حقوق خبر
آگوستین قدیس (Saint Augustine)

اصول و اعتقادات آگوستین قدیس (قسمت 1)

اگر همه گناهکاران در روی زمین به مکافات خود می رسیدند، دیگر نیازی به روز داوری باقی نمی ماند. اگر مسیحیان پرهیزگار باشند ممکن است مصائبی که بر آنان گذشته باعث تزکیه آنان شود، زیرا که مردم مقدس با از دست دادن مال و منال دنیوی هیچ چیزی را که دارای ارزش حقیقی باشد از دست نمی دهند. اگر اجساد آنان را دفن نکنند تا طعمه جانوران شوند باکی نیست زیرا که جانواران شکمخواره در رستاخیز جسمانی تاثیری ندارند

اصول و اعتقادات آگوستین قدیس (قسمت 1)
 

اگوستین(Sinat Augustin)

اگوستین قدیس به سال ۳۵۴ میلادی در شهر تاگاست واقع در آفریقای شمالی به دنیا آمد. هنگام تولد وی امپراتوری روم قدیم هنوز بر سرتاسر جهان متمدن حکم فرما بود ولی دفاع از این امپراتوری در مقابل فشاری که از طرف قبایل وحشی شمال بر مرزهایش وارد می شد روزبه روز دشوارتر می گردد. اما سرنوشت قسمت های باختری این امپراتوری این بود که در آتیه ای نه چندان دور در مقابل حملات وحشیان مغلوب و پلاسیده شوند. خود شهر روم را آلاریک و قبایل گات در سال ۴۱۰ با خاک یکسان کردند.

مذهب مسیح در عرض آن سده هایی که از ظهورش می گذشت با سرعتی هر چه تمام تر در درون مرزهای امپراتوری روم پخش شد. آخرین مجازات مسیحیان در زمان حکومت دیوکلسین صورت گرفت و در زمان سلطنت قسطنطنين، مسیحیت مذهب رسمی امپراتوری روم قدیم شده بود. آگوستین در جوانی بت پرست بود و تحصیلاتش در کارتاژ، آتیه درخشانی برایش نوید می داد.

وی در کتاب مشهورش بنام «اعترافات» سرگذشت زندگانی خود را به تحریر کشیده و از پیشامدها و تجربیاتی که سرآن جام باعث گرویدنش به دین مسیح گردیده پرده برداشته است. در سال ۳۹۱ یعنی چهار سال پس از پذیرفتن دین مسیح به رتبه کشیشی نایل گشت و چهار سال بعد از این تاریخ در سال ۳۹۵ اسقف شهر هیپو در تونس شد. در سال ۴۱۳ میلادی نگارش کتاب بزرگ خود به نام «شهر خدا» را آغاز کرده و در سال ۴۲۶ آن را به پایان برد. سه سال پس از آن در سال ۴۲۹ یورش هراس انگیز اقوام وحشی آلاریک بر روم آغاز شد و به زودی آفریقای شمالی نیز عرصه تاخت و تاز وحشیان گشت و شهر هیپو به محاصره ایشان در آمد. در خلال همین محاصره بود که اگوستین درگذشت.

اگوستین قدیس آثار بسیار مفصلی خصوصآ در زمینه الهیات دارد. مقداری از نوشته های او در باره مسائل مورد نزاع عصر او بود و بدین جهت فقط در همان عصر مورد توجه قرار گرفت و سپس فراموش شد. ولی مقدار دیگری از آثار او، آن ها که به آرای فرقه «پلاگیوسی» مربوط است، نفوذ خود را تا قرون جدید حفظ کرد.

از میان آثار او آن ها را که به لحاظ تاریخی دارای اهمیت اند عبارتند از:

۱- فلسفه محض اگوستین قدیس، خصوصأ نظریه او در باره زمان.

۲- فلسفه تاریخی او چنان که در شهر خدا پرورانده شده است.

٣- نظریه او درباره رستگاری چنان که بر ضد پلاگیوسیان بیان داشته است.

شهر خدا

در سال ۴۱۰ که شهر روم به تصرف گوتها در آمد، کافران چنان که طبیعی بود این مصیبت را نتیجه پشت کردن به خدایان قدیم دانستند و گفتند تا زمانی که مردم ژوپیتر را می پرستیدند شهر روم نیرومند بود ولی اکنون که امپراتور از او رویگردان شده دیگر ژوپیتر از مردم حمایت نمی کند. این استدلال کافران پاسخی لازم داشت. شهر خدا که به تدریج میان سال های ۴۱۲ و ۴۲۷ نوشته شد، پاسخی بود که اگوستین قدیس بدین استدلال کرد. اما این کتاب در حین نوشته شدن میدان پهناورتری را در برگرفت و نقشه کاملی از تاریخ، از نظرگاه مسیحیت، پدید آورد که شامل گذشته و حال و آینده می باشد.

 کتاب شهر خدا  در سراسر قرون وسطی خصوصآ در مبارزه میان کلیسا و سران حکومت ها تاثیر فراوان داشت.

شهر خدا با ذکر ملاحظاتی از غارت روم آغاز می شود، و غرض از طرح این ملاحظات این است که گفته شود در دوره های پیش از مسیحیت حوادثی از این نوع هم رخ داده است.

اگوستین می گوید که در میان همین کافرانی که اینک گناه غارت روم را به گردن مسیحیت می اندازند، بسیارند کسانی که در هنگام غارت به کلیسا پناه آوردند، زیرا که گوتها چون خود مسیحی بودند حرمت کلیسا را نگاه می داشتند حال آن که در غارت «تروا» معبد «یونو» جان پناهندگان را حفاظت نمی کرد و خدایان هم شهر روم را از ویرانی حفظ نکردند. رومیان از ویران ساختن معابد شهرهایی که به تصرف در می آوردند خودداری نداشتند و غارت روم از این لحاظ از غالب شهرها کمتر بود و این از برکت مسیحیت است.

مسیحیانی که دچار این غارت شدند حق شکایت ندارد، به چند دلیل ممکن است که عده ای از گوتهای شریر از اموال این مسیحیان توانگر شده باشند، ولی در دنیای دیگر جزای عمل خود را خواهند دید. اگر همه گناهکاران در روی زمین به مکافات خود می رسیدند، دیگر نیازی به روز داوری باقی نمی ماند. اگر مسیحیان پرهیزگار باشند ممکن است مصائبی که بر آنان گذشته باعث تزکیه آنان شود، زیرا که مردم مقدس با از دست دادن مال و منال دنیوی هیچ چیزی را که دارای ارزش حقیقی باشد از دست نمی دهند. اگر اجساد آنان را دفن نکنند تا طعمه جانوران شوند باکی نیست زیرا که جانواران شکمخواره در رستاخیز جسمانی تاثیری ندارند.

سپس مسئله دختران باکره مؤمنه ای که در هنگام غارت مورد تجاوز قرار گرفتند مطرح می شود. ظاهراً گروهی بر این عقیده بودند که این جوان ها بی آن که خود گناهی داشته باشند شرف بکارت خود را از دست داده اند. اگوستین قدیس با منطق بسیار خوبی این عقیده را رد می کند. «هیهات شهوت دیگران نمی تواند تو را آلوده سازد.عصمت از فضایل روح است و با تجاوز جسمانی زایل نمی شود بلکه با نیت گناه، ولو آن که به عمل نیاید، از دست می رود.»

اگوستین می گوید که خداوند تجاوزات جسمانی را بدین جهت روا داشته است که قربانیان این تجاوزات از عصمت و نفس خویش بیش از اندازه مغرور بوده اند. خودکشی اشخاص از این که مبادا مورد تجاوز قرار گیرند، خطاست.

موضوع کتاب شهر خدا از یک سو با انحطاط امپراتوری روم و واژگون شدن آن در برابر یورش اقوام وحشی و از سوی دیگر با مسأله چگونگی و حدود قدرت کلیسا ارتباط دارد. پیش تر گفتیم که یکی از انگیزه های رومیان در پذیرش مسیحیت به عنوان دین رسمی خود، این امید بود که ایمان به مسیح ناتوانی ایشان را چاره کند. ولی رسمی شدن مسیحیت نه تنها از گرفتاری های امپراتوری روم چیزی نکاست، بلکه با پیش کشاندن مسائل مربوط به رابطه دین و دولت بر دردسرهای آن افزود و در عین حال اوضاع سیاسی و اجتماعی مردم روزبه روز تباه تر می شد تا آن که سرآن جام حمله وحشیان در سال ۴۱۰ میلادی طومار زندگی امپراتوری را در هم پیچید.

در سراسر این عصر کسانی در میان رومیان بودند که گناه ناتوانی و تباه روزی امپراتوری را به گردن مسیحیان می انداختند و می گفتند که دین با فراخواندن مردم به خداپرستی و پرهیز از پیکار، خوی میهن پرستی و رزمجویی را در رومیان از بین برده است و این سخن چندان دور از حقیقت نبود چنانچه «ادوارد گیبون» نویسنده انگلیسی تاریخ انحطاط و سقوط امپراتوری روم، نوشته است که امپراتوری روم را در دو گروه برانداختند؛ یکی وحشیان و دیگر اسقفان.

چون سقوط امپراتوری در فاصله کوتاهی در حدود بیست و هفت سال پس از رسمی شدن مسیحیت روی داد، مخالفان مسیحیت میان ظهور مسیح و انحطاط امپراتوری به نوعی رابطه علت و معلولی قائل شدند. حتی مسیحیان به حیرت افتادند که چگونه برکات دین مسیح، چنان مصیبتی را از رومیان دور نکرده است. کم کم این شک به دل ها راه یافت که آیا نزدیکی مسیحیت با دولت به صلاح مسیحیت بوده یا نه و آیا بهتر آن نیست که مسیحیان یکسره از دولت ها بگسلند و خود را از آلودگی به قدرت های سیاسی و دنیوی برکنار دارند؟

آگوستین برای این که مسیحیان را از چنگ چنین تردیدهایی خلاص کند نخست می کوشد تا ثابت کند که انحطاط امپراتوری روم ربطی به دین مسیح ندارد.

او می گوید که آنچه یک جامعه را پایدار نگاه می دارد عدل است و برقراری عدل در میان مردمی که در اندیشه خودپرستی و سودجویی باشند ممکن نیست. امپراتوری روم نیز به همین گونه با عدل بیگانه شد و گرایش آن به مسیحیت، ظاهری بود و حال آن که اگر ایمان راستین داشت نیرومند و پایدار می ماند.

بعلاوه مسیحیت، با دلاوری و پیکارجویی، به شرط آن که بر ضد ستم باشد، مخالف نیست و حتی آن را واجب می داند. اگوستین را به سبب اعلان این فکر از بنیادگذران اصل «جنگ دادگرانه» در حقوق بین الملل می دانند. او همچنین به پادشاهان اندرز می دهد که برای ایمنی و آرامش سرزمین های خود از بکاربردن زور بر ضد ملحدان سرکش پروا نکنند.

ولی آنچه از مطالب کتاب شهر خدا اهمیت بیشتر دارد بحث مربوط به دوگانگی ماهیت زندگی آدمی است. در اینجا می توان تاثیر آموزش های «مانی» را در عقاید اگوستین آشکارا دید.

او می گوید که پیکار سیاسی در کائنات نه میان دین و دولت بلکه میان «جامعه آسمانی» و «جامعه زمینی» است. جامعه آسمانی نماینده خداپرستی و جامعه زمینی نماینده خودپرستی است. جامعه آسمانی از پاکان و برگزیدگان خدا فراهم می آید و ابدی است و حال آن که جامعه زمینی، خاص گناهکاران است و گذرا. این دوگانگی در نهاد آدمی زادگان نیز هست و در آن، دو نیروی نیکی و بدی پیوسته با یکدیگر در کشاکشند.

افلاطون گفته بود که در نهاد هر کس سه نیروی عقل و شهوت و غضب نهفته است و عدل حاصل تناسب میان این سه نیرو است. اگوستین این نظر را به شکل دینی درآورد و به جای سه نیرو از دو نیروی نیکی و بدی نام می برد و می گوید که عدل، حاصل تنظیم رابطه خلق و خداست و وقتی این رابطه درست باشد عدل میان افراد به خودی خود برپا خواهد شد. کلیسا نماینده جامعه آسمانی در این جهان است و کار آن آماده کردن آدمی زادگان برای پذیرفته شدن به جامعه آسمانی است. از سوی دیگر دولت یا کشور نماینده جامعه زمینی است که گناهکاران را در بر می گیرد.

با آن که آگوستین بدین گونه برتری و فرمان روایی کلیسا را بر دولت اعلام کرد، لیکن چون در سخنان او گاه ابهاماتی هست نمی توان گفت که رأی او مشکل رابطه دین و دولت را از میان برداشته است. مثلآ او گاه از کلیسا به عنوان سازمان موجود و واقعی سخن می گوید و گاه آن را جامعه ناپیدا یعنی متعلق به جهان دیگر می نامد.

به سبب همین ابهامات پس از آگوستین مدافعان و مخالفان قدرت کلیسا هر کدام سخنان او را به دلخواه خود تفسیر کردند.

مدافعان قدرت کلیسا گفتند که دولت چون در نظر آگوستین نماینده جامعه زمینی یعنی نماینده گناهکاری و تباهی است باید تابع کلیسا باشد و مخالفان قدرت کلیسا مدعی شدند که چون جامعه آسمانی در جهان واقعی وجود ندارد آگوستین دولت را در این جهان صاحب اختیار مؤمنان دانسته است. جامعه ای که آگوستین آن را شهر خدا می نامد هدفش در دنیا تحقق بخشیدن به دو مطلوب بزرگ انسانی یعنی «صلح» و «عدالت» است.

عدالت

عدالت عبارت است از مطابقه با نظم، و هر جامعه ای برای خود نظم و نظامی دارد از این قرار خانواده یعنی کوچک ترین و نخستین جامعه ای که یک فرد انسانی به آن تعلق می گیرد از نظمی برخوردار است که اصول و مقررات آن را به اعضایش تحمیل می کند و اگر اعضای خانواده از آن مقررات سربپیچند شیرازه نظم خانوادگی به کلی گسسته می شود. حال آن فرد انسانی که وظایف ناشی از این مقررات را می پذیرد و اجرا می کند به طور نسبی عادل است یعنی می شود گفت که از جنبه رعایت نظم خانوادگی عادل است. در عین حال خود خانواده در درون جامعه ای بزرگتر یعنی دولت قرار گرفته است و بنابراین نظم خانوادگی به نظم دولت بستگی دارد و از آن تبعیت می کند.

البته وضعی در عالم خیال انگاشتنی است که در آن خانواده ای که اعضای آن نسبت به هم وفادار هستند و از مقررات خانوادگی اطاعت می کنند مجتمعآ بر ضد نظام دولت بشورند لكن باید گفت که خود خانواده در این حالت غیر عادل می شود چون که اعضای آن مرتکب ناعدالتی نسبت به نظام بزرگتر جامعه گردیده اند.

به عبارت دیگر، گو این که شیوه رفتار اعضای آن از جنبه روابط داخلی خانواده صحیح و عادلانه است ولی چون نسبت به نظام کلی جامعه، یعنی آن نظامی که دولت برقرار کرده، غير عادلانه رفتار کرده اند، پس در مفهوم مطلق کلمه «عدالت» چنین خانواده ای را نمی توان عادل نامید.

اما دولت بنفسه وسیع ترین جامعه ها، نیست و نظام دولتی هم نظامی نیست که بشود آن را آفاق گیر نامید. وسیع ترین جامعه ها جامعه ای است مرکب از تمام موجودات بشری تحت سلطنت خدا و آن نظامی هم که بر آفاق و اکناف مسلط باشد عبارت از نظم و قانونی است که مشیت الهی برای همه بندگان مقرر کرده است.

دولت ممکن است این نظام ربانی را نقض کند ولی با همین عمل، خویشتن را به دولتی غیر عادل تبدیل می سازد و در این صورت اطاعت شهروندان از آن دولت، گرچه نسبت به نظامی که دولت در جامعه برقرار کرده عادلانه است ولی به مفهوم حقیقت عملی غیر عادلانه و اشتباه خواهد بود.

عدالت حقیقی هر دولت بسته به انطباق اعمال آن دولت است با یک نظام جهان گیر و جهان گستر و خیلی محتمل است که چنین دولتی نیروی خود را برای تعدی به نظام ربانی با نقض مقررات آن به کاربرد و در چنین وضعی، از عنوان دستگاهی که اوامر خدا را نقض کرده چیزی کسر نخواهد شد، یعنی کماکان نام دولت را حفظ خواهد کرد و از نیرو و قدرتش هم چیزی کاسته نخواهد شد به این معنی که شهروندانش کماکان از همان نظامی که وی برقرار کرده است اطاعت خواهند کرد و نسبت به آن وفادار خواهند ماند. ولی در این حالت، دیگر نمی شود آن دولت را عادل نامید و اطاعتی که شهروندان کشور از اوامر چنین دولتی می کنند اطاعتی صحیح و عادلانه نخواهد بود.

از این قرار، عدالت مطلق در درجه اول به نظام ربانی که آفاق گیر است تعلق دارد و در درجه دوم ممکن است به نظامی تنگ تر و محدودتر تعلق گیرد. ماحصل کلام این که، هر آن جا که یک نظام دولتی و سیاسی با آن نظام ربانی که شامل آفاق و اکناف است تطبيق کرد، اطاعت کردن از اوامر چنین دولتی عین اطاعت کردن از اوامر الهی خواهد بود.

صلح

کلمه صلح مفهومی در دوران معاصر پیدا کرده است که تقریبآ نوعی مفهوم منفی است. در حال حاضر این کلمه فقط مفهوم مخالف «جنگ» را می رساند وگرنه رابطه مثبتی از آن استنباط نمی شود. به عبارت دیگر وقتی می گوییم «صلح» منظورمان «نبودن رابطه خصمانه» میان افراد و دولت هاست. اما همین کلمه صلح مفهومی مثبت در قاموس فلسفی آگوستین دارد که شامل شرکاء و افرادی می شود که در توافقی سهیم هستند. در نظر وی وجود صلح بی وجود شریک همان اندازه دشوار و غیر طبیعی است که وجود جنگ بی وجود دشمن. .

«صلح هدفی است که تمام مردمان و آفریدگان جهان به حکم قانون طبیعی خلقت برای رسیدن به آن کوشش می نمایند.

هدف جنگ چیزی جز استقرار یک صلح باشکوه نیست. مفهوم «فتح» از بین بردن مقاومت حریف است و به مجرد این که این منظور حاصل شد صلح جایگزین جنگ می گردد. صلح مقصد نهایی جنگ، هدف کلیه فنون نظامی، و حدی است که تمام دعاوی عادلانه بشر در آن هم سطح و هم طراز می گردد.

جمله مردمان می کوشند که به وسیله جنگ، صلح را بوجود آورند ولی هیچ کس نمی کوشد که از رهگذر صلح، جنگ ایجاد کند. زیرا کسانی که صلح و آرامش جامعه را به هم می زنند این کار را بدان دلیل نمی کنند که از صلح نفرت دارند بلکه فقط از این لحاظ که می خواهند قدرت خود را با دگرگون کردن وضع موجود به چشم جهانیان بکشند. این گونه مردمان، موقعی که جنگ را شروع می کنند، منظورشان این نیست که صلح را از عرصه اجتماع حذف کنند بلکه فقط می خواهند به جای آرامشی که آن را از بین می برند، آرامشی نوین که مطبوع طبعشان باشد برقرار سازند.

صلح و آرامشی که میان انسان فانی و خالق فناناپذیر او وجود دارد در اطاعتی منظم از قوانین ازلی آفریدگار خلاصه می شود به شرطی که این اطاعت از روی ایمان و عقیده و خلوص نیت باشد.

صلح و آرامش در یک خانواده عبارت از تسلیم و انقیاد اعضای آن به اوامر رئیس خانواده است. صلح و آرامش در یک شهر زمینی عبارت از فرمان روایی صحیح از جانب فرمان روا و فرمان پذیری صادقانه از جانب شهروندان است. اما آن صلح و آرامش ابدی که فقط در بهشت برین حاصل می شود عبارت از تمسک بندگان برگزیده خدا به درگاه خالق بی چون است که در سایه این تمسک، و با استفاده از عنایات الهی، به تمام امیدها و آروزهای تحقق نایافته خود جامه عمل می پوشانند. صلح عمومی صلحی است که شامل حال همگان باشد و عبارت از نظمی است که آن را صحیح اجرا کرده باشند زیرا که خود نظم، در مرحله آخر، چیزی نیست جز مستقر کردن اعضاء نامتجانس به طرزی صحیح و مطبوع در کنار هم، و گذاشتن هر یک از آن ها در نقطه ای که برایش مناسب است.»

صلح جهانی

 آگوستین نخستین فیلسوفی است که اندیشه صلح جهانی را مطرح کرد و بحث و گفتگو در باره آن را پیش کشید. و این موضوعی است که از زمان وی به بعد دائمآ ذهن متفکران جوامع غربی را به خود مشغول ساخته و در شیوه رفتار مردمان این جوامع بی تاثیر نبوده است. مفهوم این حرف البته این نیست که آگوستین جنگ را تجلیل کرده یا این که آن را به چشم غایتی مطلوب نگریسته باشد.

 اگوستین به یک نظام جهانی که همه جهانیان تابع و مطیع آن هستند - زیرا همه شان مطيع آفریدگاری یکتا هستند- قائل است و اندیشه صلح جهانی وی بستگی به همین نظام جهان گیر دارد. از این قرار، صلح در نظر آگوستین مفهومش این است که دامنه آن آرامشی که استقرارش به نظر افلاطون فقط در داخل مرزهای یک دولت - شهری میسر بود چنان پهن و گسترده شود که سرتاسر جهان را فرا گیرد. از آن جا که خداوند انسان را مأمور کرده است که همسایه اش را مثل خویشتن دوست بدارد، پس به ناچار عین این محبت را نسبت به زن ها و بچه ها و دیگر اعضای خانواده و همچنین نسبت به تمام آفریدگان دیگر خدا نیز باید داشته باشد. به این ترتیب چنین بنده ای در جوار صلح و آرامش و در عین سازگاری با تمام جهانیان به سر خواهد برد.

بیشتر بخوانید:

سقراط زندگی و اندیشه هایش را بشناسید

افلاطون زندگی و اندیشه های وی

 

منبع: تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب - دکتر ابوالقاسم طاهری

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی و اجتماعی

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: