حقوق خبر
نبرد قهرمان با اژدها

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (3)

با نگاهی به روايات اژدهاكشی درمی يابيم كه بيشتر اين نبردها در بيرون از مرز ايران روی داده است. رستم، فرامرز، بهرام گور، ملك بهمن در هندوستان، برزو، اسفنديار، بهـرام گور، جهانبخش در توران، سـام در بربـر، گشتاسـب در روم، شـهريار در مغـرب، بهـرام چوبين در چين، اسكندر و گرشاسب نيز در سرزمين های غيرايرانی اژدهاكشی می كننـد. اين نكته كه چرا بيشتر اين اژدهايان در سرزمين های انيرانی حضور دارند محتملاً به اين دليل است كه بر پايه اساطير، ايران سرزمينی اهـورايی و نخسـتين آفريـده اهـورامزدا بـه شمار می آمده است، بنابراين حضور اين پتيارگان اهريمنی را در ايـن كشور روا ندانسته، آنان را به نواحی ديگر نسبت داده اند

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (3)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

اژدهاكشی ها در روايات حماسی ايران

4- در برخي روايت هاي اژدهاكشي، چگونگي كشتن اژدها، به قهرمـان داسـتان آموختـه مي شود. بر پايه شـاهنامه، موجـودي اهـورايي بـر فريـدون آشـكار گشـت و افسـونگري و چگونگي گشايش بندها را به او آموخت. احتمال دارد ايـن پيـك ايـزدي، كـه در برخـي دستنويس هاي شاهنامه، سروش خوانده شده، چگونگي پيروزي بر ضحاك اژدهافـش را نيز به فريدون آموخته است زيرا هنگام پيروزي او بر ضـحاك هـم، دوبـار سـروش آشـكار مي شود و او را از كشتن ضحاك بازمي دارد. در روايـت ماندايي داستان ببر بيان، گليمينه گوش ديوي است كه نيرنگ ساختن صـندوق چـوبي را براي نابودي اژدها به رستم مي آموزد. در نسـخه اي از ببـر بيـان مندرج در شاهنامة كتابخانة بريتانيا آمده است كه رستم به فرمـان گـودرز، بـراي كشـتن ببر بيان، شكم چند گوسـفند را پـر از آهـك مـي كنـد و در نهايـت آن اژدهـا بـا بلعيـدن گوسفندان، دل و جگرش مي سوزد، آنگاه رستم با گرز، او را نابود مي كند.

بر پايه يكي از روايات، گودرز پس از ديدن فرار زال از پيش روي ببر بيان، تا چهل روز رستم را در حمام داغ پرورش مي دهد تا در برابر گرما، مقاومت داشته باشد. سپس به فرمان گودرز، خانه اي آهنين براي نابودي اژدها مي سازند و رستم بـا رفـتن بـه درون آن اژدها را نابود مي كند. در يكي ديگر از روايات، زال دستور ساختن خانة آهنين را مي دهد. در برزونامة جديد، سيمرغ چگونگي نبرد با اژدهاي دوسـر را بـه برزو مي آموزد. در يكي از طومارهـاي نقـالي، سـروش بـر تهمينه آشكار مي شود و چگونگي نبرد كردن سهراب با اژدها را به او مي آموزد. برپاية روايت زرين قبانامه، رستم چگونگي كشتن اژدها را بـه كريمان مي آموزد. در يكي از روايات، دو پري ظاهر مي شـوند و شمشير سحرآميزي را به ملك بهمن مي دهند.

5- در متون اساطيري و حماسي ايران، زين افزارهاي كشتن اژدها متفاوت اسـت. بر پايـه اوستا و متون پهلوي، گرشاسب با گرز، اژدهاي سرور را نابود مي كند. يكي از پژوهشـگران در اين باره مي نويسد: «در اساطير هنـدوايراني، گـرز بـه عنـوان زيـن افـزار ويـژه ايـزدان اژدركش، نماد آييني تندر و آذرخش است كه بـه وسـيله آن، اژدهـاي كيهـاني اوژنيـده مي شود. چنانكه در وداها سلاح مخصوص ايندره vhjra «گرز» اسـت. در شاهنامه، فريدون نيز ضحاك را با گرز گاوسر از پاي درمـي آورد. امـا در بيشـتر صحنه هاي اژدهاكشي در شاهنامه، قهرمان يا با شمشير اژدها را نابود مـي كنـد يـا آنكـه نخست با پرتاب تير سپس با شمشير، پتياره را از پاي درمي آورد. در بيشتر طومارهاي نقالي، اغلب روايت شده است كه پهلوان نخست بـا تيـر و كمـان چشم اژدها را كور، سپس او را با ضربة شمشير و يا گرز نابود مي كند. در برخـي روايـت هـاي نقالي، پهلوان به همراه خود مي گويد سه بار نعره خواهد كشيد: بار نخست؛ هنگام ديـدن اژدها، بار دوم؛ هنگام مبارزه با او و بار سـوم؛ پـس از نـابودي اژدهـا.

6- گاهي پهلوان با نيرنگ هايي به جنگ اژدها مي رود. ايـن نيرنگ هـا و چـاره جـويي هـا شامل چند دسته است: نخست؛ ساختن صندوق چوبي و گذاشتن شمشير، نيزه و خنجـر در درون آن كه كهن ترين الگوي آن، در خان سوم اسفنديار ديده مـي شـود. نمونـه هـاي ديگر اين گونه اژدهاكشي ها را در نبرد رستم با ببـر بيـان و پتيـاره و نيز نبرد فرامرز با مارجوشا مي بينيم. دوم؛ زهرآلود كردن برخي جانوران مانند گاو و گوسفند و فرستادن آن به سوي اژدها، كه الگوي كهن آن در داستان اسكندر آمده است. چنان كه پيشتر اشاره شد، در يكي از روايات داستان ببر بيان، رستم با راهنمايي گـودرز شكم گوسفندان را آگنده از آهك مي كند. بر پايـة يكي از طومارهاي نقالي، تهمينه پيش از رويارويي سهراب با اژدها اين نيرنـگ را بـه كـار مي گيرد اما سهراب مخالفت مي كند. سـوم؛ سـاختن دو گوي مفرغي و پرتاب آن به سوي اژدهـا، بر پايـة يكـي از روايـات، سـهراب بـا راهنمـايي سروش، دو گوي مفرغي مي سازد و آنها را به سوي اژدها پرتاب مي كند. هربـار اژدهـا بـه طمع طعمه سر خود را بالا مي برد و سهراب يك چشم او را كـور مـي سـازد و در نهايـت اژدها را از بين مي برد. چهارم؛ ريختن سرب و ارزيز مذاب به كام اژدهـا، كـه اردشير بابكان اين نيرنگ را به كار مي گيرد. پـنجم؛ سـاختن گـوي آهنـين ميـان تهـي و تعبيه نمودن سيخ هايي با قلاب هاي واژگونه به آن؛ از اين روش برزو براي نابودي اژدهاي كوه زهاب بهره مي برد.

7- در بيشتر روايات حماسي، قهرمان داستان، داوطلبانه به نبرد اژدهـا مـي رود و انگيـزة اصلي او از چنين نبردهايي موارد ذيل است: نخست؛ رهايي پادشاه، پهلوان و يـا دختـران ايراني كه در بند دشمنان اند. در چنين مواردي قهرمان اغلب بـراي رهـايي آنـان مجبـور مي شود از هفت/ چند خان بگذرد؛ بنابراين نبرد با اژدها، در يكي از اين هفت/ چند خـان صورت مي گيرد. هفت خان رستم، اسفنديار، جهانبخش، شـهريار و... نمونـه هـايي از ايـن دسته روايات است. دوم؛ رهايي مردمان سرزميني كـه از بيـداد و ستمگري اژدها به جان آمده اند؛ اين دسته اژدهاكشي ها اغلـب جنبـة كـين خـواهي دارد: نبردهاي گرشاسب، سام، رستم، اسكندر، بهرام گور، بهرام چوبين، فرامرز، سـهراب، بـرزو و... با اژدها از اينگونه است. در اين دسته روايات، يا پادشاه و مردم آن سرزمين از پهلوان مي خواهند شر آن پتياره را از آنها دور سازد يا آنكه قهرمان در يكي از سفرهاي خود، بـه طور ناگهاني با اژدهايي مردم اوبار رو به رو مي شود و آن را از بـين مـي بـرد. سـوم؛ گـاهي شرط ازدواج با دختر پادشاه كشتن اژدها است؛ توضيح آنكه گـاهي قهرمـان داسـتان يـا يكي از افراد آن سرزمين دلباختة دختر پادشاه مي شوند. پادشاه شرط مي كند كسي كـه بتواند اژدهاي مردم خوار آن سرزمين را از پاي درآورد مي توانـد بـا دختـرش ازدواج كنـد. كهن ترين الگوهاي داستاني اين دسته روايات، كشـته شـدن اژدهـاي كـوه سـقيلا بـه دست گشتاسب به خواست اهرن رومي بود كه عاشق دختر قيصر شده اما از رويارويي بـا اژدها درمانده بود. از نمونه هاي ديگـر ايـن اژدهاكشـي هـا، مي توان از نبرد برزو با اژدهاي كوه زهاب و آذربرزين با اژدهـاي ابرمانند نام برد.

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران (3)
 

8- در برخي روايات قهرمانان داستان، كه از نظر پهلـواني چنـدان صـاحب نـام نيسـتند، برخلاف ميل خود و به درخواست ديگـران، بـه نبـرد اژدهـا مـي رونـد و در نهايـت ناكـام مي مانند. براي مثال، زال به درخواست منوچهرشاه و راي هنـد، بـه نبـرد بـا دو اژدهـاي مخوف، به نام هاي ببر بيان و پتياره مي رود اما ناكام مي مانـد و بـا ديـدن اژدهـا گريـزان مي شود. بهمن پسر اسفنديار، با اصرار آذربرزين به جنگ اژدها مي رود و درنهايـت كشـته مي شود. عدم موفقيت اين دو قهرمان اساطيري در نبرد با اژدها به دليل بي فره بودن آنها است. گاهي نيز يكي از قهرمانان، بدون پافشاري ديگران به نبرد اژدها مي رود اما نـه تنهـا كاري از پيش نمي برد، بلكه گريزان مي شود و يا به دست اژدها كشـته مـي شـود. برپايـة روايت احياءالملوك، رستم تور به نبرد اژدها مي رود، اما پس از آتشفشاني اژدها، گريـزان مي شود و بالاي درختي مي رود. كشته شدن جواني به دست اژدها در هماي نامه و بلعيده شدن امير طوفان ارگنجي، برپاية يكي از طومارهاي نقالي، نمونـه هـاي ديگري از اينگونه ناكامي ها است. تنها نمونه استثنايي كشته شدن قهرمان به دست اژدها كه خود داوطلبانه به جنـگ اژدها مي رود و او را از پاي درمي آورد، نبرد اسفنديار با اژدهـايي اسـت كـه روايـت آن در عجايب نامه آمده است.

9- با نگاهي به روايات اژدهاكشي درمي يابيم كه بيشتر اين نبردها در بيرون از مرز ايران روي داده است. رستم، فرامرز، بهرام گور، ملك بهمن در هندوستان، برزو، اسفنديار، بهـرام گور، جهانبخش در توران، سـام در بربـر، گشتاسـب در روم، شـهريار در مغـرب، بهـرام چوبين در چين، اسكندر و گرشاسب نيز در سرزمينهاي غيرايراني اژدهاكشي مي كننـد. اين نكته كه چرا بيشتر اين اژدهايان در سرزمين هاي انيراني حضور دارند محتملاً به اين دليل است كه بر پايه اساطير، ايران سرزميني اهـورايي و نخسـتين آفريـده اهـورامزدا بـه شمار مي آمده است، بنابراين حضور اين پتيارگان اهريمني را در ايـن كشور روا ندانسته، آنان را به نواحي ديگر نسبت داده اند.

10- در بيشتر منظومه هاي حماسي ايران، گاه قهرمان داستان، چندين بار بـا ديـوان بـه مبارزه مي پردازد تا اينكه آنان را از بين مي برد براي مثال نبرد رسـتم بـا اكـوان ديـو. در برخي منظومه هاي متأخر و اغلب در روايت هاي نقالي و داستانهاي عاميانه، از نبردهـاي چندگانة پهلوانان با ديوان سخن به ميان آمده است حال آنكه پيروزي قهرمـان بـر اژدهـا، عمدتاً در همان رويارويي نخست انجام مي پذيرد. نكتة درخور توجه ديگر، اين اسـت كـه به استثناي دو مورد، در ديگر جنگ هاي پهلوانـان بـا اژدهـا، سـرانجام آن پتيـاره كشـته مي شود: نخست؛ اژدهاي مردم اوباري كه بهمن را به كام مي كشد و پـس از بلعيـدن او از پيش چشم ديگران دور مي شود . اژدهـاي ديگـر همـان اسـت كـه در روايـات منثـور برزونامة جديد از آن ياد مي شود و آن هنگامي است كه رستم براي رهايي پاس پرهيزگار، به سوي مغرب مي رود. در ميان راه با اژدهاي مخوفي روبـه رو مـي شـود و در نبـرد بـا او، كاري از پيش نمي برد. ناگهان سروش بر او آشكار مي شود و مي گويد اين اژدها به دسـت حضرت علي (ع) كشته خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

نبرد قهرمان با اژدها در روایت های حماسی ایران(قسمتهای دیگر)

تعریف اسطوره در میان اندیشمندان ایرانی

اسطوره و ذهنیت اسطوره ای در ایران

 

منبع: نبرد قهرمان با اژدها در روايتهاي حماسي ايران - رضا غفوری - ادب پژوهی - شماره 34 - 1394

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: