حقوق خبر
ازدواج

مراسم و مناسک ازدواج

انتخاب همسر و تصمیم به ازدواج نخستين قدم برای تشکیل زندگی مشترک محسوب می شود که برای انجام آن معمولا مراسمی متناسب با سنت ها و باورهای هر جامعه بر پا می شود

مراسم و مناسک ازدواج (قسمت 1)
 

انواع ازدواج

در فرهنگ های گوناگون و در دوره های تاریخی متفاوت، ازدواج عاملی برای نزدیکی و دوستی دو گروه با یکدیگر بوده است. در اغلب جوامع ازدواج تنها یک تصمیم فردی بین دو نفر برای ایجاد زندگی مشترک تلقی نمی شد، به عبارت دیگر ازدواج پیش از آنکه حالتی فردگرانه داشته باشد دارای ویژگی جمع گرایانه بود و در بسیاری موارد آن را در قالب تصميمات بزرگان برای نسل جوان تر معنا می کردند. بدین ترتیب در طول تاریخ ازدواج تحت تأثیر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی حاکم بر جوامع شکل می گرفت.

در برخی جوامع ازدواج اجباری وجود داشت به طوریکه دو نفر بدون آنکه خود در ایجاد زندگی مشترک خویش نقشی داشته باشند تحت اجبار اجتماعی تن به ازدواج می دادند و تخلف از این قانون در برخی از جوامع ناممکن یا توأم با مجازات های شدید بود.

در برخی از جوامع ازدواج مبادله ای وجود داشت که هنوز هم نمونه هایی از آن در دنیای معاصر دیده می شود. در این نوع ازدواج اموال بین دو گروه مبادله می شد و در عین حال دشمنی ها و کینه توزی های احتمالی پایان می یافت.

در مواردی نیز مبادله ای بودن ازدواج به معنای برقراری پیوند خویشاوندی بین دو گروه یا دو طایفه و قوم بود و از این طریق توانمندی آنان در حوزه اجتماعی افزایش می یافت. این نوع ازدواج ها بر پایه خویشاوندی برون گروهی شکل می گرفت در حالیکه در ازدواج درون گروهی افراد شریک زندگی خود را از درون گروهی که به آن تعلق داشتند بر می گزیدند.

انواع دیگری از ازدواج ها نیز در گذشته وجود داشت که امروزه به ندرت می توان شاهد آنها بود. اشکالی از ازدواج چون ازدواج ربایشی، ازدواج تنظیم شده، ازدواج آزمایشی ممکن است در برخی از نقاط دنیا به صورت پراکنده باقی مانده باشد اما بسیار نادر هستند.

از سوی دیگر برخی از اشکال جديد ازدواج نیز در دنیای امروز ظهور و بروز یافته که تاکنون سابقه ای از آنها وجود نداشته است. تمامی این اشکال جدید را شاید نتوان نوعی «ازدواج» نامید، زیرا از نظر ماهیت و اهداف و ساختار و شکل با آنچه که ما ازدواج می نامیم تفاوت های اساسی دارد.

رایج ترین شکل ایجاد یک زندگی مشترک در برخی از جوامع غربی زندگی همبالینی است که می توان آن را جایگزینی برای ازدواج سنتی نامید، اما این نوع زندگی با پیامدها و مشکلات عدیده ای برای فرد و جامعه روبرو بوده و هم اکنون بسیاری از کشورهای اروپایی در پی یافتن راه حل هایی برای کاهش تبعات منفی این نوع زندگی هستند.

در برخی از جوامع غربی نیز ازدواج های دوستانه و حتی ازدواج همجنسان حالتی قانونی پیدا کرده است، موضوعی که هر چند گاه یکبار باعث ایجاد اعتراضاتی از سوی جنبش های اجتماعی و مذهبی در سطح وسیع می شود و مخالفان بسیاری نیز دارد.

از جمله بخش های مهم آغاز هر زندگی مشترک رسمیت دادن و مشروعیت بخشیدن به ازدواج از طریق مراسم عمومی است.

در این مراسم که به جشن عروسی معروف است از میهمانان پذیرایی می شود. این مراسم می تواند حالتی کاملا سنتی داشته باشد یا صورتی مذهبی به خود بگیرد، در برخی موارد از موسیقی برای ایجاد فضایی شاد استفاده می شود و در مواردی تنها آداب و رسوم مذهبی انجام می گردد اما در اغلب موارد ترکیبی از این دو حالت با توجه به ارزش های خانوادگی زوجها صورت می گیرد.

به عقیده ویلیام گود تشریفات ازدواج به مراسم مذهبی گفته می شود که مرد و زن جوان با برپایی آن در زمره بزرگسالان قرار گرفته و حقوق و مسئولیت های تازه ای پیدا می کنند و در عین حال برگزاری این مراسم به معنی برسمیت شناختن پیوند زناشویی به وسیله جامعه است. بدین ترتیب شبکه خویشاوندی تکالیف ناشی از زندگی تازه ای را قبول می کند. به عبارتی ساده می توان گفت از طریق مراسم عقد و عروسی رسمیت یافتن این پیوند به جامعه اعلام می شود.

در مناسک مربوط به ازدواج نقش نهاد خویشاوندی به صراحت دیده می شود و به آن ماهیتی نمادین می بخشد. مناسکی از این قبیل عملا به منزله قراردادهای نمادینی هستند که اهمیت ازدواج را برای اعضای جامعه بیان کرده یا به نمایش می گذارند. مثلا مراسم «بدرقه عروس» به شکلی خاص این نقش را ایفا می کند.

مناسک در واقع زبانی گویا هستند که به ازدواج به عنوان وصلت بین دو گروه خویشاوندی تقدس می بخشند و واقعه ای را که به تمامی اجتماع مربوط می شود به طور وسیع تبلیغ می کند. مراسمی چون «بردن عروس» که در آن جوانان هر دو خانواده به واسطه امید آگاهانه یا ناخود آگاه به وصلت های بعدی از همان نوع در اذهان به یکدیگر پیوند داده می شوند.

به عبارتی دیگر ضیافت عروسی که دو خانواده را به یکدیگر متصل کرده و افرادی غریبه را خویشاوند سببی یکدیگر می سازد، در واقع نماد پیوندی است که عروس را از خانه پدر به منزل شوهر منتقل می سازد.

یکی از نکات مهم در این زمینه عادات اجتماعی است بطوریکه افراد هر جامعه بر مبنای سنت های حاکم بر جامعه عادات رفتاری خاصی پیدا کرده و به آن عمل می کنند و می توان گفت در این مورد شاهد حاکمیت هنجارها هستیم.

هنجارها از دیدگاه بوردیو و ماکس وبر

هنجارها به سه نوع عادات، آداب و قوانین تقسیم می شوند که این تقسیم بندی بیشتر مبتنی بر ادراک دانشمندان از واقعیت های جوامع غربی بوده است.

بسیاری از قاعده مندی های رفتارهای اجتماعی فقط با تکرار به وجود می آیند. ماکس وبر اینگونه قاعده مندی ها را عادت می نامد.

انسان ها هنگام پیروی از اینگونه هنجارها نسبت به آن آگاهی و وقوف کامل ندارند و اگر از آنها پرسیده شود که چرا اینگونه رفتار می کنند برای آن یا جوابی ندارند یا معتقدند چون همه این کار را می کنند ...، چون همیشه این طور بوده است ....

بوردیو از عادت واره بجای عادت استفاده می کند و برای آن تعریفی خاص قائل می شود. به عقیده او عادت واره نه تنها بوندی بین گذشته، حال و آینده ایجاد می کند، بلکه عامل پیوند بین فرد و اجتماع، عینیت و ذهنیت و ساختار و عاملیت است.

در کنار عادت ها باید به آداب و رسوم نیز توجه نمود.

ماکس وبر آداب و رسوم را متفاوت از عادت می داند و معتقد است مردم مدت بیشتری به آنها عمل کرده اند. در صورتی که از مردم پرسیده شود که چرا از آن هنجار پیروی می کنند، آنها برای رفتارشان استدلالی هر چند نه متقاعد کننده و بیشتر توجیه کننده ارائه می دهند.

در اندیشه ماکس وبر قوانین و مقررات و قراردادهای اجتماعی بک نوع قاعده مندی و هنجار است که به صورت منطقی و هدفمند برای تأمین خواسته ها و اهدان و منافع مردم ایجاد می شوند و دارای نوعی تضمین اجرا از طریق مجازات های رسمی هستند.

فرض ماکس وبر این است که مردم به این نوع هنجارها وقوف دارند، اما به اعتقاد او این تقسیم بندی مختص جوامع غربی است و در بسیاری از جوامع عدم آگاهی از هنجارها در مورد فوانین نیز، توسط مردم دیده می شود. حال می توان این موضوع را در رابطه با انتخاب همسر مورد توجه قرار داد.

مراسم و مناسک ازدواج (قسمت 1)
 

مناسک ازدواج

انتخاب همسر و تصمیم به ازدواج نخستين قدم برای تشکیل زندگی مشترک محسوب می شود که برای انجام آن معمولا مراسمی متناسب با سنت ها و باورهای هر جامعه بر پا می شود.

پیوند ازدواج و زناشویی معمولا با مراسم جشن و شادمانی در همه فرهنگ ها توأم است.

مهمترین کارکرد این مراسم عبارت است از: رسمیت بخشیدن به مناسبات زن و مرد و همچنین مشروع بودن فرزندانی که به دنیا خواهند آمد. از سوی دیگر این دو نفر از بازار ازدواج خارج می شوند و نوعی تعهد متقابل به یکدیگر پیدا می کند. در این مراسم با غذا و موسیقی و رقص از میهمانان پذیرایی می شود، اما در مواردی ممکن است این جشن حالتی مذهبی پیدا کند و به جای موسیقی و رقص در آن تنها به آداب و رسوم مذهبی خاص ازدواج پرداخته شود.

در برخی موارد نیز جلسات متعددی برپا می شود و ازدواج فرایندی چند مرحله ای پیدا می کند و با تکمیل تمامی مراحل حالتی رسمی و مشروع می یابد.

خواستگاری

نخستین گام در این مراحل خواستگاری است. بصورت ساده خواستگاری پیشنهاد زناشویی از طرف مرد به زن برای ازدواج است. خواستگاری، رسمی قدیمی است که در روزگاران پیشین وجود داشته و بسیاری از ادیان بر آن مُهر تأیید نهاده اند.

به این ترتیب می توان گفت خواستگاری دارای ریشه های تاریخی و مذهبی بوده و از گذشته تا حال با تحولات بزرگی در شیوه و ماهیت روبرو شده است.

از نگاه جامعه شناختی برخی آن را نوعی تحول در واقعیت های اجتماعی می دانند و برخی بر درک متفاوت انسان ها از شرایط زندگی جدید تأکید می کنند و پاره ای نیز آن را پدیده ای طبیعی می دانند.

به عنوان مثال در جامعه شناسی طرفداران دیدگاه زیستی روانی بر این اعتقادند که درست مانند آنچه در طبیعت روی می دهد به گونه ای که در هنگام شکل گیری چنین شاهد رقابت میلیونها اسپرم برای لقاح با یک تخمک هستیم، در زندگی اجتماعی نیز رقابت نزدیکی برای کسب همسر وجود دارد و از آنجا که این نوع رقابت اگر بدون قاعده و ضابطه باشد باعث هرج و مرج و بودن نسل ها می شود، در طول زمان انسان ها برای آن قوانینی ایجاد کرده و به آن نظم بخشیده اند.

اما همچنان خواستگاری به معنی درخواست یک مرد از یک زن برای تشکیل زندگی مشترک است و آنچه باعث تحول و دگرگونی در ماهیت و ساختار آن می شود تأثیرات فرهنگی ناشی از باورها و ارزش های اجتماعی هر جامعه است. از سوی دیگر بر این موضوع تأکید می شود که فرایند مدرن شدن جوامع بر بسیاری از پدیده های اجتماعی تأثیر گذاشته و آن را متحول ساخته است.

بی تردید فرایند تجدد گرایی در جوامع بشری، ارزش ها و هنجارهای جدیدی را از طریق ابزارها و عواملی همچون: شهرنشینی، رسانه ها، سواد و - بر جوامع بشری تحمیل می کند و با توجه به اینکه کار کرد هر سیستمی در صورت ورود هر عنصر جدیدی دچار اختلال می شود، باید گفت که ورود جریان تجدد گرایی به ساختار اجتماعی جامعه ایرانی و بالطبع ساختار اجتماعی خانواده ایرانی تغییراتی را در هنجارها و ارزش ها به وجود آورده و تاثیراتی بسیار شگرف بر چگونگی خواستگاری و ازدواج بر جای گذاشت است.

یکی از چالش های مهمی که به طور بسیار جدی، نهاد خانواده را در عرصه روابط اجتماعی دچار مشکل نموده تحول، دگرگونی و تغییراتی است که در نگرش ها و باورها، هنجارها، آداب و رسوم مربوط به ازدواج و همسر گزینی روی داده است.

در جوامع در معرض تجدد گرایی همه چیز در حال تحول است و به دلیل وابستگی های بخش های مختلف جامعه به یکدیگر، شروع تحول در یک بخش به سرعت بخش های دیگر را متأثر می نماید.

با تجدد گرایی و تمایز اجتماعی، افراد جامعه مانند گذشته دارای افکار، عقاید و الگوهای مشابهی نیستند، بلکه هر گروه حتی هر فرد، از الگوهای رفتاری متفاوتی پیروی می کنند. این امر خود را در همسر گزینی به وضوح نشان می دهد.

از سوی دیگر جوانان تحت تأثير تجدد گرایی و قالب های دنیای مدرن قرار گرفته اند به نوعی دچار سردرگمی می شوند، چرا که از یک طرف تحت تاثیر نسل های قبل و والدین قرار داشته و خود را تحت سلطه قوانین، رسوم و عادات برآمده از سنت های اجتماعی و مذهبی و مجبور به رعایت هنجارها می بیند و در عین حال با گسترش و نفوذ رسانه های عمومی از قبیل ماهواره و اینترنت، خود را در دنیایی می بینند که از سنت ها و ارزش های فرهنگی نسل پیشین فاصله زیادی گرفته و در تعارض و تقابل بین ارزش های دینی و سنت با تجدد گرایی، خود را دستخوش تلاطم و بی ثباتی می یابند.

به نظر می رسد در ایران زندگی فرهنگی بیش از سایر حوزه های زندگی اجتماعی با تغییر و تحول روبرو بوده است و برخی از تحولات اجتماعی، راه را برای ظهور گروه های اجتماعی با جهان بینی های متفاوت و خواست های متنوع باز کرده است.

تغییرات اجتماعی مانند سیلی بنیان برافکن آمده و تغییرها و تحول هایی را در ارزش ها و نگرش ها و باورهای مردم در جهان به وجود آورده است.

آمارهای مقایسه ای تا حد زیادی این تحولات را نشان می دهد. مثلا آمارهای مقایسه ای در شهر تهران نشان می دهد در دهه قبل از چهل حدود 82/5 درصد خانواده ها و خویشاوندان در انتخاب همسر برای فرزندانشان مشارکت داشته اند و فقط 17/5 درصد به واسطه خود فرد همسر گزینی شده، در حالی که در دهه هفتاد حدود 31/8 درصد با انتخاب خانواده ها و خویشاوندان و 68/2 درصد با انتخاب شخصی بوده است که حاکی از وقوع تغییری عمده در مقطع شد تهران می باشد.

دوران نامزدی

دوران نامزدی نیز که در گذشته دارای معنا و مفهوم خاصی بود اینک با تحول زیادی روبرو شده است.

در دنیای امروز نامزدی را می توان دوران آشنایی پیش از ازدواج نامید که به اشکال و شیوه های گوناگونی دیده می شود. در گذشته دوران نامزدی با نظارت مستقیم خانواده های عروس و داماد آینده سپری می شد، اما در حال حاضر بسیاری از زوج های جوان چنین دورانی را به گونه ای متفاوت سپری می کنند و حتی آشنایی از طریق اینترنت برای شناخت عقاید یکدیگر نیز جایی در بین سایر شیوههای نوظهور پیدا کرده است.

آنچه که مقصود و منظور از دوران نامزدی تلقی می شود، درک صحیح افکار و عقاید متقابل است و طرفین به دنبال شناخت کاملی از یکدیگرند تا پس از آغاز زندگی مشترک با دشواری های کمتری روبرو شوند.

در بسیاری از کشورهای اروپای شمالی این دوران آنقدر طولانی می شود که می توان آن را نوعی زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی نامید، زندگی همبالینی در کشورهای مختلف جهان اگرچه رواج چندانی ندارد، اما به گونه ای از زندگی مشترک جایگزین ازدواج تبدیل شده و در عین حال دولت ها را با مشکلات و مسائل فراوانی روبرو ساخته است. اما با همه این تحولات همچنان توجه به رسمیت یافتن ازدواج یا پذیرش دوران نامزدی امری رایج در اغلب جوامع است.

می توان گفت در تمامی فرهنگ ها نوعی قرارداد رسمی بین زوجین مورد پذیرش است، هدف کلی از این نوع قراردادها که می تواند صور و اشکال گوناگونی داشته باشد، تضمین وفاداری زوجین نسبت به یکدیگر است.

بنابراین اگر گونه های نوپدید زندگی مشترک را کنار بگذاریم، آنچه که ما از آن به عنوان ازدواج یاد می کنیم نوعی تعهد متقابل است که پس از آن زندگی مشترک شکل می گیرد.

چنین قراردادهایی می تواند در حضور بزرگان دینی، در حضور فامیل، در حضور مقامات رسمی، در محل های عمومی مانند شهرداری ها یا مکان های مذهبی مانند مسجد و کلیسا یا در منزل و محیط های خصوصی بسته شود. اما ویژگی مشترک آنها این است که این نوع قرارداد در واقع اعلام رسمی یک زندگی مشترک به جامعه است و پس از آن انتظار حمایت های اجتماعی نسبت به زندگی تازه شکل گرفته نیز وجود دارد.

مراسم و مناسک ازدواج (قسمت 1)
 

جهیزیه

همچنین جهیزیه که در دوران گذشته معنای خاصی داشت اینک در برخی جوامع کارکرد اندکی دارد و در برخی دیگر همچنان نیرومند باقی مانده است.

جهیزیه مقدار پول یا اموالی است که دختر با خود به خانه شوهر می آورد.

این اموال توسط خانواده دختر داده می شود ولی گیرنده آن در فرهنگ های مختلف متفاوت است. در کشورهای غربی جهیزیه به داماد داده می شود و وی می تواند از آن تحت شرایط خاصی استفاده کند یا آن را کلا از خود بداند. مثلا در مناطق روستانشین ایرلند معمولا جهیزیه به پدر داماد سپرده می شد و او در مقابل، ملک خود را به پسر و عروسش می بخشید. جهیزیه عروس نیز برای عروسی خواهر داماد اختصاص داده می شد، بدینسان اگر خانواده دارای دو فرزند یا کمتر بود و بیش از یک دختر نداشت، مسئله جهیزیه خود به خود حل می شد.

بعضی اوقات از جهیزیه زیاد برای ارتقاء به طبقه بالاتر جامعه استفاده می شد، یعنی مبادله ای بین ثروت و منزلت اجتماعی انجام می گرفت. به طور معمول دختر فقط تنها وقتی که امکانات مالی کافی داشت برای طبقه بالا جذاب بود و البته هر قدر خانواده خواستار دامادی از طبقه بالاتر بود به همان نسبت هم جهیزیه بیشتر می شد.

در مورد رابطه بین جهیزیه و مهریه و حق الارث ویلیام گود به نکاتی اشاره می کند که برخی از آنها عبارتند از: پرداخت حق الارث به زوجه جانشین نظام جهیزیه نمی شود ولی مکمل آنست، زیرا مقدار وجهی است که از طرف خانواده داماد به عروس داده می شود و این خود نوعی امنیت اجتماعی را بعد از مرگ شوهر برای زن تضمین می کند.

بدون در نظر گرفتن این که قسمت بیشتر دارایی به کدام طرف می رود، همه این مبادلات باید در طول زمان بین خانواده ها و تبارها برابر شود. یک خانواده ممکن است در یک نسل دختر بیشتر داشته باشد و در نسل دیگر تعداد پسرانش فزونی یابد. بیشتر ازدواج ها بین افراد همان طبقه اتفاق می افتد چنانکه طبقه در مجموع نه چیزی از دست می دهد و نه چیزی به دست می آورد.

خانواده ای که ثروت بیشتری دریافت می کند آن را توسط هدايا جبران می نماید و در میان خانواده های مرفه از نظر اعتبار خانوادگی باید ترتیبی داده شود که هدایای دو طرف از لحاظ مادی هم ارزش شود. اینگونه مبادلات عمومی است و نشان دهنده طبقه اجتماعی خانواده و رضایت و شادمانی از ازدواج می باشد.

جه نظام جهیزیه در میان باشد و چه مهریه، بالاخره جایی برای چانه زدن در ترتیبات ازدواج باقی می ماند.

دختر زیبا و طناز اشرافی ممکن است جهیزیه کمتری بیاورد، در حالیکه یک پسر جوان از خانواده اشرافی ممکن است دستور جهیزیه مفصلی را بدهد و یا خانواده ای ممکن است دختران بسیاری داشته باشد و بدین ترتیب نتواند دامادهای موردنظری برای دختران خود به دست آورد، زیرا حتی اگر همه دارایی خود را هم در این راه بدهد باز کفاف پرداخت جهیزیه همه فرزندان خانواده را نمی کند. بزرگترها علاقمندند تا آنجا که ممکن است معامله را به نفع خود تمام کنند ولی هرگز نمی توانند خواسته های دو طرف را تغییر دهند.

وقتی عشق در مراوده و همسر گزینی راه یافت و از قدرت بزرگترها در ترتيبات ازدواج کاست، جهیزیه و مهریه هم در نظام همسرگزینی از اهمیت افتاد، علاوه بر آن جوانان عاشق کمتر حوصله چانه زدن دارند و حاضر نیستند برای اینکه از نظر بزرگترها معامله خوبی انجام گیرد خود را معطل نمایند.

آنچه به رسم هدیه عروسی به زوجین داده می شود از آن عروس است و شوهر حق ندارد بدون اجازه از آن استفاده کند در ضمن موافقت زناشویی اگر داماد همه مهریه را به عروس نپردازد باید در صورت طلان بقیه آن را مسترد دارد، یعنی دختر وقتی به خانواده پدری باز می گردد می تواند همه پول خود را با خود باز گرداند و همچنان سوژه ای برای جلب دارایی بیشتر از راه ازدواج دوباره باقی بماند.

در برخی از کشورهای جهان مانند هندوستان، جهیزیه معنا و مفهوم خاصی دارد، به طوریکه می توان گفت یکی از موضوعات مهم برای تشکیل زندگی مشترک است. در این کشور ارزش زن برای شوهر و خانواده او زمانی بالا می رود که همراه با جهیزیه ای اساسی باشد. جهیزیه برای خیلی از مردان جوان و خانواده هایشان وسیله ای مشروع برای تسویه بدهی های خانواده ، خرید اشیای لوکس و ارتقاء منزلت اجتماعی است.

به شکل روزافزونی جهیز به شکل پرداخت پولی و اقلام مصرفی به خود می گیرد، به جای آنکه اجناس مربوط به جهیزیه برای زندگی زن مفید باشد، بیشتر حالت کالای قابل تبدیل شدن را دارد، در نتیجه زنان متأهل کنترل کمی بر جهیزیه خود دارند و نوعی نگرش کاسب گرایانه به نفع منافع مالی شوهر و خانواده اش وجود دارد.

این واقعیت که زنان متاهل کنترل کمی بر پول واقلام مصرفی دارند، موقعیت وابسته زن را تقویت می کند و او را در برابر سوء استفاده ها آسیب پذیر می سازد.

در کشورهایی مانند هند، جهیزیه پرداختی یکباره نیست، بلکه به عنوان یک تعهد بی پایان ادامه می یابد. زیرا هم در زمان ازدواج و هم پس از آن پرداخت می شود. ممکن است بخشی از جهیزیه به صورت توافقی مورد پذیرش قرار گیرد، اما پس از آن روند مطالبات همچنان تداوم می باید برخی مطالعات درباره خشونت های مربوط به جهیزیه نشان می دهد شوهران در بدرفتاری نسبت به همسرانشان از مادر، برادر، خواهر و سایر بستگان خود تبعیت می کند.

در مواردی نیز مسائل و موضوعات مرتبط با جهیزیه باعث قتل و از هم پاشیده شدن زندگی مشترک می شود. قربانی شدن به خاطر جهیزیه اغلب زمانی رخ می دهد که زن در یک خانواده گسترده یا بهم پیوسته زندگی می کند، زیرا در چنین خانواده ای، خانواده شوهر به او در قتل یا ارتکاب جرم بر علیه زن یاری می رسانند.

اگرچه در دنیای امروز کمتر شاهد چنین مواردی هستیم، اما هنوز هم جهیزیه به معنای نوعی پرداخت مالی در ازدواج های سنتی و رسمی تلقی می شود، اما در اشکال جدیدتر در زندگی مشترک چنین برداشتی از آن وجود ندارد.

شیربها

شیربها نیز در گذشته معنا و مفهوم خاصی داشت و نشان دهنده ارزشی بود که به آینده باروری زن داده می شد.

برخی محققین معتقدند شیربها به ازدواج امنیت بیشتری می داد، زیرا خانواده دختر در صورت امتناع عروس مجبور به باز گرداندن شیربها بودند، ولی در صورتیکه داماد با عروس بدرفتاری می کرد آنها می توانستند از پس دادن آن امتناع ورزند. بدین ترتیب خانواده دختر او را برای اطاعت در فشار می گذاشتند و خانواده بر نیز بر رفتار داماد نظارت داشتند.

در حال حاضر، شیریها سنت عمومی جوامع نیست و تنها در بعضی از مناطق جهان با عناوین و اسامی مختلف دیده می شود. معمولا در جوامع روستایی از آنجا که ترجیح جنسی حاکمیت دارد اینگونه تصور می شود که داشتن فرزند پسر بر فرزند دختر ارجحیت دارد، لذا دختر عضوی مانند پسر در خانواده نیست و هرگونه هزینه کردن برای دختر در نهایت باید هدر رفتن اموال خانوادگی می شود، لذا هنگام عقد باید هزینه های مربوط به بزرگ شدن دختر تحت عنوان شیربها اخذ شود، رسمی که شاید با مبانی دینی نیز مطابقت ندارد، البته در توجیه این رفتار به زحمات مادران برای بزرگ کردن دختران اشاره می شود در حالیکه مادر بودن را باید مقامی فراتر از محاسبات مالی دانست و هیچ پرداختی نمی تواند جبران این زحمات را بکند.

مهریه

همچنین در جوامعی که زن جایگاه تثبیت شده نداشت مهریه مطرح بود، در صورتیکه در نظام مادر مکانی یا سکونت نزد خانوار زن، امکان مطالبه مهریه سنگین کم است و چون تخصص های زن همچنان مورد استفاده خانواده اش قرار می گیرد، پاداشی هم مطالبه نمی کند.

پرداخت مهریه اگرچه تا حدی مشابه شیریهاست اما تفاوت عمده آن این است که در بسیاری از جوامع مهریه نوعی تضمین برای تداوم زندگی محسوب می شود و عموما در آن مرد متهم به احتمال جدایی از زن است لذا از این طریق تضمینی اخذ می شود که در صورت جدایی زن بتواند با مهریه دریافتی خود مخارج شخصی زندگی اش را تأمین نماید.

موضوع مهریه همواره جزو بحث های مناقشه برانگیز بوده و قوانین مربوط به آن در طول زمان تغییر کرده است. در برخی از کشورها مهریه به صورت نقدی دریافت می شود که معمولا آن را به صورت طلا در هنگام ازدواج پرداخت می کند.

پرداخت مهریه کاملا تحت تأثیر شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه است و در جوامعی که زن شاغل بوده و دارای درآمد مستقلی است این مسئله موضوعیت خود را تا حد زیادی از دست می دهد و می توان گفت در بسیاری موارد حالتی نمادین پیدا می کند. در عین حال مهریه می تواند موضوعی برای سوءاستفاده در ازدواج نیز باشد، به طوریکه زن پس از ازدواج درخواست طلاق داده و طلب مهریه کند.

در میان اعراب قدیم خانواده مرد به عروس مهریه می داد در حالیکه در برهمن های هندوستان خانواده دختر است که مهریه را به داماد می دهد. البته هدایای متقابلی نیز وجود دارد.

موضوع مهریه در جامعه امروز ایران نیز محل بحث های متعددی است. برخی افراد بر ساده بودن و کم بها بودن آن بنا به سنت اسلامی تأکید دارند و برخی افراد آن را امری ضروری و لازم برای تضمین زندگی مشترک و احترام به دختر و خانواده او می دانند، در این مورد نیز می توان به تحولات مدرنیته بر جامعه ایرانی اشاره نمود.

با اینحال خانواده های ایرانی علی رغم تمامی تأثیرات ناشی از مدرنیته توانسته است آداب و رسوم ازدواج و کارکردهای مربوط به آن را حفظ نموده و تداوم بخشد و به اشکال گوناگون آن را به نسل های بعدی منتقل تماید، لذا مهریه همچنان به عنوان یک اصل ثابت در ازدواج باقی مانده اگر چه میزان و نوع آن در بین خانواده ها می تواند بسیار متفاوت باشد.

بیشتر بخوانید:

ازدواج در گذر زمان

 

منبع: جامعه شناسی تاریخی ازدواج - دکتر محمد مهدی لبیبی - لیدا حیدری ورنامخواستی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات اجتماعی

 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: