حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت پانزدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت پانزدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

جهوده خون دیده

کسی که از اندک خون و جراحت بترسد. ترسو.

جیب گدا ته نداره

اشاره به اشخاصی که برای جمع آوری پول حرص می زنند. گدا هم همیشه دست بگیر دارد و هیچوقت از اندوختن پول سیر نمی شود.

جیبش را تار عنکبوت زده

بی پولی و فقر شدید.

جیک نزدن

کوچک ترین حرفی نزدن، صدایی از کسی در نیامدن.

جیک و پیکشون یکی است

همه حرف ها و راز و رمزشان پیش هم است.

جیگر جیگره، دیگر دیگره

عشق و محبت نسبت به جگرگوشه با عشق و محبت دیگران فرق می کند.

جیم شدن

گریختن و ترک کردن جایی به طور پنهانی و ناگهانی.

چاقو دسته خودش را نمی برد

بستگان و نزدیکان به یک دیگر خیانت نمی کنند.

چاه باید از خودش آب داشته باشد

انسان باید ذاتا خودش خمیره و وجود کاری را داشته باشد.

چاه کن همیشه ته چاه است

کسی که بدخواه دیگران باشد خود نیز دچار مشکل و گرفتاری خواهد شد.

چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی

هرکس به دیگران بدی کند و ناراحتی به وجود آورد، خودش هم به آن دچار خواهد شد.

چپ چپ نگاه کردن

نگاه خشم آلود و غضبناک و قهرآمیز.

چپ می ره راست می آید

کار را حرف ناراحت کننده ای را مدام تکرار کردن مثل: گله، بهانه گیری، توقع بی جا، منت گذاشتن و غیره.

چپ اندر قیچی

به هم ریخته و آشفته. کج و راست بودن و پیچ و خم داشتن چیزی، حرفی یا کاری. در راه رفتن به چپ و راست منحرف شدن.

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

نتیجه ی کار نسنجیده و تحقیق نشده، پشیمانی و زیان است.

چراغ ظلم تا صبح نمی سوزد 

ظلم و ظالم همیشه دوام نمی یابد.

چراغانی پارسال

به کسی که در جریان امری نباشد و سؤالات ناشی از عدم اطلاع بکند، می گویند.

چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است

اول رسیدگی به وضعیت خود و خانواده و فراهم کردن آسایش آن ها سپس کمک به دیگران.

چشته خور

کسی که به مفت خوری و کمک گرفتن همیشگی از دیگران عادت کرده باشد.

چشم بسته غیب می گوید

کسی که از موضوع روشن و واضحی خبر می دهد.

چشمت روز بد نبیند

در هنگام تعریف موضوع و صحنه بد و ناراحت کننده یا ترسناک که آرزو کنند شنونده از دیدن آن دور باشد و هیچگاه با آن مواجه نشود.

چشم چشم را نمی بیند

تاریکی بیش از حد.

چشم حسود کور

انشاالله کسی که نمی تواند خوشی و پیشرفت کسی را ببیند کور شود.

چشم دیدن کسی را ندارد

بسیار حسود و بدخواه است.

چشم زدن

نظر زدن، وقتی کسی یا چیزی با دیدن و تعریف کسی بیمار یا خراب یا دچار خطر و ضرر شود.

چشم و دل سیر

نسبت به مال یا خوردن بی تفاوت بودن و طبع بلند داشتن.

چشم و گوش بسته

کسی که از حقایق امور آگاه نیست و چیزی نمی داند.

چشم ها را درویش کردن

نظر ناپاک نداشتن، چشم روی چیزی یا کاری بستن و دیده را نادیده کردن.

چشم هایش آلبالو گیلاس می چینه

اشتباهی دیدن، چیزی ر که جلوی چشم است نمی بیند و از این و آن سوال می کند.

چشمش هزار کار می کنه که ابروش نمی دونه

زیرک و موذی.

چشم هم چشمی

رقابت از روی حسادت.

چمچاره

راه چاره پوچ و بیهوده ای که در هنگام خشم یا برای شوخی ارائه می گردد.

 

 

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: