حقوق خبر

اساطیر زردشتی (قسمت دوم)

اَهُورَه مَزدا (اورمزد در متون بعدی) به معنی «سروَر دانا»، نامی است که زردشتیان به خدا داده اند. چنانکه از نام او بر می آید، ویژگی او خرد است، کسی است که نه فریب می خورد نه می فریبد. این سرور، بخشنده و خیر مطلق است. او که پدر و مادر آفرینش است، مسیر خورشید و ماه و ستارگان را ساخته است. او بوده و هست و خواهد بود. به سخنی دیگر، او جاودانه است، اما در دوران کنونی قادر مطلق نیست، زیرا توانایی او به دلیل دشمن عمده اش یعنی اهریمن محدود است. اما زمانی خواهد رسید که بدی مغلوب شود و اهوره مزدا با قدرت مطلق فرمانروایی کند.

 اساطیر زردشتی (قسمت دوم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

نیرو های خیر

عباراتی که اورمزد با آن ها توصیف شده است، غالبا با طبیعت ارتباط دارند. او جامه ای مزین به ستارگان در بر دارد. زیباتریت شکل های او شکل خورشید بر آسمان و تجسم روشنی بر روی زمین است. گویند که «خورشید تیز اسب» چشم اوست. تختش در عرش اعلی، در نور آسمانی جای دارد و در آن جا درباری دارد و فرشتگانی که در خدمت اویند و فرمان هایش را اجرا می کنند. گرچه ممکن است گروهی این نماد پردازی را حقیقی پنداشته باشند، اما نباید تصور کرد که همه زردشتیان بر این عقیده اند. بیشتر اسطوره ها، همان طور که خواهیم دید، خصوصیتی انتزاعی دارند.

در نظر زردشتیان اورمزد برتر از کل خیر مطلق است و با بدی هیچگونه ارتباطی ندارد. زردشتیان خدای مسیحیان را به سبب اینکه روا می دارد که آفریدگان او و حتی پسر خودش، دچار رنج شوند، محکوم می کنند. رنج بردن را بد می دانند، زیرا رنج «آفرینش خوب» را تباه می کند و این امری است که خدا اکنون نمی تواند اختیار آن را در دست داشته باشد. اما روزی بر آن چیره خواهد شد. خدا سرچشمه همه نیکی هاست: روشنایی، زندگی، زیبایی، شادی و تندرستی. او نیرویی است در پس هر سریری و سرچشمه الهام همه راستی هاست و نماد زمینی او مرد پارساست.

اَمِشَه سپِنتَه ها (امشاسپندان)، پسران و دختران خدا

زردشت از هفت وجود یا «جلوه» خدا سخن می گوید که خدا آنان را بر حسب اراده خود آفریده است. آن ها عبارتند از سپِنتَه مَینیو (سپند مینو)، وُهُومَنَه (بهمن)، اَشَه (اردیبهشت)، خشَثرَه وَیریَه (شهریور)، اَرمَیتی (اسپندارمد)، هَوروَتات (خرداد) و اَمِرِتات (مرداد)، به ترتیب به معنی روح نیکوکار، اندیشه نیک، راستی، شهریاری مطلوب، اخلاص، کمال و بیمرگی.

مشخصه اصلی خدا «روح نیکوکار» یا «آفریننده» است. این مشخصه منحصرا به خدا تعلق دارد، اما جلوه های دیگر تجلیاتی از خدا هستند که در هر یک از آن ها انسان می تواند سهیم باشد: این جلوه ها وسیله هایی هستند که خدا را به انسان و انسان را به خدا نزدیک می کند. زردشت اظهار می دارد که هر که به اهوره مزدا روی آورد و از او اطاعت کند، از طریق کارهای «اندیشه نیک» به کمال و «بی مرگی» خواهد رسید. به واسطه «اندیشه نیک» است که آدمیان راه «راستی» را دنبال می کنند و به کمال و بی مرگی دست می یابند و بدان وسیله به «شهریاری» می رسند. بدین گونه است که انسان می تواند در سرشت خدا سهیم باشد. در حقیقت وظیفه دینی انسان این است که با منبع غایی یا آفریدگار یکی باشد.

مباحث فاضلانه بسیاری درباره اصل و منشأ این «جلوه ها» مطرح شده است. بعضی برآنند که اصل و منشأ این شخصیت ها خدایان باستانی هستند. اما اصل آن ها هرچه باشد، آن چه بیش از همه مهم است، احساس آرمان های والا و اندیشه عمیقی است که در بر دارند. در دین زردشتی متأخرتر تصویر پردازی تخیلی بیشتری در مورد این شخصیت ها که آن ها را با فرشتگان بزرگ مسیحی مقایسه کرده اند، به کار رفته است. اهوره مزدا را با «روح آفریننده» (سپند مینو) یکی شمرده اند و سرَوشَه (سروش) به تعداد امشاسپندان افزوده گشته است تا ساخت هفتگانه «سلسله مراتب» ایزدی تکمیل شود. همه هفت (امشاسپندان) بر تخت های زرین در کنار اهوره مزدا در اقامتگاه خود یعنی «خانه سرودها» قرار دارند، عرش که راستکاران پس از مرگ به آن می رسند. هر یک از امشاسپندان بخشی از آفرینش را حمایت می کنند: بهمن حیوانات را، اردیبهشت آتش را، شهریور فلزات را، اسپندارمد زمین را، مرداد گیاهان را و خرداد آب را حمایت می کند. انسان تحت حمایت خود اهوره مزداست. این جاودانگی همگی چنان نقش مهمی را در دین زردشتی ایفا می کنند که جای آن دارد که بر هر یک از آنان جداگانه نظری بیفکنیم.

وهُومَنَه (بهمن)، اندیشه نیک

بهمن، نخستین زاده خدا، در طرف راست اهوره مزدا می نشیند و تقریبا نقش مشاور را دارد. اگرچه او پشتیبان حیوانات سودمند در جهان است، با انسان نیز سروکار دارد. بهمن بود که آشکارا در برابر زردشت نمایان شد و اوست که گزارشی روزانه از اندیشه و گفتار و کردار مردمان تهیه می کند. پس از مرگ، بهمن روان پارسایان را خوشامد می گوید و آنان را به بالا ترین قسمت بهشت رهنمون می شود. در پس این تصویرپردازی باز هم این اعتقاد وجود دارد که «اندیشه خوب» (بهمن) مظهر خرد خداست که در وجود انسان فعال است و انسان را به سوی خدا رهبری می کند؛ زیرا از طریق «اندیشه نیک» است که به شناخت «دین بهی» می توان رسید. دیوانی که بهمن با آنان مخالف است، عبارتند از «اَیشمَه» (خشم) و آز (غلط اندیشی) و بالاتر از همه، اَکَه مَنَه (اَکُومَن: اندیشه بد یا بی نظمی).

اَشَه (اردیبهشت)، راستی

اردیبهشت که زیباترین امشاسپندان است، نه تنها در برابر ناراستی قرار می گیرد، بلکه نماینده قانون ایزدی و نظم اخلاقی در جهان نیز هست. شخص مؤمن اَشَوَن یعنی «پیرو اشه» نامیده می شود. آنانی که اَشَه را نمی شناسند، از بهشت محروم اند، زیرا آنان بیرون از کل نظم خدا هستند. پارسایان نیایش می کنند تا بتوانند این فرمانروای بهشتی را ببینند و راهش را دنبال کنند و در بهشت پر از شادی او به سر برند. اشه نظم را در روی زمین نگاه می دارد، زیرا بیماری و مرگ و دیوان و جادوگران و آفریدگان شریر یعنی همه آنانی را که با نظم جهانی که خواست خداست به مخالفت برمی خیزند، سرکوب می کند. اشه حتی نظم را در دوزخ نگاه می دارد و مراقبت می کند که دیوان بدکاران را بیش از آن چه سزاوار آنند، تنبیه نکنند. هماورد اصلی او ایندرَه (اندر) است، که «روح ارتداد» در انسان است، زیرا ارتداد چیزی است که انسان را از قانون و نظم خدا دور می سازد.

خشَثرَه وَیریَه (شهریور)، شهریاری مطلوب

از جهات بسیاری شهریور انتزاعی ترین امشاسپندان است. او مظهر توانایی، شکوه، سیطره و قدرت خداست. در جهان مینویی او نماینده فرمانروایی بهشتی است و در زمین نماینده آن سلطنتی است که با کمک کردن به فقرا و ضعفا و با چیرگی بر همه بدی ها، اراده خدا را در آن مستقر می کند. به دلیل پشتیبانیش از فلزات، وی با جاری شدن فلز گداخته ای که در پایان جهان همه مردمان را به آزمایش خواهد کشید، ارتباط دارد. از این رو، گفته می شود که خدا از طریق او پاداش و مکافات اخروی را تعیین می کند. هماورد اصلی او سَوروَه است که سردیو «حکومت بد» و «هرج و مرج» و «مستی» است.

اَرمَیتی (اسپندارمد)، اخلاص

اسپندارمد دختر اهوره مزداست و در طرف چپ او می نشیند. چون زمین زیر نظر اوست، می گویند که به چهارپایان چراگاه می بخشد، اما خصوصیت راستین او از نامش برمی آید که «بجا اندیشی» یا «اخلاص» معنی می دهد. وی مظهر فرمانبرداری مؤمنانه، هماهنگی مذهبی و پرستش است. در مورد او می گویند که در برابر زردشت ظاهر شد، و این نمادی مناسب است برای نشان دادن فرمانبرداری صادقانه پیامبر نسبت به پیام خود و احساس مخلصانه او.

اسپندارمد وقتی که دزدان و مردان بد و زنان بی ملاحظه آزادانه روی زمین راه می روند آزرده می شود، اما زمانی که پارسایان به کشت و کار و پرورش چهارپایان می پردازند یا هنگامی که فرزند پارسایی زاده می شود، شادمان می گردد. هماوردان اصلی او تَرومَیتی (گستاخی) و پَریمَیتی (کج اندیشی) اند.

هَوروَتات (خرداد) و اَمِرَتات (مرداد) کمال و بی مرگی

چون این دو موجود مادینه همیشه در متون با هم ذکر می شوند، در این جا نیز با هم مورد بحث قرار می گیرند. خرداد که به معنی تمامیت، کلیت و پُری است (غالبا کمال معنی می شود)، مظهری است که از مفهوم نجات برای افراد بشر. مرداد (تحت اللفظی به معنی بیمرگی) تجلی دیگر رستگاری و جاودانگی است. این دو امشاسپند با آب و گیاه ارتباط دارند و هدایای آنان ثروت و رمه چهارپایان است، به گونه ای که این دو نماینده آرمان های نیرومندی، سرچشمه زندگی و رویش هستند. هماوردان خاص آنان «گرسنگی» و «تشنگی» اند.

سرَوشَه (سروش)، فرمانبرداری

سروش به معنی اطاعت یا انضباط، یکی از چهره های محبوب دین زردشتی است. این ایزد در همه آیین های دینی حضور دارد، زیرا او در نیایش ها و سرودهای مردمان جای دارد و خدایی است که نیایش ها را به بهشت منتقل می کند. سروش را در سرودش به عنوان «سروَر مناسک دینی» به یاری می خوانند و از آنجا که مناسک زردشتی نیروی مؤثری است که بدی را نابود می کند، از این رو، سروش نیز چون جنگ جوی مسلح و بهترین درهم کوبنده «دروغ» توصیف شده است. با تبر جنگی اش کاسه سر دیوان را خرد می کند و به اهریمن ضربت می زند، اما او بیش از همه مخالف اَیشمَه (خشم) است.

«فرمانبرداری» که تجسم کلام مقدس است، نیرویی است که در نبرد همیشگی علیه نیروهای مخرب شر پیروزی به همراه می آورد. خصوصیات انتزاعی این شخصیت روشن است، اما از تصویر پردازی اساطیری نیز عاری نیست. مثلا سروش جهان را در شب هنگامی که دیوان این سو و آن سو پرسه می زنند پاسداری می کند. او نخستین کسی بود که گاهان را بر خواند و بر سُم یعنی شاخه های مقدسی را که در مناسک به کار می رود، گسترد و دعاها را تقدیم اهوره مزدا کرد. خانه هزار ستونی او در بالاترین قله کوه البرز (هَرَیتی) است. این خانه از درون، خود به خود روشن است و از بیرون، از ستارگان نور می گیرد. از آن جا چهار اسب سفید زیبا با پاهای زرین تندرو او را در گردونه اش به پیش می رانند. سروش کسی است که روان را پس از مرگ خوشامد می گوید و از آن مراقبت می کند. همراه با مهر و رَسن بر داوری روان ریاست دارد.

این تصویر پردازی اساطیری به خوبی روشنگر این نکات است: برداشت دین زردشتی از مناسک، تکیه بر اطاعت از کلام ایزدی، فرمانبرداری به عنوان تجسمی از کلام ایزدی، مناسک دینی و فرمانبرداری به عنوان نیروهایی که روان را محافظت و سرانجام سرنوشت او را تعیین می کنند. در دین زردشتی فرمانبرداری خصوصیتی انفعالی به شمار نمی رود، بلکه بیشتر نیرویی فعال و پیروزمند در نبرد با شر محسوب می شود.

این همان تصویری از «اطاعت» است که در گاهان می بینیم. زردشت زندگی خود را همراه با اندیشه و گفتار و کردار نیک و اطاعت و توانایی خویش، به خدا و به راستی پیشکش می کند. همچنین، اطاعت سرانجام موجب اجر و پاداش می شود.در نتیجه، در رسیدن به راه راست اهوره مزدا، «فرمانبرداری» از همه چیز برتر است. دانشمندان درباره ابهام مفهوم «فرمانبرداری» در گاهان این بحث را پیش می کشند که آیا «فرمانبرداری» فقط یک مفهوم انتزاعی است یا یک خداست، اما شاید زردشت قصد این ابهام را داشته است. در کتاب های متأخر پهلوی گاهی سروش یکی از امشاسپندان به شمار آمده است، اما شاید این امر تحریف عمده ای در تعلیمات پیامبر، آن گونه که بعضی می پندارند، نباشد.

ایزدان، یا موجودات ستودنی

در دین زردشتی امشاسپندان تنها موجودات آسمانی نیستند، یَزَته ها یعنی «موجودات پرستیدنی، ستودنی» نیز وجود دارند. در مجمع آسمانی، ایزدان از لحاظ رتبه در رده سوم بعد از اهوره مزدا و امشاسپندان قرار دارند. اگر چه ایزدان اصولا بی شمارند، اما بدیهی است که بعضی چهره ها بر دیگران تفوق دارند و اینان عمدتا ایزدانی هستند که روز خاصی از ماه در تقویم زردشتی به آنان اختصاص دارد. مهم ترین آنان مانند مهر (میثرَه) و ناهید (اَناهیتا) معمولا سرود یا «یشتی» مخصوص به خود دارند. از آن جا که درباره ایزدان عمده ای چون وای، ناهید، هوم، آتَر، بهرام، رَپیثوین و مهر درجای دیگر این کتاب بحث کردیم، موردی ندارد که فهرست کاملی از آن ها را در اینجا بیاوریم. به جای آن، بهتر است که بر همه آنان به صورت یک گروه نظری بیفکنیم. به طور کلی، احساس می شود که آنان یا مینوهای نگاهبان خورشید و ماه و ستارگان و غیره هستند یا تجسمی از مفاهیم انتزاعی مانند دعا و راستی و آشتی. اگر این دین را دینی معتقد به خدایان بسیار به شمار آوریم و ایزدان را خدایانی از مجموعه خدایان، مانند شخصیت های اساطیر یونان باستان، بدانیم، لااقل در مورد دین زردشتی کنونی، به خطا رفته ایم. زردشتیان اعتقاد دارند که اورمزد چنان بزرگ و والاست که انسان نباید با تظلم های کوچک، توبه ها و پیشکش های خود خاطر او را آشفته کند. به جای او، مردم نگهبان خاص خود را انتخاب می کنند و بدو تقرب می جویند. این کار به این معنی نیست که آنان عشق و قدرت و فرمانروایی اهوره مزدا را بزرگ ندارند یا نستایند، همانگونه که کاتولیک های رومی با درخواست کمک و آسایش از قدیسان عشق به خدا را از نظر دور نمی دارند. بنابراین، پارسیان (= زردشتیان) به حق ادعا می کنند که قرینه حقیقی ایزدان (زردشتی)، خدایان متعلق به مجموعه خدایان دوران قدیم (یونان) نیستند، بلکه قدیسان یا فرشتگان مسیحیت اند.

بنابراین، در دین زردشتی ایزدان موجودات جهان مینویی هستند. به طور خلاصه، زردشتیان به یک خدا یا نیروی غایی یعنی اهوره مزدا اعتقاد دارند که نیکی و خرد و دانایی مطلق است و انسان می تواند با بهره داشتن از جلوه های مختلف شخصیت او و با دنبال کردن راه «اندیشه نیک» و «راستی»، در وجود او شریک باشد. اراده او در جزئیات امور تعدادی از فرشتگان به مرحله اجرا در می آورند که خود مورد عشق و علاقه مإؤمنانند، اگرچه هیچکدام از آنان هرگز نمی توانند جای «سرور دانا» (اَهُورَه مَزدا) را بگیرند. متضاد درگاه بهشتی، جهان «روح شر» (= اهریمن) است و اینک بدان می پردازیم.

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: