حقوق خبر

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 1)

اولین راهکاری که شما در تحمل افرادِ وراج باید به کار ببرید شگرد تنفسی برای تخلیه ی فشار عصبی- هیجانی است. این شیوه به شما اجازه می دهد خونسردیِ خود را بازیابید تا در انتها مجبور نشوید دستهایتان را روی گوشتان بگذارید و فریاد بکشید «خفه شو! خفه شو! خفه شو!

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 1)
 

مقابله با افراد سمی

به خاطر دارید که در طبقه بندی افراد سمی، آنان را به سی دسته ی مختلف تقسیم کردیم. اکنون می خواهیم ببینیم چه روشی در برخورد با هر یک از این گروه ها مناسب تر است.

به خاطر داشته باشید که ویژگی مشترک افراد همه ی این گروه ها،اعتماد به نفس پایین و احساس بی ارزشی است.

1. افراد تحقیرکننده

اشخاصی که دائماً دیگران را تحقیر می کنند جزو آن دسته از افراد سمی هستند که که پایین ترین میزان احساس ارزندگی را دارند، بنابراین بهترین شیوه برای برخورد با آنان شگرد «پرسش تواًم با آرامش» یا شگرد «مهربانی همراه با همدلی و توجه» است.

در استفاده از شگرد پرسش، فراموش نکنید که لحن و نحوه ی پرسش شما نباید با جر و بحث و سرزنش همراه باشد چرا که باعث می شود فرد سمی بلافاصله به دفاع از خود بپردازد و در برابر شما جبهه بگیرد: حتی ممکن است رفتارهای خشن تر و نامناسب تری نشان دهند. در این صورت دیگر شما به نتیجه ی مورد نظرتان درباره ی تنبیه این فرد نخواهید رسید. در اینجا برای شما موقعیت فرضی استفاده از چنین شگردی را به تصویر می کشیم.

در رستوران:

فرد سمی: «آن آقاهه را نگاه کن! مثل گاو غذا می خورد!»

شما: «مگر چه جوری غذا می خورد؟»

فرد سمی: «حال آدم را بهم میزند! خیلی تند تند غذا می خورد و یکدفعه غذا را می بلعد! اصلاً ادب و تربیت ندارد!»

شما: «حالا چرا تو را انقدر ناراحت می کند؟»

فرد سمی: «چون وقتی نگاهش می کنی از غذا خوردنش بدت می آید!»

شما: «به عقیده ی من که ناراحتی تو بیشتر از این است که خیلی وقت است اینجا نشسته ای و منتظر غذاییت را بیاورند و از بیکاری داری مردم نگاه می کنی. حالا هم که می بینی غذای آن مرد جلویش است و دارد می خورد، احتمال بده شاید دلیل اینکه آن طوری غذا میخورد این است که بنده خدا خیلی گرسنه است!»

فرد سمی: «خب آره!»

شما: «شاید دلیل اینکه این قدر از غذا خوردن آن مرد بدت میاید این است که خودت گرسنه ای و مجبوری با اشتها غذا خوردن او را تماشا کنی. به همین دلیل به نظرت می آید که مثل گاو می خورد.»

فرد سمی: «درست است! بنظرم دلیلش همین است!» و لبخند می زند.

با این روش شما در اصل ذهن فرد مورد پرسش قرار می دهید تا ببیند حقیقتاً چه چیز در آن لحظه او را اذیت می کند. همان گونه که شما پرسش های منطقی خود را به دنیال هم مطرح می کنید. (در این شگرد فرد را به چیزی متهم نمی کنید) متوجه می شوید که نگرش سمی فرد نیز تغییر می کند.

با پرسش های شما فرد می تواند رفته رفته آرام شود و عصبانیتش راکنار بگذارد یا حتی در انتها به شما لبخندی تحویل دهد. طریق دیگر استفاده از این شگرد می تواند تنها طرح یک پرسش باشد و نه بیشتر. نظیر: «حالا تو چه کار داری که چرا این جوری غذا می خورد؟» یا «چرا در مورد این بنده خدا حرفِ بد می زنی؟ مگر به تو چه کار دارد؟»

در اینجا فرد سمی ناچار است از اظهارنظر در مورد آن فرد دست بردارید چرا که با پرسش شما متوجه می شود شما از گفته ی او خوشتان نیامده و گفتارش از نظر شما قابل قبول نیست.

معمولاٌ اگر فردی شما را تحقیر می کند یا مورد نکوهش قرار می دهد به این دلیل است که شما چیزی دارید که او آرزوی داشتنش را دارد، یا از ویژگی ای برخوردارید که او توان آن گونه بودن را در خود نمی بیند. در بیشتر موارد این افراد در کنار شما دچار احساس بی کفایتی می کنند. در این مواقع، انتخاب دیگر شما می تواند استفاده از شگرد رویارویی توأم با محبت و مهربانی باشد.

2. فرد سمی از نوع وراج

اولین راهکاری که شما در تحمل افرادِ وراج باید به کار ببرید شگرد تنفسی برای تخلیه ی فشار عصبی- هیجانی است. این شیوه به شما اجازه می دهد خونسردیِ خود را بازیابید تا در انتها مجبور نشوید دستهایتان را روی گوشتان بگذارید و فریاد بکشید «خفه شو! خفه شو! خفه شو!»

شما ناچارید به طریقی به فرد وراج بفهمانید که پرحرفی های بی وقفه اش برای شما قابل تحمل نیست. پس بعد از به کارگیری شگرد تنفسی، شگرد رویارویی مستقیم را به شما پیشنهاد می کنیم. بهتر است از این شیوه در حضور دیگران استفاده نکنید، یعنی آبروی فرد را نبرید. از طرفی دلیل عمده ی وراجی های بیش از حد این افراد این است که بدین ترتیب می خواهند مورد توجه و پذیرش باشند، اما نمی دانند چگونه! حتی در زمان استفاده از شگرد رویاروی مستقیم گاه لمس دوستانه ی این افراد نیز توصیه می شود (مثلاً دوستانه دست روی شانه شان بگذارید).

شما حتی می توانید این گونه شروع کنید که به فرد مزبور بگویید چقدر دوستش دارید (البته اگر دارید) و می توانید دستی بر شانه اش بزنید و در همین زمان از شگرد رویارویی توأم با همدلی و مهربانی نیز استفاده کنید و در ادامه بگویید که او فقط گاهی زیاده از اندازه صحبت می کند و حرف هایی می زند که مورد علاقه و توجه دیگران نیست. می توانید فرد وراج را تشویق کنید که در هنگام صحبت به حالات چهره و عکس العمل های افراد توجه کند تا متوجه شود که آیا دیگران علاقه ای به شنیدن حرف های او دارند؟ آماده باشید که بعد از صحبت شما، فرد وراج متعجب و متحیر شود و دست به دفاع و توجیه بزند. در چنین حالتی شما ناچارید قدری صریح تر و بی پرده تر با او صحبت کنید. مثلاً برایش مثال های از رفتارش و واکنش های دیگران در قبال رفتار او بزنید و در عین حال به او اطمینان خاطر را بدهید که شما قصد انتقاد از او یا کوچک کردن او را ندارید، بلکه فقط می خواهید در بهبود روابطش با دیگران به او کمک کنید.

برای کمک بیشتر می توانید به او بگویید زمانی که در جمع هستید و او ناخودآگاهانه به پرگویی و وراجی دست می زند، شما می توانید با یک حرکت سر و صورت یا چشم و ابرو به او بفهمانید که دوباره پرگویی می کند. البته در اغلب موارد، زمانی که این موارد را به آنها تذکر می دهید با عکس العمل های دفاعی و توجیه های آنها مواجه خواهید شد. این بیشتر به این دلیل است که آنها در مسیر تربیت و رشد فکری شخصیتی خود به آن درجه از پختگی و توانمندی نرسیده اند که متوجه واکنش های ناخوشایند دیگران در برابر چرندگویی های خود بشوند.

آنها معنای چهره ی کسل و ملول اطرافیان را در نمی یابند، یا واکنش دیگران برایشان اهمیتی ندارد و به عبارتی خود و پرگویی های هایشان را به دیگران تحمیل می کنند. اگر پس از تذکر دوستانه ی شما فرد وراج هنوز متوجه منظور یا راهنمایی شما نشد یا همچنان به دفاع از خود یا پرگویی ادامه داد، شاید لازم باشد که قدری صریح تر و بی پرده تر با او حرف بزنید و به عبارتی از شگرد رویارویی مستقیم استفاده کنید تا بیش از این بازیچه ی چنین فردی نشوید.

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 1)
 

3. افراد خود ویرانگر

قبلاً در تشریح افراد خود ویرانگر گفتیم که اینها مملو از حسِ خود بیزاری هستند و از گفته هایشان در می یابید که چقدر از خود متنفرند به طوری که دائم در حال تحقیر خود هستند. به همین سبب بهترین شگردی که در برخورد با اینها توصیه می شود شگرد برخورد توأم با محبت و مهربانی است.

نیاز اصلیِ این دسته از افراد برخوردِ توأم با محبت و توجه است چرا که به احتمال زیاد در دوران رشدشان محبت و عشق کمی از جانب اطرافیان، به خصوص اعضای خانواده نثارآنها شده است. در غیر این صورت تا این حد احساس از خود بیزاری نمی کردند.

  این افراد برای رسیدن به هدف ناخودآگاهشان که همان نابودی خود است، به الکل و سیگار، مواد مخدر، و پرخوری و نظایر آن روی می آورند و چرا که کمبود توجه و محبت، آسیب های زیادی به آنها زده است. در واقع می توان گفت که اینها تشنه ی محبت و توجه و پذیرفته شدن از جانب دیگران اند. حتی گاه ناچار می شوید در برخورد با آنها به روش «چوب استاد به ز مهر پدر» متوسل شوید، به این معنا که مستقیم پا پیش بگذارید و محدودیت ها و نظارت هایی را بر آنان اِعمال کنید.

بگذارید برای تان مثال برنادت را بیاوریم. برنادت به نامزد خود تئودور اخطار داد که تنها در صورتی با او ازدواج خواهد کرد که او به مشاور مراجعه کند تا بتواند دست از میگساری و پرخوری بردارد و وزنش را کم کند؛ در غیر این صورت برنادت می دانست که درگیر مشکلات و بدبختی های تئودور خواهد شد و او نیز به چاهِ دردسر و مصیبت سقوط خواهد کرد.

شما در برخورد با این افراد گاه به نقطه ای می رسید که می بینید دیگر نمی توانید ساکت یک گوشه بشینید و دست روی دست بگذارید و ببینید و این افراد در حال از بین بردن خود هستند. اگر شگرد ابزار عشق و محبت در مورد این فرد کارگر نبود، شاید شگرد قطع رابطه تنها گزینه ی پیش روی شما باشد تا دست کم خود در مهلکه ی چنین فردی نیفتید.

اگر شما حقیقتاً فردی را دوست دارید و به او اهمیت می دهید و صادقانه به او گفته اید که از مشکلش (نظیر مواد مخدر) مطلع هستید و از هر طریقی سعی کرده اید کمکش کنید ولی هیچ فایده ای نداشته و فرد نمی خواهد به خودش کمکی بکند، پس با قطع رابطه کنید تا به هر طریقی که خود می خواهد با مشکلاتش برخورد کند به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید به چنین افرادی کمک کنید مگر اینکه آنها خود نیز درصدد کمک به خود و تغییر اوضاعشان باشند و در این راه بکوشند. مثلاً شما نمی توانید فردی را به زور وادار کنید اعتیادش به مواد مخدر را کنار بگذارد مگر اینکه خود به درجه ای استیصال رسیده باشد که قاطعانه تصمیم گرفته باشد ترک کند.

فراموش نکنید که اگر در زندگی، خود را دچا معضل وابستگی به چنین افرادی کنید، ممکن است خود نیز به مشکلاتی نظیر مشکلات آنان دچار شوید و حتی بعید نیست عادات و خصائل آنان که زمانی برای شما غیرقابل قبول بوده، به تدریج در شما نیز بروز کند. پس در ابتدا سعی کنید به آنان توجه و کمک کنید و اگر تغییری اساسی در مسیرشان ایجاد نکردند، به صلاح شماست که با آنان قطع رابطه کنید.

4. آدم های اهل جیم شدن

برای اینکه بتوانید با چنین آدمی صحبت کنید، باید قبل از اینکه پا به فرار بگذارد بتوانید او را در جای خود متوقف کنید. اولین شگرد پیشنهادی برای مواجهه با افراد این گروه، شگرد رویارویی مستقیم است. مهم نیست که آنها چقدر از رو به رو شدن با تبعات رفتارهایشان دچار ناراحتی و تشویش می شوند؛ باید به آنها فهماند که فرار دائم آنان از جلوی مسائل و شانه خالی کردنشان از بار مسئولیت ها باعث ناراحتی و دردسر شما و دیگران است و آنان باید بایستند و جوابگوی رفتارهایشان باشند.

البته به خاطر داشته باشید که رو به رو کردن این افراد با ضعف های شخصیتی شان به هیچ وجه کار ساده ای نیست چرا که آنان به رویارویی با مشکلات عادت ندارند و تنها چاره ای که بنظر آنان می رسد، گریز از حل مسئله است. ولی زمانی که آنها را متوقف و با مسائل رو به رو می کنید، ناچار می شوند گوش دهند و دست کم ممکن است تظاهر کنند قصد دارند به اقدامی منطقی مبادرت ورزند. ولی نهایتاً خواهید دید اگر حل مسئله را سخت بیابند دوباره فرار را بر قرار ترجیح می دهند و از مسئولیت شانه خالی می کنند.

مثالی را که در این زمینه قبلاً برایتان زده بودم به خاطر دارید؟ زمانی که بعد از چند سال نامزدی، بِری از دیک خواست با هم ازدواج کند، دیک فرار را برقرار ترجیح داد و برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت ازدواج، سعی کرد خود را گم و گور کند.

مسئولیت ازدواج برای دیک بار سنگینی بود که به هیچ وجه حاضر نبود آن را بر دوش کشد. بعد از دو هفته بِری توانست دیک را پیدا کند و به او بفهماند که رفتار غیرمسئولانه اش او را دچار چه مشکلاتی کرده و از طرفی خوشحال بود که مسئله ی ازدواج را با دیک مطرح کرده، چرا که باعث شد بفهمد دیک توانایی به عهده گرفتن چنین مسئولیتی را ندارد. پس از آن بِری از دیک دست شست و سپس از شگرد قطع رابطه استفاده کرد و برای همیشه به ارتباطش با دیک خاتمه داد. اکنون بِری بود که از دیک فرار می کرد و او را پشت سر خود بر جای گذاشت تا به دنبال فرد مناسب تری برای آینده ی خود باشد.

اگر شما چنین فردی را مسئله ای رو به رو کردید و او پا به فرار گذاشت، هرگز از اینکه چنین کاری کرده اید پشیمان نباشید چرا که دست کم ماهیت شخصیت او در مواجهه با مسائل و مسئولیت ها برای شما روشن شده است. فقط به خاطر داشته باشید که اگر فردی در مواجهه با مسئولیت از شما گریخت، این مشکل از جانب شما نسبت بلکه مقصر اوست زیرا توان ایستادن و گوش دادن یا واکنش صحیح نشان و اتخاذ تصمیم مناسب را ندارد.

5. گروه آتش زیر خاکستر

بهترین و چه بسا تنها شیوه ی برخورد با این افراد، شگرد طرح پرسش توأم با آرامش است. لازم است آنها را مورد پرسش قرار دهید چرا که آنها خود هیچ گاه داوطلبانه به شما نخواهند گفت در ذهنشان چه می گذرد. در استفاده از این شگرد باید آرام باشید و پس از هر پرسش منتظر پاسخی که می دهند بمانید. سعی کنید پرسش هایی مطرح کنید که توضیح بیشتری می طلبند، و از پرسش های که به پاسخ های بله یا خیر منتهی می شوند استفاده نکنید. بدین ترتیب به نحو غیرمستقیم می توانید آنها را وادار کنید با شما تعامل و گفتگو کنند و شما از این طریق از افکار و احساسات درونی شان مطلع می شوید.

توجه داشته باشید که هرگاه فردی از این گروه را وادار به صحبت کنید در اصل مانند این است که ضامن نارنجکی را کشیده اید و هر لحظه امکان انفجار هست. برای مثال ممکن است از آنان بپرسید: «انگار امروز خیلی کار روی سرت ریخته بود...» یا: «نظرت درباره ی آن تلفنی چی بود؟» یا: «درمورد حرفی که رئیس امروز زد چی فکر می کنی؟» یا: «در مورد مشکلاتی که در محل کار داریم چی فکر می کنی؟»



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: