حقوق خبر
ایمان گرایی (Fideism)

ایمان گرایی(فیدئیسم) و گونه های مختلف آن (قسمت پایانی)

برای ایمان گرایی غیرافراطی یا اعتدالی می توان گونه های متنوعی یافت. البته همه ی این گونه ها در ایمان گرا بودن و عدم خردستیزی هم عقیده اند

ایمان گرایی(فیدئیسم) و گونه های مختلف آن (قسمت پایانی)
 

ایمان‌گرایی (فیدئیسم)

2- ایمان گرایی اعتدالی

برای ایمان گرایی غیرافراطی یا اعتدالی می توان گونه های متنوعی یافت. البته همه ی این گونه ها در ایمان گرا بودن و عدم خردستیزی هم عقیده اند.

یک گونه از این نوع ایمان گرایی در درون سنت مسیحیِ آگوستینی به وجود آمد. در این دیدگاه – ضمن تاکید بر تقدم ایمان بر عقل – عقل و استدلال، هم برای جستجو از حقایق اساسی دین، و هم برای تبیین و فهم این حقایق می تواند تا اندازه ای نقش آفرین باشد. شعار آگوستین که : « من ایمان می آورم تا بفهمم» راه را برای تاکید بر ایمان باز کرد. از این منظر براهین، در واقع، آن چه را که بر اساس ایمان پذیرفته شده است تفسیر و تبیین می نمایند. ادله تاریخی و روان شناختی راجع به ماهیت دین و اثار آن بر زندگی و...همه ، می توانند به عنوان تبیینات یا حتی توجیهات در مورد آن چه پیشاپیش بر اساس ایمان پذیرفته شده است، به شمار آیند.

اظهارات پاسکال همین گونه از ایمان گرایی را توضیح می دهد. او استدلال می کند که امکانات و توانِشهای طبیعی آدمی برای هدایت کامل او به حقیقت ناکافی اند. آن گاه که شخص به تنگناهای طبیعی و عقلی خود پی می برد، آماده می شود که آموزه های وحی را بر اساس ایمان بپذیرد. با داشتن ایمان می توان قوت دفاعیات شواهد روانی را به نفع حقایق دینی ملاحظه کرد. آن چه در خصوصِ پاسکال باید گفت این است که او نظریه ی «اراده گراییِ» خود را به جای نظریه عقل گرایی نشانده است. ایمان آدمی در گرو توانایی و پذیرش عقل نیست، تا هرگاه ناتوان ماند دست روی دست بگذاریم. در بسیاری از مواردِ دیگرِ زندگی نیز چنین است که گاه با عواطف و یا اراده و نوعی مصلحت سنجی که کار عقل عملی است تصمیمی می گیریم. در این جا او مثال قماربازی و شرط بندی را می آورد: «بیایید سود وزیان این شرط بندی را که خدا وجود دارد سبک و سنگین کنیم. بیایید این دو احتمال را تخمین بزنیم؛ اگر شرط را ببرید همه چیز را برده اید، و اگر ببازید چیزی را نباخته اید. پس قاطعانه شرط ببندید که او هست».

ویلیام جیمز همچون پاسکال در باب ایمان، اراده گرا است. ولی بر اساس دیدگاههای روان شناختی خود توانسته است تقریری پخته تر برای آن فراهم آورد.

ف.ر.تننت یکی دیگر از اعتدالیون برای ایمان، عنصر خطر کردن (ریسک) را لازم می داند. او معتقد است هم علم و هم دین برای پیشرفت خود مستلزم نوعی خطر کردن هستند.

از نظر پل تیلیش، نیز منشأ ایمان همان آگاهی مرموزی است که در نهاد آدمی وجود دارد. آن چه آدمی را به ایمان سوق می دهد، آگاهی پر رمز و راز او به یک امر مطلق و نامتناهی است، امری که آدمی به آن تعلق شدید دارد.

ویتگنشتاین نیز همانند کی یرکگور ایمان را مبتنی بر اثبات عقلانی نمی داند و همانند او و همه ی ایمان گرایانِ دیگر بر اهمیت خطر کردن تاکید می کند. اما بر خلاف پاسکال و جیمز ایمان را یک مساله ی ارادی نمی داند، برخلاف کی یرکگور ایمان را ضد عقل نمی شمارد؛ بلکه دلایل آفاقی را صرفاً اموری بیگانه با ایمان – و نه ضد آن – می شمارد. بطور خلاصه نکات اصلی دیدگاه ویتگنشتاین در باب ایمان این است که: ایمان به هیچ وجه بر اساس شواهد تجربی اثبات و یا نفی نمی گردد. دیگر آن که، ایمان را نمی توان اثبات عقلانی و یا نفی عقلانی نمود. البته ممکن است برای متعلق ایمان – مثلاً خدا یا آخرت – استدلال آورد و آن را تشکیک ناپذیر ساخت؛ ولی با اثبات متعلق ایمان، خود ایمان ثبوت نمی یابد. زیرا به اعتقاد او بسا چیزهایی که به آنها اعتقاد داریم و ایمان نداریم. ایمان در نزد ویتگنشتاین تصویر و برداشتی است که با هیچ شاهد تجربی و استدلال عقلانی نقض نمی شود. از نظر وی همان طور که هیچ گونه شاهد علمی برای وجود خود طبیعت در کار نیست و کل فرایند گردآوری شواهد علمی و تجربی، وجود طبیعت را پیشاپیش، فرض می گیرد؛ مشغله ی دینی نیز اعتقاد به خدا را از پیش، فرض گرفته است.

ایمان گرایی(فیدئیسم) و گونه های مختلف آن (قسمت پایانی)
 

3- ایمان گرایی در تفکر اسلامی

در مورد این مساله که آیا فیدئیسم به همان گونه که در مغرب پدید آمد در میان اندیشه های اسلامی نیز جایی داشته است، باید گفت: اساساً زمینه ها و ضرورتهای موقعیتی و تاریخیِ خاص در غرب و در تفکر مسیحی بسترساز بروز رویکردها و روحیه های مختلف خردستیزانه و خردگریزانه شده است؛ و جدایی و تفرقه میان مقولاتی چون احساس و استدلال، انگیزه و اندیشه، ایمان و عقل، و ایمان گرایی و عقل گرایی، را در پی آورد است، که آن زمینه ها و ضرورتها نمی تواند با تاریخ دینداری و اندیشه ی اسلامی به نحو کامل مطابقتی برقرار کند. بطور کلی مشکل می توان برای هر نظریه ای که در بستری فراهم می آید، مشابهی عینی در بستری دیگر جستجو نمود. اما در عین حال، می توان در جهان اسلام مشارب و مواردی را نشان داد که تا اندازه ای به ایمان گرایی غربی بی شباهت نیست. به عنوان مثال: کلیه گرایشات قشریگری یا اخبارگیری و جمودگرا، - تقریباً به سبکی ایمان گرایانه – استدلال و برهان ورزی و تعقل محوری را در دین، کنار می نهند. اما آن چه در بین مسلمانان با گرایش موردنظر در فیدئیسم مسیحی همانندی فراوان دارد، گفتار بسیاری از عرفای اسلامی به ویژه افرادی مانند غزالی و محی الدین عربی درباب «عقل و ایمان» است. میان برخی از اظهارات، تعابیری مشابه با ایمان گرایی افراطی نیز به چشم می خورد: محی الدین در عباراتی از «فتوحات» گرایشی همانند با کی یرکگور (ایمان گرایی افراطی) از خود نشان داده است. به عقیده ی وی هرگاه کسی بر مبنای تعقل ایمان آورد، به واقع ایمان نیاورده است، زیرا ایمان راستین آن است که مستند به وحی باشد، در حالی که این ایمان مستند به عقل است.

غزالی را می توان در عداد ایمان گرایان اعتدالی محسوب کرد. وی بر آن است که کلامِ مدرسی نمی تواند ایمان بیافریند. به عقیده ی او سرشت ایمان آن گونه نیست که با تأملات و تعملات عقلی به چنگ آید. بنا به تصریح وی ایمان نوعی نور روشنگر است که خود خدا به عنوان موهبتی رایگان و از سر لطف در قلوب بندگانش می افکند. ایمان گاهی به صورت اعتقادی راسخ و سخت ازحاق ضمیر می جوشد که کاملاً وصف ناپذیر است. حتی ایمان ممکن است در نتیجه ی مشاهده ی اثری از انسانی پارسا و نظایر آن تحقق یابد. وی برخی از مسلمانان صدر اسلام را که با رؤیت پیامبر اکرم به ایمان می گرویدند به عنوان شاهدی بر این مطلب اضافه می کند. مولوی جلال الدین نیز گرایش صرف به عقل و برهان و تکیه بر پای چوبین استدلال را هجو می کند و عقل را فروتر از عشق و ایمان می نهد. از دیدگاه مولوی ایمانِ برآمده از مفاهیم و براهین، هر دم در آستانه ی فروپاشی است. از دید او اندیشه و ایمانِ فطریِ شبانی که برای خدا چارق می دوزد و می خواهد سرش را شانه کند، دارای ارزش معنوی بسیار ژرف است. سید حیدر آملی از عرفای شیعی نیز درباره ی سودمند نبودن کلام و فلسفه می گوید: «ولیس یَحصل لهم من هَذین العِلمین معرفة الاشیاءِ قدرَ رأسِ ابرة بل تزید منها الشکوک و الشبه». او اعتراف و ندامت عده ای از بزرگان کلام و فلسفه از اشتغال به علم رسمی، و اقرار آنان به حقیقت و حقانیت علم شهودی را شاهدی بر مدعای خویش می داند.

بیشتر بخوانید:

ایمان گرایی(فیدئیسم) و گونه های مختلف آن (قسمتهای دیگر)

 

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: