حقوق خبر
آنتونی رابینز

هنر خوشبینی (قسمت سوم)

دکتر مارتین سلیگمن، روان شناس و استاد دانشگاه پنسیلوانیا، از سال ها پیش درباره ی خوش بینی پژوهش کرده و کتابی در این باره نوشته است که من چندی پیش موفق به خواندن آن شدم و پیشنهاد می کنم شما نیز بروید این کار را بکنید. یکی از ویژگی های درخور تعمق این کتاب که «خوشبینی آموخته شده» نام دارد این است که در آن، نویسنده پایه های علمی خوشبینی را برای خوانندگان آشکار کرده و آثار خوشبینی را بر بدن و نیز بر پیشرفت شغلی افراد با جزئیات کامل توضیح داده است. برای نمونه او در پژوهشی که درباره ی متصدیان فروش انجام داده به این نتیجه رسیده است که میزان فروش خوشبینان در سال نخست بیست درصد و در سال دوم، پنجاه درصد بیشتر از افراد بدبین بوده است.

 هنر خوشبینی (قسمت سوم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

سه ویژگی افراد بد بین

بیشتر ما شاید چنین امری را بدیهی بشماریم، اما برای روشن تر شدن مطلب بگذارید ارزیابی او را هم از چگونگی تأثیر خوشبینی در انتخاب نامزدهای ریاست جمهوری، برای شما بازگو کنم. من چگونگی تجزیه و تحلیل سلیگمن از شعار های تبلیغاتی نامزدها را بسیار شایان توجه یافته ام؛ اما برای آگاهی از جزئیات، شما را به مطالعه ی کتاب ارجاع می دهم؛ زیرا نمی خواهم همه ی مطالب آن را برایتان بازگو کنم. تنها نکته ای که می توانم به آن اشاره کنم این است که بر پایه ی یافته های سلیگمن، آن گروه از نامزدهای ریاست جمهوری امریکا که در تبلیغات انتخاباتی خود بیشترین پیام های مثبت را فرستاده بودند همیشه برنده شده بودند. او پس از تجزیه و تحلیل سخنان تک تک نامزد ها از آغاز تا کنون، فقط با دو استثنا در این زمینه روبه رو شد...

یکی از یافته های شگفتت انگیز سلیگمن درباره خوشبینی و بدبینی این است که به گفته ی او خوشبینی یا بدبینی آدم ها در آن چه آن را «شکل توصیف رویدادها» می نامند نقشی عمده بازی می کند.

هرگاه با مسئله ای روبه رو می شویم آن را چگونه بیان و توصیف می کنیم؟ آیا آن را مشکلی ابدی، خانمان برانداز و ناشی از کاستی های خودمان قلمداد می کنیم یا اینکه آن را پدیده ای می پنداریم که می تواند به سرعت و به آسانی تغییر یابد؟

وجود یا عدم وجود این سه باور، یعنی باور به ابدی بودن مشکل، تعمیم آن به همه ی بخش های زندگی و شخصی پنداشتن آن، تعیین کننده ی این است که آیا زندگی فرد بر وفق مراد او پیش می رود و آیا او از آن لذت می برد یا خیر.

ابدی پنداشتن مشکل

به گفته ی سلیگمن، اشخاص خوشبین هیچگاه مشکلات زندگی را ابدی نمی پندارند.

من که خودم را فردی خوشبین می دانستم با خواندن این مطلب در دل گفتم:«البته که این چنین است. این که گفتن ندارد!» از نظر من تنها روش سپری کردن زندگی همین بود، زیرا اگر کسی مشکلات زندگی را ابدی بپندارد، در برابر کوچک ترین مشکلی سر تسلیم فرو خواهد آورد. این درست همان نکته ای بود که سلیگمن درباره اش صحبت می کرد و اگرچه من ان را امری بدیهی می پنداشتم، اشاره ی او به موضوعی مهم بود.

از سوی دیگر، بدبینان مشکلات زندگی را همیشگی و دیرپا می پندارند.

من حتی نمی توانستم تصور کنم که کسی چنین احساسی داشته باشد؛ اما راستش را بخواهید خودم در گذشته در جنبه هایی از زندگی احساس ناکامی و درماندگی کرده و مشکلی را که با آن درگیر بودم ابدی پنداشته بودم. همان دم که چنین احساسی به من دست می داد به شدت احساس ضعف و ناتوانی می کردم اما عاقبت ناچار شدم برای پیشرفت و حرکت روبه جلو این باور را در هم بشکنم.

ما باید مراقب باشیم در دام «ابدی پنداشتن مشکل» نیفتیم. باید پند آموزنده ی «این نیز بگذرد» را آویزه گوش خود قرار دهیم و بدانیم اگر امروز کاری درست پیش نمی رود دلیل بر آن نیست که فردا هم اوضاع همین گونه خواهد بود.

من اگر پیوسته دست به تغییر و سازگاری بزنم، می توانم برای هر مشکلی راه حلی پیدا کنم. اگر مصمم باشم، می توانم به هرچه می خواهم دست یابم. این باورهای ساده که اشاره ای مختصر به آن ها کردم، تنها تفاوت زندگی من با زندگی کسانی است که خود را از دگرگون کردن اوضاع ناتوان می بینند. من این احساس اطمینان را دارم که هیچ مشکلی برای همیشه ماندگار نیست، اما کسانی که خودشان را «دست و پا بسته» می پندارند بر این باورند که گویی حل مشکلات از توان ایشان خارج است و مشکلات برای همیشه دوام خواهند داشت.

ما باید به هر قیمتی شده از این دام دوری کنیم.

خانمان برانداز دانستن مشکلات

دوم ویژگی افراد بدبین از نظر سلیگمن این است که آنان مشکلات زندگی را فراگیر و خانمان برانداز می پندارند.

هرگاه بپنداریم مشکلی که با آن درگیر هستیم بر کل زندگی ما تأثیر منفی خواهد گذاشت، به دردسری بزرگ خواهیم افتاد. آن گاه بی برو برگرد در مسیر «درماندگی آموخته شده» قرار خواهیم گرفت. در این باره خوب بیندیشید. اگر مشکلی برای همیشه ماندگار باشد و بر همه ی بخش های زندگی ما تأثیر بگذارد، عمرمان تباه خواهد شد.

در نقطه ی مقابل، افراد خوشبین هیچ گاه مشکلات زندگی را فراگیر و خانمان برانداز نمی بینند، بلکه آن ها را با عنوان «مسئله» و چیز هایی از این قبیل طبقه بندی می کنند. اگر پای صحبت چنین اشخاصی بنشینیم بدون استثنا از ایشان خواهیم شنید:«من در فلان بخش کارم با مسئله ای روبه رو هستم.» یا «من از نظر اضافه وزن اندکی مسئله دارم.» آنان هیچ گاه نمی گویند:«همه ی زندگی من تباه شده است!» یا «چون نمی توانم برای کاهش وزنم راهی پیدا کنم، روابطم با دیگران و کسب و کارم خراب شده است!» یا «احساس می کنم همچون گاوی هستم که هیچ چیز جلو دارش نیست!» شاید برای لحظاتی کوتاه چنین احساس هایی به آنان دست دهد، ولی خیلی زود از آن غالب در می آیند.

برخلاف بدبینان، افراد خوشبین هیچ مشکلی را فراگیر و خانمان برانداز نمی دانند و به مشکلات در زمینه ی یک متن یا محیط می نگرند.

شخصی قلمداد کردن مشکلات

سومین ویژگی افراد بدبین که سلیگمن آن را در کتابش بیان کرده این است که آنان مشکلات زندگی را به ضعف های شخصی خودشان نسبت می دهند.

به گفته ی سلیگمن، بدبینان به گونه ای به مشکلات می نگرند که گویی ایراد از خودشان است. برای مثال در توصیف پرخوری خود می گویند:« دلیل پرخوری من این است که فردی بی اراده و ضعیف هستم.»

اگر کسی خودش را فردی ضعیف و بی اراده بپندارد، نظام باورهایی را ایجاد خواهد کرد که ممکن است زندگی اش را به نابودی بکشد. هیچ یک از ما ضعیف و ناتوان نیستیم، اما ممکن است در موقعیتی قرار گرفته باشیم که باعث ایجاد عادت پرخوری در ما شده باشد. یا ممکن است پرخوری را راهی مناسب برای رهایی سریع از درد و کسب آنی لذت یافته باشیم. مشکل، برخاسته از کیستی ما و چگونه بودنمان نیست، بلکه ریشه در رفتار ما دارد و ما، بسی از فراتر از رفتاریی هستیم که از ما سر می زند. این را همیشه در یاد داشته باشید.

سلیگمن همچنین در کتابش اشاره می کند که خوشبنان بر خلاف بدبینان مشکلات را به حساب وجود ایرادی در خودشان نمی گذارند.

من با این گفته صد در صد موافق نیستم . از نظر من شاید بهتر باشد بگوییم افراد خوشبین خودشان را نه مسئول آفرینش مشکل، بلکه مسئول برطرف کردن آن می دانند. به بیان دیگر، هرگاه به چنین افرادی بگوییم:«باز هم دسته گل به آب دادی!» پاسخ خواهند داد:«من دسته گل به آب ندادم. اتفاقی بود که افتاد و من می خواهم از این اتفاق درسی بیاموزم و در آینده از آن برای بهبود اوضاع استفاده کنم.»

خوشبینان ریشه مشکل را در خودشان نمی بینند، بلکه آن را برخاسته از رفتاری می پندارند که نیازمند تغییر است، یا خود را نیازمند آگاهی های بیشتر در آن زمینه می بینند.



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: