حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت یازدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت یازدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد

در اجام کارها باید حد و مرز خود را شناخت و به اندازه شأن و وسع و توان خود پیش رفت.

پارسال دوست امسال آشنا

به کسی که بعد از غیبت و مدت طولانی او را ببینند می گویند، یعنی قبلا دوست و صمیمی بودیم، اما حالا فقط با یک دیگر آشنایی داریم.

پا روی دم کسی گذاشتن

کا به کار کسی داشتن و با دخالت و ایجاد مزاحمت او را اذیت کردن.

پاسوز شدن

به پای کسی یا چیزی هدر رفتن و سوختن.

پاشنه در خانه کسی را کندن

برای رسیدن به مقصود و یا گرفتن حقی با اصرار و سماجت مدام به در منزل کسی رفتن.

پاشنه دهن را کشیدن

زبان به فحش و بدو بیراه و ناسزا باز کردن.

پایان شب سیه سپید است

نباید ناامید شد زیرا بالاخره پس از هر رنج و سختی خوشی و راحتی است.

پایش روی پوست خربزه است

دارای موقعیتی بسیار سست و لغزنده و خطرناک است (مثل برکنری از شغل، ضرر و زیان یا به وجود آمدن دردسر).

پایش روی مار باشد برنمی دارد

اشاره به تنبلی و بی حالی بیش از حد.

پایش لب گور است

عمرش رو به پایان است، آخر عمرش است.

پته روی آب افتادن

رسوا و بر ملا شدن، رو شدن و افشا شدن راز و رمز.

پدر عشق بسوزد

شکوه عاشق از دردها، غم ها و دردسرهای عشق و عاشقی.

پر باز کردن

از غم و رنج و سختی رهیدن و بیش از حد خوشحال شدن.

پرسان پرسان می توان رفت هندوستان

پرسیدن عیب نیست از پرسش و جست و جو می توان به مقصود رسید و کامروا شد.

پز عالی، جیب خالی

کسی که ظاهری آراسته و فریبنده دارد ولی پول و مال و منالی ندارد.

پستان مادرش را گاز گرفته

اشاره به آدم بد ذات، شرور، فاسد و رام نشدنی.

پسر خاله دست دیزی

نسبت و خویشاوندی مزاح گونه در مواقعی که بخواهند کسی را به شوخی و مسخره از آشنایان و منسوبان نزدیک خود به شمار آورند.

پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد

اشاره به تأثیر همنشین بد.

پشت چشم نازک کردن

کسی که خودش را بگیرد و با بی اعتنایی و فخرفروشی و افاده با کسی برخورد کند.

پشت دست داغ کردن

توبه از تکرار کاری به دلیل ضرر و پشیمانی و یا توقع بی جای طرف مقابل.

پشت دوری بکش

در جواب کسی می گویند که تهدید به قطع رابطه و خیر و بهره خود می کند و در واقع نفعی از او نرسیده و دیده نشده است.

پشت گوش انداختن

بی اعتنایی و بی اهمیتی نسبت به خواهش یا فرمان کسی.

پشه لگدش کرده

آدم ضعیف یا نازنازی که با کوچک ترین کسالت از پا درآمده و خود را در بستر بیفکند.

پنجه انگشت را عسل کنی در دهانش بگذاری، انگشتت را گاز می گیره

صفت آدم بی چشم و رو و قدرنشناس و ناسپاس.

پنچ انگشت یکی نمی شود

همه ی انسان ها (بیشتر منظور همه فرزندان یک خانواده) از لحاظ صفات و روحیات یک جور و مثل هم نیستند.

پوست انداختن

برای انجام کاری یا در برخورد با موقعیت ناموافقی رنج و مرارت و مشقت فراوان کشیدن.

پول بده سر سبیل شاه ناقاره بزن

اشاره مبالغه آمیز به قدرت و کارآمدی پول و یا همچنین رشوه در پیشبرد کارها.

پول پول می آورد

هرچقدر پول و سرمایه بیشتر باشد به همان نسبت سود و بازدهی آن بیشتر خواهد بود.

پول چاپی

یکی از اسامی رشوه و حق و حساب که در ازای خوش خدمتی پرداخت می شود.

پولدار به کباب، بی پول به دودکباب

آدم بی پول ناچار با رؤیا و خیال داشتن چیزی خوش است.

پول را روی مرده بگذاری زنده می شود

مبالغه در مورد کاربرد پول و ثروت.

پولش از پارو بالا میره

آدم بسیار ثروتمند و پولدار را می گویند.

پول علف نیست

اشاره به خرج تراشی و بیهوده خرج کردن پول.

 

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: