حقوق خبر
پرویز درگی

چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار 5

زندگی شما تنها زمانی تغییر می کند که شما تغییر کنید... شما تنها کسی هستید که مسئول زندگی خودتان هستید... مهمترین رابطه ای که در زندگی می توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است


 

ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار

گفتار چهارم

آینده سازی یا آینده سوزی؛ انتخاب با شما است

روزی کارمندان یک سازمان اطلاعیه ی ترحیم بزرگی را در تابلوی اعلانات ورودی مشاهده کردند که روی آن نوشته شده بود:

"دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. بدین وسیله از شما دعوت می شود تا در مراسم تشییع آن مرحوم رأس ساعت ۱۰ صبح در مقابل سالن اجتماعات حضور به هم رسانید."

در ابتدا همه از شنیدن خبر فوت یکی از همکاران خود غمگین شدند اما پس از مدتی، همه کنجکاو شدند تا بدانند فردی که مانع پیشرفت آنها بوده چه کسی بوده است.

بالاخره این کنجکاوی، تقریبا تمام کارمندان را رأس ساعت ۱۰ به سالن اجتماعات کشاند. همه با هیجان خاصی پیش خود فکر می کردند که "حقش بود که مرد! مگر نفهمیم که این آدم دو دوزه باز چه کسی بوده است!"

کارمندان کنجکاوانه و با کمی عصبانیت به صف شدند تا زودتر خائن را درون تابوت ببینند، اما هر که بالای تابوت می رسید از شدت تعجب خشکش می زد و زبانش بند می آمد.

آیینه ای درون تابوت گذاشته شده بود و هر کس درون تابوت را نگاه می کرد، تصویر خود را می دید. نوشته ای نیز بدین مضمون در کنار آیینه بود: تنها یک نفر وجود دارد که می تواند مانع از رشد شما شود و او کسی نیست جز خود شما...

زندگی شما تنها زمانی تغییر می کند که شما تغییر کنید... شما تنها کسی هستید که مسئول زندگی خودتان هستید... مهمترین رابطه ای که در زندگی می توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

"دنیا مثل آیینه است و انعکاس افکاری را که فرد قوياً به آنها اعتقاد دارد، به او باز می گرداند..."

ذکر این ماجرا در واقع پیش درآمدی بود برای ورود به بحث اصلی. آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد بلکه، چیزی است که خود می سازد. به بیان ساده، آینده آیینه ی حال ما است.

در این میان محیط کار و فضای پیرامونی ما می تواند به عنوان بستری برای ساختن آینده بر روی آن باشد. چنانچه بنای این ساختمان از همان خشت اول طبق اصول پایه ریزی شود، آنگاه می توانید امیدوار باشید که بستری مستحکم و قابل اتکا را برای آینده ی خویش فراهم کرده اید. با این حال، تغییرات فزاینده ی اقتصادی و فناوری کماکان ماهیت کار را نیز دستخوش تغییر و تحول کرده است.

امروزه حتی داشتن شغلی فوق العاده نیز نمی تواند تضمین کننده ی موفقیت شغلی آتی شما باشد.

اما اساتید هاروارد پیشنهاداتی ارزنده دارند که می تواند آتیه ای خوش را برای شما رقم بزند و آینده ی شغلی و شخصی تان را دچار تحول سازد.

به گمان کارشناسان هاروارد، عصر کنونی دروازه ی ورود به عصر جدید کار است، عصری که آینده ی شما در آن به آن بستگی دارد که صدایتان در میان هیاهوها گم نشود. حال برای آنکه به این مهم دست یابید، باید در سه زمینه مهارت کسب کنید:

برندسازی شخصی، کارآفرینی، و ارتباطات بیشتر.

برند شخصی خود را بسازید

منظور از برند سازی شخصی آن است که صدای شما در میان هیاهوهای فراوان، به اندازه ی کافی رسا و قابل فهم باشد. به این ترتیب هر چه برند شخصی شما قویتر باشد، صدای شما بلندتر به گوش سایرین می رسد.

ما علاوه بر اینکه شخصیتی حقیقی هستیم، یک برند نیز محسوب می شویم، از این رو مادامی که برند نباشیم این شخصیت تبلور نخواهد یافت و نامرئی خواهد بود.

برند بودن به معنای آن است که یک ویژگی شاخص از خود و چیزی که شما را از دیگران متمایز می کند در معرض دید سایرین قرار دهید، درست مانند فروشنده ای که بهترین اجناس خود را پشت ویترین قرار می دهد.

به طور کلی یک برند شخصی از مجموعه ای از عوامل درونی (اعم از چشم انداز و آرمان درونی، و سیستم ارزشی و اعتقادی مثبت) و عوامل بیرونی حالات چهره، تُن صدا، تماس چشمی، زبان بدن، ارتباطات اجتماعی با دوستان و دیگران، بهداشت و آراستگی، و نیز میزان اثرگذاری) تشکیل یافته است.

دلیل موفقیت افرادی چون دیوید بکهام و یا حتی ماهاتما گاندی در قیاس با رقبا و همقطاران به مراتب با استعدادتر خویش مرهون همین موضوع است. آنها به این امر واقف هستند که اگر به یک پدیده ی بازاریابی تبدیل شوند، کامیابی بیشتری خواهند یافت تا آنکه صرفاً بر استعدادهای خود اتکا کنند. بنابراین، افراد اینچنینی بیشتر بر پرورش و بالندگی برند شخصی خود تمرکز دارند.

برندهای موفق ساده، بی پیرایه، و در عین حال جذابند. به قول آنتوان سنت اگزوپری، نویسنده ی شهیر شازده کوچولو، "کمال زمانی حاصل می شود که بتوان چیزی به آن افزود، اما نتوان چیزی از آن را حذف کرد". و در آخر این جمله را ملکه ی ذهن خود کنید که نامها به سختی در حافظه تاریخ می مانند، برای جاودانه بودن نقشی باید داشت!

تفکر کارآفرینی را چراغ راه خویش کنید

کارآفرینی مثل نظم و ترتیب بخشی به تکه های پازلی در هم ریخته است. کارآفرینی برای جامعه ارزش آفرینی می کند. همگی ما دارای مشغله های فراوان هستیم، با این حال تنها فعالیتی که در این میان اهمیت دارد بحث کارآفرینی است. کارآفرینی تفاوت میان مشغله و اشتغال است.

تفکر کارآفرینانه رمز ماندگاری در دنیای کسب و کار خواهد بود. کارآفرین کسی است که به جای آنکه در کسب و کار فعالیت کند، روی کسب و کار فعالیت می کند. امروزه کسانی که توانایی ایجاد و بال و پر دادن به یک کسب و کار را داشته باشند، از مهمترین داراییهای انسانی به شمار می روند.

واژه ی کارآفرینی را می توان مترادف با عامل تغییر بودن در نظر گرفت.

یافتن عاملان تغییر دشوار، مدیریت آنها دشوارتر، و نگه داشتن این قبیل افراد دشوارترین کارها است. اگر عامل تغییر نباشید، به راحتی می توان فرد دیگری را جایگزین تان کرد.

ارتباطات بیشتری داشته باشید

عصر پیش رو، عصر اطلاعات به علاوه ی ارتباطات است. ارتباطات بیشتر به معنای آن نیست که ۲۴ ساعت در روز و هر روز هفته آنلاین باشیم بلکه، به معنای ارتقا و غنابخشی به تجربه ی آنلاین دیگران است.

به عبارتی به جای صرفاً مصرف کننده بودن، تولید کننده ای توانمند در محیط آنلاین باشیم. امروزه یافتن یک منبع اطلاعاتی قابل اتکا و مورد اطمینان در دنیای مجازی تقریباً به امری دشوار تبدیل شده است، و چنانچه ابتکار عمل در حوزه ی تولید محتوا را به دست بگیرید پیروز آینده ی این میدان خواهید بود. در این صورت با تولید محتوای نو و جدید به کاربران جهت می دهید و رهبران عصر آینده خواهید بود.

گفتار پنجم

جوشش از درون؛ راههایی برای باانگیزه بودن

آیا وقتی کاری را به دست گرفتید، آن را به سرانجام می رسانید حتی اگر کاری دشوار و طاقت فرسا باشد؟ آیا اهل کشف و شهود و دانستن بیشتر در حوزه های کاری خود هستید؟ آیا مدام باید کسی کارهایتان را به شما گوشزد کند؟ آیا به مهارت آموزی و پرورش شایستگیهای ذاتی اهمیت می دهید؟ آیا نقاط قوت خود را می شناسید و در وقت لزوم از دیگران کمک می گیرید؟ آیا به توانمندیهای خود واقف هستید؟ آیا از هر کاری که انجام می دهید به هیجان می آیید؟ یا گاهی برای شروع کار به کمک بیشتری نیاز دارید؟

شاید کشوهای شلوغ و درهم ریخته را نادیده می انگارید بدون اینکه وقتی را برای مرتب کردن آنها اختصاص دهید. یا شاید ترجیح می دهید برای جلوگیری از مجادله به جای تذکر به کارمندی که همیشه دیر سر کار حاضر می شود رفتار او را تحمل کنید. شاید هم اولویتهای کاری خود را | طوری برنامه ریزی می کنید که کارهایی را که دوست ندارید در انتهای فهرست قرار گیرند.

جیم کالینز در کتاب پر آوازه ی خود، "از خوب به عالی"، تعدادی از مهمترین ویژگیهای سازمانهای متفکر را بر می شمارد. از نظر وی این قبیل سازمانها دارای یک آرمان و چشم انداز جمعی و شفاف بوده و نسبت به آینده، خوشبین هستند. آنها دارای تعصب سازمانی هستند و احساس تعلق زیادی به سازمان دارند. نتیجه گرا هستند و از تعیین اهداف کوچک دوری می جویند. کارکنان این قبیل سازمانها متواضع و حرفه ای هستند و مهمتر آنکه خودجوش بوده و دارای مهارتهای خود انگیزشی هستند.

هر چقدر در انجام کارها تعلل کنید، استرس و فشار بیشتری را متحمل خواهید شد. بعد از مدتی ممکن است کاملاً اعتماد خود را از دست بدهید و تصور کنید که اصلاً قادر به تکمیل کاری نیستید. بسیاری از ما گاهی برای انگیزه دار شدن به کمک نیاز داریم. و ممکن است بسیار سخت باشد، اگر می دانیم باید کاری را انجام دهیم اما نمی توانیم به شروع آن اقدام کنیم.

مدیریت بر احساسات و راهکارهایی برای خودانگیختگی

احساسات کلید درک ما از ریشه ی چالشها هستند. شما نباید همیشه فقط به انجام کار فکر کنید. باید احساسات خود را هدایت کنید نه اینکه اجازه دهید احساسات شما را هدایت کنند. ذهن خود را در جهت مثبت اندیشی پرورش دهید و مهارت مثبت اندیشی را تمرین کنید تا ذهنی فرصت یاب داشته باشید.

آمادگی بدنی خود را با تغذیه و ورزش حفظ کنید تا انرژی کافی داشته باشید. پازل خود را با انسانهای با انگیزه و حرکتی تکمیل کنید. و در صورت امکان، از معاشرت با انسانهای منفی باف دوری کنید. برای خود هدفگذاری کنید، اما اهداف خود را با تفکر راهبردی و به صورت انعطاف پذیر تعیین کنید و در مسیر دستیابی به اهداف خود از کمال گرایی پرهیز کنید. ضمنا از هدفهای دم دستی و کوچک دوری کنید. سعی کنید امروزتان بهتر از دیروز باشد و فردا از امروزتان بهتر باشد و البته از شکستهای خود درس بگیرید. فراموش نکنید که موفقیت نه یک مقصد بلکه، مسیری ادامه دار است.

برای تزریق هدف به موقعیتی که در آن قرار دارید از یک یا چند مرحله ی زیر استفاده کنید.

پیش به سوی تعادل

بر هم خوردن توازن در زندگی موجب سرکوب انگیزه های درونی می شود. گاه مرز میان زندگی حرفه ای و شخصی به قدری کمرنگ می شود که نمی توان تمایزی میان آنها قائل بود.

مدیریت تعارض در بین حجم زیاد کار و دغدغه های زندگی شخصی از جمله توانمندیهای ضروری برای اهالی کسب و کار است. روز خود را بخش بندی کنید و زمان خود را صرف انجام اموری کنید که بیشترین ارزش را برایتان تولید می کنند. سازگارپذیری را بیاموزید و حتما زمانی را صرف فراغت و خانواده کنید تا سطح انرژیهای درونی تان ارتقا یابد.

بر سندرم ترس از موفقیت غلبه کنید

دست و پا زدن در قلمروی آسایش موجب می شود که ظرفیتهای درونی ما آزاد نشود و به آنچه سزاوار آن هستیم دست نیابیم. ماندن در قلمروی آسایش، نشانه ای از سندرم ترس از موفقیت است.

آیا از اینکه کارها را به گونه ای که باید و شاید انجام ندهید واهمه دارید؟ و یا شاید قضاوتها و گفته های سایرین در خصوص دستاوردهایتان اهمیت بسیاری برای شما دارد؟ آیا از اینکه به خاطر موفقیت خود مورد بغض و نفرت قرار بگیرید می ترسید؟ و یا از اینکه متهم به خودنمایی شوید از بیان و ابراز توانمندیهای خود دوری می جویید؟ ترس از موفقیت عاملی است که موجب می شود بسیاری از انسانها به آمال و آرزوهای خویش دست نیابند. ترس از موفقیت عموماً ناشی از ترس افراد از تغییر است.

ترس یکی از محرکهای بسیار قوی برای انسان است. پاسخ "جنگ یا گریز" به احساس ترس به عنوان منبع بستگی دارد. بنابراین ترس را به خدمت بگیرید. اگر شغل خود را از دست داده اید و نگران اتفاقات آتی هستید و نمی دانید برای پرداخت اجاره ی خانه از کجا باید پول تهیه کنید خود را به هر دری می زنید، با ترس خود مقابله کنید.

ترس و پریشانی نقطه ی مقابل اعتماد و ایمان است. موضوعاتی که زمانی مانع به حساب می آمدند، کم کم راهی پس زمینه ی زندگی می شوند. احساساتی که در شما ایجاد انگیزش می کنند را به خود یادآوری کنید آیا احساس خوبی را که بعد از اولین فروش داشتید، به یاد می آورید؟ و یا وقتی پس از بارها صحبت با مشتری موفق به بستن قراردادی عالی شدید؟ احساساتی را که پس از پایان کارهای مهم داشتید، به یاد آورید و بدانید که پس از پایان این کار مهم همان احساس را خواهید داشت.

خط پایان را در نظر بگیرید

بسیاری از مردم تمایل دارند که مرحله ی بعد را ببینند (به جای آنکه تصویر بزرگتری را پیش خود مجسم کنند.) اگر چه این تکنیک هم مزیتهای خود را دارد اما هراز گاهی توجه به نقطه ی پایان هم مهم است. اگر این کار را نکنید و به طور مستمر بر جزئیات روز به روز تمرکز کنید در نهایت متعجب خواهید شد که چرا فقط در حال انجام یک کار هستید. یادآوری نتیجه و بازده به خود بسیار اهمیت دارد؛ زیرا همان چیزی است که از اول کار شما را به هیجان می آورد.

چالشها به ما انگیزه می دهند

بعضی از مردم از مبارزه لذت می برند. مثلاً می خواهند میزان فروش خود را در یک هفته بالا ببرند، یا ۲۰ تماس تلفنی جدید در روز داشته باشند و یا بهره وری خود را تا ۱۰ درصد افزایش دهند. اگر شما هم چنین هستید، ممکن است با قرار دادن ضرب العجل برای خود و یا مقید کردن خود به مبارزه برای بهتر شدن به خود انگیزه دهید. پیشرفت خود را ردیابی کنید یکی دیگر از چیزهایی که سبب ایجاد انگیزه می شود، دیدن پیشرفتها است. موضوعات فهرست وظایف روزانه را پاک نکنید بلکه، جلوی آنها بنویسید " انجام شد" (به شرطی که واقعاً انجام داده باشید) پس حتماً انجام دهید.

دیدن فهرستی از کارهای انجام شده به شما کمک می کنید تا ببینید چه کارهایی انجام داده اید.

رقابت انگیزش ایجاد می کند

یکی دیگر از راههای ایجاد انگیزش رقابت است. بعضی والدین برای وادار کردن بچه ها به جمع کردن اسباب بازیهایشان از بازی کمک می گیرند و بچه ها را تشویق می کنند که با هم مسابقه بگذارند که چه کسی زودتر از دیگران وسایل و اسباب بازیها را سر جایشان قرار می دهد. بچه ها هم از این بازی لذت وافر می برند. این کار برای شما هم نتیجه می دهد.

گزینه های دیگر را حذف کنید

طارق را به یاد آورید، فرماندهی را که پس از ورود به اسپانیا، یکی از اولین دستورات او این بود که مردانش کشتیها را بسوزانند. با این کار او می خواست فکر عقب نشینی از ذهن آنها پاک شود. اگر نقشه ها درست از آب درنمی آمد، مردان او این گزینه را که هر وقت می خواستند می توانند به خانه برگردند را نداشتند. این مرحله ترس آور است، اما گاهی تنها گزینه ای است که مؤثر خواهد بود.

برای اشخاصی که می خواهند برای خودشان کار کنند حتی اگر کسب و کار جنبی موازی با کار تمام وقت خود به راه انداخته باشند، کنار گذاشتن آن شغل ایمن روزانه مانند همان سوزاندن کشتی است. چون چیزی وجود نخواهد داشت که برای برگشت به آن تکیه کنند پس باید موفق شوند.

با دیگران صحبت کنید

اگر برای خود هدفی در نظر گرفته اید، آن را پیش خود نگاه ندارید. هدف خود را با اشخاصی که به آنها اعتماد دارید در میان بگذارید. وقتی هدف خود را آشکار کردید، تسلیم شدن سخت تر خواهد بود. بسیاری از مردم دوست ندارند دیگران متوجه شوند که آنها نتوانسته اند به هدف خود دست یابند برای همین تلاش خود را مضاعف می کنند تا به موفقیت دست یابند. والتر بگھات می گوید: بزرگترین لذت دنیا انجام کاری است که دیگران می گفتند شما نمی توانید انجام دهید، اما توانستید.

ایده های تازه بگیرید توفان مغزی و جمع کردن بازخوردها یکی از بهترین راهها برای گرفتن ایده های تازه و افزایش انگیزش است.

یادآوری روزانه

هدف خود را تصریح کنید. برای کسانی که با مفهوم تصریح روزانه ی هدف آشنا نیستند توضیح می دهیم که این کار به این صورت است که در یک یا دو جمله چکیده ی هدفی را بنویسید که دوست دارید به آن دست یابید. باید هدف شما مشخص و کوتاه نوشته شود. سپس درست قبل از رفتن به رختخواب، صبح پس از بیدار شدن از خواب و در اوقات مختلف روز جمله ی خود را برای خود بلند تکرار کنید. ممکن است به نظر بعضی از شما این کار مسخره باشد اما به شما کمک می کند که فکر خود را بر روی هدفی که دارید متمرکز نگاه دارید حتی اگر کارهای زیادی برای انجام داشته باشید.

کارهای بزرگ را به کوچک تقسیم کنید

یکی از مهمترین گامها برای ایجاد انگیزش هدفگذاری است. ابتدا تصمیم بگیرید که چه چیزی می خواهید بعد هدف خود را به بخشهای کوچک تقسیم کنید در این صورت هر بار دقیقا می دانید که قدم بعدی چیست.

هنری فورد می گوید هیچ چیز نمی تواند سخت و مشکل باشد اگر شما آن را به قسمتهای کوچکتر تجزیه کنید.

اگر هدف شما آنقدر بزرگ است که شما را می ترساند یا اگر می ترسید نتوانید آن را به اتمام برسانید به رغم آنکه تمام سعی خود را بکنید و یا با افراد زیادی در مورد آن صحبت کنید، کافی است آن را به بخشهای کوچک تقسیم کنید. هدفهای زیر مجموعه می توانند همانقدر برای شما مهم باشند و مهمتر این است که شما را به هدفتان نزدیکتر می کنند. با تقسیم کارها به بخشهای کوچک به راحتی ناامید نخواهید شد.

بیشتر بخوانید:

چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار(قسمتهای دیگر)

منبع: چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار - پرویز درگی

پایگاه خبری حقوق نیوز - کسب و کار

 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: