حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت هجدهم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت هجدهم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

خر چه داند قیمت نقل و نبات

آدم نفهم و نادان، خوب و بد، بهترین و بدترین ها با ارزش و بی ارزش در نظرش یکی است و قدر و قیمت هیچکدام برایش فرقی نمی کند، بنابراین با هر کس باید مطابق وضع و شأن خودش رفتار کرده و همانقدر به او ارزش داد.

خر خودت را بران

مشغول کار خودت باش و کار خود را پیش ببر. معمولا به کسی گفته می شود که در کاری که به او مربوط نیست و برایش سودی ندارد دخالت کند.

خرما از کره گی دم نداشت

اظهار بدشانسی و به همین دلیل قید چیزی را زدن.

خروبا خور مرده باگور

مفت خور حریص که از هیچ چیز خوراکی صرف نظر نکرده و به هیچ یک از محتویات سفره رحم نکند. در حد مبالغه آمیزش حتی خر را به همراه خورجین و مرده را با گورش می بلعد.

خروس بی محل

بی موقع به جایی رفتن یا کاری را انجام دادن یا حرفی گفتن.

خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج

هر کاری باید از راه صحیح و با فکر و منطق شروع و پایه گذاری گردد اگر نه تا آخر دچار مشکل و اشتباه خواهد شد و نتیجه درستی هم نخواهد داشت.

خشکش زد

از تعجب به صورت چوب خشک در آمدن، در جا بی حرکت شد.

خفه خون گرفتن

لال شدن و دم بر نیاوردن.

خلارو هر چی هم بزنی گندش بیشتره

مشاجرات خصمانه که هر چه دنبال شود، باعث هتک حرمت و بی آبرویی بیشتر طرفین شود.

خلایق هر چه لایق

هر کس همانقدر و هر گونه که لیاقت و شایستگی دارد نصیبش می گردد.

خم رنگرزی نیست

به کسی گفته می شود که بخواهد کارش زود انجام شود و طرف مقابل را وادارد به عجله و سرعت عمل کند.

خنده بر هر درد بی درمان دواست

با حفظ نشاط و روحیه شادمانی حل یا فراموش کردن دردها و مشکلات آسانتر و سریع تر خواهد شد.

خواب خرگوشی

مثل خرگوش با چشم باز در خواب بودن کنایه از غفلت و بی توجهی به اطراف.

خواب دیدی خیر باشه

به کسی می گویند که در مورد کاری غرض و مقصود خاصی داشته و یا در اوهام و خیالات خام و تصورات شیرین بسر برد.

خواب زن چپه

به عقیده بر این است که زن هر خوابی می بیند برعکس آن تعبير و واقع می شود.

خواستن توانستن است

با اراده و پشتکار حتما به مقصود خود خواهیم رسید.

اخواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

سفارش به وفق دادن خود با همگان و تبعیت از اکثریت.

خود را به کوچه علی چپ زدن

تجاهل کردن و خود را به نفهمی و بی اطلاعی زدن.

خود را به موش مردگی زدن

مقصری که با زیرکی خود را ضعیف و بی گناه جلو می دهد.

خود را گم کردن

گذشته و اصلیت خود را از یاد بردن، کسی که وقتی به جایی و به وضعیت بهتری رسید وضعیت سابق خود را فراموش کند و دچار غرور و خودخواهی شود.

خودش می برد، خودش میدوزد

کسی که کاری را که به دیگری هم مربوط است سرخود و به تنهایی، بدون مشورت و نظرخواهی شروع کند، انجام دهد و به اتمام برساند. خودخواه.

خود کرده را تدبیر نیست

کسی که اعمالش باعث ناراحتی، ضرر یا گرفتاری خودش شده، چاره ای ندارد جز تحمل.

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

تقریبا در معنی بالا: کسی که خودش موجبات ناراحتی و پشیمانی خود را فراهم آورده این جمله را با شماتت به خود می گوید.

خورشت دل ضعفه

کنایه از نبودن غذا. غذای بینوای فقیر.

خوشگلی است و هزار جور دردسر

زیبایی بیش از حد باعث عذاب و دردسر است.

خوش و بش کردن

سلام و احوالپرسی و تعارفات گرم و محبت آمیز.

خوشی زیر دلش زده

اشاره به کسی که هیچگونه غم و ناراحتی و مشکلی در زندگی نداشته اما گله و ناشکری کند و یا بی جهت خود را دچار دردسر و گرفتاری سازد.

خون به پا شدن

جنگ و جدال و زد و خورد و کشت و کشتار به راه افتادن.

خون خونش را می خورد

از فرط عصبانیت به خود پیچیدن و جوشیدن.

خون دل خوردن

در مورد چیزی یا کسی رنج و حسرت و عذاب فراوان متحمل شدن.

خون را با خون نمی شویند

فساد و جنایت را با مثل آن تلافی نمی کنند. مقابله به مثل نکردن.

خون که نکردم

خطا و گناه بزرگی که مرتکب نشده ام (حرف کسی که گرفتار مخمصه و ستم شده باشد).

دارندگی و برازندگی

لاجرم توانگری بزرگ منشی می آورد.

دایه مهربانتر از مادر!

دلسوزی و دخالت بی جا و خودسرانه.

دختر پزون

به غذایی که دختر دم بخت پخته باشد و بخواهند تعریف مضاعف بکنند، می گویند.

دختر همسایه هر چی چپل تر واسه ما بهتر

از عیب دیگران راحت تر می توان سوءاستفاده کرد.

در این دنیا دلی بی غم نباشد / اگر باشد بنی آدم نباشه

اشاره به اینکه همه انسانها کم یا زیاد به گونه ای غم و گرفتاری دارند.

در باغ سبز نشان دادن

در شروع کاری، جهت سوءاستفاده رفتار و وعده های فریبنده داشتن.

در بیابان لنگه کفش نعمت است

در موقع سختی و تنگنا حتی کمترین و بی ارزش ترین چیزها به حساب می آید و به درد می خورد.

در خونه باز

مهمان دوست، کسی که در خانه اش همیشه به روی مهمان باز است.

در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته؟

اشاره به شخص بی ملاحظه که از محبت و نجابت و بزرگواری کسی سوءاستفاده کند.

درز کردن

خبری منتشر و پخش شدن.

در عفو لذتی است که در انتقام نیست

سفارش به بخشش و گذشت به هنگام قدرت و توانایی در گرفتن انتقام.

در کار خیر، حاجت هيچ استخاره نیست

برای انجام کار درست و خیر نباید شک و تردید داشت و از این و آن پرسید یا حتی استخاره کرد.

در مسجد را نمی شود کند

قید متعلقاتی چون پدر و مادر یا فرزند را نمی توان زد، حتی اگر آزادهنده و غیرقابل تحمل باشند.

در ناامیدی بسی امید است

نباید قطع امید کرد و تا آخرین لحظه باید امیدوار بود.

دروغ که حناق نیست

هنگام عصبانیت از دست دروغگو می گویند ؛ به این معنی که: دروغ گفتن راحت است و منعی برای آن وجود ندارد.

دروغگو کم حافظه است

از آنجا که دروغگو می خواهد از چیزی غیرواقعی و ساختگی سخن بگوید طبعأ کلامش محکم و بدون اشتباه نخواهد بود، بنابراین در گفته هایش اختلاف و ضد و نقیض به وجود آمده و دروغش آشکار می گردد.

در همیشه روی یک پاشنه نمی گردد

اوضاع دائم به یک حال نمی ماند.

دری به تخته خوردن

به وجود آمدن فرصت و اتفاقی سودمند و غیرمترقبه.

دزد حاضر بز حاضر

اشاره به حرف یا عمل غیرقابل انکار، در مواردی که همه شواهد برای اثبات واقعيت مطلبی وجود داشته باشد و به راحتی بتوان به حقیقت موضوع پی برد.

دزد ناشی به کاهدون میزنه

بی تجربه گی و همچنین بدشانسی باعث شکست در هر کار است.

دزد نگرفته پادشاه است

مقصر بی مدرک خیالش آسوده است و برای خود پادشاهی می کند.

دست از پا درازتر

شکست خورده و ناامید و به نتیجه نرسیده.

دست از سر کچل برداشتن

کسی را رها کردن و آزار ندادن و کاری به کارش نداشتن.

دست بالای دست بسیار است

زورگویی که به زیردست و ضعیف تر از خود ظلم و بدی کند، بالاخره ظالم تر و قدرتمندتر از او نیز پیدا خواهد شد که به خود او ظلم کند و حسابش را برسد.

دست بوس

عرض ادب و سلام خدمت کسی گفتن.

دست به دامن کسی شدن

به کسی متوسل و پناهنده شدن.

دست به دست سپرده

نظیر: از هر دست که بدهی از همان دست پس می گیری.

دست به سیاه و سفید نزن

بیکار و تن پرور بودن و هیچ کاری انجام ندادن.

 

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: