري اژدهافش را نسبت داده اند.

در يك نگرش كلي، مي توان قهرمانان اژدهاكش روايات حماسي ايران را به دو دسـته تقسيم نمود: دستة نخست شهرياران اساطيري اند كه برپاية باورهاي ايراني، از فرة شـاهي برخوردار بودند و برخي از آنان شايستگي نبرد با اژدها را داشتند. اين بن ماية اسـاطيري- حماسي، بـا بنيـادي از پـيش پرداختـه، آنچنـان در ذهـن ناخودآگـاه مـردم ايـران جـاي گرفته است كه گاه رويدادهاي كاملاً تاريخي را نيز در قالب افسانة كهـن بـازگو كـرده انـد. آنچنانكه برخي پادشاهان دوران تـاريخي ماننـد اردشـير بابكـان، بهرام گور، بهرام چوبين و غازان خان نيز، اژدهاكش معرفي شده انـد. دسـتة دوم پهلوانـان خاندان گرشاسب اند كه به گونة مـوروثي، فـرة پهلـواني دارنـد. اهميـت ايـن خانـدان در باورهاي ايرانيان چنان بود كه حتي مادر ابومسلم را از نسل رستم دانستند و دلاوري هاي بهرام مصري را مانند رستم توصيف نمودند و بدينگونه اين دو پهلـوان را نيـز از خانـدان گرشاسب به شمار آوردند و آنان را سزاوار اژدهاكشي دانستند.

بیشتر بخوانید:

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران(قسمتهای دیگر)

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

تعریف اسطوره در میان اندیشمندان ایرانی

اسطوره و ذهنیت اسطوره ای در ایران

 

منبع: نبرد قهرمان با اژدها در روايتهاي حماسي ايران - رضا غفوری - ادب پژوهی - شماره 34 - 1394

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: