حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت هفدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

پایگاه خبری حقوق نیوز

حرف راست را باید از بچه شنید

از آن جا که بچه ها فطرتی پاک و دست نخورده دارند و دروغ و ریا را نمی شناسند، و از طرفی قوه تشخیص خوب و بد یا نفع و ضرر را ندارند هرچه می گویند عین حقیقت و از ته دل می باشد.

حرف گل انداختن

گرم شدن صحبت.

حرف مردم تمامی ندارد

اشاره به این که هر کاری کنی مردم بالاخره چیزی می گویند و جلوی حرف و ایراد گیری آن ها را نمی توان گرفت.

حرف مرد یکی است

مرد یا جوانمرد کسی است که حرف خود را عوض نکند و روی حرفی که زده  بایستد و به قول خود پایدار و پایبند باشد.

حرمت امام زاده با متولی است

هر کس بزرگترش و همچنین نزدیکان و اطرافیانش را بزرگ بدارد و احترام کند، دیگران نیز به او و وابستگان او احترام می گذارند.

حساب به دینار، بخشش بخ خروار

در هنگام کرم و بخشش دقت و حسابگری وجود ندارد، اما در حساب و کتاب باید دقیق بود و حتی یک دینار را حساب کرد.

حساب حسابه، کاکا برادر

حساب و کتاب به جای خود، دوستی و برادری هم به جای خود.

حساب سرانگشتی

حساب سطحی و سرسری و نه چندان دقیق.

حسرت به دلم کچل خدبجه، مردم ندیدم نوه و نتیجه

حرف آدم حسود یا حسرت کش در مورد کسی که به مقصود خود رسیده و دق می کند اما خود از مثل آن محروم است.

حُسن خداداده را حاجت مشاطه نیست

کسی که زیباست دیگر نیازی به آرایش و آب و رنگ اضافی ندارد.

حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت

کنایه از وقت نشناسی و انجام کار بی موقع.

حسود هرگز نیاسود

حسود هیچگاه آرامش و آسایش ندارد همیشه از خوشی و پیشرفت دیگران ناراحت و در رنج و حسرت است.

حق به حق دار می رسد

سرانجام حق به صاحب و سزاوار حق می رسد.

حق گرفتنی است نه دادنی

نباید منتظر رسیدن حق و حقوق خود شد بلکه باید به دنبال آن رفت و آن را مطالبه کرد زیرا کسی آن را به آدم تعارف نمی کند.

حق نان و نمک

دو طرف که سال ها با یک دیگر رفیق و صمیمی بوده باشند و بارها با هم سر یک سفره غذا خورده و از نان و نمک یک دیگر استفاده کرده باشند، به گردن هم حق نان و نمک دارند.

حلال زاده به داییش می رود

اشاره به این که معمولا بیشتر اشخاص طرز رفتار و حرکاتشان موروثی است.

حلوای تن تنانی تا نخوری ندانی

در جواب کسی می گویند که از وضعیت یا از فرد یا چیزی سوال کند، یعنی: قابل شرح و تعریف نیست و خودت باید امتحان کنی.

حمام زنانه

جای شلوغی که صدای همهمه در آن پیچیده باشد.

حمومک مورچه داره، بشین و پاشو خنده داره

شعری که در مورد بچه ی نا آرام و بی قرار یا کسی که از کار زیاد و بشین و پاشو گله دارد، می خوانند.

حناش رنگ ندارد

کسی که نزد دیگران آبرو نداشته و قول و عملش بی ارزش باشد، کسی که قبولش نداشته باشند.

حیا را خورده، آبرو را قی کرده

ادم بی شرم و آبرو و بی ادب، کسی که اختیار زبان خود را نداشته و هرچه بخواهد می گوید و یا هر کار می خواهد انجام دهد.

حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی

هنگامی که پول و هزینه زیادی صرف کسی یا چیزی شود که ارزش و نتیجه نداشته و به درد نخورد.

خار شدن و در چشم کسی فرو رفتن

مزاحم پیشرفت و خوشی کسی شدن.

خاکشیر مزاج

ملایم طبع، سازگار، خاکی (از این جهت می گویند که خاکشیر با همه طبایع سازگار است).

خاله خوش وعده

کسی که سر خود و بی دعوت به هر مجلسی برود و بی رودربایستی سر هر سفره بنشیند.

خاله وارسی

فضولی و کنجکاوی، جست و جو و سر در آوردن از محلی یا موقعیتی.

خالی بستن

دروغ گفتن، ادعای پوچ و تو خالی.

خانه روشن کردن

اشاره به محتضر و در حال مرگی که برای دقایقی حالت سلامت و هوشیاری در او ظاهر می شود.

خدا به دور

در هنگام بد آمدن و تعجب از چیزی یا کسی و نپسندیدنش می گویند. کلمه ای شبیه «واه».

خدا جای حق نشسته

هنگامی که کسی نتواند حق تضییع شده خود را از زورگو بگیرد و مظلوم واقع شود مطمئناً خداوند حق او را خواهد گرفت و ستمگر را مجازات خواهد کرد.

خدا خر را شناخت بهش شاخ نداد

کسی که قابلیت و لیاقت نعمتی از نعمت های خداوند را نداشته و از آن محروم باشد چرا که اگر آن نعمت را می داشت از آن سوء استفاده می کرد.

خدا روزیت را جای دیگر حواله کند

جواب رد به گدا یا متوقع سمجی که به چیز یا کسی امید بسته و چشم طمع دوخته و پیش خود حسابی باز کرده است.

خدا شفایت دهد

اصطلاحا به کسی می گویند که کار غیر عاقلانه انجام دهد یا رفتار حواس پرتانه و دیوانه وار داشته باشد.

خدا عاقبتش را به خیر کند

انشاا... سرانجام کارش به خیر و خوبی پایان پذیرد.

خدا گر ز حکمت بندد دری/ به رحمت گشاید در دیگری

تمام درها یکباره و یکجا به روی کسی بسته نمی شود.

خدا هیچ عزیزی را ذلیل نکند

دعا یا گله کسی که از پا در آمده و از نظر عزت و مقام تنزل یافته و زمین خورده است.

خدا یکی زن یکی

حرف کسی که همسر خود را دوست می دارد و در دلش فقط عشق یک نفر می گنجد و یا از عهده همان یکی هم بر نمی آید.

خر از پل گذشتن

از پیش رفتن کار و به نتیجه و مقصود رسیدن.

خربزه می خوری یا هندوانه؟ هر دو دانه

جواب رک و بدون رودربایستی و تعارف.

خر بیار باقالی بار کن

هنگام پیش آمدن آشوب و موقعیت آشفته و خراب می گویند.

خر تب می کند

به کسی که لباس زیادی پوشیده و یا در فصل تابستان لباس گرم بپوشد، می گویند.

خرج که از کیسه مهمان بود، حاتم طایی شدن آسان بود

از جیب دیگران مهمان کردن راحت است.

خر چه داند قیمت نقل و نبات

آدم نفهم و نادان، خوب و بد، بهترین و بدترین و با ارزش و بی ارزش در نظرش یکی است و قدر و قیمت هیچکدام برایش فرقی نمی کند، بنابراین با هرکس باید مطابق وضع و شأن خودش رفتار کرده و همانقدر به او ارزش داد.

خر خودت را بران

مشغول کار خود باش و کار خود را پیش ببر. معمولا به کسی گفته می شود که در کاری که به او مربوط نیست و برایش سودی ندارد دخالت نکند.

خر ما از کره گی دم نداشت

اظهار بدشانسی و به همین دلیل قید چیزی را زدن.

 

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: