حقوق خبر

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 2)

بهترین شیوه برای برخورد با افراد بی ملاحظه و رئیس مآب، شگرد آینه گونگی است. این شیوه باعث می شود خود ببینند که دیگران با آنها مانند مرئوس رفتار کنند یا مورد ریشخند قرار بگیرند یا بی ادبانه ها با آنها رفتار شود، چه احساسی خواهند داشت.اغلب رو به رو کردن آنها با رفتارهای زشت شان درست مقابل صورتشان، به مثابه ی صدا خفه کنِ مؤثری عمل می کند که باعث می شود از شیوه های ناشایسته ی رفتاری شان دست بردارند

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 2)
 

مقابله با افراد سمی

6. افراد سمی اهل غیبت و بدگویی

افراد این گروه بسیار خطرناک اند چرا که می توانند زندگی شما را به کابوس تبدیل کنند. در مواجهه با افراد این دسته لازم است بلافاصله به آنها بفهمانید که شما از نیت و شخصیت آنها آگاه اید و می دانید چه منظور و هدفی دارند.

در تقابل با آنان از شگرد رویارویی مستقیم استفاده کنید، به خصوص اگر مطمئنید که پشت سر شما هم غیبت کرده اند. به آنها بگویید رفتارشان برای شما غیرقابل توجیه و پذیرش است.

اگر درباره ی کسی غیبت می کنند که شما می شناسید یا دوست شما شماست، بلافاصله باید جلوی او را بگیرید و بگویید: «من نمی خواهم به این حرف ها گوش کنم» یا: «من یک کلمه از این حرف ها را قبول ندارم» یا: «من علاقه ای به شنیدن این حرف ها ندارم.»

همچنین می توانید از شگرد شوخی استفاده کنید و مثلاً بگویید: «می دانی در قرون وسطی با کسانی که غیبت می کردند چه معامله ای می کردند؟ روی صورتشان یک صورتک آهنی می گذاشتند و سر و دستانشان را با یک قفل مخصوص می بستند. به نظرم یکی از آن صورتک ها به تو هم بیاید شاید یک از آنها را برای تو پیدا کنم!»

به خاطر داشته باشید که افراد این گروه اعتماد به نفس اندکی دارند و به همین دلیل برای پنهان کردن حس بی ارزشی و مهم جلوه دادن خود و احساس اقتدار کردن، بدترین و ناجورترین حرف ها را در مورد دیگران می زنند، ولو و دروغ یا آمیزه ای از راست و دروغ. به همین دلیل اشاراتی نظیر این: «می دانم از اینکه در مورد مسائل خصوصی دیگران خیلی چیزها می دانی احساس مهم بودن می کنی، ولی باید بدانی که بیانِ مسائلِ خصوصیِ افراد تو را در نظر دیگران محبوب نمی کند.» به احتمال زیاد باعث رنجش خاطر آنها خواهید شد، تا جایی که چه بسا از شما فاصله بگیرند؛ اما هرگز پشت سر دیگران نزد شما غیبت نخواهند کرد. در این صورت چه بهتر! این مناسب ترین راه خلاص شدن از دست این قبیل آدم های سمی است.

به یاد داشته باشید که در زندگی شخصی یا محیط کاری شما مطلقاً هیچ جایی برای این گونه افراد وجود ندارد. آنها به راحتی می توانند زندگی یا کار شما را در معرض تهدید یا نابودی قرار دهند. چنین افرادی می توانند شغلِ شما را به سرعتی باور نکردنی به آتیش بکشند، با سرعتی سریع تر از شعله ی آتش در جنگل!

من یک بار تجربه ای کار کردن با چنین آدمی را داشتم، و متاسفانه قبل از اینکه تکلیفم را با یکسره کنم، عواقب کارهایش دامنگیرم شد. این شخص که زمانی به عنوان منشی در دفتر من کار می کرد سعی می کرد به هر طریقی به مراجعان من که بسیاری از آنها افراد سرشناس و مشهور هالیوود بودند نزدیک شود. حتی یک بار به او اخطار دادم که از نزدیک شدن به مراجعان من خودداری کند و مسائل خصوصی آنها را با دیگران در میان نگذارند، اما او همچنان به کار خود ادامه می داد.

یک بار از طرف یکی از مجلات با دفتر من تماس گرفتند تا بپرسند که آیا من در حال درمان یکی از خوانندگان معروف هستم تا مشکلی که برای صدایش پیش آمده برطرف شود یا خیر؟ این منشی فضول من هم به جای وصل کردن به اتاق من، خود پاسخ داده بود که بله همین طور است و گفته بود که دکتر گلاس در حال مشاوره و مداوای این فرد معروف است! نتیجه ی فضولی بیجای این آدم شد که این خبر به سرعت در روزنامه ها و مجلات درج شد و آن مراجع دیگر هرگز به دفتر من نکرد. حتی این منشی فضول یک بار در کنسرت یکی از خواننده های مشهور (که به طور محرمانه از مراجعان من بود) توانسته بود در پشت صحنه خود را به او برساند و آن خواننده گفته بود که دکتر گلاس گفته به شما سلام برسانم! وقتی این را شنیدم منشی ام را به اتاقم فراخواندم و برای حل و فصل این گستاخی هایش از شگرد رویا رویی مستقیم استفاده کردم و گفتم که از کارهایش اطلاع دارم و نوع حرفه ی من طوری است که جایی برای این گونه فضولی ها و غیبت کردن ها و رفتارهای خودسرانه باقی نمی گذارد، و نهایتاً اخراجش کردم.

من برای شغل حرفه ام سال هاست زحمت کشیده ام و برای رساندن به نقطه ای که اکنون قرار گرفته ام بسیار تلاش کرده ام: به علاوه حرفه ای من بسیار حساس است و سرمایه ی اصلیِ شغلِ من اعتماد مراجعانم به من است، بنابراین اجازه نمی دهم فردی با رفتار ابلهانه و کمبودهایش آن را نابود کند. به همین دلیل از تصمیمی که برای اخراج او گرفته بودم بسیار خرسند بودم.

7. گروه ستیزه جویان عصبانی

آنچه افراد این گروه نیاز دارند، توجه و محبت صادقانه و توأم با نرمش است. برای شما تعجب آور خواهد بود که ببینید استفاده از شگرد همدلی توأم با مهربانی در مورد آنها چگونه معجزه می کند، تا جایی که حتی خشم آنها فروکش می کند و چهره ای نرم و مهربان در آنها متجلی می شود.

البته اگر ناتوانی آنها در مهار خشم به حدی باشد که صورت بدنی با شما درگیر شوند یا به شما حمله کنند یا قصد گلاویز شدن دارند، باید از شگرد قطع رابطه استفاده کنید: یعنی آنها را به خدا بسپرید و هرگز پشت سرتان را هم نگاه نکنید. یکی دیگر از مواقعی که توصیه می کنیم با این آدم قطع رابطه کنید زمانی است که خشم و رفتارهای ناسازگار این فرد به حدی رسیده که تحملش برای شما دشوار و به شدت آزاردهنده است. یکی از بازیگران مشهور تلویزیون نمونه ی بارز چنین فردی به شمار می آید. رفتارهای او همواره با خشم و توهین به دیگران همراه بود، طوری که دست اندارکاران تلویزیون و برنامه سازان دیگر به هیچ وجه روی قادر به تحمل رفتارهای سمی او نبودند. کار به جای رسید که او برای همیشه از صحنه ی تلویزیون کنار گذاشتند و دیگر با او همکاری نکردند. زمانی که می بینید چنین فردی به هیچ صراطی مستقیم نیست، بهترین راه حل قطع رابطه است.

8. تیره روزهای حرفه ای

(کسانی که همواره خود را محکوم به نگون بختی و بداقبالی می دانند)

معمولاً بهترین شیوه ی کنار آمدن با این گروه، شگرد تخلیه ی تنفسی- هیجانی است، که به شما کمک می کند بر اعصابتان مسلط باشید. این افراد به قدری منفی هستند و انرژی های مخرب دارند که گاه این منفی نگری می تواند همچون ویروسی مسری به شما سرایت کند و شما را هم دچار همین عادت و شیوه ی غلط رفتاری کند یا در نوع نگرش شما به مسائل تاثیر منفی بگذارد.

شما در تعامل با این افراد از شگرد قطع رابطه نیز استفاده کنید، چرا که اینان معمولاً هیچ راهنمایی و نصیحتی را از شما نمی پذیرند و هر راهنمایی شما را با نگرش منفی خود بی اثر و بی فایده می کنند.

حتی اگر شما از شگرد ابراز عشق و محبت هم در برخورد با آنها استفاده کنید و مثلاً از آنها تعریف کنید و به شان امیدواری و انرژی مثبت بدهید، باز هیچ گاه شما را باور نخواهد کرد چرا که وجودشان خود به خود لبریز از احساس بی کفایتی است. پس اگر نمی خواهید زندگی و وقت عزیز شما با بودن در کنار چنین افرادی تلف شود از شگرد قطع رابطه استفاده کنید.

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 2)
 

9. گروه افراد دورو با لبخندی بر لب و خنجری در پشت نهان

اولین شگرد توصیه شده برای برخورد با این افراد، شگرد رویارویی مستقیم است. بگذارید صراحتاً بدانند که شما از دورو بودن آنها آگاه هستید و اجازه نمی دهید به نیرنگ بازی خود ادامه دهند.

معمولاً بعد از رویارویی مسقیم، این افراد دست به انکار می زنند ولو مچ آنها در حین دغلبازی گرفته باشید. اگر در کمال پررویی با شما چنین برخوردی کردند، یعنی شما را احمق فرض کردند و دست به انکار و توجیه یا حاشا زدند بیشتر باعث خشم و آزار شما شدند، از شگرد تخلیه ی عصبی- هیجانی شدید که همان فریاد کشیدن بر سر چنین فردی است استفاده کنید تا دست کم خشم خود را تخلیه کرده باشید. این شگرد به شما اجازه می دهد انرژی منفی خود را آزاد کنید.

دوباره تاکید می کنیم که هیچ گاه از واکنش های جسمی مانند نزاع و کتک زدن یا پرتاپ اشیاء استفاده نکنید. مهم نیست در آن لحظه تا چه حد عصبانی هستید و تا چه حد دلتان می خواهد فرد دورو را تنبیه کنید؛ قویاً از هرگونه ابراز خشونت جسمی خودداری کنید. بدانید که حتی همان برون فکنی خشمتان به صورت فریاد و سرزنش، اثری ماندگار بر ذهن و روح فرد خاطی دارد که ممکن است بقیه ای عمر خود در خاطرش بماند.

در اینجا مثال تاد را برای شما می آوریم. او بیست سال قبل در عین ناجوانمردانی، نامزد دوست صمیمی اش باب را از راه به در کرده و به رفیقش خیانت کرده بود. یک روز باب او و نامزدش را در مکانی در حال مغازله با یکدیگر می بیند و دست آن دو برایش رو می شود. در آن لحظه واکنش باب به دوست خطاکارش استفاده از شگرد تخلیه ی عصبی- هیجانی شدید بود. باب با دیدن این صحنه آنچنان عکس العمل شدیدی در قبال آنها ابراز کرد که آنها تا آخر عمر هرگز فراموش نخواهند کرد. باب به آنها هجوم نبرد و با تاد گلاویز نشد، ولی با چنان خشم شدیدی آنها را مورد خطاب و شماتت قرار داد و چنان با فریاد و سرزنش و خشم برخورد کرد که در ذهن آنان همیشه به صورت کابوسی دائمی باقی خواهد ماند.

تاد برای من تعریف کرد بعد از این رسوایی و احساس گناه ناشی از خیانت به دوست صمیمی اش، او به میگساری پناه آورد و سال ها به الکل معتاد بود. پس از سال ها اعتیاد، برای نجات خود به کلاس های دوازده گام ترک اعتیاد مراجعه و ماجرای خیانتش را در آنجا تعریف کرده بود. در این کلاس ها به او گفته بودند برای رهایی از اعتیاد قدم اول این است که با مشکلی که از درون وجودش را می خورد رو به رو شود، یعنی با دوستش تماس بگیرد و درباره ی اشتباهِ فاحشش با او صحبت کند و از او عذرخواهی کند. این شد که بعد از سالها به دوستش باب زنگ زد تا عمیقاً مراتب پشیمانی خود را نزد او اعتراف و از او طلب بخشش کند. ولی افسوس که برای این کار بسیار دیر بود: باب بعد از بیست سال با شنیدن صدای او اظهار ندامتش، دشنامی جانانه داده و گوشی را گذاشته بود و تاد را با احساس گناه بیشتر و پریشان خاطرتر از قبل رها کرده بود؛ و او فهمید ناچار است بقیه ی عمرش با این حس ندامت و تیره روزی به سر برد. باب قید او را زده بود. در باب هیچ حس نفرت، دوست داشتن، وقت اضافی، و جایی برای عذرخواهی احمقانه که بیست سال از موعدش گذاشته بود وجود نداشت.

باب بعد از رویارویی با دوست دوروی نابکارش، تاد را با حقیقت خیانتش رو به رو کرد و سپس با او قطع رابطه کرد و دیگر هرگز هرگز هیچ گونه ارتباطی با او برقرار نکرد. شما نیز هرگز وقت تان را برای کسی که چنین کارهای ناشایستی از او بر می آید تلف کنید.

10. افراد سست عنصر و دمدمی مزاج

افراد این دسته گروه همواره در تصمیم گیری های خود دچار تردید و تزلزل هستند چرا که آدم هایی بسیار شکننده و نامطمئن اند، به طوری که شما در رابطه با آنها باید بسیار محتاط و مراقب باشید. در برخورد با این افراد این دسته بهتر است از شگرد همدلی همراه با محبت استفاده کنید تا به آنها نشان دهید در کنارشان هستید و د مواقع بحرانیِ تصمیم گیری، از آنها حمایت می کنید. شگرد دیگری که برای برخورد با این گونه افراد می توانید به کار ببرید شگرد پرسش توأم با حفظ آرامش است،تا به آنها در تصمیم گیری کمک کنید. توجه داشته باشید که پرسش های که مطرح کنید که در درجه ای اول مشکل را برای آنها شفاف و روشن می سازد تا بتوانند در تصمیم گیری های خود به نتیجه ی درست برسند. اگر دیدید افراد این دسته قادر نیستند از عشق و توجه کمک های شما بهره ای ببرند و تمایلی به ایجاد تغییر در خود ندارند و همچنان می خواهند بر روال همیشگی خود بمانند، بهتر است با آنها قطع رابطه کنید و بگذارید در تنهای خویش با مشکلشان مواجه شوند و خودشان راه حلی برای آن بیابند.

11. افراد فرصت طلب

در مثالی که در فصول گذشته از افراد فرصت طلب ذکر شد، پزشکی از اهالی محله ی اعیان نشین بورلی هیلز و بیوه ی ثروتمند ولی ورشکسته ای را مثال زدیم که هر یک با فریفتن دیگری و تظاهر به ثروتمند بودن سعی داشت از ثروت دیگری سوءاستفاده کند. در مورد این نمونه واضح است که هیچ کدام از آنان نمی تواند از شگرد رویارویی مستقیم برای برخورد با طرف مقابل استفاده کنند، چرا که هر یک خود به اندازه ی دیگری مقصر است. امّا به طور کلی در مقابله با افراد فرصت طلب زمانی می توان از شگرد رویارویی مستقیم استفاده کرد که یک طرف فرصت طلب و طرف دیگر قربانی شد.

در برابر این افراد باید از شگرد رویارویی مستقیم استفاده کرد تا بدانند شما از فرصت طلبی و سوءاستفاده ی آنان اگاه اید و از این رفتارشان ناراحت و آزرده شده اید. در بسیاری از این موارد، بعد از رو به رو شدن، فرد خاطی دچار احساس گناه و از کرده ی خود شرمسار می شود. اگر دوستی و رابطه با شما برای این فرد اهمیت داشته باشد، ممکن است رفتار خود را اصلاح و جبران و از شما نیز عذرخواهی کند. اگر در واکنش به چنین فردی شگرد رویارویی مستقیم را توأم با آرامش به کار ببرید، احتمال دارد بتوان به طریقی متمدنانه با آن فرد به گفتگو نشست و معضل به وجود آمده را مطرح و حل کرد. این امر ممکن است به اظهار پشیمانی و معذرت خواهی فرد سمی بینجامد و مشکلی به طریقی مسالمت آمیز حل و فصل شود.

البته مواردی هم وجود دارد که پس از اینکه شما از شگرد رویارویی مستقیم استفاده کردید، فرد فرصت طلب واقعیت را کتمان می کند و زیر بار نمی رود.

زمانی که احساس می کنید فردی سعی دارد از شما یا موقعیت تان سوءاستفاده کند، ناچارید رو دربایستی را کنار بگذارید و خود بگویید: «نه! من اجازه نمی دهم کسی این کار را با من بکند! چرا که در غیر این صورت بعدها دچار احساس بسیار بدی نسبت به خود خواهید شد که برای تان آزاردهنده است و احساس خوبی هم نسبت به آن آدم نخواهید داشت.

البته راه حل دیگر شما این است که با این فرد قطع رابطه کنید و دیگر به او اجازه ی سوءاستفاده ندهید.

12. افراد بی ملاحظه و رئیس مآب

بهترین شیوه برای برخورد با چنین افرادی، شگرد آینه گونگی است. این شیوه باعث می شود خود ببینند که دیگران با آنها مانند مرئوس رفتار کنند یا مورد ریشخند قرار بگیرند یا بی ادبانه ها با آنها رفتار شود، چه احساسی خواهند داشت.اغلب رو به رو کردن آنها با رفتارهای زشت شان درست مقابل صورتشان، به مثابه ی صدا خفه کنِ مؤثری عمل می کند که باعث می شود از شیوه های ناشایسته ی رفتاری شان دست بردارند.

یکی از مراجعان من در یکی از رستوران های گران قیمت شهر پیش خدمت بود. یک بار که او کاری را اشتباه انجام داده بود، صاحب رستوران که یکی از همین افراد بی ملاحظه و رئیس مآب بود. به قصد تنبیه او آنچنان فریادی بر سرش کشید که او در جایش میخکوب شده بود پس از چند ثانیه او هم بلافاصله در واکنش به او همان رفتار و شدت صدای رئیسش را نزد او تقلید کرده بود. در مقابل، رئیسش با تعجب پرسیده بود: «واقعاً من این گونه رفتار می کنم؟» و مراجع من در جواب گفته بود: «بله! دقیقاً همین طور!» پس از آن رئیسش دیگر هرگز با او چنین برخوردی نکرده بود.

باور کنید اگر به هر یک از این هیتلرهای کوچک قطره ای از آنچه را به خورد دیگران می دهند بخورانید، خود از طعم چندش آور آن مبهوت خواهند شد و به احتمال زیاد دست از رفتار تهوع آور خود بر می دارند. در اصل آنچه باید انجام دهید پس گرفتنِ شأن و منزلتِ خود به این طریق است.

علاوه بر شگرد آینه گونگی، روش دیگری که در واکنش به آنها مناسب است شگرد تخلیه ی عصبی-هیجانی شدید است که قبلاً در موردش توضیح دادیم. نباید به این افراد اجازه دهید از یک سو با شما وحشیانه برخورد کنند و از سوی دیگر بنشینند و شاهد خرد شدن شما باشند. در مقابله با آنها باید نترس و بر خود مسلط باشید. با واکنش شدید نشان دادن به آنان می توانید آنها را سر جایشان بنشانید و به آنها بفهمانید باید به شما احترام بگذارند. هیچ گاه نباید به چنین افراد بیماری اجازه دهید تا با خرد کردن شما گرایش بیمارگونه ی خود را ارضاء کنند.

اگر چنین فردی رئیس شما باشد، در پی برخورد جدی شما یا شما را اخراج می کند و یا از آن پس ناچار می شود احترام شما را نگه دارد. در هر دو حالت شما برنده اید. اگر شما را اخراج کرد دست کم برای حفظ احترام و منزلت خود کاری کرده اید و آنجا را ترک می کنید و چه بسا این برای شما آغاز موقعیت مناسب تری باشد.

انتخاب دیگر شما در برخورد با این قبیل افراد، قطع رابطه با آنها و دوری از آنها در حد امکان است. یک روش دیگر می تواند شگرد توسل به شوخی باشد. در برخی موارد با شوخی یا مزاحی بجا و مناسب می توان به این فرد فهماند که روشش در برخورد با شما و دیگران ناپسند است.

بیشتر بخوانید:

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمتهای دیگر)

 

منبع: آدم های سمی - لیلیان گلاس

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی و اجتماعی



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

سرخط خبرها: