حقوق خبر
اگزیستانسیالیسم (Existentialism)

اگزیستانسیالیسم؛ سیر تاریخی و مبانی فلسفی آن (قسمت پایانی)

اگزیستانسیالیسم در واقع نوعی انسان گرایی به معنای عام کلمه است. به عبارتی همه ی فیلسوفان وجودی نسبت به انسان و تحقق یافتن وجود اصیل او تاکید بلیغ دارند، اما تمامی آنها لزوماً مثل بسیاری از اومانیست ها انسان را یگانه خالق معنا و آفریننده ی ارزش نمی دانند


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

نسبت اگزیستانسیالیسم با برخی فلسفه های دیگر

اگزیستانسیالیسم و آمپریسم

هر دو مکتب بر ستیز با عقل گرایی صرف (راسیونالیسم) همگرایی می کنند؛ اما نقطه ی تمایز آنها در آن است که تجربه گرایان در تجربه ی بیرونی متوقف می شوند اما فیلسوف وجودی به تجربه ی درونی و مشارکت با هستی و نه فقط مشاهده آن اهتمام تام می ورزد.

اگزیستانسیالیسم و اومانیسم

اگزیستانسیالیسم در واقع نوعی انسان گرایی به معنای عام کلمه است. به عبارتی همه ی فیلسوفان وجودی نسبت به انسان و تحقق یافتن وجود اصیل او تاکید بلیغ دارند، اما تمامی آنها لزوماً مثل بسیاری از اومانیست ها انسان را یگانه خالق معنا و آفریننده ی ارزش نمی دانند. کسانی چون هیدگر و یاسپرس به غلظت با اومانیسم سارتر مخالفت نشان می دهند؛ و اساساً همچنان که گذشت بسیاری از این فیلسوفان، با ایده ی سوبژکیتویسم – که پایه ی فلسفیِ اومانیسم محسوب می شود- در ستیز و چالشند.

اگزیستانسیالیسم و پراگماتیسم

هم فیلسوف وجودی و هم فیلسوف عمل گرا به ممنوعیت عقل گرایی محض فتوا می دهند. هر دو بر رابطه ی اعتقاد و عمل انگشت تاکید می گذارند. هر دو حقانیت ایمان را در ترازوی تحقق بخشی به انسانیت وزن می کنند. اما در همه جا با هم همنوا نیستند. یک پراگماتیست برخلاف بسیاری از اگزیستانسیالیست ها خوش بین است، و وجهه ی همت او بیشتر متوجه به موفقیت در امور نسبتاً محدود است؛ و در میان آنها از درک تراژیک فلسفه ی وجودی خبری یافت نمی شود.


 

اگزیستانسیالیسم و نیهیلیسم

همچنان که گذشت بسیاری از چهره های این مکتب اعتقادی به هیچ گونه معنا و هدفی خارج از انسان برای زندگی او ندارند. در عین حال این فیلسوفان با پذیرش این پوچی و با کنار آمدن با آن برای ایجاد حس مبارزه برای زندگی و انتخاب و خلاقیت می کوشند؛ و به ارزشها و آرمانها و اهدافی که انسان برای خود می سازد تاکید می کنند. از سویی فیلسوف وجودی در بسیاری حوزه ها (کلام، فلسفه، اخلاق، فرهنگ و سیاست) بر وضع حاکم و به مراجع مقبول می شورد و به این خاطر متهم به اندیشه های نیهیلیستی و نیست انگارانه است. اما ظاهراً او برخلاف یک نیهیلیست در این شورش مسکن نمی گزیند و از مجرای تجربه ی دردناک ِ شورش می خواهد مفری نو بجوید و امکانی تازه متولد کند.

تاثیر اگزیستانسیالیسم بر فرهنگ و علوم

تاثیر اگزیستانسیالیسم از حوزه ی محدودِ فلسفه ی رسمی پا را آن سوتر می گذارد و بر تاثیرگذاری ملموس تر و عینی تر در فرهنگ و شئونات زندگی می کوشد. تاثیر و نفوذ فلسفه ی وجودی تا آن جاست که امروزه می توان از اخلاق وجودی، کلام وجودی، روانشناسی وجودی و...یاد کرد.

روان شناسیِ متاثر از فلسفه ی وجودی از تجربه گرایی محض و تبیین مکانیکی از انسان و رفتار او فراتر می رود. در این حوزه چه بسا رخ دادن تحولات جدی تر را بتوان چشم به راه بود.

در قلمرو کلام و الاهیات نیز پر واضح است که بخشهایی از کلام جدید در مواجهه با اگزیستانسیالیسم و حتی در دامن آن پروریده شده است. در کلام جدید عمده ی دعاوی دینی با محوریت انسان طرح می شود. حتی در فحص از خدا و بحث از خودِ دین نیز تحقق بخشیدن به وجود اصیل انسان مطالبه می شود. متألهانی مثل تیلیش، بارت، بولتمان، بوری، و...از نفوذ پذیرفتگان این فلسفه اند.

اثرگذاری فلسفه ی مورد بحث و ادبیات بر یکدیگر به گونه ای است که این فلسفه در نمایشنامه ها و رمانها گویاتر و بلیغ تر به بیان آمده است تا در رساله های فلسفی. نوشته های کسانی مثل سارتر، کامو، مارسل و نیز داستایوسکی شواهدی بر این مدعا هستند. در صورتهای مختلف هنری جدید مثل کوبیسم و سوررئالیسم و... شباهتهای فراوانی با اگزیستانسیالیسم دیده می شود.

بیشتر بخوانید:

اگزیستانسیالیسم؛ سیر تاریخی و مبانی فلسفی آن(قسمتهای دیگر)

مکتب اصالت انسان یا اومانیسم (Humanism) چیست؟

تساهل و تسامح؛ سیر تاریخی، مبانی و حوزه های آن

پروتستانیسم؛ پیشینه ی تاریخی، عقاید و فرقه ها

بررسی کتاب تهوع Nausea اثر ژان پل سارتر

 

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: