حقوق خبر

همرنگ شدن با مردم جامعه یا همرنگی اجتماعی چیست؟

همرنگی را می توان تغییر در فتار و عقاید فرد بر اثر اعمال فشار واقعی یا خیالی از طرف فرد یا گروهی دیگر دانست.

همرنگی اجتماعی

پایگاه خبری حقوق نیوز

همرنگی اجتماعی

همرنگی را می توان تغییر در رفتار یا عقاید شخص در نتیجه اعمال فشار واقعی یا خیالی از طرف فردی دیگر یا گروهی از مردم تعریف کرد. انسان همواره در بین ارزش های مربوط به فردیت و ارزش های مربوط به همرنگی با جماعت در حالتی پر از تنش به سر می برد.

انواع همرنگی

همرنگی انواع مختلف دارد، سه نوع آن را در نظر بگیرید:

  • پیروی (Compliance)
  • اطاعت (Obedience)
  • پذیرش (Acceptance)

 
پیروی

گاهی با یک انتظار یا درخواست، همرنگی می کنیم بدون آن که به کاری که انجام می دهیم واقعا اعتقاد داشته باشیم. در اصل برای بدست آوردن پاداش یا اجتناب از تنبیه، پیروی می کنیم. مثلاً کراوات می زنیم اگرچه از این کار بیزاریم.

 اطاعت

اگر پیروی ما از دستوری صریح باشد(دستور مستقیم کسی که جایگاه بالاتری دارد)، آن را اطاعت می نامیم. مثلاً اگر معلم مدرسه به ما بگوید در صف بایستیم، از او اطاعت می کنیم.

 پذیرش

گاهی به کاری که گروه، ما را متقاعد به انجام آن کرده است، واقعاً اعتقاد داریم. این همرنگیِ واقعی درونی، پذیرش نامیده می شود. درواقع پذیرش، هم باور کردن و هم عمل کردن طبق فشاراجتماعی است. مثلاً ورزش می کنیم چرا که به ما گفته شده ورزش برای سلامتی مفید است و ما آن را به عنوان یک حقیقت پذیرفته ایم. پذیرش گاهی پس از پیروی رخ می دهد، ممکن است چیزی که از آغاز به آن تردید داشتیم سرانجام به طور درونی باور کنیم. چرا که نگرش ها تابع رفتارند و عموماً چیزی را که از آن دفاع کرده ایم، خواهیم پذیرفت.

دلایل همرنگی

1. درست بودن اعمال و افکار. قضاوت متفق اکثریت ممکن است ما را متقاعد سازد که قضاوت اولیه مان اشتباه بوده است.

2. داشتن روابط دوستانه با مردم از طریق رفتار مطابق با انتظار آنها. ممکن است مایل باشیم از تنبیه گروه (از قبیل طرد شدن و مورد ریشخند و تمسخر قرار گرفتن) احتراز جوییم یا از آن پاداشی (از قبیل دوستی و مقبولیت) کسب کنیم.

3. تعیین واقعیت امور در یک واقعیت مبهم. بسیاری از مواقع به این دلیل با دیگران همرنگی می کنیم که رفتار آنان تنها راهنمای ما برای عمل مناسب است.

طبق نظر لئون فستینگر هنگامی که واقعیت مادی و فیزیکی به طور فزاینده ای نامعین و مبهم می شود، مردم اتکای بیشتری به «واقعیت اجتماعی» پیدا می کنند، و به احتمال قوی، با آنچه که دیگران انجام می دهند همرنگی می کنند. به این دلیل که رفتار گروه، اطلاعات ارزشمندی در مورد توقعات دیگران از آنها در اختیارشان می گذارد، اطلاعاتی حاکی از اینکه مردم معمولا در موقعیتی معین چه می کنند.

بسیاری از مردم بر این باورند که خود آنها اساسا با آرزوی صحت فکر و عمل برانگیخته می شوند، در صورتی که دیگر افراد، اساسا از طریق مقبول بودن در نظر سایر مردم، برانگیخته می شوند. بدین معنا که، می دانیم دیگران همرنگی می کنند، لیکن میزان دنباله روی خود را از گروه کمتر برآورد می کنیم.

عواملی که سبب افزایش و کاهش همرنگی می شود

1. اتفاق اکثریت: اگر اتفاق نظر اکثریت با پاسخ ناهمسانی شکسته شود، قدرت گروه به گونه ای جدی کاهش می یابد. یک عضو مخالف، تاثیر نیرومندی بر رهایی از نفوذ اکثریت دارد. هرچند، اگر اتفاق نظر وجود داشته باشد اکثریت گروه برای به حداکثر رساندن همرنگی، به افراد زیادی نیاز ندارد. در واقع تمایل شخص به همرنگی در مقابل فشار گروهی، هنگامی که اکثریت هم رای تنها مرکب از سه نفر هستند، به اندازه ی موقعی است که اکثریت هم رای، مرکب از شانزده نفرند.

2. وادار ساختن فرد به متعهد بودن به قضاوت اولیه خویش: این روش میتواند همرنگی در اثر فشار گروهی را کاهش دهد. خود را به عنوان داور بازی فوتبال تصور کنید که در جریان بازی، بازیکنی را از زمین بیرون کرده اید. پس از اتمام بازی، سه داور دیگر نزد شما می آیند و هر یک می گوید که به نظر او نباید بازیکن را اخراج می کردید. چقدر احتمال دارد که قضاوت خود را در مورد آن بازیکن تغییر دهید؟ زمانیک که افراد پیش از شنیدن قصاوت دیگر داوران، خود را "علنا" به قضاوتی متعهد کنند، همرنگی بسیار کاهش می یابد.

3. نوع شخصیت فرد: افرادی که عزت نفس کمتری دارند، خیلی بیشتر به فشار گروه تن در می دهند تا آنهایی که عزت نفس بیشتری دارند. البته عزت نفس وابسته به یک تکلیف ویژه را می توان در موقعیتی خاص تغییر داد. همچنین اگر فردی اعتقاد داشته باشد که برای وظیفه ی مورد نظر استعداد و قابلیت ندارد، تمایل او به همرنگی افزایش می یابد.

4. فرهنگ: در مورد همرنگی تفاوت های فرهنگی چندی نیز وجود دارند. همرنگی در جوامع جمع گرا (مثل نروژ، چین و ژاپن) ، از جوامع فردگرا (مثل ایلات متحده و فرانسه) بیشتر است.

5. جنسیت: عامل تاثیر گذار دیگر در همرنگی جنسیت است. به نظر می رسد یک تفاوت جنسی کوچک، ولی پایدار وجود دارد، بدین ترتیب که زنان، بیش از مردان همرنگی نشان می دهند.

6. ترکیب گروه: همرنگی به ترکیب گروهی که اعمال فشار می کند نیز مرتبط است. گروهی در ایجاد همرنگی موفق تر است که 1. متشکل از افراد متخصص باشد، 2. اعضای گروه (تک تک یا دسته جمعی) برای فرد مهم باشند، یا 3. اعضای گروه (تک تک یا دسته جمعی) به نحوی با فرد قابل مقایسه باشند.

7. موقعیت در گروه: تخلف از هنجارهای گروه برای فردی که از موقعیت مستحکمی در گروه برخوردار است، آسان تر است.

 

بیشتر بخوانید:

زمینه های فکری و اجتماعی پست مدرن

تجربه گرایی (empiricism) چیست؟

مقایسه عصبیت ابن خلدون و سرمایه اجتماعی

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: