حقوق خبر
توری برچ Tory Burch

توری برچ Tory Burch کیست؟

اگر از نیویورک تا شانگهای را پیاده طی کنید بانوانی را مشاهده می کنید که کفش تخت صاف با لوگوی مشهور T به پا کرده و تونیک های طرح دار، انواع کیف دستی و شلوار و پیراهن با مارک توری برچ بَر تن دارند. توری یک امپراتوری چند صد میلیون دلاری را در کمتر از یک دهه پایه ریزی کرد و یکی از اهدافش در تمام مدت ترغیب زنان به کارآفرینی بوده است. به اعتقاد او هزاران زن در جهان از این قابلیت بهره مندند که افکار و اندیشه هایشان را به پول تبدیل کنند و در این رهگذر تنها به حمایت و پشتیبانی نیاز دارند

توری برچ کیست؟
 

توری برچ Tory Burch

اگر از نیویورک تا شانگهای را پیاده طی کنید بانوانی را مشاهده می کنید که کفش تخت صاف با لوگوی مشهور T به پا کرده و تونیک های طرح دار، انواع کیف دستی و شلوار و پیراهن با مارک توری برچ بَر تن دارند. توری یک امپراتوری چند صد میلیون دلاری را در کمتر از یک دهه پایه ریزی کرد و یکی از اهدافش در تمام مدت ترغیب زنان به کارآفرینی بوده است. به اعتقاد او هزاران زن در جهان از این قابلیت بهره مندند که افکار و اندیشه هایشان را به پول تبدیل کنند و در این رهگذر تنها به حمایت و پشتیبانی نیاز دارند.

اخیراً مجلۀ فوریز ضمن اشاره به نام توری برچ در فهرست 100 زن نیرومند و خود ساخته جهان دربارۀ او گفت که تلاشهایش مفهوم متفاوتی از یک زن کارآفرین به دست داده است. توری دربارۀ سفر پرفراز و نشیب خود در دنیای طراحی و مُد می گوید:

من در مزرعه ای در فیلادلفیا بزرگ شدم. روزها اغلب با سه برادرم در مزرعه بازی می کردم؛ مثل آنان رفتاری پسرانه داشتم و ابداً به لباس و مُد نمی اندیشیدم. حتی تا هنگام فارغ التحصیلی از دبستان چیزی دربارۀ مُد و لباس نمی دانستم گویی این جور چیزها با آرایش ژنتیکی من تطابق و همخوانی نداشت. شاید باور نکنید که تا آن زمان حتی یک دست لباس درست و حسابی هم به تن نکرده بودم. از سوی دیگر والدین کمال گرایم نمی خواستند کوچکترین عیب و نقصی در من ببینند. با وجود این من تمایل آنان را از زیبایی و کمال گرایی به هنر و طراحی سوق داده و تحصیل در رشته تاریخ هنر را برگزیدم.

همواره به این حقیقت واقف بوده ام که در اندرون هر یک از ما مهارت ها و استعدادهای ویژه ای نهفته است که با شکوفا کردن این ذخایر می توانیم از کار و تلاش خود لذت ببریم. در سال چهارم دانشکده برای یافتن کار به مؤسسه های گوناگونی مراجعه کردم. پس از چندی با زوران، طراح یوگسلاویایی که مادرم لباس های تولیدی او را به تن می کرد آشنا شدم. سه روز پیش از فارغ التحصیلی نومیدانه با وی تماس گرفتم و تقاضای کار کردم. او تقاضایم را پذیرفت؛ مشروط به این که ظرف یک هفته به نیویورک رفته و کارم را آغاز کنم. به همین دلیل هنگام مراسم فارغ التحصیلی تمام فکر و ذکرم معطوف به وضعیت اقامتم در نیویورک بود. اما حس می کردم پاداش کارم به زحمتش می ارزد. این ورود خوبی به صنعت مُد بود. زیرا می توانستم تمام عوامل مؤثر در صنعت مُد جهان را، از طراحی گرفته تا اداره کردن خبرنگارانی که می خواستند از همه چیز سردرآورند، زیر یک سقف ببینم. تصور حضور در چنین فضایی شور و انگیزه ام را نسبت به مُد صد چندان کرد.

هنگام کار در مؤسسه زوران کارهای زیادی را به من پیشنهاد کردند من در بخش بازاریابی و مدیریتی شرکت رالف لورن، سپس در مؤسسه وِراونگ، و آنگاه در شرکت لُوی مشغول به کار شدم.

به هر کاری دست زدم لزوماً شغلی کامل و تمام عیار نبود. با این حال همواره به زنان جوان توصیه می کنم که از هر کاری تجربه کسب کرده و از آن برای رسیدن به شغل مورد علاقه شان سود ببرند.

هنگام کار در شرکت لُوی، وقتی که سومین فرزندم را باردار بودم، سرپرستی این شرکت به من پیشنهاد شد. حس کردم که از عهدۀ این مسئولیت برنمی آیم؛ چرا که دوست نداشتم ذره ای از وظیفۀ مادری ام کوتاهی کنم. به همین دلیل به عنوان یک طراح ساده به کارم ادامه دادم.

مایلم هم کارآفرین نمونه باشم و نیز مادر نمونه و این دو پیوسته مرا به چالش می کشد.

از آنجایی که آرزوهای بزرگی در سر می پروراندم عاقبت تجربه ای بزرگ به سراغم آمد و ذهن و قلبم را شعله ور ساخت. در آغاز کارم، نقشه یا برنامۀ جامعی در اختیار نداشتم. و از طرفی می دانستم که تا جا انداختن یک برند جهانی فاصله زیادی دارم. می خواستم به هر قیمتی کالایی را روانه بازار کنم که با چیزهایی که در همه جا به چشم می خورد تفاوت داشته باشد. این خواسته از عمق وجودم برمی خاست و در آتش دستیابی به آن می سوختم. سرانجام به طراحی و تولید کفشهای تخت صاف، تونیک، لباس مخصوص شنا روی آوردم، سپس لباسهایی را که قصد داشتم به تدریج به بازار عرضه کنم به دوازده بخش تقسیم کرده و به تدریج واحد تولیدی ام را در این جهت توسعه دادم.

وقتی به مُد و لباس فکر می کنم اشتهای سیری ناپذیر زنها به ذهنم خطور می کند. اما به اعتقاد من این اندیشه که زنان چشم بسته برای لباس هزینه می کنند پنداری کهنه و غیرقابل قبول است.

در آغاز به خاطر نداشتن مهارت در طراحی لباس دو نفر طراح ماهر را به کار گرفتم. پس از مدتی دفتری را در هُنگ کنگ تأسیس کرده و ماهها به آنجا رفت و آمد داشتم تا تولیدکنندگان را متقاعد کنم طرحهایم را بیازمایند و در صورت تمایل با من وارد مراوده و معامله شوند.

به تدریج تیم طراحی ام از دو نفر به شانزده نفر افزایش یافت. ضمن خانه داری و مراقبت از فرزندانم که در فضایی مملو از اوراق طراحی قایم باشک بازی می کردند گاه تا ساعت چهار بامداد با افرادم در هنگ کنگ تماس تلفنی داشتم و برخی اوقات با صدای زنگ تلفن دستیارم که از هنگ کنگ می گفت: «توری بیداری؟» از خواب می پریدم. بعضی اوقات این اندیشه از ذهنم می گذشت که ممکن است نتوانم سختی ها و ناملایمات این راه را تاب آورم. اما ثبات قدم و ایستادگی تمام موانع موجود بر سر راهم را از میان برداشت و موجبات تحقق رویاهایم را میسر ساخت.

من مدیریت زمان را جزء به جزء آموخته و کارهایم را اولویت بندی می کنم.

در ابتدا دستم خالی بود، اما می دانستم که سرمایه، ابزار اصلی و اساسی برای شروع کار نیست، بلکه آنچه به حساب می آید، برخورداری از دیدگاه مثبت و قالبهای فکری متناسب و هماهنگ با حرفۀ مورد نظر است، که من از آن بهره مند بودم. پس از مراجعه مکرّر به یک بانک و تأمین ضامن معتبر تسهیلات مناسبی دریافت کرده و یک کارگاه 1500 متری در نقطه ای پست و دوردست در منهتن اجاره و پس از چند ماه تلاش، نخستین محمولۀ تولیداتم را روانۀ گمرک کردم. اطرافیانم مدام آیۀ یأس می خواندند و مرا از وقوع توفانی سهمگین می ترساندند.

بعضی ها توصیه می کردند تولیداتم را از طریق بُنکدار به بازار عرضه کنم و خودم در فروش نقش نداشته باشم. استدلال شان این بود که با تمرکز به تولید می توانم به سرعت برندم را جا بیندازم. اما من آرزومند غنی ساختن دانش و تجربۀ خود بودم. بعلاوه دوست داشتم به جز فروش عمده، در فضایی گرم و صمیمی محصولاتم را مستقیم و بی واسطه عرضه کنم می خواستم حس کنم مشتریان به خانه ام می آیند و من از آنان پذیرایی می کنم. به هر حال با متجلی ساختن تمایلات باطنی ام و پرداختن به کاری که با انجامش سرشار از شور و هیجان می شدم، نه تنها از درآمد کافی بهره مند شدم، بلکه به طور همزمان توانستم خدمات بیشتری را به دیگران عرضه کنم. در نهایت نخستین تجربه ام مانند خیالبافی کودک پیش از دریافت هدایای روز تولدش، سرشار از دلهره و لذت بود.

شرکتهای بزرگ قادرند با برانگیختن ذوق و ابتکار عمل کارآفرینان، آنان را یاری و حمایت کنند.

در فوریه 2004 مصادف با هفته مُد نیویورک نخستین فروشگاه عرضۀ مستقیم کالای خود را افتتاح کردم. برای روز افتتاحیه هر کسی را که می شناختم، مغازه داران، طراحان، دوستان و خلاصه تمام افرادی را که در طول این دورۀ کاری، با آنان حشر و نشر داشتم، دعوت کردم. مجریان وسایل ارتباط جمعی نیز به این مراسم دعوت شدند. چرا که می دانستم شهرت و توسعه برندم به میزان قابل توجهی به رأی و نظر آنان بستگی دارد. من و همکارانم شب تا صبح کار کردیم تا بتوانیم رأس ساعت 10 صبح درهای فروشگاه را باز کنیم. در روز افتتاحیه همه دست به دست هم دادیم و با جدیت و حرارت هر چه تمامتر در عرضۀ کالا، نوشتن فاکتور، بسته بندی و همراهی مشتریان مسئولیتی به عهده گرفتیم. حتی مادرم هم دوش به دوش ما کار کرد. در تمام مودت، سفارش خرید چون باران بر سر و رویمان فرو ریخت. به طوری که ساعت شش بعدازظهر تقریباً تمام اجناس مغازه به فروش رفته بود و من از فرط خوشحالی سر از پا نمی شناختم. شواهد نشان می داد که در مسیر تحقق آمال و آرزوهایم گامهای درست برداشته ام.

در تمام این مدت دقت خود را معطوف به ایده آل و آرمان خود ساخته، به بهترین بازده متمرکز شده و از عجله و شتاب احتراز کردم. قویاً اعتقاد دارم لذت در طول سفر است، نه رسیدن به مقصد هنوزم که هنوز است حس می کنم کارم را تازه آغاز کرده ام. بحث بر سر تحقق هدفی خاص نیست. من به این سفر عشق می ورزم؛ چندان که نه سرما می تواند مرا از پیشروی بازدارد و نه گرسنگی قادر است شعله های زبانه کش اشتیاق را در دلم خاموش کند. یکی از علائم موفقیت شرکت ما این است که روز به روز تعداد کارکنانمان افزایش می یابد. به طوری که امروزه ناچاریم هنگام گردهمایی کارکنان، با وجود داشتن یک سالن سخنرانی بزرگ در دفتر مرکزی، افراد را با اتوبوس به موزۀ تاریخی طبیعی آمریکا، که سالن بزرگتری دارد ببریم.

من در خلال یکی از این سخنرانی ها به شعر مورد علاقه ام از هومر، شاعر حماسه سرا اشاره کرده و گفتم اودیسه با تمام قوا با دشمنانی که به طور غیرمنتظره سر راهش قد علم کردند جنگید؛ حتی ضربه های مهلک دوستان ناجوانمردش را نیز مهار کرد. او همواره تأکید می کرد هرگز هنگام سفر دچار این دغدغه نباشید که هر چه زودتر به مقصد برسید. بلکه از مشاهدۀ مناظر میان راه نیز لذت ببرید. من اخیراً در مراسم افتتاحیۀ یک اجلاس به تفصیل دربارۀ سفر پر پیچ و خم خود در دنیای مُد سخن گفتم و درسهای رهبری و تجربیات کارآفرینی ام را به شرح زیر با افراد سهیم شدم.

توصیه های توری برچ به کارآفرینان

دل به دریا بزنید و متقبل خطر شوید

من پس از فارغ التحصیلی در رشتۀ هنر تحت نظارت طراحان برجسته ای نظیر رالف لورن وراوانگ کار کردم. پیش از راه اندازی شرکتم رؤیاهای عالی و با شکوهی را در سر داشتم و به تأسیس یک برند جهانی می اندیشیدم. گرچه پیش از این هرگز طراحی نکرده بودم. با وجود این با اتکاء به اهرم های جسارت، بی پاکی، ابتکار و نیروی اندیشۀ خلاقه با مسایل و موانع به مقابله برخاسته و سر در مقابلشان خم نکردم. بر این اساس توصیه می کنم برای دستیابی به اهداف، آرمانها و رؤیاهایتان آستین ها را بالا بزنید و متقبل خطر شوید. این کار به قوۀ تخیل تان بال و پر داده و می گذارد که قدرت طبیعی و فطری تان تقویت شود. فراموش نکنید انسان مصون از لغزش نیست. می توان به جای مدفون کردن احساسات شوم در لایه های ذهن، نتیجۀ عمل خود را پذیرفت، به آن اعتراف کرد و با آگاهی جدید و تجربه های تازه به استقبال زندگی رفت.

توری برچ کیست؟
 

پوست کلفت باشید

به اعتقاد من یک کارآفرین باید برای شنیدن هرگونه انتقاد، حتی خرده گیری های بی اساس، ظرفیت داشته، سخنان پوچ و میان تهی گزافه گویان را با سر و صداهای مزاحم و گوشخراش مترادف تلقی کرده و نسبت به آن بی تفاوت باشد. متأسفانه بعضی از افراد تحت تأثیر آیه های یأس دیگران خود را از تجربه های خوب محروم کرده و تاوان سنگینی می پردازند. منفی بافان در فرونشاندن شور و شوق دیگران سرآمدند و می کوشند افراد را از پیش رفتن به سوی هر هدفی منصرف کرده و از مبادرت به کارهای بزرگ که از خودشان برنمی آید بازدارند. من هنگام نامگذاری شرکتم ده گزینه مختلف را در نظر گرفتن و نهایتاً با اکره نام خود را روی شرکتم نهادم و به این نکته که بعضی افراد مرا به خاطر این کار به باد ملامت خواهند گرفت توجهی نکردم.

تنها افراد مناسب و شایسته را به کار گیرید

در آفرینش یک برند شگردهای بسیار وجود دارد و یکی از مهمترین آنها همکاری با افراد شایسته و پربازده و سپردن کار به آنان است. اعتماد مردم به یک واحد تولیدی چیزی نیست که یک شبه به دست آید. سالها طول می کشد تا بتوان اعتماد را نسبت به آن برند جلب کرد. اگر در موقعیت های مختلف افراد ناشی و خام دست را به کار گیرید، مجموعۀ شما تحت تأثیر ناکارآمدی آنان ضعیف و نارسا می شود. بنابراین پیش از آن که در این زمینه بهایی گزاف بپردازید، در گزینش افراد مناسب دقت کنید و همۀ احتیاط های لازم را معمول دارید تا شهرت و آوازه ای که به سختی فراهم آمده آسیب نبیند در غیر این صورت نقاط قوت شما به پاشنۀ آشیل تان مبدل خواهد شد.

ارتباطات خود را گسترش بخشید

شرکت توری برچ همه ساله ده گردهمایی آموزنده برگزار می کند. به اعتقاد من توسعه شبکه های ارتباطی و معاشرت، هم نشینی و ترغیب سایر افراد به کارآفرینی موجب می شود تعاملی پایدار به وجود آمده و با اندوختن تجربیات مفید و متفاوت راه موفقیت هموار شود. بعلاوه برقراری ارتباطات خود و مؤثر تا حدّ زیادی در گره گشایی و رفع موانع و مشکلات مؤثر است.

بزرگ اندیش باشید

گرچه نختسین هدفم احداث سه فروشگاه بود. اما تصویر بزرگتری در ذهن داشتم: ایجاد یک برند جهانی. پس از مرور زندگی کارآفرینان موفق به این نتیجه رسیدم هر کس با تمام وجود طالب پیشرفت باشد و خواسته هایش را به وسواسی دایمی مبدل کند و به راستی برای رسیدن به خواسته های خود پای فشرد، دیر یا زود شاهد موفقیت را در آغوش خواهد کشید.

توسعه شبکه ارتباطی ام موجب شد اُپرا وینفری با دستاوردهایم آشنا شده و مرا به برنامۀ مشهور تلویزیونی اش موسوم به «Next big thing» دعوت کند تا رمز و راز کامیابی ام را با بینندگان در میان گذارم. اُپرا در این برنامه مرا زنی استثنایی نامید که با تلاشی پیگیر در جایگاهی که خاصّ خودم بود نشستم، استعدادهای نهفته ام را برملا کردم، دوستان یکدل و صمیمی فراهم آوردم و زندگیم را رنگ و جلایی دیگر بخشیدم. حضور در این برنامه نام مرا به عنوان یک کارآفرین موفق بر سر زبانها انداخت. به طوری که ظرف مدت کوتاهی حدود هشت میلیون نفر از طریق شبکه های مجازی، نشریات و رسانه های مختلف با من ارتباط برقرار کردند. اکنون به تجربه دریافته ام که ارتباط در سطح وسیع و همکاری با افراد مختلف به ما مجال می دهد با هزاران تجربه متفاوت رو به رو شویم و دامنۀ دیدمان را وسعت بخشیم.

صدیق و درستکار باشید

من در زندگی شخصی فردی تودار هسم و تحت هیچ شرایطی اوضاع و شرایط شخصی و خانوادگیم را با کسی در میان نمی گذارم. بعکس در فضای کار بسیار صاف و شفاف عمل می کنم. به طور مثال چندی پیش هنگام تغییر سیستم های بهره برداری کارگاه تولیدی ام، خطای کوچکی موجب شد تا دستگاه های جدید با تأخیر نصب و راه اندازی شده و سفارشات به موقع به دست مشتریان نرسد و من به جای این که بر روی این نارسایی سرپوش گذاشته و یا آن را توجیه کنم رُک و بی پرده موضوع را با مشتریان در میان نهادم. این بی آلایشی موجب شد آنان با من همدل و هماهنگ شده و این کاستی را نادیده گیرند.

کمر همت ببندید

وقتی با یک کارآفرین موفق رو به رو می شوید شاید تصور کنید که او در مسیری بدون اصطکاک راه پیموده و بدون آنکه دستخوش سختی و آشفتگی شود به آسودگی به اهدافش رسیده است. در صورتی که کارآفرینی راهی پرفراز و نشیب بوده و مستلزم سختکوشی، به کارگیری راهکاری خلاقانه، پایداری و ابتکار عمل است و باید بهای آن را تمام و کمال پرداخت.

چنانچه گفتم من در آغاز این راه پس از گذاشتن فرزندان خردسالم در بستر تا ساعت 4 بامداد با دفترم در هُنگ کنگ تماس داشتم و با وجود این کار سنگین، طاقت فرسا و طولانی مدت هرگز از خود نپرسیدم که سهم من از این تلاش چیست و آیا تحقق این هدف ارزش این همه رنج و مرارت را دارد؛ بعکس هر مانع را فرصتی برای یادگیری تلقی کردم.

به قوۀ تخیل تان بال و پر دهید

من هنگام اشاره به هر ماجرا بعضی جنبه ها را با شرح و تفصیل بیان کرده و مواردی را به طور کامل نادیده می گیرم. زیرا اعتقاد دارم داستانگوی خوب کسی است که با آفرینش فضایی مناسب، افراد را برانگیزد با توسل به قوۀ تخیل شان پایان هر ماجرا را پیش بینی کنند. به طور مثال در مجموعه لباس های بهاری سال گذشته ام گلهایی نقش بسته بود که با الهام از گلهای باغ 10 هکتاری سات هامپتون، ایالت نیویورک، طراحی شده بود. من در اینستاگرام خود تصاویری از گلهای این باغ بزرگ و نیز کوچه های آن را نشان دادم. اما نمای نزدیک هیچ یک از گلها را منعکس نکردم. چند روز بعد افرادی که به گل فروشی ها مراجعه کردند. با نیم نگاهی به گلهای روی پیشخوان مغازه فهمیدند که این همان گلهایی است که در اینستاگرام خود آنها را نشان داده و در طراحی لباسهایم از آنها استفاده کرده ام.

مشتری مداری توری برچ

پن، هم خانۀ توری هنگام تحصیل در دانشگاه پنسیلوانیا، می گوید که او هنگام صرف غذا در نهارخوری دانشگاه همیشه سُس سالاد خوشمزه ای را که در خانه درست کرده بود از کیفش بیرون می آورد و با همه سهیم می شد. درب خانۀ والدینش که در 30 کیلومتری دانشگاه قرار داشت، به روی همه باز بود. آنان با گشاده رویی از آمدن هر کسی به هر تعداد دو نفر و یا پنجاه نفر، به خانه شان استقبال و به بهترین شیوۀ ممکن از آنان پذیرایی می کردند.

پِن در ادامۀ مطلب می گوید: در خلال یک سالی که اغلب در کنار توری بودم او همواره نیازم را به غذا، نوشیدنی و خوراکی های مختلف جویا شده و بدون این که منتظر پاسخ صریح من شود به دستیارش دستور می داد بی درنگ آنها را در دسترسم قرار دهد؛ نمی دانم که او تحت تأثیر خلق و خوی مادرش تا این اندازه مهربان و مهمان نواز است یا تصور می کند که هر کارآفرینی باید از این حیث نسبت به سایر افراد برتری داشته باشد. من چند بار با ظاهری بسیار ساده که نمایانگر قشر پایین جامعه است به فروشگاه هایش رفتم تا رفتار کارکنانش را نسبت به مشتریان عادی ارزیابی کنم و دریافتم که طرز برخوردشان با مشتریان مختلف یکسان است. به هر حال او فن مرم داری می داند و بلد است چه راهی را در پیش گیرد تا مشتریان به سویش جذب شوند و کارکنان برایش از دل و جان کار کنند.

یکی از فروشندگان که در گذشته در مؤسسه اَپِل کار می کرد گفت هدف توری آن است که مشتریان، صرفنظر از این که کالایی بخرند یا نخرند، هنگام ترک فروشگاه احساس خوبی نسبت به برندش پیدا کنند. هر کسی به فروشگاه هایش قدم گذارد با استقبال بسیار گرم وی و کارکنانش مواجه و با انواع خوراکی ها و نوشیدنی ها پذیرایی می شود. حتی او برای سرگرمی همراهان مشتریان که قصد خرید ندارند نیز تمهیداتی اندیشیده است. افرادش با اسباب بازیهای رایگان برای بچه ها و وسایل سرگرم کننده نظیر بازیهای کامپیوتری و آی پاد، کاری می کنند که همراهان حوصله شان سر نرود و با احساس و تجربه ای خوب فروشگاه هایش را ترک کنند. برای این که کار بازرگانی اش بسیار با انگیزش و سرشار از رضایتمندی و خشنودی باشد، یک تیم مخصوص با دقت و صرف وقت فراوان پیوسته دربارۀ جنبه های مختلف ارتباط گرم و معقولانه با مشتریان مطالعه کرده و نتیجۀ نهایی را به عنوان تدابیر مشتری مداری در دستور کار فروشندگان و سایر کارکنان قرار می دهند.

بد نیست بدانید که فعالیت توری به کارآفرینی و تولید محدود نمی شود. او در انجام کارهای بشردوستانه نیز پیشتاز است. زیرا اعتقاد دارد اساساً هر اندازه گرایش «بخشش و ایثار» فرد نسبت به زندگی بیشتر و نیرومندتر باشد، تحقق رؤیاهایش آسانتر خواهد بود. بعلاوه او با وجود مشغلۀ فراوان از مسئولیت های خانوادگیش سر سوزنی غفلت نمی کند. زیرا می داند که خوشبختی، احساس رضایت و خشنودی درونی تنها زمانی فراهم می شود که پیوندی محکم بین پیشرفت در عرصۀ کار و تلاش و رابطه های موجود با خود، خانواده، مردم و پروردگار به وجود آمده باشد. توری برای سلایق و علایق خود نیز بهایی گزاف قایل است و به موازات تلاش برای تحقق اهداف حرفه ای، از مقاصد شخصی اش نیز غافل نمی شود. چون به هنر علاقه فراوانی دارد در رشتۀ تاریخ هنر در دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد. او در ورزش شیفته تنیس است و طرفدار پر و پاقرص تنیس بازان بزرگ.

چگونه توری برچ توانست به سرعت شرکتی یک میلیارد دلاری را پایه گذاری کند؟

من در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه پنسیلوانیا خطاب به دانشجویان گفتم که ما در عصر سرعت انتقال پیام زندگی می کنیم و قادریم بسیاری از کارها را با چشم بر هم زدنی انجام دهیم. مثلاً نامۀ پرمعنا و بلندبالایی را بی درنگ ارسال کرده و یا از محل کارمان در جلسه ای در آن سوی جهان شرکت کنیم. با وجود این موفقیت مستلزم شکیبایی، پایداری و گذشت زمان است و چیزی به نام موفقیت یکشبه وجود ندارد.

من روزگاری تنها یک دستیار بودم. اما صبر و شکیبایی را که از پدرم آموخته بودم دستمایه کارم ساخته و ظرف یک دهه توانستم با اتکاء به این اهرم نیرومند امواج توفنده ناملایمات و سختی ها را پشت سر گذارم. سرانجام شرکتم اسم و رسمی به هم زد، به عنوان یک برند جهانی جا افتاد و درآمدم در سال جاری از مرز یک میلیارد دلار گذشت. بنابراین اگر هنوز کاری ابتکاری انجام نداده اید بکوشید در هر رشته ای که بدان اشتغال دارید پدیده ای نوظهور بیافرینید. تنها ضرورت آن است که هر مانع را فرصتی برای یادگیری به شمار آورده و از هر تجربه درسی بیاموزید. اگر پس از چند سال تلاش هیچ دستاورد قابل توجهی نداشتید دلسرد نشوید و تحت تأثیر این پندار باطل که «سرکه نقد به از حلوای سینه است» با چسبیدن به مزایای تضمین شده کنونی از تعقیب رؤیاها و آرزوهایتان چشم پوشی نکنید.

متأسفانه نیاز بعضی افراد به امنیت شغلی و مالی چنان شدید است که از ارزشمندترین طرح ها، نقشه ها و رؤیاهایشان صرفنظر می کنند. گرچه موفقیت از دریچۀ چشم ناظران امری سهل الوصول است. اما محصول کار و تلاش مداوم و متمرکز می باشد. من در سال 2004 که نخستین فروشگاهم را تأسیس کردم از این و آن شنیدم که یکشبه ره صد ساله رفته ام. در صورتی که من و دستیارانم برای راه اندازی این شرکت تا به آن روز 20000 ساعت وقت گذاشته و نیم میلیون ساعت صرف یادگیری این صنعت کرده بودیم. آقای بیزاستون، یکی از بنیانگذاران توییتر نیز می گوید: «موقعیتی را که بعضی از تماشاچیان آن را یکشبه توصیف می کنند محصول ده سال تلاش خستگی ناپذیرمان است. ما مصائب و دشواریها را تاب آورده، تواناییهای خود را شناخته و به آن میدان عمل دادیم. زیرا اعتقاد داریم که قاعدۀ حیات بر سکون و در جا زدن استوار نیست.»

به اعتقاد من کارآفرینی مسیری فوق العاده زیبا و هیجان انگیز است. مشروط به این که قدرت گذر از ناهمواریها را داشته باشید و نباید فراموش کرد که کارآفرینی نه یک شغل و یا تأسیس شرکت، که حالتی ذهنی است؛ مشاهدۀ پیوندهایی است که همه قادر به رؤیت آن نیستند، استفاده از فرصت هایی که برای اغلب افراد ناپیداست و پیشروی در مسیرهای کم گذری که همگان برای پیمودن آن آمادگی ندارند؛ کارآفرینی یعنی ایجاد کاری جدید در هر زمینه و تحت هر شرایط. برای این منظور باید متأثر از شور و انگیزۀ درونی با خطرهای ناشناخته رو در رو شوید و مادام که به سر منزل مقصود نرسیده اید لحظه ای از تلاش دست برندارید. ممکن است هنگام پیشروی از ترس به خود بلرزید و حتی به گریه بیفتید. اما نباید لحظه ای از دستیابی به مقصود دچار تردید و دودلی شوید. پس اگر هنوز در این رهگذر دچار خوف و وحشت نشده و زندگیتان را در معرض نابودی ندیده اید به احتمال زیاد هنوز به قوۀ خلاقه خویش پر و بال نداده و با آفرینش کاری نوظهور و ابتکاری فاصله زیادی دارید.

توری برچ کیست؟
 

تدابیری که راه توری برچ را صاف و هموار کرد

ضیافتهای مختلف شام که اعضای تیم توری همه روزه آن را در سایت شان به نمایش می گذارند نشانگر آن است که قویاً اعتقاد دارند تماس ها و گردهمایی ها در فروش بالا و توسعه کسب و کار نقش عمده و اساسی داشته و بر دلگرمی ها و همگرایی ها می افزاید. مجری این سایت ممکن است روزی با یک موسیقیدان مصاحبه کند، روز دیگر با یک نویسنده و فردای آن روز با یک بازیگر سینما برودی یکی از دستیاران توری برچ که حدود 12 سال در مجله «instyle» روزنامه نگاری کرده می گوید استفاده از فضای مجازی به همان اندازه برای پیشرفت یک شرکت اهمیت دارد، که ویتامین برای حفظ تندرستی. صفحات مجازی نظیر اینستاگرام برای رشد یک برند در سراسر دنیا سرمایه خاصی محسوب می شود. مزیّت آن این است که ضرورت ندارد در مورد هر تصویر توضیح دهید. به طور مثال فیلم «استخر» که با مناظر زیادی از جنوب فرانسه در دهه 1960 و 1970 توأم است در معرفی پوشاک بهاره و تابستانه توری در سال 2014 نقش چشمگیری داشت و به طور غیرمستقیم نظر مردم را به سوی این سَبک جلب کرد.

یکی از ویژگی های توری آن است که از گِله و شکایت و نق زدن بیزار بوده و همواره ذهنش را به جنبه های مثبت هر چیز متمرکز می کند. مثبت اندیشی او از مادرش تأثیر پذیرفته که این عبارت پیوسته ورد زبانش بود: «اگر لیوانی نیمه پُر است، با افزودن آب آن را پر کنید.»

اجناس شرکت توری چند بار و در مقاطع مختلف کنترل می شود تا پس از خارج شدن از خط تولید به طور کامل قصد و نیّت دست اندرکارانش را برآورده ساخته و بتواند احساسی را که برایش در نظر گرفته شده به مشتریان منتقل کند. افراد توری برچ دارای بهترین بازده هستند و برای دستیابی به آن از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند.

کارگاه تولیدی توری یک آزمایشگاه است و کارکنانش پیوسته در حال آزمون و خطا هستند. این استراتژی به آنان فرصت یادگیری می دهد و این احساس را در آنان برمی انگیزد که به راستی قدرت آفرینش پدیده ای جدید و نوظهور را دارند. توری هر بار از حرفه اش تعریف دیگری دارد، کارهای تازه ای را به عهده می گیرد و درگیریهای جدیدی ایجاد می کند. پس از تحقق هر هدف از آن تجربه اندوخته و به عنوان یک پله برای صعود به سطوح بالاتر از آن سود می برد. بر این اساس او هشت سال پیش سرمست از پیروزی تصمیم گرفت با طراحی و تولید سرهمی نوزادان و تونیک سایز کوچک، بازار لباس کودکان را بیازماید؛ لباسهای کودک او نیز مانند سایر دستاوردهایش پس از عرضه به بازار مورد استقبال قرار گرفت. تیم طراحی توری در چند مؤسسه آموزشی شرکت کردند تا دانش خود را در زمینۀ لباس کودک کامل کنند. خودش نیز هر روز صبح به این مؤسسه می رفت و نکات فنی و مورد نیاز را مشتاقانه فرا می گرفت و پس از اتمام کلاسها به کارگاهش می شتافت تا آنچه را که در کلاس آموخته بود در عمل تجربه کند. البته فروش لباس کودک به خاطر مسایل ایمنی با محدودیتهای فراوانی رو به رو شد. به همین دلیل حس کرد به گروهی نیاز دارد که به همه چیز، طراحی، تولید و فروش احاطه داشته باشد.

مدیر بخش آسیایی شرکت می گوید: «ما بسیاری از فرصتها را که رقبایمان از آن استفاده می کنند نادیده می گیریم. به طور مثال می توانستیم بازار فروش را در بسیاری از کشورها بخصوص چین قبضه کرده و اجناس مان را به سرعت در این کشور عرضه نماییم. اما ترجیح دادیم کالایمان را صرفاً در فروشگاه های مشهور و در کنار اجناس و برندهای با کیفیت و معتبر به نمایش گذاریم. بعضی از صاحبنظران می گویند که ما دیر به بازار رسیدیم. آری این نظریه درست اس. علت آن است که با مطالعه و تحقیق پیش می رویم، زیرا بر این باوریم که تنها در سایه بررسی و یافتن فضای مناسب برای عرضه محصولاتمان در زمرۀ برندهای جهانی قرار می گیریم.

ارتباط بین انسان دوستی توری برچ و پیشرفت در کار

انسان دوستی توری برچ نیز راه او را برای دستیابی به اهدافش هموار ساخته است. در واقع این ویژگی جزیی از برنامۀ جامع او در کسب و کار است. برادرش می گوید: «توری سالها پیش آرزو داشت بنیادی را پایه گذاری کند که بتواند از طریق آن باری از روی دوش همنوعانش بردارد و برایش هم مهم نیست به چه کسی، کجا و چگونه کمک کند.»

چندی پیش توری به دیدار اقشار ضعیف و تهیدست کشور هاییتی رفت و از آنجایی که فقط در کارآفرینی زنان سررشته دارد کوشید با تأمین سرمایه، نظارت و ایجاد شبکۀ تولیدی راهی برای کسب معیشت زنان نیازمند این کشور فراهم آورد. پنج سال پیش که او شرکت توری برچ را بنیان نهاد پیوسته درصدد جذب شرکایی بود که به امور بشردوستانه گرایش داشته باشند، زیرا اعتقاد دارد چنانچه فعالیتهای اقتصادی با کمک و همیاری به اقشار مختلف مردم توأم شود به فرایند رشدی ژرف و پرمعنا بدل خواهد شد. او با پیروی از این اعتقاد تاکنون به 1000 زن کمک مالی کرده تا با ایجاد کارگاه های کوچک و فعالیت در آن بنیۀ مالی شان را تقویت کنند. بنیاد توری برچ اخیراً مشارکت خود را با یک بانک آمریکایی اعلام کرد. این بانک متعهد است که با حمایتهای مالی و آموزشی و ارتباطی به تحقق آرمان ها، نقشه ها و طرح های توری سرعت بخشد.

بیشتر بخوانید:

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان

 

منبع: سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان - محمدرضا آل یاسین و مونا آل یاسین

پایگاه خبری حقوق نیوز - کسب و کار

 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: