حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت سیزدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت سیزدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

با اینکه خبر از دهانی به دهان دیگر بزرگ و طولانی می شود، اما به هر حال در ابتدا نکته ای هرچند کوچک وجود داشته است.

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

باید دید قسمت چیست و طالع و شانس در چه حد است. منظور خواست و اراده خداوند است.

تب تند زود عرق می کنه

علاقه شدید و شور و التهاب زیاد در مورد کاری یا نسبت به چیزی و کسی معمولا به همان اندازه هم زود به سردی می گراید و از بین می رود.

تحفه نطنز

اصطلاحا به چیز و حتی به شخص بی مقدار و کم ارزش می گویند.

تخم دو زرده کردن

کنایه از کسی که کار کوچکی را بزرگ جلوه داده است.

تخم مرغ به چانه بستن

پر حرفی، وراجی و پر چانگی.

تخم مرغ دزد شتر دزد می شود

دزدی کوچک و بی اهمیت آخرش به دزدی بزرگ و رسوا کننده منجر می شود.

تخم مرغ کردن و به دیوار زدن

به خاطر چیزی یا کسی قید تمام دارایی و موجودی خود را زدن و همه را به باد دادن و هیچ دانستن تا آن جا که حاضر باشند همه را یک جا به صورت تخم مرغی در آورده و به دیوار بزنند و از بین ببرند.

تخم نابسم الله

اشاره به بچه یا آدم شرور و شیطان و پر آزار.

تدبیر دگر باشد و تقدیر دگر

تدبیر و چاره جویی انسان در برابر تقدیر و سرنوشتی که از سوی خداوند رقم خورده هیچ است و قدرت مقابله با آن ندارد و همان خواهد شد که خدا خواهد.

ترحم بر پلنگ تیز دندان-ستمکاری بود بر گوسفندان

رحم و شفق نسبت به ظالم، ستم بر مظلوم است.

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

ترس برادر مرگ است

مساوی دانستن ترس و مرگ؛ و چه بسا که ترس به دلیل تکرار و استمرار بدتر از مرگ باشد.

ترش کردن

ناراحت شدن و درهم رفتن.

ترشی نخوری یک چیزی می شوی

به طعنه و مسخره به کسی می گویند که تا حدی چیزی را بلد است و از آن سر در می آورد.

ترک عادت موجب مرض است

کنار گذاشتن عادت ها (خصوصا عادات طولانی مدت) کار بسیار مشکلی است و موجب ناراحتی و آزار شخص و یا حتی بیماری روحی یا جسمی او می شود.

ترمز بریدن

دور برداشتن و عدم خودداری در امری.

تر و خشک با هم سوختن

هنگامی که مقصر و بی تقصیر، گناه کار و بی گناه همه با هم مجازات شوند.

تره به تخمش میره حسنی به باباش

نسبت دادن بچه به پدر که غالبا در مورد کارهای زشت بچه گفته می شود.

تره خرد نکردن

اعتنا نکردن و ارزش و اهمیت ندادن به کسی.

تعارف آمد نیامد دارد

تعارف باید سنجیده و حساب شده باشد زیرا ممکن است طرف مقابل آن را بپذیرد و شخص گرفتار و پشیمان شود.

تعارف شاه عبدالعظیمی

تعارف زبانی و ظاهری نه از ته دل.

تغاری بشکند ماستی بریزد/ جهان گردد به کام کاسه لیسان

هنگامی که از پیشآمدی غیر منتظره و به وجود آمدن فرصت و موقعیتی چیزی نصیب فرصت طلبان و مفت خوارگان شود.

تف سربالا

عیب گویی و بد گفتن از متعلقان و منتسبان خود که به خود شخص برمی گردد.

تکیه بزرگش گوشش است

تهدید به ضرب و جرح یا دچار سانحه شدن و قطعه قطعه و ریز ریز گردیدن تا حدی که بزرگ ترین تکه باقی مانده شخص گوشش باشد.

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

بی حساب و بدون رنج و زحمت نمی توان به بزرگی رسید.

تند رفتن

مبالغه و زیاده روی کردن.

تنبل نرو به سایه سایه خودش می آیه

در تمسخر آدم سست و بی حالی که منتظر است همه چیز برایش حاضر و آماده شود.

تن را چرب کردن

خود را برای دعوا و کتک خوردن آماده کردن.

تنش می خارد

اشاره به کسی که هوس کتک خوردن کرده باشد.

تو آن ور جوی من این ور جوی

جدایی از یک دیگر و قطع رابطه، از هم سوا شدن و کاری به کار یک دیگر نداشتن.

تا بگی «ف» می گم فرحزاد

کسی که بخواهد از هوش و فراست خود تعریف کند.



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: