حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت یازدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت یازدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

به ماه می گه در نیا من در می آیم

در مورد کسانی که خیلی از زیبایی خود تعریف می کنند، اما در واقع زیبا هم نیستند و امر بر آن ها مشتبه شده. در تعریف زیبایی افراد می گویند.

به مرگ گرفته به تب راضی بشه

سختگیری مصلحتی، کسی که برای قبولاندن شرط دلخواه خود شرایط را خیلی سخت و سنگین می گیرد تا بالاخره طرف مقابل به کمتر از آن که در واقع همان خواسته مدنظر است، راضی شود.

به ناف بستن

به دو معنی:

1. جنس نامرغوب و به درد نخوری را به کسی غالب کردن.

2. متلک یا دشنامی جانانه و تأثیر گذارنده بار کسی کردن به طوری که تا اعماق وجودش نفوذ کند.

به نام من به کام تو

کسی که از اسم یا موقعیت کی دیگری استفاده کند.

به هر سازی رقصیدن

تمکین و اطاعت، هر تکلیف و دستوری را پذیرفتن، انعطاف پذیری.

به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است

در همه جا مشکل و گرفتاری وجود دارد و وضع به همین منوال و اوضاع زندگی به همین ترتیب است و فرق چندانی نمی کند.

بی چاک دهن

بددهن، کسی که همیشه دهانش به فحش و بد و بیراه باز باشد.

بی چشم و رو

نمک نشناس و قدرناشناس.

بیل زنی باغچه خودت را بیل بزن

به کسی می گویند که در کار خودش وامانده و با دخالت در کار دیگری در صدد اصلاح و راه انداختن کارش برآید.

بی مایه فطیره

بدون زحمت و خرج کار پیش نمی رود.

پا بند شدن

گرفتار و اسیر چیزی یا کسی شدن به دلیل انس و علاقه یا به دلایل اخلاقی و وجدانی.

پاپوش درست کردن

برای کسی دردسر و مزاحمت به وجود آوردن و موقعیتش را خراب کردن.

پاچه ورمالیده (پاچه پاره)

بی حیا و بی آبرو و دریده.

پا در کفش کسی کردن

مزاحمت، فضولی و دخالت در کار کسی.

پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد

در اجام کارها باید حد و مرز خود را شناخت و به اندازه شأن و وسع و توان خود پیش رفت.

پارسال دوست امسال آشنا

به کسی که بعد از غیبت و مدت طولانی او را ببینند می گویند، یعنی قبلا دوست و صمیمی بودیم، اما حالا فقط با یک دیگر آشنایی داریم.

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

پا روی دم کسی گذاشتن

کا به کار کسی داشتن و با دخالت و ایجاد مزاحمت او را اذیت کردن.

پاسوز شدن

به پای کسی یا چیزی هدر رفتن و سوختن.

پاشنه در خانه کسی را کندن

برای رسیدن به مقصود و یا گرفتن حقی با اصرار و سماجت مدام به در منزل کسی رفتن.

پاشنه دهن را کشیدن

زبان به فحش و بدو بیراه و ناسزا باز کردن.

پایان شب سیه سپید است

نباید ناامید شد زیرا بالاخره پس از هر رنج و سختی خوشی و راحتی است.

پایش روی پوست خربزه است

دارای موقعیتی بسیار سست و لغزنده و خطرناک است (مثل برکنری از شغل، ضرر و زیان یا به وجود آمدن دردسر).

پایش روی مار باشد برنمی دارد

اشاره به تنبلی و بی حالی بیش از حد.

پایش لب گور است

عمرش رو به پایان است، آخر عمرش است.

پته روی آب افتادن

رسوا و بر ملا شدن، رو شدن و افشا شدن راز و رمز.

پدر عشق بسوزد

شکوه عاشق از دردها، غم ها و دردسرهای عشق و عاشقی.

پر باز کردن

از غم و رنج و سختی رهیدن و بیش از حد خوشحال شدن.

پرسان پرسان می توان رفت هندوستان

پرسیدن عیب نیست از پرسش و جست و جو می توان به مقصود رسید و کامروا شد.

پز عالی، جیب خالی

کسی که ظاهری آراسته و فریبنده دارد ولی پول و مال و منالی ندارد.

پستان مادرش را گاز گرفته

اشاره به آدم بد ذات، شرور، فاسد و رام نشدنی.

پسر خاله دست دیزی

نسبت و خویشاوندی مزاح گونه در مواقعی که بخواهند کسی را به شوخی و مسخره از آشنایان و منسوبان نزدیک خود به شمار آورند.

پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد

اشاره به تأثیر همنشین بد.

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: