حقوق خبر
Eric Berne

اریک برن را بشناسید! (قسمت دوم)

اریک برن در 1910 در شهر مونترال کانادا به دنیا آمد. نام حقیقی اش لئونارد برنستاین بود. پدرش پزشک و مادرش نویسنده بود. خانواده ی او از لهستان و روسیه به کانادا مهاجرت کرده بودند. پدرش در 38 سالگی بر اثر بیماری سل فوت کرد و مادرش او را تشویق کرد که راه پدرش را دنبال کند و اریک در 1935 از دانشکده ی پزشکی دانشگاه مگ گیل فارغ التحصیل شد و یک دوره ی آموزش تحلیل روانی را در دانشگاه ییل گذراند. او در 1943 نامش را به اریک برن تغییر داد.

Eric Berne

پایگاه خبری حقوق نیوز

اریک برن (Eric berne)

سه جنبه ی اصلی شخصیت، یعنی والد، کودک، بالغ باید به طور متعادل رشد کنند وگرنه دچار مشکل می شویم. مثلا اگر والدمان خیلی قوی باشد، آنگاه دائم احساس گناه کار بودن می کنیم و به بالغ و کودک خود بیش از حد ایراد می گیریم. اما اگر والدمان ضعیف بوده و کم رشد کرده باشد، آنگاه از وجدان کافی برخوردار نخواهیم بود. اگر کودک درون کسی بیش از حد رشد کرده باشد دائم به بازی گوشی می پردازد و تکانشی و عصبی است. اما اگر دائم به کار بپردازد و اصلا به تفریح و بازیگوشی مشغول نشود کودک او کم رشد کرده است. اگر کسی بیش از حد جدی باشد و با همه چیز به طور عقلانی برخورد کند می توان نتیجه گرفت بالغ او بیش از حد رشد کرده و قوی شده است.

اریک برن در 1964 بر اساس مفهوم تحلیل رفتار متقابل کتابی تحت عنوان بازی ها: روان شناسی روابط انسانی نوشت که لحن محاوره ای داشت و در میان مردم آمریکا محبوبیت زیادی یافت و تا مدت ها در فهرست کتب پر فروش نشریه ی نیویورک تایمز قرار داشت. این کتاب روانشناسی عامه پسند، ناگهان او را به ثروت نسبتا زیادی رساند و او با پول حاصل از فروش این کتاب یک خانه ی نو و ماشین گران قیمت خرید و مجددا ازدواج کرد!

او معتقد بود بازی های روان شناسی که مردم در زندگی روزمره ی خود انجام می دهند یک سری تبادلات پنهانی هستند که به صورت مستمر انجام می گیرند تا به نتیجه ی مشخص و از قبل پیش بینی شده ای منجر گردند؛ یعنی ما وارد بازی می شویم تا بعضی از انگیزه های پنهانی خود را ارضا کنیم و هر بازی همیشه یک مزیت برای ما دارد. برن تأکید داشت که نیاز انسان ها به صمیمیت و نوازش باعث می شود انسان ها وارد بازی های مختلف شوند و این بازی ها جایگزین ارتباطات واقعی می شوند.

یکی از متداول ترین بازی ها «اگر به خاطر تو نبود» نام دارد که بین زن و شوهر ها رایج است. در این بازی مثلا زن شکایت می کند که شوهر مانع دستیابی او به خواسته هایش در زندگی است. مثلا می گوید:«من خیلی دوست دارم پینگ پونگ یاد بگیرم.» و بنابراین در یک کلاس آموزش پینگ پونگ شرکت می کند. اما بعد از مدتی متوجه می شود نمی تواند در مقابل جمع بازی کند و از این کار وحشت دارد و خجالت می کشد. به همین دلیل، دگر کلاس نمی رود. ولی وقتی اقوام و دوستان از او می پرسند:«چرا دیگه به کلاس آموزش پینگ پونگ نمی روی؟» در حضور شوهرش جواب می دهد:«این سوال را باید از آقا بکنید. او دلش نمی خواهد من ادامه بدهم. اگر به خاطر او نبود، الان من به خیلی چیزا رسیده بودم.»

بدین ترتیب، زن با انجام دادن این بازی روانشناسی، ترس و شرم خود را از بازی در حضور جمع پنهان می کند و به هیچ کس نمی گوید دلیل نرفتن به کلاس ضعف خودش بوده است، بلکه مسئولیت کار را به گردن شوهرش می اندازد و این طور عنوان می کند که او خوشش نمی آید من پینگ پونگ را ادامه دهم.

برن عقیده دارد بازی ها مثل نوارهای صوتی قدیمی و کهنه ای هستند که آن ها را از کودکی به ارث برده ایم و مرتب آن ها را از ضبط صوتمان پخش می کنیم و با این که اثرات ویرانگری دارند، ولی چون برخی مشکلات روانی حل نشده مان را (از جمله ترس و شرم زن مثال فوق از انجام دادن کاری در حضور جمع) به نوعی رفع و رجوع می کنند، برایمان آرامش بخش هستند.

بازی رایج دیگر «چرا این کارو نمی کنی؟ آره راست می گی، ولی...» است.

این بازی را مثلا مردی شروع می کند که کودک درونش در رابطه با مشکلی نیاز به همدردی و دلسوزی دیگران دارد. بازی این طور شروع می شود که او مشکل خود را برای دوستش مطرح می کند، دوست با ارائه دادن راه حل های سازنده سعی می کند او را راهنمایی کند (چرا تو برای حل مشکل فلان کار را انجام نمی دی؟)، فردی که مشکل را مطرح کرده می گوید:«آره حق با تو است ولی...» و سعی می کند در راه حلی که دوستش ارائه داده ایرادی پیدا کند (در صورتی که بالغ او می تواند راه حل مزبور را مورد بررسی دقیق قرار دهد و در صورت درست بودن، آن را بپذیرد)، ولی چون هدف فرد از این تعامل با دوست، پیدا کردن راه حل نیست چنین نمی کند. در این تعامل همچنین دوست او از فرصت استفاده کرده و والد خود را بازی می کند و نشان می دهد والد خوب و دلسوزی دارد.

کتاب بازی های اریک برن در دوران خود، یعنی 1960 از سوی بسیاری از روانشناسان مورد انتقادهای کوبنده قرار گرفت و محتوای آن را بیش از حد عامیانه دانستند، ولی در عین حال مورد استفاده ی بسیاری از مشاوران و درمانگران قرار می گیرد و جنبه ی روشنگرانه دارد.

اریک برن در جایی گفته است که کودک درون خود را به خوبی پرورش داده و اکنون نوجوانی 56 ساله است. او به بازی پوکر علاقه ی زیادی داشت. سه بار ازدواج کرد و در ژوئن 1970 دچار حمله ی قلبی شد، ولی نجات یافت. به تازگی متن کتاب بعد از سلام چه می گوید؟ را تمام کرده و سرحال بود؛ ولی دوباره در 26 ژوئن دچار حمله ی قلبی شدیدتری شد و در بیمارستان درگذشت.

کتاب های اریک برن عبارت اند از: بعد از سلام چه می گویید؟، ذهن در عمل، تحلیل رفتار متقابل در روان درمانی، ساختار و پویایی های سازمان ها و گروه ها، بازی های مردم، اصول گروه درمانی، عشق در روابط انسانی، فراسوی بازی ها و سناریو ها (که بعد از مرگش چاپ شد).

 

 

بیشتر بخوانید:

نظریات روانشناسان جهان(قسمتهای دیگر)

عشق از دیدگاه دانشمندان روانشناسی

تهیه کننده: محمدی

منبع: مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: