حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت چهاردهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت چهاردهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

تیری در تاریکی انداختن

شانسی و با حدس و گمان کاری را انجام دادن.

تیشه به ریشه زدن

از هستی ساقط کردن، چیزی را از بیخ و بن و به طور اساسی قطع کردن و از بین بردن.

تیغ زدن (تیغیدن)

پول یا چیز مفت از کسی گرفتن، گوش بری.

تیمم باطل است آن جا که آب است

فرع در مقابل اصل، نامرغوب در مقابل مرغوب و هر چیز پست و بی ارزش در برابر نوع عالی آن به حساب نیامده و بی رونق و بی مقدار خواهد بود.

جا تره بچه نیست

وقتی چیزی یا کسی در محل مورد انتظار نباشد.

جانا سخن از زبان ما می گویی

حرف دل خود را از زبان طرف صحبت شنیدن.

جان به لب رسیدن

تحمل رنج و سختی زیاد.

جا نماز آب کشیدن

خشکه مقدسی و تظاهر به تقدس و ایمان، در حدی که به پاکی جا نماز شک کند.

جای سوزن انداختن نیست

شلوغی و ازدحام و فشردگی جمعیت به حدی است که به اندازه پایین آمدن سوزن جا وجود ندارد.

جایی نمی خوابه آب زیرش بره

آدم زرنگ و زیرکی که کاملا مواظب است و کاری نمی کند که باعث ضرر و زیانش شود.

جسته گریخته

حرف یا موضوعی که کم و بیش و پراکنده و ناقص گفته یا شنیده شود.

جلوی حرف مردم را نمی توان گرفت

سفارش در مورد بی اعتنایی به حرف مردم.

جلوی ضرر را از هرکجا بگیری منفعت است

در هر مرحله بتوان به ضرر و زیان خاتمه داد کمترین فایده اش ضرر نکردن بیشتر است.

جلوی کسی گاو زمین زدن

نهایت مهمان نوازی و خیر مقدم از روی رودربایستی در مقابل شخصی محترم یا از سر عشق و علاقه به عزیزی که پس از مدت ها او را دیده ایم.

جمعتان جمعه، یکی تون کمه

معمولا کسی که تازه وارد جایی شود خطاب به جمع می گوید.

جنس ارزان را پولدارها می خرند

چون جنس ارزان بی عیب و یا با دوام نیست، لذا باید مجددا خریداری شود یا پولی صرف تعمیرش گردد.

جنگ اول به از صلح آخر

وقتی تمام حرف ها و قرار مدارها و حساب کتاب ها در همان ابتدای کار گفته و روشن شود بعدا دلخوری و ناراحتی و مشکلی پیش نمی آید.

جنگ زرگری

جنگ و جدال ساختگی برای گول زدن و سود بردن.

جواب ابلهان خاموشی است

با نادان و یا کسی که خود را به نفهمی زده است نباید هم کلام شد و جوابش را داد.

جواب های!هوی

جواب فحش و بدزبانی، خشونت و بدزبانی و جواب خوبی و خوش زبانی، ملایمت و خوش زبانی است.

جوان است و جویای نام آمده

تازه کار یا جوانی که غرور و جسارت و هارت و پورت زیادی داشته و به دنبال کسب شهرت و مقام باشد.

جوان ها در قفسند، پیرها در هوسند

معروف است که پیرها بیشتر از جوان ها سر و گوششان می جنبد.

جوانی کجایی که یادت بخیر

کسی که به پیری رسیده باشد و تأسف و حسرت دوران جوانی و نشاط خود را بیاد آورد. مصرع اول آن چنین است: به پیری رسیدم در این کهنه دیر.

جوانیه و نادانی

تبرئه جوان و توجیه حرکات و اعمال ناپسندش.

جو بده منزل عوض کن

امر به آماده شدن برای رفتن و جا عوض کردن و مرخص شدن از جایی.

جوجه را آخر پاییز می شمارند

نتیجه کار آخرش مشخص می شود نباید از ابتدا زیاد دلخوش و امیدوار بود.

جور استاد به ز مهر پدر

خشونت و سختگیری و آزار معلم و استاد از محبت و نوازش پدر هم بهتر و مفیدتر است.

جوش نزن شیرت خشک می شه

به کسی که در مورد چیزی یا در مشاجره سر و صدا می کند و حرص می خورد می گویند.

جو فروش گندم نما

کسی که ظاهری خوب و باطنی نازیبا دارد.

جون به جون کسی کردن

برای فهماندن مطلب به شخص نفهم، لجوج، یا بدجنس و یا برای کنار آمدن و جذب او از جان مایه گذاشتن و اخر هم نتیجه نگرفتن.

جون به عزرائیل نمی ده

سختگیر، خسیس.

جون تو و جون خونه، علی الخصوص صندوق خونه

کسی که بخواهد خانه اش را به کسی بسپارد به شوخی این سفارش را می کند.

جهودبازی در آوردن

سر و صدا و بی آبرویی کردن.

 

 

بیشتر بخوانید:

اسطوره در شعر شاعران نوگرا

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

ضرب المثل های ایرانی (قسمتهای دیگر)

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: