حقوق خبر
Martin Seligman

زندگینامه ی مارتین سِلیگمن

مارتین سلیگمن در 1942 در شهر آلبانی واقع در ایالت نیویورک به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو کارمند دولت بودند. او در 1967 دکترای روان شناسی خود را از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت و از 1976 استاد روان شناسی دانشگاه یوپن بود. به عنوان رییس انجمن روان شناسی آمریکا انتخاب شد و دو جایزه ی بزرگ علمی دریافت کرد. او متأهل است و هفت فرزند دارد. برخی از کتاب های او عبارت اند از: ناامیدی و درماندگی، آسیب شناسی روانی، خوش بینی آموخته شده، آنچه می توانید و نمی توانید تغییر دهید، کودک خوش بین: برنامه ای برای ایمن سازی کودک در برابر افسردگی.

زندگینامه ی مارتین سِلیگمن

پایگاه خبری حقوق نیوز

مارتین سِلیگمن (Martin Seligman)

سلیگمن معتقد است روان شناسی همیشه در مورد مشکلات و گرفتاری های مردم بوده و طی پنجاه سال گذشته در تشخیص و درمان بیماری های روانی موفق عمل کرده است، ولی در زمینه ی شادی و رضایت انسان کمتر به تحقیق و پژوهش دست زده است. به همین خاطر، خود او سعی کرده است در مورد ساز و کار خوش بینی و احساسات مثبت کار کند و در مورد اهداف عالی روان شناسی تجدید نظر کند. به گونه ای که امروزه به عنوان بنیان گذار جنبش «روان شناسی مثبت» شناخته می شود.

سلیگمن صدها تحقیق و پژوهش را در مورد عواملی که به اعتقاد مردم موجب خوشبختی و شادی می شوند مورد بررسی قرار داده است و به این نتیجه رسیده است که اگرچه طی پنجاه سال گذشته قدرت خرید مردم در کشورهای ثروتمند، از جمله آمریکا و ژاپن و فرانسه دو برابر شده است، ولی سطح رضایت و خشنودی از زندگی در این کشورها تغییر نکرده است. افراد فقیر از زندگی خود رضایت ندارند، ولی وقتی که سطح درآمدشان افزایش می یابد باز هم شادی و خوشبختی شان به همان نسبت بیشتر نمی شود. سلیگمن معتقد است میزان اهمیتی که مردم برای پول قائل هستند، بیشتر از خود پول در خوشبختی و شادی شان مؤثر است. انسان های ثروت اندوز و مادی گرا خوشبخت و شاد نیستند.

ازدواج یکی دیگر از عوامل خوشبختی و شادی است. در یک نظرسنجی وسیع از 35 هزار آمریکایی که در طول سی سال انجام گرفته است، 40 درصد از کسانی که متأهل بودند اظهار کردند که بسیار خوشبخت هستند. در حالی که از میان افراد طلاق گرفته و بیوه فقط 24 درصد معتقد بودند که بسیار خوشبخت هستند. بدین ترتیب، معلوم می شود ازدواج می تواند باعث افزایش شادی و خوشبختی شود. سلیگمن تأکید می کند کسانی که در یک رابطه ی عاشقانه و صمیمی قرار دارند بسیار احساس خوشبختی می کنند.

یکی دیگر از عواملی که باعث می شود احساس نیکبختی و سعادت کنیم، رابطه داشتن با دیگران است. کسانی که خود را شاد و خوشبخت می دانند رابطه ی اجتماعی خوبی با دیگران دارند و به ندرت ممکن است در تنهایی روزگار بگذرانند.

میزان افسردگی در زن ها دو برابر مردهاست، ولی احساسات مثبت هم در زن ها بیشتر از مردهاست. یعنی زن ها هم غم و اندوه و هم شادی و سرور را بیشتر از مردها تجربه می کنند.

افراد مذهبی نیز نسبت به افراد غیر مذهبی شادتر و امیدوارتر هستند و میزان رضایتمندی شان از زندگی بیشتر است. این گونه افراد در برابر مشکلات زندگی مقاوم تر هستند. اصولا امید به آینده موجب می شود انسان در مورد خود و جهانی که در آن زندگی می کنند احساس بهتری داشته باشند.

اما بیماری بر خلاف آن چه مردم فکر می کنند بر رضایت ما از زندگی و احساس شادی ما تأثیر ندارد. فقط بیماری های لاعلاج ممکن است در میزان احساسات مثبت ما تأثیر گذار باشند.

آب و هوا نیز از دیگر عواملی است که بر خلاف اعتقاد مردم، بر میزان شادی و خوشبختی ما تأثیر ندارد. سلیگمن معتقد است افراد به راحتی و سریع با آب و هوای سرزمین خود سازگاری پیدا کرده و به آن عادت می کنند. هوش و استعداد و تحصیلات عالی نیز هیچ تأثیر معناداری بر خوشبختی و شادی ما ندارند. اگرچه میزان افسردگی در بعضی از اقوام سیاهان آمریکا پایین تر از دیگران است، ولی نژاد نیز تأثیری بر سعادت و نیکبختی ما ندارد. 

همه ی عوامل فوق که معمولا به عنوان عوامل اصلی خوشبختی در نظر گرفته می شوند، مجموعا فقط 8 تا 15 درصد خوشبختی  سعادت افراد را  تضمین می کنند. یعنی اثرگذاری آن ها در احساس نیکبختی ما چندان بالا نیست. سلیگمن معتقد است شخصیتی که شامل خرمندی، انسانیت، عدالت و معنویت است، عامل اصلی خوشبختی و شادی ما در زندگی است. شخصیت همان خصوصیاتی است که در خودمان پرورش می دهیم. ما از طریق تقویت قابلیت های منحصر به فرد خود می توانیم به رضایت و خشنودی از زندگی دست یابیم و احساس شادمانی کنیم. سلیگمن می گوید این اشتباه است که عمر خود را صرف تصحیح نقاط ضعف خود کنیم، چون بیشترین موفقیت ما د زندگی از طریق پرورش نقاط قوتمان به دست می آید.

سلیگمن معتقد است افسردگی، اضطراب، اعتیاد، ازدواج ناموفق، خشم و غیره هیچ کدام ناشی از رخدادهای دوران کودکی ما نیستند. تجربیات دوران کودکی موجب بدبختی ما نیستند. نکته ی حائز اهمیت این است که باید قابلیت های فردی خود را تقویت کنیم تا بتوانیم بر مشکلات و موانع غلبه کرده و خود را از منجلاب ناکامی ها بیرون کشیده و خوشبخت شویم.

سلیگمن می گوید هر قدر نسبت به دیگران و زندگی خود قدرشناس باشیم احساس بهتری خواهیم داشت. مغز ما طوری برنامه ریزی شده که نمی توانیم به اراده ی خود چیزی را فراموش کنیم، ولی با بخشش می توانیمجراحات دل خود را پاک کنیم و به آرامش برسیم. در حال حاضر، برای دستیابی به خوشبختی و شادی، روش های مختصر و مفیدی در دسترس ما قرار دارند. دیگر نباید فکر کنیم که شادی یک معمای پیچیده ای است که فقط به دیگران تعلق دارد. راه های رسیدن به شادی، در زمان حال بیش از هر زمان دیگر در دسترس ما قرار دارند و فقط باید اراده کنیم تا به آن برسیم.

 

بیشتر بخوانید:

نظریات روانشناسان جهان

عشق از دیدگاه دانشمندان روانشناسی

تهیه کننده: محمدی

منبع: مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: