حقوق خبر

رانده - احمد شاملو

رانده - احمد شاملو

پایگاه خبری حقوق نیوز

رانده

دست بردار ازین هیکل غم

که ز ویرانی خویش است آباد.

دست بردار که تاریکم و سرد

چون فرو مرده چراغ از دم باد.

 

دست بدار، ز تو در عجبم

به در بسته چه می کوبی سر.

نیست، می دانی، در خانه کسی

سر فرو می کوبی باز به در.

 

زنده، اینگونه به غم

خفته ام در تابوت.

حرف ها دارم در دل

می گزم لب به سکوت.

 

دست بردار که گر خاموشم

با لبم هر نفسی فریاد است.

به نظر هر شب و روزم سالی است

گرچه خود عمر به چشمم باد است.

 

رانده اندم همه از درگه خویش.

پای بر آبله، لب پر افسوس

می کشم پای بر این جاده ی پرات

می زنم گام بر این راه عبوس.

 

پای پر آبله، پر اندوه

از رهی می گذرم سر در خویش

می خزد هیکل من از دنبال

می دود سایه من پیشاپیش.

 

می روم با ره خود

سر فرو، چهره به هم.

با کسم کاری نیست

سد چه بندی به رهم؟

 

دست بردار! چه سود آید بار

از چراغی که نه گرماش و نه نور؟

چه امید از دل تاریک کسی

که نهادندش سر زنده به گور؟

 

می روم یک به راهی مطرود

که فرو رفته به آفاق سیاه.

دست بردار از این عابر مست

یک طرف شو، منشین بر سر راه!

 

بیشتر بخوانید:

بازگشت - احمد شاملو

شعله ی رمیده - فروغ فرخزاد

آب - سهراب سپهری



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: