حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت دوازدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت دوازدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

پول مثل چرک کف دست است

همانطور که چرک دست بالاخره پاک شده و از بین می رود، پول هم بالاخره خرج می شود و نمی ماند.

پهلوون پنبه

پهلوان پوشالی و دروغین، طعنه به آدم ضعیف و ریزنقش و کم زور (در قدیم جوان ها و نوچه پهلوان ها برای هیکل مند نشان دادن خود به خیاط دستور می دادند تا سرشانه و قسمت های مختلف لباس را با پنبه پر کند).

پیاز هم داخل میوه ها شد

اشاره به شخص فرومایه و بی مقداری که خود را داخل حرف یا کار بزرگتر و بالاتر از خود کند.

پیرم و می لرزم، به صد جوون می ارزم

خود گول زنک افراد پیر، یعنی: با اینکه پیر و لرزان شده ام از صد جوان نیرومندتر و کارآمدتر هستم.

پیراهن عثمان کردن

چیزی را بهانه شر و نزاع و بگیر و ببند و تسویه حساب قرار دادن.

پیش قاضی و معلق بازی؟!

نزد آدم رند و همه فن حریف نمی توان ادعای زرنگی و زیرکی کرد و او را فریفت.

پیش کور یک چشمی پادشاه است

ارجح و برتر بودن چیز یا شخص بد بر بدتر.

پیمانه کسی پر شدن

به دو معنی و بیشتر در معنی دوم:

1. صبر کسی تمام شدن.

2. عمر کسی به پایان رسیدن.

پیه اش به تنت خورده

گیر فلان کس یا فلان کار افتادن و ضرر و صدمه اش به دیگران رسیدن.

پیه زیادی را به پاشنه مالیدن

اسراف و نفله کردن چیزی که زیاد باشد.

تا بوده چنین بوده

از گذشته تا حال وضع به همین منوال بوده، روال کار از ابتدا تا حالا همین طور بوده.

تا تنور داغ است

تا فرصت هست و موقعیت مناسب وجود دارد باید از آن استفاده کرد.

تا توانی دلی به دست آور/دل شکستن هنر نمی باشد

سفارش به محبت و مهربانی و شاد کردن یکدیگر و دوری از کینه و نامهربانی و دل شکستن.

تا چشم برهم بزنی...

در مدت زمان خیلی کوتاه، فوری و زود.

تا ریشه در آب است امید ثمری هست

هیچگاه نباید ناامید شد همیشه روزنه امیدی وجود دارد.

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خطاب به آدم حسود یا پیغام برنده به حسود.

تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود

اشاره به انتظاری سخت و طولانی جهت رسیدن به نتیجه مطلوب.

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

با اینکه خبر از دهانی به دهان دیگر بزرگ و طولانی می شود، اما به هر حال در ابتدا نکته ای هرچند کوچک وجود داشته است.

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

باید دید قسمت چیست و طالع و شانس در چه حد است. منظور خواست و اراده خداوند است.

تب تند زود عرق می کنه

علاقه شدید و شور و التهاب زیاد در مورد کاری یا نسبت به چیزی و کسی معمولا به همان اندازه هم زود به سردی می گراید و از بین می رود.

تحفه نطنز

اصطلاحا به چیز و حتی به شخص بی مقدار و کم ارزش می گویند.

تخم دو زرده کردن

کنایه از کسی که کار کوچکی را بزرگ جلوه داده است.

تخم مرغ به چانه بستن

پر حرفی، وراجی و پر چانگی.

تخم مرغ دزد شتر دزد می شود

دزدی کوچک و بی اهمیت آخرش به دزدی بزرگ و رسوا کننده منجر می شود.

تخم مرغ کردن و به دیوار زدن

به خاطر چیزی یا کسی قید تمام دارایی و موجودی خود را زدن و همه را به باد دادن و هیچ دانستن تا آن جا که حاضر باشند همه را یک جا به صورت تخم مرغی در آورده و به دیوار بزنند و از بین ببرند.

تخم نابسم الله

اشاره به بچه یا آدم شرور و شیطان و پر آزار.

تدبیر دگر باشد و تقدیر دگر

تدبیر و چاره جویی انسان در برابر تقدیر و سرنوشتی که از سوی خداوند رقم خورده هیچ است و قدرت مقابله با آن ندارد و همان خواهد شد که خدا خواهد.

ترحم بر پلنگ تیز دندان-ستمکاری بود بر گوسفندان

رحم و شفق نسبت به ظالم، ستم بر مظلوم است.

ترس برادر مرگ است

مساوی دانستن ترس و مرگ؛ و چه بسا که ترس به دلیل تکرار و استمرار بدتر از مرگ باشد.

ترش کردن

ناراحت شدن و درهم رفتن.

ترشی نخوری یک چیزی می شوی

به طعنه و مسخره به کسی می گویند که تا حدی چیزی را بلد است و از آن سر در می آورد.

ترک عادت موجب مرض است

کنار گذاشتن عادت ها (خصوصا عادات طولانی مدت) کار بسیار مشکلی است و موجب ناراحتی و آزار شخص و یا حتی بیماری روحی یا جسمی او می شود.

ترمز بریدن

دور برداشتن و عدم خودداری در امری.

 

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: