حقوق خبر

اساطیر زردشتی (قسمت پنجم)

نخستین زوج بشر از نطفه گیومرث که در زمین ریخته بود، بیرون آمدند.

 اساطیر زردشتی (قسمت پنجم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

نخستین پدر مادر بشر

نخست به شکل گیاهی پیوسته به هم روییدند به طوری که تشخیص این که کدام مرد است و کدام زن ممکن نبود. این دو با هم درختی را تشکیل می دادند که حاصل آن ده نژاد بشر بود. سرانجام وقتی به صورت انسان درآمدند، اورمزد مسئولیت هایشان را به آنان آموخت:

شما تخمه بشر هستید، شما نیای جهان هستید، به شما بهترین اخلاص را بخشیده ام، نیک بیندیشید، نیک بگویید و کار نیک کنید و دیوان را مستایید.

اما شر در آن نزدیکی در کمین نشسته بود تا آنان را از راه راست منحرف کند. اهریمن بر اندیشه آنان تاخت و نخستین دروغ را بر زبان آوردند-گفتند که اهریمن آفریدگار است. بدین گونه، انتساب اصل جهان به شر، نخستین گناه بشر بود، و از نظر زردشتیان این بدترین گناه است.

از این لحظه به بعد سرگردانی نخستین زوج در زندگیی که خدا برای آنان در نظر گرفته بود، آغاز گشت و در زندگی دچار سردرگمی شدند. قربانیی کردند که ایزدان را خوش نیامد و به نوشیدن شیر پرداختند. گرچه چاه کندند، آهن گداختند، افزار های چوبی ساختند و در کار - که در دین زردشتی فضیلت به شمار می رود - با هم سهیم شدند، اما حاصل آن آرامش و پیشرفت و هماهنگی که باید ویژگی جهان باشد، نبود بلکه نتیجه آن خشونت و شرارت بود. دیوان اندیشه نخستین زوج بشر را با این اغوا که پرستش آنان بر پرستش خدا ترجیح دارد، تباه ساختند و به مدت پنجاه سال میل به هم آغوشی را از آنان ربودند که از نظر اخلاقی موجب تباهی آنان شد. در این اسطوره بعضی تعلیمات مشخصه زردشتی را می توان دید: دورنمایی از جهان و از کار و از تولید مثل. تجرد در دین زردشتی به هیچ روی تقوی به شمار نمی رود؛ در حقیقت درست عکس آن است، زیرا تجرد «آفرینش خوب» اورمزد را از افزایش باز می دارد و در نتیجه، موجب غفلت از یکی از وظائف اساسی دینی که بر هر مرد و زن فریضه است، می گردد. وقتی هم نخستین زوج فرزندانی پیدا کردند، آن ها را خوردند تا این که اورمزد شیرینی فرزند را برگرفت. آنگاه، سرانجام، مَشیَه و مَشیانه وظیفه خویش را با به دنیا آوردن همه نژادهای بشر به انجام رسانیدند.

خدا و انسان

جهان شش هزار سال قبل از حمله اهریمن وجود داشت.به مدت سه هزار سال در حالت مینویی محض بود و به مدت سه هزار سال شکل مادی داشت، با این همه، به «مینو» پیوسته بود. جهان را اورمزد آفریده است تا با بدی نبرد کند. حمله اهریمن به جهان همه بدی های اخلاقی و جسمانی را در آن ایجاد کرد. از حمله او، بر جهان و گیاهان و جانوران و انسان و حتی کل عالم ضربه وارد شد، اما اهریمن هر چه بکوشد، نمی تواند بر اصل زندگی فائق آید. چون نخستین انسان درگذشت، نطفه خود را بیرون ریخت که از آن نخستین زوج بشر به وجود آمدند. اگر چه این نخستینزوج نیز به نوبه خود دچار انواع حمله های سخت و اغواها شدند، اما نسل بشر رو به افزایش گذاشت.

عقیده اساسی این است که تاریخ جهان تاریخ جدال میان خیر و شر است. در این نبرد انسان فطرتا یاور خداست. وی نه برای بازی آفریده شده است، همانند بعضی از سنت های هندی، و نه موجودی است که تجلی گاه شکوه خدا باشد. خدا به انسان نیاز دارد، همانطور که انسان به خدا. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، گرچه از حمله های شر آلوده گشته است، اما اساسا خوب است، زیرا خدا پدر و مادر آن است. انکار این موضوع یکی از گناهان اساسی دین زردشتی است. برخلاف مذاهب هلنی، زردشتیان با بی لطفی ماده را با روح مقایسه نمی کردند؛ آنان معتقد بودند که برای رسیدن به هستی آرمانی باید آن دو با هم در هماهنگی کامل باشند، و این همان هستی است که تاریخ به سوی آن در حرکت است و در پایان جهان، یا بهتر بگوییم در هنگام «بازسازی جهان»، تحقق یابد.

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: