حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت سیزدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت سیزدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

تر و خشک با هم سوختن

هنگامی که مقصر و بی تقصیر، گناه کار و بی گناه همه با هم مجازات شوند.

تره به تخمش میره حسنی به باباش

نسبت دادن بچه به پدر که غالبا در مورد کارهای زشت بچه گفته می شود.

تره خرد نکردن

اعتنا نکردن و ارزش و اهمیت ندادن به کسی.

تعارف آمد نیامد دارد

تعارف باید سنجیده و حساب شده باشد زیرا ممکن است طرف مقابل آن را بپذیرد و شخص گرفتار و پشیمان شود.

تعارف شاه عبدالعظیمی

تعارف زبانی و ظاهری نه از ته دل.

تغاری بشکند ماستی بریزد/ جهان گردد به کام کاسه لیسان

هنگامی که از پیشآمدی غیر منتظره و به وجود آمدن فرصت و موقعیتی چیزی نصیب فرصت طلبان و مفت خوارگان شود.

تف سربالا

عیب گویی و بد گفتن از متعلقان و منتسبان خود که به خود شخص برمی گردد.

تکیه بزرگش گوشش است

تهدید به ضرب و جرح یا دچار سانحه شدن و قطعه قطعه و ریز ریز گردیدن تا حدی که بزرگ ترین تکه باقی مانده شخص گوشش باشد.

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

بی حساب و بدون رنج و زحمت نمی توان به بزرگی رسید.

تند رفتن

مبالغه و زیاده روی کردن.

تنبل نرو به سایه سایه خودش می آیه

در تمسخر آدم سست و بی حالی که منتظر است همه چیز برایش حاضر و آماده شود.

تن را چرب کردن

خود را برای دعوا و کتک خوردن آماده کردن.

تنش می خارد

اشاره به کسی که هوس کتک خوردن کرده باشد.

تو آن ور جوی من این ور جوی

جدایی از یک دیگر و قطع رابطه، از هم سوا شدن و کاری به کار یک دیگر نداشتن.

تا بگی «ف» می گم فرحزاد

کسی که بخواهد از هوش و فراست خود تعریف کند.

توبه گرگ مرگ است

کسی که پیوسته توبه کند اما آن را بشکند و نتواند دست از عادت زشت خود بردارد (مانند گرگ که طبیعت درنده خویی دارد و اگر آن را کنار بگذارد و از خوردن حیوانات دیگر امتناع کند می میرد)

توپش پره

خیلی شاکی و عصبانی است.

تو حرف دویدن

داخل حرف دیگران شدن و قطع کردن سخن گوینده به خاطر حرف خود.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

نمود و اشاره مختصری به موضوع که از آن بتوان به مطالب و معانی فراوانی پی برد.

تو دعوا نان و حلوا خیر نمی کنند

در بین دعوا و شلوغی کسی به فکر رعایت چیزی نیست، انتظار هر حرف یا پیشامدی در میان دعوا می رود.

تو را چه کار به این و آن، نونت را بخور خرت را بران

سرت به کار خودت باشد و به کار دیگران دخالت نکن.

تو زرد درآمد

طرف مورد نظر بی لیاقت و ناجور و به درد نخور از آب در آمد.

تو شیشه اش هم بکنی نم خودش را پس می دهد

بیشتر منظور زن بی عفت است که محدودیت و سختگیری در موردش فایده ای ندارد.

تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شه

مطلب و سخن ناشنیده و غیرقابل قبول یا درخواست چیزی عجیب و غیرممکن و دست نایافتنی.

تو کوک کسی رفتن

در بحر کسی رفتن و حواس خود را معطوف او کردن، سر از کار کسی درآوردن و تجسس کردن.

تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی بره

خطاب به نصیحت گو و صاحب نظری که خودش به آن چه می گوید عمل نمی کند.

تو مو می بینی و من پیچش مو

خطاب به آدم بی تجربه و ناپخته که سطحی و ظاهری با چیزی یا موضوعی برخورد کرده و عمیق و موشکافانه آن را بررسی نمی کند.

تو هفت آسمان یک ستاره نداشتن

کنایه از بدشانس و بیچاره و بی پول شدن. مفلس.

توی پای کسی کردن

گول زدن و مغبون ساختن کسی در معامله، جنسی را به صورت نامرغوبش و یا گرانتر از ارزش واقعی اش به کسی غالب کردن.

توی پول غلت می خوره

اشاره به آدم بسیار ثروتمند و پولدار.

توی دل ریختن

مشکل یا غصه و ناراحتی را درون خود نگه داشتن و تحمل کردن و به رو نیاوردن.

توی ذوق کسی زدن

ایراد گرفتن و حقیر کردن کار یا رفتار کسی به طوری که از شور و شوق بیفتد.

تیر به سنگ خوردن

بی نتیجه ماندن کار و مقصود و منظور نرسیدن، محروم و ناامید شدن از خواسته خود.

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: