حقوق خبر
نقاشی ایران از دیرباز تا امروز

تاریخ نقاشی ایران (قسمت پنجم)

باری عصر ساسانی شاهد مرحله ای با اهمیت از تحول زیبایی شناسی ایرانی بود. دستاوردهای هنر این دوره از غرب تا آتلانتیک و از شرق تا چین نفوذ کرد و سپس تا دیر زمانی پس از انقراض سلسله ی ساسانی نیز پایدار ماند

تاریخ نقاشی ایران (قسمت پنجم)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

تاریخ نقاشی ایران (ساسانی)

در هنر ساسانی تاکیدی صریح بر نظم و وضوح طرح می توان دید. وجه شاهانه در این هنر غالب است؛ بدین سان که عمدتاً اختصاص یافته است به بازنمایی هیئت پادشاه در اعمال و احوال مختلف (چون پیروزی در جنگ و شکار، دیهیم گیری از اهورامزدا، جلوس شکوهمند بر تخت و جز اینها). اما کاربرد انواع نقشمایه های گیاهی و جانوری با معانی نمادین نیز در هنر ساسانی معمول بود. این موضوعها و نقشمایه ها بارها با مقیاسی خیلی بزرگ بر روی صخره ها و در اندازه کوچکتر بر روی دیوار کاخ، سطح ظرف سیمین، مُهر سنگی و پارچه ی ابریشمین تصویر می شدند. تکرار این مواد تصویری بیش از هر چیز با مقاصد تبلیغ سیاسی و ترویج آیینی ارتباط داشت.

هنرمند عصر ساسانی، به رغم اقتباسهای تازه از غرب، همچون پیشینیان خود در همه جا چکیده نگاری و نماد پردازی را بر بازنمایی واقعگرایانه ترجیح می داد. سرچشمه ی بسیاری از نقشمایه های مورد استفاده او (صور گیاهی، قوچهای رو در روی یک درخت، گاوان بالدارِ انسان سر، نبرد شیر و گاو، شاهینهای حمله ور بر جانوران و جز اینها) در هنر باستانی آسیای غربی بود، ولی طرحهایی چون پیچک تاک، صحنه های انگورچینی و پیکرهای بال دار پیروزی به تازگی از منابع رومی اقتباس شده بودند. در اواخر عصر ساسانی، تاثیرات هند و آسیای میانه افزایش یافت. ممکن است نواحی مذکور منبعی برای مجالس روایی و صحنه های زندگی عادی در برخی سیمینه های متاخر ساسانی بوده باشند. همچنین محتمل است که بسیاری از طرح های یونانی – رومی از سوی همسایه های خاوری به ساسانیان رسیده بود.

با آنکه مدارکی اندک از نقاشی و گچ بری تزیینی ساسانی در دست داریم؛ بی شک، این هنرها در آن عصر اهمیت و رواج داشته اند. در واقع مجموع مدارک عینی از دیوارنگاری ساسانی خلاصه می شود به تکه نقاشیهای دیواری ایوان کرخه (حوالی شوش)، حاجی آباد(فارس) حصار(دامغان)، تصاویر طرح گونه ی تخت جمشید و نیز بقایای دیوارنگاره های دورا-اُرپوس و شوش. در یک نظر کلی، این آثار را ادامه ی نقاشیهای پارتی می یابیم. از سوی دیگر، می توان حدس زد که مضمون و سبک بسیاری از نقش یزجسته های ساسانی ملهم از نقاشیهای این عصر بوده اند. (مثلاً: نقش برجسته ی «پیروزی شاپور دوم» در بیشاپور و یا نقش برجسته های «شکار خسرو دوم» در طاق بستان).

دیوارنگاره ی شوش، متعلق به نیمه ی نخست سده ی چهارم میلادی، صحنه ی شکار را نشان می دهد. این نقاشی بسیار آسیب دیده است ولی در قسمتهای نسبتاً سالم مانده ی آن شماری حیوان رمیده یا مجروح در میان دو اسب سوار قابل تشخیص اند. به نظر می رسد یکی از سواران که جامه ی بلند زربفت بر تن و شمشیری بر کمر دارد، در حال تیراندازی به سوی نخجیرها است. این دو پیکر محتملاً شاه را در دو وضعیت مختلف می نمایانند. صحنه با خطوط سیاه قوی و سطوح رنگیِ تخت بازنمایی شده است. پس زمینه سراسر آبی است؛ و رنگ صورتی جامه ی شکارگر و رنگهای روناسی و گِل ماشی اسبها و حیوانات بر این پس زمینه جلوه ای چشمگیر دارند. نقشهای ساده ی یک خورشید و یک گُل تنها نشانه های دورنمایی در این صحنه اند. این نقاشی می بایست در اصل بسیار پرشکوه و با ابهت بوده باشد؛ زیرا مضمنونی کهن و مرتبط با قدرت شکست ناپذیر شاهانه را بیان می کرده است. در صحنه هایی نظیر این – که به وفور در ظروف سیمین نیز آمده اند – شاه به صورت سواره یا پیاده با استفاده از کمان و شمشیر با حیواناتی چون شیر، گراز، قوچ و گوزن می جنگد.

نخجیرگاه او تمثیلی از «پردیس» یا باغ عدن و عمل پیروزمندانه اش نمایانگر فضیلتی شاهانه است. بازتاب این سنت ریشه دار را به خصوص در داستانهای مشهور شکار بهرام گور می توان یافت.

تاریخ نقاشی ایران (قسمت پنجم)
 

در عالم واقعیت نیز شکار از سرگرمیهای تشریفاتی شاهان ساسانی بود. آنان نخجیرگاههای مشجر و پَرچین کشیده ای برای خود می ساختند و مراسم شکار را درون آن با حضور ملتزمان و رامشگران اجرا می کردند. بازنمایی نمادین این مراسم را در نقش برجسته های دو دیواره ی جانبی مغاره ی بزرگ طاق بستان می بینیم. هر دو صحنه ی شکار درون پردیس وقوع می یابد؛ یکی به شکار گراز اختصاص دارد و دیگری به شکار گوزن. از سویی پیل سواران گله ی انبوه نخجیرها را به سوی شاه می رانند، و در محلی دورتر حیوانات شکار شده جمع آوری می شوند. شاه در هر وضعیت به سبب بزرگی پیکرش از دیگران کاملاً متمایز است. (گفته می شود این شاه همان خسروپرویز است که سرگذشت عشق او و شیرین در ادبیات فارسی شهرت دارد).

شیوه ی توصیف شکارگری آیینی شاه در نقش برجسته های طاق بستان و دیواره نگاره های شوش همانند است. در این ترکیب بندیهای دو بُعدی، خواه به صورت نقاشی باشد یا نقوش کم برجسته، قصد هنرمند ارائه تصویری آرمانی از واقعیت است و نه بازنمایی واقعه ای خاص. او می خواهد مفاهیم عام قهرمانی را به گویاترین وجه بیان کند. از این رو، خلاصه های تصویری مراحل مختلف رویداد را در پی هم می آورد و اعمال قهرمان اصلی را در همه جا برجسته می نمایاند. از سوی دیگر، او باید صحنه را به گونه ای بیاراید که در خور شوکت شاهانه باشد؛ پس سطوح مختلف را با وسواس بسیار با انواع نقوش زینتی و نمادین پر می کند. جامه ی شکارگر دیوار نگاره ی شوش با شبکه ای از شکلهای لوزی ساده تزیین یافته است. حال آنکه در نقش برجسته ی شکار گراز لباس شاه با شکلهای بزرگ سیمرغ و نقوش گیاهی حلقوی مزین شده است، و ملازمان نیز همگی جامگان نقشدار بر تن دارند. با توجه به کاربرد وسیع این زبان روایی و تزیینی در هنرهای تصویری ساسانی می توان حدس زد که در کتابها نیز از آن استفاده می شده است. تنها مدرکی که تصویرگری کتاب در عصر ساسانی را تایید می کند، گزارشهای برخی مورخان اسلامی است. از جمله ابوالحسن علی مشعودی در اوایل قرن چهارم هجری به یک کتاب قدیمی اشاره کرده که اعمال شاهان ایران در آن تصویر شده بود.

باری عصر ساسانی شاهد مرحله ای با اهمیت از تحول زیبایی شناسی ایرانی بود. دستاوردهای هنر این دوره از غرب تا آتلانتیک و از شرق تا چین نفوذ کرد و سپس تا دیر زمانی پس از انقراض سلسله ی ساسانی نیز پایدار ماند. ارزشها و سنتهای ساسانی نه فقط از طریق آثار هنری بلکه همچنین با واسطه ی متونی چون «خداینامه» به دوره ی اسلامی رسید و پشتوانه ی غنی برای تحول بعدی ادبیات و هنرهای ایران به وجود آورد. میراث ساسانی عمدتاً در ایران باختری به کار آمد؛ ولی حرکتهای تازه از ایران خاوری آغاز شد. برای درک تداوم سنتها به خصوص در عرصه ی نقاشی لازم است نگاه خود را به شرق معطوف کنیم.

بیشتر بخوانید:

تاریخ نقاشی ایران (قسمتهای دیگر)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: نقاشی ایران از دیرباز تا امروز

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی - هنری



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: