حقوق خبر
ایمان گرایی (Fideism)

ایمان گرایی(فیدئیسم) و گونه های مختلف آن (قسمت 1)

ایمان یک نوع شناسایی و معرفت نیست، بلکه یک جهش و حرکت شورمندانه است. بنابراین اگر بتوانید وجود خدا را از رهگذر عقل اثبات کنید در آن صورت ایمان به خدا غیرممکن می گردد

ایمان گرایی(فیدئیسم) و گونه های مختلف آن
 

ایمان‌گرایی (فیدئیسم)

تعبیر ایمان گرایی را در فارسی به عنوان معادل واژه ی فیدئیسم به کار می برند. این واژه در برابر عقل‌گرایی به معنای کلامی اش قرار دارد. در این دیدگاه ایمان گرایانه حقایق دینی مبتنی بر ایمان است، و از راه خردورزی و استدلال نمی توان به حقایق دینی دست یافت. سابقه ی تاریخی این مدعا، طولانی است و به زمان پولس قدیس می رسد، و از آن زمان تاکنون با نمودهای گوناگون رخ نموده است. ابتدایی ترین زمینه های بروز آن در عبارات پولس، و ترتولیانوس و آگوستین دیده می شود. پولس عقیده داشت که آموزه ی اصلی مسیحیت با قواعد فلسفی یونان اشتباه گشت. ترتولیانوس نیز معتقد بود که من ایمان می آورم به چیزی که محال است، و شعار آگوستین همواره این بود که «من ایمان می آورم تا بفهمم». اما بروز جدی و پرنفوذ این جریان از قرن نوزدهم تا زمان حاضر است. امروزه با واژه ایمان گرایی، در حوزه ی کلام، نام کی یرکگور و در حوزه فلسفه دین نام ویتگنشتاین تداعی می گردد.

ایمان گرایی را می توان در دو شکل عمده، یعنی افراطی و اعتدالی بررسی نمود. گونه ی نخست آن خردستیز (یا ضد عقل) و گونه ی دوم خردگریز (یا غیر عقلی) است. در گونه ی نخست عقل و ایمان یکدیگر را برنتابیده و ضدیت دارند، ولی در گونه ی دوم عقل و ایمان صرفاً قلمرویی جدا دارند.

کی یرکگور، داستایوسکی، شستوف و مونتی از جمله ایمان گرایان افراطی هستند. پاسکال، ویلیام جیمز، تیلیش، ویتگنشتاین و جان هیک را در زمره ی اعتدالیها می توان جای داد. البته نام بردن همه ی کسانی که گرایش ایمان گرایانه دارند دشوار است؛ زیرا ایمان گرایی در عصر حاضر، در غرب، جریان یا گرایشی نیرومند و پردامنه است که بسیاری از متکلمان و فیلسوفان دین را در بر می گیرد. ایمان گرایی خردستیز، بویژه از نوع کی یرکگوری آن در میان متکلمان پرئتستان بسیار رایج است. گرچه دیدگاه کاتولیک رسمی از زمان شورای «ترنت» تاکنون با نظریه ایمان گرایی محض مخالف بوده است، اما از دیدگاه بسیاری از فیلسوفان و متکلمان در بن بست معرفتی جهان امروز و نیز در میان معضلات روحی و روانی آن ایمان گرایی می تواند برای یک نوع از ایمان معنادار، راهی عمده بگشاید. ایمان گرایی اعتقاد یقینی و برهانی را لازمه ی ایمان نمی دانند و اساساً ایمان را با شک قابل اجتماع می شمارند.


 

گونه های ایمان گرایی

ایمان گرایی افراطی

شستوف یکی از ایمان گرایان افراطی گفته است: «رد همه ی معیارهای عقلی، بخشی از ایمان راستین است». وی معتقد است، این که انسان – به فرض مثال- بتواند بر اساس آموزه های دینی و بدون هیچ دلیل عقلی، ایمان بیاورد که 5=2+2، چنین ایمان و باوری نمونه ای از ایمان راستین است. از دیدگاه کی یرکگور و سایر ایمان گرایان افراطی، ماهیت حقایق دینی با هر نوع اثبات عقلانی، ناسازگار است. حقایق دینی تنها بر اساس ایمان مورد پذیرش و اعتقاد قرار می گیرند. اصول دینی نه تنها فرا عقل بلکه ضد عقل هستند. ایمان ژرف آن است که حقایق مسلم عقلی را انکار کرده، و آن چه را برای عقل نامفهومترین است و یا با آن ناسازگار است در آغوش بگیرد.

از دیدگاه کی یرکگور اصل بنیادی مسیحیت یعنی آموزه ی تجسد بر اساس معیارهای عقلی قطعاً یک مفهوم خودمتناقض است. از نظر او اساساً همین محال بودن مدعیات دینی است که آنها را شایسته ی ایمان می سازد. حقیقت ایمان عبارت است از: خودسپاری و تسلیم محض یا جست و پرش، در حالی که هیچ توجیه برهانی برای این پریدن و جهش وجود نداشته باشد. هرگونه تلاش و تقلای عقل در راستای ایمان ورزی، نه تنها بی نتیجه است، بلکه اساساً جوهر عقل با جوهر ایمان ناسازگار است. زیرا ایمان، بدون خطر کردن پا به وجود نمی گذارد. ایمان یک نوع شناسایی و معرفت نیست، بلکه یک جهش و حرکت شورمندانه است. بنابراین اگر بتوانید وجود خدا را از رهگذر عقل اثبات کنید در آن صورت ایمان به خدا غیرممکن می گردد.

از جمله دلایل کی یرکگور، بر بی نتیجه بودن هرگونه تلاش عقلی این است که: در پژوهش عقلی اگرچه ممکن است رفته رفته به پاسخ نهایی نزدیک شویم، اما این رشته ی استدلال ورزی سر دراز دارد؛ و همیشه مطالب و شواهد دیگری نیز هست که باید مورد توجه قرار گیرد و این تسلسل بدان معناست که شخص، تصمیم گیری درباره ی رد و قبول و حرکت را تا ابد به تعویق می اندازد. بعلاوه اگر ما خدا را به وسیله ی علم یا منطق محک بزنیم و بپذیریم، به واقع علم و منطق را پرستیده ایم.

بیشتر بخوانید:

بیشتر بخوانید:

ایمان گرایی(فیدئیسم) و گونه های مختلف آن (قسمتهای دیگر)

تساهل و تسامح؛ سیر تاریخی، مبانی و حوزه های آن

از خود بیگانگی و شهروندی در اندیشه هربرت مارکوزه

پروتستانیسم؛ پیشینه ی تاریخی، عقاید و فرقه ها

 

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: