حقوق خبر
ازدواج

مراسم ازدواج در ایران بر اساس متون تاریخی (قسمت 2)

خانواده دختر جهیزیه عروسی را روی چهار پایان یا بر دوش حمالان در حالیکه ساز و نقاره نیز با آنها همراه بود به خانه داماد می برند. وقتی به خانه داماد رسیدند اگر اتفاقا داماد در وقت عقد مهریه ای گزاف و مصلحتی برای ارضای خاطر اقوام عروس تعیین کرده بود که نمی توانست از عهده آن برآید و فوق قوه و بضاعت او بود در را به روی عروس می بست و می گفت با این مهریه من زن نمی خواهم، اقوام طرفین از پشت در بنای میانجی گری را گذارده، بالاخره در مبلغ مهریه موافقت حاصل می کنند. آنوقت در را گشوده عروس و همراهان و همه اقوامش داخل می شوند. زنان جدا گانه و مردان نیز جداگانه به ضیافت و جشن و سرور می پردازند


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

نگاهی به مراسم ازدواج در متون تاریخی

در بعضی از متون نیز راجع به پیشنهادات و خواسته های دختر (عروس) مطالبی ذکر شده است:

دختر، پیش از آنکه به انجام مراسم عقد تن در دهد، شرایطی پیشنهاد می کند. معمولا این شرایط، مربوط به خرید لباس ها، شال ها، جواهرات و کنیزان و گاهی پرداخت پول نقد و با واگذاری املاک از جانب داماد است. داماد این شرایط را رد یا قبول کرده و با اینکه تغییراتی در آن می دهد. اما این رد و قبول، اساس عروسی را متزلزل نمی کند.

زنان در این مورد اختیاری ندارند و ناچار به تبعیت از عرف و عادات جامعه خود هستند. پیشنهاد و شرایط مزبور غالبا جنبه چانه بازاری به خودم می گیرد. عروس به مرگ می گیرد تا داماد به تب راضی شود، ولی در هر حال، از اینکه لااقل قسمتی از پیشنهاداتش پذیرفته شده ، خود را خوشبخت می داند. گاهی نیز هرچه از داماد بخواهد او قبول می کند. ولی پس از عروسی، آنچه داده بازپس می گیرد. در این صورت نوعروسان برای اینکه از ننگ بازگشت به خانه پدری در امان باشند، تن به رضا می دهند. در مورد آنچه که در جلوی عروس گذاشته می شود نیز در متون آمده است:

جلو عروس جانماز ترمه یا مخمل مروارید دوز زیبایی گسترده و قرآنی که مهر شده بود، که در قاب اطلس یا ترمه یا مخمل کنار آن می گذاشتند. برای اینکه عروس نزد داماد شیرین و مطبوع شود، یکی از خانم های سفیدبخت خانواده، دو کله قند را که اگر دو تا سرقند باشد بهتر است، باید در دست بگیرند و خانم سفید بخت دیگری پارچه سفیدی به سر عروس بیندازد و خانم اولی سرقندهای خود را بر سر عروس بساید، روحانی اجرا کننده صیغه، تکلیف خود را می دانست و بعد از اجرای صیغه عقد پا سفت نمی کرد، همین که خارج می شد، صدای موسیقی از حیاط و دور حوض بلند می شد.

سابق رسم بود که مادر داماد که در مجلس زنانه حاضر بود، مقداری پول و طلا به عنوان زیرلفظی تقدیم عروس می کرد تا او التفات فرموده رضایت خود را به "بله" اظهار کند. البته برخی با مراسم عقد قبل از عروسی که مدت زیادی طول می کشید موافق نبودند و سعیشان این بود فاصله بین عقد و عروسی بسیار کوتاه باشد، در بعضی از مراسم نیز ترمه ای می انداختند و مجلس را طوری ترتیب می دادند که تا موقعی که در اطاق مجاور روحانی مشغول خواندن خطبه عقد است، عروس رو به قبله باشد آینه قدی و یک جفت جار دو الی پنج شاخه که از خانه داماد با خوانچه اسفند و رنگ و حنا آورده بودند، در کنار او باشد. آینه روبروی عروس به دیوار تکیه داشت و جارها در طرفین او گذاشته می شد و از وقتی که عروس قدم به اتاق عقد می گذاشت تا خاتمه تشریفات، شمع ها (اگرچه روز و اتاق هم نور داشت) روشن بود.

خونچه اسفند که عطار مشتری خانه داماد ترتیب داده و قلمه های دارچین زرورق زده خانه بندی و در هر یک از خانه ها مقداری اسفند و دانه های دیگر و رنگ نساییده و حنا گسترده بود، نزدیک عروس گذاشته بودند. منقل آتش هم برای سوزاندن اسفند در گوشه دیگر حاضر بود. سليقه عطار در رنگ آمیزی خانه های خوانچه و مبارکبادی که با اسفند سیاه روی دانه های سفیدی که در خانه اصلی وسطی نوشته بود مایه تحسين حضار می شد.

بعضی خانواده ها یک گروه مطرب مردانه های این خونچه ها راه می انداختند، اما بیشتر خانواده ها که مذهبی بودند به جای مطرب یک مداح خوش صدا و یک لعنتچی را دعوت می کردند. مداح به صدای بلند شرح عروسی حضرت فاطمه (س) را می خواند و زن و مرد تماشاچی از بالای پشت بام توی کوچه دست می زدند و هلهله می کردند. میداح که ساکت می شد، لعنتچی به دشمنان پنج تن با شعر های با مزه لعنت می فرستاد.

در خانه عروس، گوسفندی حاضر کرده بودند که تا خونچه ها می رسید، سر گوسفند را می بریدند، اسفند دود می کردند و خونچه ها را تحویل می گرفتند. آن روز عروس را حمام می بردند؛ سرش را حنا می بستند؛ صورتش را بند می انداختند؛ سفیداب و سرخاب می مالیدند؛ ابروانش را وسمه می کشیدند و لباس هایی را که داماد فرستاده بود به او می پوشاندند.

بعد از ظهر، عروس را پای جانماز می نشانند تا خطبه عقد جاری شود. اتاقی که در آن آداب عقد را به جا می آوردند، باید زیرش پر باشد و زن هایی که موقع عقد در آن اتاق بودند، باید همه یک بخته و سفید بخت باشند. دو جار یا لاله در دو طرف آیینه قرار می دادند که در آنها یک شمع به اسم عروس و یک شمع به اسم داماد روشن می کردند. جلوی آینه مشتی گندم پاشیده، رویش سوزنی ترمه می انداختند. بعد پیه سوزی از عسل و روغن روشن کرده، رویش یک تشت و واژگون قرار می دادند، روی تشت، یک زین اسب قرار می دادند که عروس روی این زین می نشست. عروس موقع عقد توی آینه نگاه می کرد و رسم این بود که در لباس های او نباید گره باشد. همچنین بندهای لباس او باید باز باشد تا گره در کارش نخورد.

دالمانی مراسم عقد را چنین تقل می کند:

زنان هر دو خانواده در اندرون جمع می شوند و مطربان نیز حضور دارند ولی تا وقتی که روحانی در آن خانه هست سر و صدای بلند نمی کنند. روحانی مذکور با چند نفر از محارم عروس به اندرونی می روند تا از دوشیزه اقرار بگیرند. دوشیزه هم لباس گرانبهایی پوشیده و آرایش کرده و موهای پیشانی را به علامت آنچه در چهره زنان شوهردار مورد انتظار است، با قیچی چیده و پشت پرده ای نشسته و زنان دیگر اطراف او را احاطه کرده اند. روحانی خطبه می خواند و لزوم تشکیل خانواده و ازدواج را که از دستورات مدهبی است خاطرنشان می سازد و بعد به فارسی با صدای بلند می گوید: «این جوان..... به فرزند فلان ........مایل است که سمت غلامی شما را با این شرایط قبول کند.، و شرایط می شمارد و بعد می پرسد آیا شما راضی هستید که به زوجیت او درآیید؟ حجب و حیا اقتضا می کند که دختر در وهله اول پاسخی ندهد و بعد از آنکه سه بار روحانی پرسش خود را تکرار نمود به اصرار زنان با صدای آهسته می گوید «بلی». پس از شنیدن پاسخ روحانی از دیگر حاضران می پرسد که آیا این صدای خود دوشیزه بود و به میل و رغبت پاسخ داد یا نه؟ و زنان پاسخ او را تصدیق می کنند. پس از آنکه روحانی به این ترتیب از دختر وکالت گرفت با روحانی که وکیل داماد است مطالبی به زبان عربی دایر بر قبول شرایط ازدواج باهم تبادل می کنند و به اصطلاح صیغه عقد را جاری می نمایند و به والدین داماد و عروس تبریک می گویند. صیغه عقد در حضور مدعوین خوانده می شود و پس از اجرای عقد شرایط ازدواج را یادداشت می کند و بعد آن را در قباله ازدواج ثبت می نمایند و به امضای خود و اقوام عروس و داماد می رسانند.

پولاک در توصیف این شرایط می نویسد: وقتی صیغه عقد جاری می شود داماد در معیت دو شاهد نزد بزرگ ترهای عروس می رود و معمولا شیربها را به همراه خود می برد. بعد عقد نکاح به امضاء می رسد و در آن مهریه یعنی مبلغی که عروس معمولا در صورت طلاق یا مرگ داماد دریافت می کند به دقت ذکر می شود. در پایان قباله که مطالبات عروس در آن به ثبت رسیده برای حفظ و نگهداری به وی یا به بزرگترهایش سپرده می شود.»

وقتی که روحانی ها از خانه بیرون رفتند، ساز و آواز شروع می شود و داماد که تا آن وقت در مجلس عقد کنان غایب بوده به اندرونی می رود و با زنان خانواده ی خود به اطاق عروس داخل می شود. زنان دعوت شده همه روی خود را پوشیده و تکیه به دیوار داده اند. محارم داماد او را برند و در صدر مجلس پهلوی عروس می نشانند و بلافاصله میز کوچکی را که پر از شیرینی و مسکوکات سیم و زر است در جلوی او می گذارند. پس از آنکه داماد قدری شیرینی ها را خورد مادر یا خواهران او می آیند و محتويات سینی را بررروی سر داماد و عروس می ریزند. در این موقع هیاهویی برپا می شود و زنان برای ربودن مسکوکات جنب و جوشی می کنند و با هم گلاویز می شوند. پس از انجام این عملیات داماد به عمارت بیرونی می رود و در مجلس مردان می نشیند و همه به او شادباش می گویند، ورود او به بیرونی علامت آغاز شادمانی است. مطربان مردانه در بیرونی و مطرب های زنانه در اندرونی مشغول زدن و خواندن و رقص و هنرنمایی می شوند و موجبات سرور و نشاط حضار را فراهم می سازند و مدعوین هم به ظروف شیرینی حمله ور شده تا اندازه ای که بتوانند از آنها می خورند و بعد هم چای و شربت می آشامند و قلیان می کشند و پس از صرف شام به منازل خود می روند و در انتظار مراسم عروسی بعدی روزشماری می کنند.

اموال عروس که متشکل از فرش، لباس، لوازم مس، سایر اثاث منزل است، از خانه بزرگترهایش به خانه داماد منتقل می گردد. قاطرهای بسیاری را با دهانه های قیمتی حاضر و هر یک از آنها را با دو يخدان بار می کنند و روی آن یخدان ها را با مخمل قرمز رنگ می پوشانند. غلام هایی که هدیه شده اند در دو طرف این قاطرها راه می روند و در رأس همه خواجه آینده منزل قرار می گیرد. بدین ترتیب این قافله مجلل با صدای طبل از خیابان ها می گذرند. به این چیزها که همراه عروس می کنند جان می گویند که همواره تحت هر شرایطی ملک مطلق عروس باقی می مانند. بعد از مراسم عقد داماد برای پرداخت مهریه بهترین قسمت دارایی خویش را تخصیص می دهد و آنگاه حلقه ازدواج و هدایای لازم به عروس داده می شود و معقوده نیز هدایایی که غالبا كار دستی خویش است به تازه داماد تقدیم می دارد و مراسم جشن عروسی در منزل داماد به مدت ده روز ادامه می یابد.

پس از انجام مراسم عقد، کاسه آب به سر عروس می ریزند و با کفش های او شمع ها را خاموش می کنند. آب به معنای روشنایی است و برگ سبز خوشبختی می آورد، روی زرین نشستن عروس به این معنی بود که به شوهرش مسلط باشد. عسل و روغن برای این بود که روز گار شان شیرین و خوشگوار باشد. اسفند برای شگون، و نان و پنیر و سبزی زندگی عروس و داماد را پرپر کت می کرد.

مراسم ازدواج در ایران بر اساس متون تاریخی (قسمت 2)
 

بعد از خوردن شیرینی مادر با خواهر داماد از او می خواست تا عروسش را ماچ کند، داماد عروس را می بوسید و بلافاصله باید از آنجا می رفت مردها هم پس از صرف شیرینی و شربت و چای می رفتند. مادر و خواهر داماد، عروس را به مجلس زنانه می بردند و عروسی روی صندلی و دیگران روی زمین می نشستند. در بعضی از خانواده ها چند نوازنده و یکی دو رقاصه دعوت می شدند و بعد از رفتن مردها بزن و بکوب راه می انداختند، اما بسیاری از خانواده های مذهبی به جای نوازنده دسته ای از زنان خوش صدا را دعوت می کردند که با اشعار شیرین شرح عروسی حضرت زهرا (س) را می خواندند و دست می زدند و به جای داریه و دنبک، تشت و سینی می زدند. وسیله موسیقی آنها هم خیلی تماشایی بود، به این ترتیب که چند بشقاب یا نعلبکی چینی را وارونه می گذاردند و با مهارت عجیبی قاشق چایخوری را دست می گرفتند و به پشت این نعلبکی ها می زدند و یک صدای خوش به گوش می رسید که هم حلال بود و هم دلنشین. این یزن و بکوب تا روشنی روز ادامه داشت و غروب که می شد، همه به خانه هایشان بر می گشتند.

عروس عقد کرده شش هفت ماه خانه پدر می ماند، تا کار جهازگیری تمام بشود. «وسط روز جهیزیه عروس را به خانه داماد ارسال می دارند و شب هنگام عروس را به منزل داماد هدایت می کنند.

تاورنیه ویژگی های مراسم جهازبران را در آن دوران چنین یاد می کند:

خانواده دختر جهیزیه عروسی را روی چهار پایان یا بر دوش حمالان در حالیکه ساز و نقاره نیز با آنها همراه بود به خانه داماد می برند. وقتی به خانه داماد رسیدند اگر اتفاقا داماد در وقت عقد مهریه ای گزاف و مصلحتی برای ارضای خاطر اقوام عروس تعیین کرده بود که نمی توانست از عهده آن برآید و فوق قوه و بضاعت او بود در را به روی عروس می بست و می گفت با این مهریه من زن نمی خواهم، اقوام طرفین از پشت در بنای میانجی گری را گذارده، بالاخره در مبلغ مهریه موافقت حاصل می کنند. آنوقت در را گشوده عروس و همراهان و همه اقوامش داخل می شوند. زنان جدا گانه و مردان نیز جداگانه به ضیافت و جشن و سرور می پردازند.

مراسم ازدواج در ایران بر اساس متون تاریخی (قسمت 2)
 

کارری در این باره می نویسد: این مراسم توام با سر و صدای زیادی است. عروس را پیاده همراه با جمعی از زنان که لباس های فاخری مشابه عروس تن دارند همراهی می کنند. روز قبل از عروسی از خانه عروس تعدادی قاطر و خوانچه ای برای بردن جهاز تعیین می شد و آنها را به خانه عروس روانه می کردند. همراه جهاز شخص خاصی از نوکرهای خانه عروس می آمد و صورت جهاز را به همان ترتیبی که در خوانچه ها چیده شده بود، همراه داشت او آنها را تحویل داده از یکی از بستگان داماد رسید می گرفت. از عقب نیز چند نفر خدمتکار با جارو و لوازم تنظيف می آمدند و در ناحیه ای در خانه داماد که متعلق به عروس بود، فرش و لوازم زندگی را پهن کرده و حجله عروس را می آراستند. «اموال عروس مشکل از فرش، لباس، لوازم مسی و سایر اثاث منزل بود که از خانه پدری به خانه داماد منتقل می شد. قاطرهای بسیاری را با دهنه های قیمتی آماده و هر یک از آنها را در یخدان بار می کردند و روی آن یخدان ها را با مخمل قرمز رنگی می پوشاندند. غلام هایی که هدیه شده اند، در دو طرف این قاطرها راه می رفتند و در رأس همه آنها، خواجه آینده منزل قرار داشت. بدین ترتیب، این قافله مجلل با صدای طبل از خیابان ها می گذشت. به چیزهایی که همراه عروس می کنند، جهاز می گویند که همواره و تحت هر شرایلی، مایملک عروس باقی می ماند. کوشش می شود این قافله را بزرگ تر جلوه دهند تا نمایی از ثروت عروس باشد و در نتیجه خیلی اوقات یا در این یخدان ها چیزی نیست با آن را از پوشال و سایر وسایل بی مصرف پر می کنند.» زیادی عده خوانچه ها و قاطرها و قیمتی بودن اثاثیه، مورد توجه تماشاچی ها واقع می گردید. گاهی عده خوانچه ها به صد یا دویست و عده قاطرها به بیست یا سی می رسید. البته مرتب بودن این جهاز و جور کردن اینهمه اسباب از روی سلیقه و اینکه چه گروهی از آنها جلوتر و کدام عقب تر راه بیفتند و هر دسته باید به چه ترتیب در خوانچه ها دیده بود که جالب توجه باشد، هنر خاصی لازم داشت.» در عروسی های بزرگ جهاز عروس در پشت شترها، قاطرها و اسب ها به طرز باشکوهی تزیین می یافت و به خانه داماد حمل می شد. دوستان خانواده و جمعی از نوکرها و خدمتکاران و همچنین مردم کوچه و بازار نیز همراه این قافله راهی خانه داماد می شدند.

جهاز عروس شامل قالی و پرده های قلمکار نیز بود. تعدادی بلور مثل لاله و جار و چراغ پایه دار و کاسه و بشقاب چینی و شربت خوری و مانند آن نیز توی طاقچه ها چیده می شد. سماور و اسباب چای هم حتمی بود. بعد، هر دختری به قدر وسعش ظروف مسی می آورد که به آن اسباب آشپزخانه می گفتند. جانماز و روقوری و سرمه دان و یک دست بقچه هم جزو جهاز بود. علاوه بر اینها، خانواده عروس برای داماد و پدر و برادرهایش خلعتی می فرستاد. به هر صورت بعد از اینکه جهازبری تمام می شد، خانواده عروس پیام می داد که بیایید عروستان را ببرید. اگر خانواده داماد آماده بود، اول از همه در خانه عروس شب حنابندان برپا می شد. در صبح روز عروسی به خانه می دادند که ساعت دیده ایم و برای آوردن جهاز ساعت سعد است؛ اتاق داماد را خالی کنید که جهاز می آید.

جالب است بدانیم اسب ها و قاطرهایی که جهاز عروس را می بردند چگونه آماده می شدند: ترتيب جهاز آوردن این طور بود که می فرستادند قاطرخانه، دنبال قاطرچی کسی که رئیس قاطر خانه بود، سرداری ماهوت قرمز بر می کرد و شلوار قره منگوله پا می کرد و کلاه نمدی بر سر می گذاشت و ده پانزده قاطر را زینت می کرد، سر قاطرها را پر طاووس می زد و گلیم های رنگ وارنگ روی قاطرها می انداخت، صندوق های مخمل را روی قاطرها بار می کردند. ظروف مسی و دیگ ها را توی کیسه های تور می ریختند و روی قاطر می گذاشتند. رختخواب ها را توی مفرش می بستند و با قالی بار می کردند. پشت سر قاطرها، چندین خونچه بود. توی خونچه ها آینه قدی، لاله، چراغ، کاسه، بشقاب، گلاب پاش، اسباب چای و خلعثی های داماد و خانواده داماد و هزار جور «خرت و پرت» می چیدند. معمولا یکی از تفریح های بزرگ تهران همين جهاز بران بود که دلاله ها از خانم ها انعام می گرفتند و به آنها خبر می دادند که مثلا امروز عصر «محله پاچنار، با گذر لوطی صالح، جهازبران است، و اول از همه آیینه و قرآن را وارد خانه می کردند.

بیشتر بخوانید:

مراسم ازدواج در ایران بر اساس متون تاریخی(قسمتهای دیگر)

مراسم و مناسک ازدواج

ازدواج در گذر زمان

 

منبع: جامعه شناسی تاریخی ازدواج - دکتر محمد مهدی لبیبی - لیدا حیدری ورنامخواستی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات اجتماعی

 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: