حقوق خبر

ضرب المثل های ایرانی (قسمت بیست و یکم)

 ضرب المثل های ایرانی (قسمت بیست و یکم)

پایگاه خبری حقوق نیوز

شال و کلاه کردن

آماده رفتن شدن.

شاه می بخشه شیخعلی خان نمی بخشه

هنگامی که بالادست یا صاحب حق چیزی را ببخشد اما زیردست خساست کرده و از بخشیدن خودداری کند.

شانه خالی کردن

از زیر کاری در رفتن و آن را به عهده نگرفتن.

شاهنامه آخرش خوشه

باید منتظر نتیجه شد و آخر کار را دید و به پیروزی های موقتی امیدوار نبود.

شپش تو جیبش چارقاب می زنه

نهایت بی پولی و فقر.

شتر با بارش گم می شود

جایی که خیلی شلوغ و درهم برهم باشد.

شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لُپ لُپ خورد گه دانه دانه

حساب های خوش خیالانه پیش خود کردن، آرزوهای دور و دراز.

شتر دیدی، ندیدی

سفارش به راز نگهداری و دیده را نادیده گرفتن.

شترسواری دولا دولا نمی شود

استفاده از وسیله نامناسب جهت پوشاندن عیب و پنهان داشتن گناه و تقصير.

شترگاو پلنگ

هر چیز نامعلوم و غيرمشخصی که از آن نتوان سر در آورد. عدم تناسب اجزاء تشکیل دهنده یک چیز.کنایه از زرافه.

شتره شلخته

آدم نامنظم کسی که در انجام کارها یا از لحاظ سرووضع یا خانه و زندگی، به هم ریخته و شوریده باشد.

مشتری است که در خانه همه می خوابد

مسئله یا موردی است که برای همه پیش می آید مثل ازدواج و مرگ)

شریک دزد و رفیق قافله

دورو و منافق، کسی که در ظاهر دوستی کند اما در باطن دشمن با کمک و همراه دشمن باشد.

شست پات تو چشمت نره

جمله تمسخرآمیز به شخص ناشی و دست و پا چلفتی.

شستم خبردار شد

مطلع و با خبر شدن از موضوعی پوشیده و پنهان، پی بردن به رمز و راز، متوجه و ملتفت چیزی شدن.

شکرآب شدن

بین دو نفر کدورت و اختلاف بوجود آمدن.

شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند

تشکر از خدا بخاطر نعمتهای فراوانش موجب لطف و بخشش بیشتر اوست و گله وناسپاسی موجب از دست رفتن نعمت ها خواهد شد.

شکمش گوشت نو بالا آورده

کسی که با رونق گرفتن وضع کار و زندگی، خود را بگیرد و ناز و ادا داشته باشد.

شکم گرسنه دین و ایمان ندارد

آدم فقیر و گرسنه دیگر به فکر دین و آخرت نیست و برای رفع گرفتاری خود ممکن است دست به هر کاری بزند.

شکم گرسنه و گوز فندقی

کسی که با بی پولی و دست خالی بلند پروازی کرده و بخواهد کار بزرگی انجام دهد، آدم تهیدستی که خواهش ها و انتظارات زیادی داشته باشد.

شل بدی سفت می خوری

باید در برابر زور و قلدری محکم ایستاد و نرمی و ملایمت را کنار گذاشت. مقابله با سختی ها با ابزار مناسب.

شل کن سفت کن در آوردن

هر لحظه تغییر حالت و عقیده دادن.

شلم شوربا

درهم برهم و آشفته، چیز یا جای بی سروسامان

شمر جلودارش نیست

کسی که در عصبانیت یا هنگام قدرت یکه تاز، شرور و نابکار و خودمختار باشد.

شمشیر از رو بستن

آماده برای جنگ و جدال.

شمشیر را غلاف کردن

ترک مجادله و مخاصمه، آشتی کردن.

شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند

کسی که وارد جمعی، به خصوص جمع دوستان شود می گوید.

شنونده باید عاقل باشه

هر حرفی را که از دیگران شنیده می شود نباید فورة | باور و قبول کرد بلکه باید با عقل و منطق آن را سنجید.

شنیدن کی بود مانند دیدن

توصیف اشخاص و اشیاء و اماکن دیدنی نمی تواند به اندازه دیدن آنها مفید باشد.

شورش را در آوردن

از حد گذراندن هر چیز.

شهر فرنگه، از همه رنگه

در وصف احول عجیب غریب یا چیزهای جورواجور می گویند.

شیرم را حرامت می کنم

هنگامی که مادر از فرزند خود رضایت نداشته باشد یا بخواهد او را از انجام کاری منع و منصرف کند می گوید.

شیرین بیا، شیرین برو

کم بیا، کم برو تا شیرین و عزیز باشی.

شیری یا روباه؟

به کسی که بعد از انجام امرى يا آوردن پيغامی برگشته باشد می گویند یعنی مثل شیر پیروز و کامروا و با دست پر بازگشته ای با شکست خورده و با دست خالی، مثل روباه؟

شیله پیله نداشتن

درستکار و با خلوص نیت، ساده و بی کلک.

صابون به دل مالیدن

خود را برای کسب لذت روحی یا جسمی آماده کردن، وعده و وعید خوش به خود دادن.

صابون چرک را می برد، چرک صابون را

هر عملی یک عکس العمل دارد، در خشم و پرخاشجویی اگر طرف مقابل ناراحت می شود، خود پرخاشگر هم از ناراحتی بی نصیب نمی ماند.

صابون کسی به تن خوردن

هنگامی که صدمه و ضرر و بدیهای کسی به شخص دیگر رسیده و ثابت شده باشد.

صبر ایوب

صبر فراوان و طولانی مدت

صبر قاصد خداست، کارها روبراست

معروف است که: یک بار عطسه کردن به معنای صبر یا انصراف از کار است و عطسه دوم اقدام به انجام کار را تأکید می کند.

صدا از دیوار در بیاد از فلانی در نمی یاد

کم حرف و بی صدا، در بعضی مواقع در مورد سکوت از روی ترس (با تعجب و یا شنیدن حرف حق و درست نیز گفته می شود).

صد تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره

وصف دروغگو و پشت هم انداز.

صدتا یک غاز

حرف های بی ارزش و بی سروته.

صغری کبری چیدن

مقدمه چینی، حاشیه رفتن.

اصلاح مملکت خویش خسروان دانند

به هر کسی مصلحت کار خود را بهتر از دیگران تشخیص می دهد.

صنار بده آش، به همین خیال باش

برای ناامید و منصرف کردن کسی می گویند که به چیزی امید بسته و دل خوش کرده باشد.

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست / ای برادر سیرت زیبا بیار

ظاهر و صورت زیبا به درد نمیخورد، باطن زیبا و اخلاق و روحیات نیکو داشتن ارزشمند و موجب موفقیت و عزت انسان در برابر خدا و دیگران است.

صورتش را با سیلی سرخ نگه میداره

اشاره به حفظ آبرو کردن.

ضرر تلخه

ضرر و زیان اگر کم هم باشد ناراحت کننده است.

طاقتم طاق شد

بیش از این تحمل ندارم، صبرم تمام شد.

طاقچه بالاگذاشتن

ناز کردن همراه با قهر به منظور بیشتر منت کشیدن طرف مقابل.

طبل توخالی

و ظاهری با هیبت و پر سروصدا اما درون و باطنی پوچ و توخالی.

طشت از بام افتادن

بی آبرو و رسوا شدن، آنچه پوشیده بوده برملا گشتن.

طلا که پاکه، چه منتش به خاکه

شخص پاک و درستکار برای اثبات بیگناهی خود، به رفع و رجوع و شاهد و واسطه نیاز ندارد.

طناب مفت گیر بیاره خودشو دار می زنه

مفت خور و سوءاستفاده کننده، کسی که از هیچ چیز مفت صرف نظر نکند.

طوطی وار

یاد گرفتن چیزی یا گفتن حرفی بدون فکر و دانستن معنی آن (مثل طوطی)

ظالم همیشه سالمه

اشاره به اینکه مظلومان و ستمدیدگان همواره گرفتارند اما ستمگر همیشه سرحال و سالم است و به ستمگری خود ادامه می دهد.

ظاهر و باطن

بی ریا، روراست و ساده، دل و زبان یکی بودن.

عاقبت جوینده یابنده بود

هر که جویای هر چه باشد بالاخره آن را بدست خواهد آورد زیرا هیچ چیز در برابر همت و تلاش و پشتکار انسان غیرممکن و دست نیافتنی نیست.

عاقلان دانند

به دو معنی:

1. به کسی می گویند که عیب و بدنامی خود را روی دیگری بگذارد و برعکس حرف بزند.

2. حرف کسی که از چیزی سر در نمی آورد.

عجله کار شیطان است

هیچ کاری با عجله و اضطراب به سرانجام خیر و نتیجه درست و مطلوب نخواهد رسید.

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

اگر خدا بخواهد چه بسا دردسرها و توطئه ها و دشمنی ها به دست خود دشمن موجب خیر و برکت می گردند.

عرش را سیر می کند

به کسی می گویند که بخاطر وقوع امری مطلوب و غیرمنتظره بسیار خوشحال و ذوق زده شده باشد.

عروس تعریفی گوزو از آب در اومد

درباره کسی می گویند که بر خلاف خوشگوئی ها و تعاریفی که از او شده رفتار ناپسندی را انجام می دهد.

عروس نمی تونست برقصه، می گفت اتاق کجه؟

کسی که قادر به انجام کاری نباشد و برای توجیه خود از شرایط و ابزار کار ایراد بگیرد. بهانه تراشی.

عروس هزار داماد

منظور دنیا و بی وفائی آن است که هر روز بر وفق مراد کسی است و روز بعد از او روی می گرداند.

عزرائيل هم رغبت نمیکنه طرفش بیاد

اشاره به آدم زشت و لاغر یا بیماری که آنقدر از ریخت و رو افتاده و بدحال است که عزرائیل هم از او روی می گرداند.

عزرائیل را جواب کردن

به کسی یا بیمار بدحالی می گویند که از مرگ حتمی جان بدر برده باشد.

عشق هایی کز پی رنگی بود / عشق نبود عاقبت ننگی بود

عشق واقعی با نفس پرستی و عشقی که با دیدن ظاهر و آب و رنگ به وجود می آید فرق می کند، عشق های ظاهری نتیجه ای جز ننگ و بدنامی ندارند.

عشوه شتری، غمزه خرکی

ناز بیخودی که اصلا هم به طرف نمی آید.

اعطایش را به لقایش بخشید

کسی که چون حاضر به دیدن و مراوده با شخص بداخلاق یا منت گذار نیست از خیر لطف و فایده آن شخص هم صرف نظر می کند.

عقل سالم در بدن سالم

هرگاه جسم سالم و نیرومند باشد، فکر هم خوب کار می کند.

عقلش پاره سنگ بر میداره یا عقلش گرده

عقل سالم و درست و حسابی نداره، کم عقل است.

عقلش پس کله شه

کسی که بدون تفکر کاری را انجام داده و پس از به بار آوردن پشیمانی متوجه کار اشتباه خود بشود.

عقل که نیست، جون در عذابه

کسی که عقل سلیمی ندارد یا از عقلش درست استفاده نمی کند، دچار ضرر و دردسر و عذاب می شود.

عقل مردم به چشمشان است

بیشتر مردم ظاهربین هستند و آنچه را که می بینند باور می کنند.

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

باید قبل از اینکه کار از کار بگذرد و اتفاق بد یا مشکل و دردسری به وجود آید به فکر چاره اندیشی بود.

علف باید به دهن بزی شیرین باشه

در انتخاب همسر یا انتخاب چیزی، خود فرد باید از طرف مقابل یا آن چیز خوشش بیاید و آن را بپسندد و تمایل داشته باشد نه دیگران.

علف زیر پا سبز شدن

مدت زیادی در جایی به انتظار ایستادن.

على ماند و حوضش

رفتن همه و تنها ماندن کسی.

 

 

منبع: کتاب ضرب المثل های ایرانی- مهتاب منصوری

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری  



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: