حقوق خبر
سوء مصرف مواد

سوء مصرف مواد مخدر چیست؟

عدم توانایی فرد در کنترل تکانه های خود، هیجان خواهی و تنوع طلبی از جمله عوامل روان شناختی موثر در سوءمصرف مواد شناخته شده است. کسانی که به سوءمصرف مواد روی می آورند، مواد مخدر را به عنوان راهی برای تسکین اضطراب، خشم یا افسردگی مصرف می کنند

سوء مصرف مواد مخدر چیست؟
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

سوء مصرف مواد مخدر

سوءمصرف مواد یکی از جدی ترین معضلات بشری به ویژه در سال های اخیر و یکی از پیچیده ترین پدیده های انسانی است که به عنوان الگوی غیر تطابقی مصرف مواد منجر به بروز مشکلات مکرر رفتاری و اجتماعی می گردد. معضلات اجتماعی این مسئله در کشورهای در حال توسعه، چشمگیر است و به طو.ر کلی کمتر کشوری را می توان یافت که از شیوع و خطرات ناشی از آن مصون مانده باشد. سوءمصرف مواد هزینه های فراوانی را به جامعه تحمیل می کند و از نظر مالی هر سال هزاران میلیون دلار صرف توزیع داروها، درمان مصرف کنندگان و پرداختن به پیامدهای سوءمصرف مواد می شود.

روان شناسان و پژوهشگران اجتماعی برای مصرف مواد مخدر، دلایل گوناگونی مطرح نموده اند. برخی بر این باورند که تلاش برای پذیرفته شدن از سوی جامعه و بالغ نشان دادن خود، از جمله علل گرایش به مصرف مواد است. برخی هم معتقدند، پذیرفته شدن در گروه های اجتماعی و پیشنهاد مصرف از سوی دوستان، از عوامل مهم در افزایش احتمال مصرف مواد مخدر به شمار می رود.

عدم توانایی فرد در کنترل تکانه های خود، هیجان خواهی و تنوع طلبی از جمله عوامل روان شناختی موثر در سوءمصرف مواد شناخته شده است. کسانی که به سوءمصرف مواد روی می آورند، مواد مخدر را به عنوان راهی برای تسکین اضطراب، خشم یا افسردگی مصرف می کنند.

آن ها در اولین تجربه ی خود با مصرف ماده های شیمیایی آشنا می شوند که می تواند احساس اضطراب یا اندوهی که آن ها را به ستوه آورده است، تسکین دهد. افرادی که درماندگی عاطفی و هیجانی بیشتری دارند، تمایل بیشتری هم به مصرف مواد مخدر و الکل دارند. این افراد اغلب اوقات گرفتار هیجانات و احساساتی می شوند که راه گریزی از آن برای خود نمی یابند. آن ها آگاهی چندانی از عواطف خود ندارند و در نتیجه با این احساس که هیچ کنترلی بر زندگی احساسی خود ندارند، هیچ گونه تلاشی به عمل نمی آوردند.

با آغاز قرن بیستم، مسئله ی سوءمصرف مواد و اعتیاد نسبت به قرن نوزدهم و پیش از آن دگرگون شد. اکنون اتفاق نظر کاملی درباره این مسئله وجود دارد که پدیده اعتیاد در طول قرن بیستم و به ویژه طی دهه 1970 و 1980 میلادی تحت تاثیر عوامل گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و عامی به نحو وسیع و حیرت آوری در بین اقشار گوناگون جوامع مختلف پراکنده شده است. این سیر فزاینده بسان زنگ خطری، حکومت ها، دولت ها و دانشمندان رشته های مختلف را برای مبارزه با اعتیاد و سوءمصرف مواد برانگیخته است.

این برانگیختگی، نمود اصلی خود را در بسیاری از کشورها، از جمله ایران از یک طرف در قانون گذاری ها و برخوردهای قانونی و از طرف دیگر در حجم رو به گسترش متون علمی مربوط به اعتیاد و سوءمصرف مواد نشان می دهد.

دیدگاه های اولیه در باب اعتیاد، متاثر از برخی اندیشه های شبه خرافی و یا اندیشه های بدوی است که ماهیت علمی ندارد. تفسیرهای آکادمیک و علمی در آغاز، بیشتر متاثر از نظریه پردازی های رویکرد «روان پویایی» بوده است.

بر پایه این رویکرد، معتادان افرادی هستند که مشکلات دیرینه شخصیتی و روانی آن ها، علت گرایش به مصرف مواد اعتیاد آور بوده است. در این نظریات گروه دیگری از روان پزشکان و پزشکان در راه یافتن راه حل درمان جسمی معتادان برآمدند و در این بین روش ها و شیوه های گوناگونی را نیز به کار گرفته اند. عدم موفقیت به کارگیری روش های یک بعدی، اعم از روانی و زیستی به تدریج شاخه چند عاملی و چند بعدی بودن اعتیاد را پدید آورد. کوشش های پژوهشی در اوایل قرن بیستم بر شاخه روانی – اجتماعی بودن اعتیاد صحه گذاشت؛ تا به این وسیله هم در بعد شناسایی انواع مواد و هم در بعد سبب شناسی و درمان اعتیاد توانایی دانشمندان و درمانگران افزایش یابد.

سوءمصرف مواد موجب تغییرات فیزیولوژیکی و حتی در درازمدت، تغییرات بافتی دیر بازگشت یا برگشت ناپذیری در مغز می شود لذا یک موضوع خاص مورد توجه روانشناسان بالینی و روان پزشکان بوده است. تبیین های روان شناختی و روانکاوانه بر تفاوت های فردی اشخاص در شیوه تفکر و احساس درباره رفتار خویش تاکید دارند؛ تفاوت هایی که می تواند به شکل تفاوت هایی ظریف و جزئی در رفتار برخی افراد با افراد متعارف یا حتی در قالب اختلالات وخیم شخصیتی ظاهر شود و برخی افراد را به سبب عواملی مانند افزایش خشم و عصبانیت، کمی وابستگی و تعلق خاطر به یکدیگر، یا تمایل به خطر کردن و لذت جویی با شدت بیشتری مستعد ارتکاب رفتارهای نامعمول کند.

در تازه ترین پژوهش ها صورت گرفته در این زمینه، پژوهشگران معتادها را در سه دسته بررسی می کنند: 1- معتادان نوروتیک

2- معتادان پسیکوتیک

3- معتادان سازمان یافته.

معتادان نوروتیک خودآزار و دیگر آزارند و دارای اختلال در روابط عاطفی و خانوادگی می باشند.

از نظر روانی، این افراد با مصاحبه و رویارویی و نیز از طریق همدلی، اعتماد و اطمینان بخشیدن به آن ها باید تحت درمان قرار گیرند. معتادان پسیکوتیک واقعیت گریز هستند، روانکاوی این گروه و کنترل پرخاشگری در آن ها بهترین راه درمان این گروه محسوب می گردد.

معتادانی که دارای رفتار سازمان یافته هستند، قادر به برقراری ارتباط با واقعیت ها نیستند و ناکامی های خود را معلول محیط اجتماعی و خانوادگی دوران کودکی خود می دانند و بسیار خیال پرداز هستند. این گروه نیز از طریق روانکاوی فردی و گروهی تحت درمان قرار می گیرند. در دهه های گذشته تصور می شد که سوء مصرف کنندگان مواد، دارای ضعف های شخصیتی هستند که آن ها را نسبت به مصرف کردن داروها و معتاد شدن به آن ها آسیب پذیر می کند. اگرچه پژوهش ها به طور تجربی «شخصیت اعتیادآور» را درون افراد نشان نداده اند، اما رابطه اختلال های روان پزشکی خاص با اختلال های سوءمصرف مواد تایید شده است. اختلال شخصیت ضداجتماعی در بین مردان مبتلا به اختلال سوءمصرف مواد، شایع ترین اختلال روان پزشکی است.

این گونه افراد به احتمال بیشتری در معرض داروها قرار دارند، تعداد بیشتری از آن ها را تجربه می کنند و به پیامدهای ناگوار آن بی توجه اند. دیدگاه روان پریشی نیز به شناخت علل وابستگی دارویی کمک کرده است. در این دیدگاه عقیده بر آن است که مصرف دارو وسیله ای برای جبران عملکرد معیوب خود است. دیدگاه های جدیدتر اعتیاد را بیانگر کمبودهای اساسی در رشد و عاطفه خودی می دانند. لذا این مواد برای کاستن از حالت های هیجانی آزارنده یا به عنوان یک مکانیزم دفاعی در ارتباط با تعارض درونی مصرف می شوند. اختلال در رشد اولیه، به ویژه در خصوص روابط با دیگران می تواند آسیب پذیری را افزایش دهد.

بیشتر بخوانید:

داروهای ترک اعتیاد

تاریخ اعتیاد در ایران

 

منبع: رفتار جنسی پرخطر و رفتارهای خودآسیب رسان (زنان و مردان) در اختلالات اعتیادی) - دکتر منصوره شهریاری احمدی - مهسا کاشفی زاده

پایگاه خبری حقوق نیوز - آسیب های اجتماعی



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: