حقوق خبر
اگزیستانسیالیسم (Existentialism)

اگزیستانسیالیسم؛ سیر تاریخی و مبانی فلسفی آن (قسمت 1)

سارتر از الحادی ترین فیلسوفان این مکتب است. در نگاه اومانیستی او – که مخالفان زیادی در میان دیگر اگزیستانسیالیست ها دارد – انسان در جهانی بی خدا به جای خدا نشسته است و اختیار و ازادی عمل انسان هیچ مرزی – حتی خدا – را بر نمی تابد

اگزیستانسیالیسم؛ سیر تاریخی و مبانی فلسفی آن
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

اگزیستانسیالیسم (Existentialism)

اگزیستانسیالیسم یکی از مهمترین مکتبهای فلسفی باختر در قرن 19 و 20 است. به این فلسفه در فارسی با برابرنهاده هایی چون فلسفه ی وجودی، اصالت وجود انسان، فلسفه هست بودن و مکتب اصالت وجود اشاره می شود. تعبیر اخیر نباید باعث همانندانگاری این مکتب با نظریه اصالت وجود در فلسفه ی اسلامی شود.

دادن تعریف و یافتن وجوه اشتراک در اندیشه ها و آموزه های فیلسوفان اگزیستانسیالیست کار دشواری است؛ و اساساً هم خانوادگی فکری آنها را باید بیشتر در شیوه ی تفلسُف و روش تفکر آنها پی جست تا در محتوا و درونمایه ی فلسفی یشان. در عین حال مضامینی مثل: انسان و اصالت وجود او، آزادی، اختیار، مسئوولیت، غربت، یأس، تناهی، مرگ و بحرانهای انسان در دنیای مدرن و...از واژه ها و مفاهیم پر تکرار در آثار این فیلسوفان است. از برخی ویژگیها و روشهای برجسته ی این فلسفه می توان از: پرهیز از عقل گرایی صرف و التفات به گرایشها و احساسهای آدمی، مخالفت با هرگونه نظام مندی فلسفی، شورش بر علیه فشارها و تحمیلگریهای نظامها و سنتهای اجتماعی، مخالفت با ارائه هرگونه تعریف و ماهیت برای انسان و...یاد کرد.

آن چه اهمیت این فلسفه را می افزاید بهره دهی و تاثیر فزاینده ی آن بر نحله های فلسفی و فکری دیگر و بر حوزه های گوناگون فرهنگ و علوم معاصر- مثل الاهیات، اخلاق، روان شناسی، تعلیم و تربیت، ادبیات و هنر – است. در یک تقسیم بندی پر رواج – اما نافراگیر – چهره های فلسفه ی وجودی را به دو دسته ی الاهی و الحادی تقسیم می کنند.

بررسی تاریخی

یکی از زمینه های شیوع فلسفه یا فلسفه های اگزیستانس شرایط خاص دوران جنگ جهانی دوم و پس از آن است. بروز وحشت و دلهره و ناامنیهای روانی و احساس یأس و پوچی و بی ارادگی در اروپای دوران جنگ و پس از آن، بستری مناسب برای گسترش چنین فلسفه ای را فراهم کرد. در چنین شرایطی و در سرزمینهایی که ساختار اجتماعی و سنتی شان فرو ریخته است، و در میان انسانهایی که با وجود شعار آزادی، دریافته اند که هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارند این فلسفه می کوشد تا توجیهی کارآمد و مناسب با آن اوضاع و احوال ارائه نماید؛ و راهی برای خروج یا کنار آمدن با این احساس پوچی و بیهودگی ارائه دهد. اگزیستانسیالیست های الحادی با پذیرش مفهوم پوچی و اعتقاد به فقدان هرگونه هدفی خارج از انسان برای زندگی او، معتقدند همین پوچی و بی هدفی بایستی حس مبارزه با زندگی را در انسان بر انگیزد. به عقیده ی آنها هیچ هدف و آرمان و ارزش و وظیفه ای که به انسان جهت و مسیری را تحمیل کند وجود ندارد؛ انسان خود باید دست به خلق ارزش و معنا بزند. افراد فقط زمانی انسان خواهند بود که دست به انتخاب بزنند و هر عملی را که در ذهن خود ارزش می دانند به عنوان وظیفه و مسوولیت برگزینند. چهره های الاهی این مکتب نیز برای نجات انسان از این پوچی و بیهودگی و یافتن مسوولیت انسانی، از مفهوم خدا و از آموزه های الاهی بهره می گیرند.

ریشه ی این فلسفه یا فلسفه ها را می توان حتی تا کوشش های ماقبل فلسفی انسان پی جویی کرد؛ اما سقراط به خاطر چرخشی که در حکمت یونان انداخت و توجه را از جهان به انسان معطوف کرد در رشد جنینی این شیوه ی فلسفی دارای اهمیت است. همین طور قدیس آگوستین و مارتین لوتر – رهبر نهضت دین پیرایی – وبلز پاسکال از دیگر چهره های غیررسمی این طرز فکرند.

اما در شکلهای امروزی، فلسفه ی وجودی از دانمارک با سورن کی یرکگور – که پدر اگزیستانسیالیسم نام گرفته است – آغاز می شود.

فلسفه ی او شورشی است بر فلسفه ی نظام مند هگل. او گرچه بر مسیحیت کلیسا بسیار تاخته است اما خودش متعصبانه مسیحی بود. دعوت شدید و شورمندانه ی او به ایمان گرایی – در برابر عقل گرایی – پس از وی تا به امروز جانبداران فراوانی یافته است. فلسفه ی وجودی او در قرن نوزدهم توجهی را به خود مجذوب نکرد؛ اما در قرن بیستم اَخلاف با فاصله ی او ظهور کردند.

در آلمان فردریش نیچه از یک خانواده ی روحانی زاده برخاست، اما بالمآل بر طریقه ی الحاد مشی کرد و فرجام کارش به نوعی جنون کشید. نیچه یکی از معترضان جدی فرهنگ و تمدن معاصر غرب است. در المان کارل یاسپرس و مارتین هیدگر دو شخصیت مهم دیگر این مکتبند. یاسپرس از چهره های الاهی این مکتب، ابتدا روان پزشک بود. او مروج معنویت با قرائت وجودی در مغرب زمین است. هیدگر یمی از بزرگترین فیلسوفان قرن بیستم محسوب می شود. نفوذ رو به گسترش فلسفه ی او بر نحله های فلسفی دیگر از جمله بر اندیشه پست مدرنیسم و نیز بر حوزه های کلام، فلسفه سیاست، اخلاق، حقوق و حتی مسائلی مثل جرم شناسی و مباحث زیست محیطی و...مشهود است. گرچه به اعتقاد بسیاری در آثار او مفهوم جدیدی از امر قدسی (خدا) نهفته است، اما تمامی نوشته های او نسبت به خدا – به مفهوم مسیحی- سکوت معنی داری را پیشه کرده اند. به هرحال خود او از نسبت الحاد – مثل نسبت اگزیستانسیالیست – تبری می جوید. عده ای از هیدگرشناسان، فلسفه او را با رهیافتی کاملاً عرفانی روایت کرده اند. یکی از محورهای فلسفه ی هیدگر تبیین بحرانهای دنیای مدرن غرب است.

اگزیستانسیالیسم؛ سیر تاریخی و مبانی فلسفی آن
 

در فرانسه تفکر ژان پل سارتر با اندیشه ی نیچه قریب الافق است. سارتر از الحادی ترین فیلسوفان این مکتب است. در نگاه اومانیستی او – که مخالفان زیادی در میان دیگر اگزیستانسیالیست ها دارد – انسان در جهانی بی خدا به جای خدا نشسته است و اختیار و ازادی عمل انسان هیچ مرزی – حتی خدا – را بر نمی تابد. کتاب «اگزیستانسیالیسم» او در واقع مانیفست اگزیستانسیالیسم الحادی است.
آلبر کامو از دیگر چهره های تیره بین و الحادی فرانسوی است. اندیشه ی وجودی که او می پرورد، ایمان ستیز و مبتنی بر عبث بودن حیات است. بسیاری از آثار او در قالب رمان و نمایشنامه است. گابریل مارسل برجسته ترین نماینده ی الاهی این فلسفه در فرانسه است. امید مابعد الطبیعیِ مارسل به وجهی نیکو در برابر عناصر بدبینانه و تاریک فلسفه های سارتر و کامو می درخشد. مارسل گرایشهای فردگرایانه ی برخی از اگزیستانسیالیست ها را با آگاهی اجتماعی تعدیل می کند. کتابهای او در دفاع از ادیان (به ویژه مسیحیت) پشتوانه متکلمان غربی بوده است.

در سرزمین های دیگر، در اسپانیا از میگوئل اونامونو و در روسیه از نیکلای الکساندرویچ بردیایف به عنوان چهره های فلسفه ی وچودی می توان نام برد. همچنین از شخصیتهای ادبی که درونمایه ی فکری اگزیستانسیالیستی دارند می توان داستایوسکی نویسنده ی الاهی را در روسیه و فرانز کافکا را از چکسلواکی مثال زد. کافکا نویسنده ی مأیوس و تیره بین و مایه ی الهام بسیاری از پوچ انگاران است. در ایران صادق هدایت متاثر از اوست.

بسیاری از فیلسوفانِ این مکتب از پذیرش نام اگزیستانسیالیست پرهیز دارند اما سنجه ها و شاخصه هایی که برای این فلسفه مشهور است بخ میزان زیادی بر آنها منطبق است.

بیشتر بخوانید:

تساهل و تسامح؛ سیر تاریخی، مبانی و حوزه های آن

پروتستانیسم؛ پیشینه ی تاریخی، عقاید و فرقه ها

فمینیسم

گفتمان؛ تعریف و مؤلفه های آن

 

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: