حقوق خبر
نبرد قهرمان با اژدها

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (2)

يكي از مهمترين نكته هايي كه تاكنون پژوهشگران توجه چنداني بـه آن نداشـته انـد، اين است كه بر پايه برخي شواهد در اساطير هندواروپايي، به نظر مي رسد در اساطير ايـن قوم، اژدهاكشي، پيامدهاي ناخجسته و بدشگوني هم براي قهرمانان داشته اسـت. هرچنـد نمي توان اين فرضيه را تعميم داد، اما با نگاهي به سرنوشت شـماري زيـادي از قهرمانـان اژدركش اقوام هندواروپايي، درمي يابيم كه بيشتر آنها، فرجـام نيكـي نداشـتند؛ يـا آنکه سرنوشت شومي در انتظار آنان بود

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (2)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

اژدهاكشی ها در روايات حماسی ايران

با نگاهي به روايات اژدهاكشي در منظومه هاي حماسي، طومارهاي نقالي، روايات شـفاهي/ مردمي و داستانهاي عاميانه ايران، مي توان به چند نكته عمده به شرح ذيل دست يافت:

1-اگرچه نبرد با اژدها از بن مايه هاي داستاني مكرر در اساطير هند و اروپايي است و مكاتب گوناگون اسطوره شناسي كوشيده اند از اين پتياره تعبيرات متفاوتي نمايند. با اين حال، اژدهاكشـي در فرهنـگ ايرانـي، نمـاد «شايسـتگي و سـزاواري» پهلوانان در امر پهلواني/ پادشاهي است. براي نمونه، فريدون در شاهنامه خود را به شـكل اژدها درمي آورد تا بدين روش، فرزندان خود را بيازمايد. او چنـانكـه در شـاهنامه آمـده پس از اين آزمايش است كـه فرزنـدان خـود را نامگـذاري مـي نمايـد و جهـان را بر پايـة

سزاواري هريك، ميان آنها تقسيم مي كند.

نمونة ديگري كه مي توان آورد پيروزي بهرام چوبين بر اژدها است و پـس از آن، مـردم او را «شـهريار ايران» مي خوانند:

همـــه همزمـــان آفـــرين خوانــــدند

ورا شـــاه ايـــران زميـــــن خواندنـــد

گـــرفتش ســـپهدار چـــين در كنـــار

وزان پــــس ورا خوانــــدي شــــهريار

2- بنابر عقيده برخي پژوهشگران، پيروزي فريدون بر آژيدهاك، الگـويي بـراي شـاهان پس از او و نبرد گرشاسب با اژدهاي شاخدار، كهن الگويي است بـراي پهلوانـان خانـدانش در امر اژدهاكشي آنان مي كوشند تا بدين روش، يعني كشتن اژدها و يا ديگر جانوران ددمنش، سزاواري خود را ثابـت كننـد.

اگرچه اين نظر تا حدودي درست است اما اگر ديدگاه پژوهشگران ديگـر را نيـز در نظـر بگيريم كه ايزداني مانند بهرام، تيشـتر، آذر، مهـر، سـروش و حتـي خـود اهـورامزدا نيـز اژدهاكش مي دانند، مي توان گفت ريشة اين اژدهاكشـي هـا در فرهنگ ايرانيان، نه به نبرد فريدون و گرشاسب با اژدها، بلكه به پيكار خـدايان ايرانـي بـا اهريمن و اهريمن زادگان باز مي گردد و تفسير آن، همان بن مايه كهـن در اسـاطير ايـران، يعني جدال ميان نيروهاي خير و شر است كه جلوه هاي گوناگون آن را مي توانيم از عصر اساطيري تا افسانه هاي عاميانة امروز، به گونه نبرد قهرمان با اژدهايان، ديـوان، پريـان و... مشاهده نماييم.

3- يكي از مهمترين نكته هايي كه تاكنون پژوهشگران توجه چنداني بـه آن نداشـته انـد، اين است كه بر پايه برخي شواهد در اساطير هندواروپايي، به نظر مي رسد در اساطير ايـن قوم، اژدهاكشي، پيامدهاي ناخجسته و بدشگوني هم براي قهرمانان داشته اسـت. هرچنـد نمي توان اين فرضيه را تعميم داد، اما با نگاهي به سرنوشت شـماري زيـادي از قهرمانـان اژدركش اقوام هندواروپايي، درمي يابيم كه بيشتر آنها، فرجـام نيكـي نداشـتند؛ يـا آنکه سرنوشت شومي در انتظار آنان بود.

براي نمونه در اساطير يونان، هراكلس، با پوشيدن لباسي كه همسـرش دژانيـر بـه او داد و به خون نسوس، آغشته بود، به گونة اندوه باري جـان سـپرد. آپولون پس از كشـتن اژدهـايي بـه نـام پيتـون، طـي حـوادثي ديگري كه برايش روي داد، دو بار به بندگي و غلامي افراد بشر درآمد. كادموس اژدهايي را كه پسر آرس و محافظ چشمه بـود از بـين بـرد و بـه كفـارة كشتن آن اژدها، مجبور شد هشت سال به غلامي آرس در بيايد.

بلروفن پس از كشتن اژدهايي به نام شيمر، دچار غرور شـد و بـه فكـر افتـاد كـه بـا اسب هاي خود به آسمان ها و جايگاه زئوس رود، اما زئوس او را بـه زمـين پرتـاب كـرد و بلروفن خود را كشت و يا بر پاية روايتـي ديگـر، لنـگ، كـور و آواره شد. كارنابون پادشاه گـت هـا، بـا تريپتـولم اختلاف پيدا كرد و يكي از اژدهايان ارابه اش را كشت و هنگامي كه قصد كشتن تريپتـولم هم داشت، دمتر از راه رسيد و كارنابون را به دنيـاي سـتارگان انتقـال داد و در واقـع او را مسخ نمود و به شكل يكي از صورت هاي فلكي كه درحـال مبـارزه بـا اژدهـا بـود درآورد.

بر پايه سرود نيبلونگن، زيگفريد با دسيسة هاگن به طرزي ناجوانمردانه كشته مي شود. بر پاية حماسة بيوولف، قهرمان داستان، به سبب زخم هايي كـه در مبارزه با اژدها برمي دارد جان مي سپارد. ايندره نيـز پـس از پيـروزي بـر ورتره براي مدتي عقيم مي شود.

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (2)
 

در نمونه هايي كه آورديم هرچند برخي دلايل ديگر، مانند لزوم كين خواهي و عوامـل مافوق طبيعي در بدفرجامي سرنوشت پهلوانان تاثيرگذارند اما بدشگوني كشتن اژدها نيـز بي تأثير نيست، همانگونه كه در سرنوشت قهرمانان ايران نيز ديده مـي شـود. در روايـات حماسي ايران، گاهي پيامدهاي ناگوار نبرد با اژدهـا، در همـان لحظـة اژدهـاكشـي روي مي دهد و حوادث ناگواري مانند عقيم شدن، بيهـوش شـدن، شكسته شدن كمر، و ريختن برگستوان و زره براي پهلوان روي مي دهد. بنـا بر گفتـة يكـي از پژوهشگران، «آسيبي كه بر اثر كشتن اژدها بر پهل وان مي رسد يك ماية اسـاطيري كهـن است».

گذشته از حوادث اخير در بيشتر روايات، پيامد ناگواري كه در انتظار پهلوان اسـت در پايان عمر آنان روي مي دهد: فريدون نخست در زمره جاودانان و بـيمرگـان بـود امـا بـه انساني ميرا تبديل شد. كي كاووس در آخر عمر بـي فـره گرديـد. گشتاسب در پايان عمر مـورد نفـرت اطرافيـانش بـود. اسفنديار در جواني به دست رستم كشته شد. اسـكندر در جـواني از دنيا رفت و بهرام چوبين ناجوانمردانه و به دست بنده اي حقير كشـته شـد.

بر پايه متون پهلوي، گرشاسب به دليل اهانتي كه به ايزد آذر، فرزند اهورامزدا كـرد از رفتن به بهشت بازماند. سام در آخر عمر بيمار شد و بدنش كرم زد و بنابر برخي روايات، به دست كك كوه زاد و يا گرگسار كشته شد. نريمان در نبرد با ساكنان دژ سپند يا شكاوندكوه كشته شد. رسـتم بـا دسيسة برادرش شغاد، در چاهي افتاد كه شاه كابل كنده بود. فرامرز به روايت شاهنامه و برخي منابع تاريخي، به فرمان بهمن كشته شد. بر پاية بيشتر روايات نقالي، برزو در لشكركشي بهمن به سيستان كشـته شـد و يـا در نبـرد بـا ديوان جان سپرد و يا بنابر روايتـي، پـس از شنيدن خبر مرگ رستم، خودكشي كرد و يا پاس پرهيزگار بدو زهر خورانيد.

سهراب به دست پدر و جهانگير در نبرد با ديوي كشته شدند. بر پايه روايت هفت لشكر، جهان بخش نيز در كـين خـواهي بهمـن كشـته مـي شـود. به آذربرزين بنابر يكي از روايات، زهر خورانده شد. شهريار نيز به دست فرانك مسموم مي شـود. اميرحمزه و ابومسلم خراساني هم ناجوانمردانه كشته شـدند. بهرام مصري نيز در نبرد تن به تن به دسـت جـانو كشته مي شود.

از پايان كار كريمان و مختار در روايـات موجـود، نشـاني نيسـت. در ميـان قهرمانـان اژدهاكش، تنها اردشير بابكان، بهرام گور و غازان خان بودند كه به مـرگ طبيعـي از دنيـا رفتند. دليل آن اين است كه چون اين اشخاص، چهـره هـايي تـاريخي بودنـد و مـدارك تاريخي بيانگر آن است كه هر سه نفر آنها به مرگ طبيعي از دنيا رفته اند؛ بنابراين راويان و داستان گزاران نتوانسته اند پايان زندگي آنان را بدفرجام نشان دهند.

بیشتر بخوانید:

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران(قسمتهای دیگر)

تعریف اسطوره در میان اندیشمندان ایرانی

اسطوره و ذهنیت اسطوره ای در ایران

 

منبع: نبرد قهرمان با اژدها در روايتهاي حماسي ايران - رضا غفوری - ادب پژوهی - شماره 34 - 1394

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری

 

 

 

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: