حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت دوازدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت دوازدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

پشت چشم نازک کردن

کسی که خودش را بگیرد و با بی اعتنایی و فخرفروشی و افاده با کسی برخورد کند.

پشت دست داغ کردن

توبه از تکرار کاری به دلیل ضرر و پشیمانی و یا توقع بی جای طرف مقابل.

پشت دوری بکش

در جواب کسی می گویند که تهدید به قطع رابطه و خیر و بهره خود می کند و در واقع نفعی از او نرسیده و دیده نشده است.

پشت گوش انداختن

بی اعتنایی و بی اهمیتی نسبت به خواهش یا فرمان کسی.

پشه لگدش کرده

آدم ضعیف یا نازنازی که با کوچک ترین کسالت از پا درآمده و خود را در بستر بیفکند.

پنجه انگشت را عسل کنی در دهانش بگذاری، انگشتت را گاز می گیره

صفت آدم بی چشم و رو و قدرنشناس و ناسپاس.

پنچ انگشت یکی نمی شود

همه ی انسان ها (بیشتر منظور همه فرزندان یک خانواده) از لحاظ صفات و روحیات یک جور و مثل هم نیستند.

پوست انداختن

برای انجام کاری یا در برخورد با موقعیت ناموافقی رنج و مرارت و مشقت فراوان کشیدن.

پول بده سر سبیل شاه ناقاره بزن

اشاره مبالغه آمیز به قدرت و کارآمدی پول و یا همچنین رشوه در پیشبرد کارها.

پول پول می آورد

هرچقدر پول و سرمایه بیشتر باشد به همان نسبت سود و بازدهی آن بیشتر خواهد بود.

پول چاپی

یکی از اسامی رشوه و حق و حساب که در ازای خوش خدمتی پرداخت می شود.

پولدار به کباب، بی پول به دودکباب

آدم بی پول ناچار با رؤیا و خیال داشتن چیزی خوش است.

پول را روی مرده بگذاری زنده می شود

مبالغه در مورد کاربرد پول و ثروت.

پولش از پارو بالا میره

آدم بسیار ثروتمند و پولدار را می گویند.

پول علف نیست

اشاره به خرج تراشی و بیهوده خرج کردن پول.

پول مثل چرک کف دست است

همانطور که چرک دست بالاخره پاک شده و از بین می رود، پول هم بالاخره خرج می شود و نمی ماند.

پهلوون پنبه

پهلوان پوشالی و دروغین، طعنه به آدم ضعیف و ریزنقش و کم زور (در قدیم جوان ها و نوچه پهلوان ها برای هیکل مند نشان دادن خود به خیاط دستور می دادند تا سرشانه و قسمت های مختلف لباس را با پنبه پر کند).

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

پیاز هم داخل میوه ها شد

اشاره به شخص فرومایه و بی مقداری که خود را داخل حرف یا کار بزرگتر و بالاتر از خود کند.

پیرم و می لرزم، به صد جوون می ارزم

خود گول زنک افراد پیر، یعنی: با اینکه پیر و لرزان شده ام از صد جوان نیرومندتر و کارآمدتر هستم.

پیراهن عثمان کردن

چیزی را بهانه شر و نزاع و بگیر و ببند و تسویه حساب قرار دادن.

پیش قاضی و معلق بازی؟!

نزد آدم رند و همه فن حریف نمی توان ادعای زرنگی و زیرکی کرد و او را فریفت.

پیش کور یک چشمی پادشاه است

ارجح و برتر بودن چیز یا شخص بد بر بدتر.

پیمانه کسی پر شدن

به دو معنی و بیشتر در معنی دوم:

1. صبر کسی تمام شدن.

2. عمر کسی به پایان رسیدن.

پیه اش به تنت خورده

گیر فلان کس یا فلان کار افتادن و ضرر و صدمه اش به دیگران رسیدن.

پیه زیادی را به پاشنه مالیدن

اسراف و نفله کردن چیزی که زیاد باشد.

تا بوده چنین بوده

از گذشته تا حال وضع به همین منوال بوده، روال کار از ابتدا تا حالا همین طور بوده.

تا تنور داغ است

تا فرصت هست و موقعیت مناسب وجود دارد باید از آن استفاده کرد.

تا توانی دلی به دست آور/دل شکستن هنر نمی باشد

سفارش به محبت و مهربانی و شاد کردن یکدیگر و دوری از کینه و نامهربانی و دل شکستن.

تا چشم برهم بزنی...

در مدت زمان خیلی کوتاه، فوری و زود.

تا ریشه در آب است امید ثمری هست

هیچگاه نباید ناامید شد همیشه روزنه امیدی وجود دارد.

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خطاب به آدم حسود یا پیغام برنده به حسود.

تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود

اشاره به انتظاری سخت و طولانی جهت رسیدن به نتیجه مطلوب.



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: