حقوق خبر
پرویز درگی

چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار (قسمت 6)

در طول مسیر خود به موفقیتهای چشمگیری برخوردم، اما این موفقیت ها همگی مرهون گروه و همراهانی بود که دوشادوش یکدیگر کار می کردیم. ولی شکست ها تنها متوجه من بود، و این اساس رهبری است. وقتی اوضاع بر وفق مراد باشد، از دریچه ی پنجره به تماشای تیم خود بنشینید و آنها را ستایش کنید. اما وقتی که اوضاع اندکی به هم ریخته شد، شرایط را درون آیینه ببینید چرا که رهبران خردورز و در کلاس جهانی همواره تمام مسئولیت را به جان می خرند. و رهبران بزرگ، رهبرانی بزرگتر را پرورش می دهند و به آنها می آموزند که با عبور از مرزهای خودساخته به این آگاهی برسند که اشتباهات و شکست ها پدید می آید تا ما درس بگیریم، و دلیل پیشرفت ما نیز همین شکست ها و اشتباه ها است


 

ارتقای مهارت های شخصی در کسب و کار

گفتار ششم

بینش خلاق به سبک یونگ

کارل گوستاو یونگ، کشیش زاده ی روانپزشک و متفکر سوئیسی، در سال ۱۸۵۷ دیده به جهان گشود.

يونگ در کودکی در میان اختلافات عمیق پدر و مادر خویش به سر می برد و به دلیل روابط آشفته ی والدینش اندک اندک از دنیای واقعی فاصله گرفت.

او در این دوران مدتها با آدمک سنگی کوچک خود بازی می کرد و یا ساعتها بر روی تخته سنگی می نشست و سرگرم خیالبافی می شد. خیالبافی هایی که بینش خلاق را در یونگ تغذیه می کرد.

آشنایی با فروید از نقاط عطف زندگی یونگ بود، هر چند که این همکاری چندان دوام نیافت و با جدایی یونگ از فروید، دورانی به سراغ او آمد که خود از آن به عنوان گمگشتگی یاد می کند. یونگ ۳۷ ساله بود که وارد مرحله ی گمگشتگی بهره ور شد.

وی در ۳۹ سالگی و مصادف با جنگ جهانی اول با بن بستی بزرگ به شد، تا جایی که درس و کتاب و حتی سمت دانشگاهی و دوستان خود را از دست رفته یافت. یونگ به راستی مصداق این جمله است که یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت. او تسلیم شرایط نشد و همچنان روح خلاق و جوهره ی نوآور خود را در این گمگشتگی حفظ کرد. زندگی یونگ آموزه های بسیاری دارد. برای مثال چگونگی یافتن راه برون رفت از این گمگشتگی و بینش خلاق يونگ می تواند چراغ هدایتگر ما در دوران سرگشتگی اقتصادی و فضای عدم قطعیت و شبهه ناک کسب و کار باشد.

عناصر بینش خلاق

طبق نظر متخصصان در ذهن انسانها سه عنصر وجود دارد که با بینش خلاق همبسته است:

1- تمرکز آرامش یافته

2- مثبت نگری

3- فراآگاهی (به معنای آگاهی داشتن از افکار و آگاهی ها).

هنرمندان با نقش زدن روی بوم و یا بازی با گل رس و انواع و اقسام ابزار هنرآفرینی و به کمک دستان خود، ذهنی آرامش یافته می یابند، نادان سرکش درون خود را رام می کنند، و بخشی از مغز خود را که مرتبط با بینش خلاق است بیدار می کنند.

گفتنی است که سه عامل مذکور می تواند به ما در یافتن مسیر صحیح چه در زندگی شخصی و چه کاری کمک کند.

بینش خلاق موجب خروج از بن بستهای ذهنی می شود و روح تفکر کارآفرینی و نوآوری را درون ما می دهد و به این وسیله ما را از فضای شک و تردید و بی تصمیمی خارج می کند. برای دست یافتن به عناصر بینش اخلاق می توانید به تجربه ی پونک مراجعه کنید که در ادامه به آن پرداخته می شود.

چگونه بینش خلاق را در خود بیدار کنیم

زمانی که در فضای تردید و شبهه به سر می برید و یافتن مسیر درست از غلط برایتان دشوار می شود، می توانید از روشهای زیر استفاده کنید:

١- پرسشگری را به عنوان بخشی از طرح کار خود لحاظ کنید

هر روز سؤالاتی را که با آن مواجه می شوید روی کاغذ بیاورید و بعد مسیری را که به نظر درست می دانید و راهی برای یافتن پاسخ سوال مورد نظرتان است را یادداشت و ترسیم کنید. بیشتر اشتغال ذهنی یونگ نیز به پرسشگری درونی اختصاص داشت.

سؤال پرسیدن از جایگاه اکنون خود، می تواند به انسانها برای برون رفت از بن بستهای ذهنی کمک کند و جوهره ی تفکر خلاق را در او احیا کند. تفکر خلاق دیدگاهی متفاوت به انسانها می بخشد و مسیرهایی را پیش روی ما می گشاید که تا به امروز متوجه وجود آنها نبوده ایم.

۲- با دستان خود فکر کنید!

دست اندامی شگفت انگیز در شناخت دقیق و ژرف محیط پیرامونی ما است. در واقع دست واسطه ای است میان دنیای درون و دنیای بیرون که به کمک آن می توان محیط را شناخت و یا حتی تغییر داد. جالب آنکه دستها و مهارت استفاده از آنها همبستگی مستقیمی با رشد مغزی و ذهنی آدمی دارد و مسیرهای رشد و پیشرفت را هموار می کند.

مقدار کمی خمیر بازی یا گل رس، آجرهای اسباب بازی و بازی های خلاقیت پرور، یا حتی یک دفتر ترسیم، یا یک تخته ی وایت برد می تواند نقطه ی آغاز شکوفایی بینش خلاق شود. این کار مغز را رام و آرام می کند و موجب تخلیه ی افکار منفی می شود.

امروزه در برخی سازمان ها شاهد تهیه ی لوازم و ابزار ساخت کاردستی و بازی های خلاق هستیم، و زمانی که افراد به بن بست خلاقیت می رسند، آنگاه این بازی ها هستند که می توانند مسیر خلاقیت را از نو بازگشایی کنند. میزهای کاردستی و مهارت آموزی در سازمان ها بتازگی جایگاهی ویژه یافته اند و می توانند به ما در یافتن دغدغه های ذهنی و راه حل مسائل کمک شایان توجهی کنند. امروزه برخی شرکت ها برای طراحی محصولات جدید، گروهی متشکل از نویسندگان، کارآفرینان، هنرمندان، و طراحان را گرد هم می آورند.

این گروه ها موجب خلق چهار راه های ایده می شوند، و تعبیه ی میزهای کاردستی و مهارت آموزش به آنها کمک می کند که به ایده های ناب در طراحی و تولید محصولات جدید دست یابند. در واقع آنها به کمک دستان خود، ذهنیت خود را سروسامان می دهند و به بینش های الهامبخش دست می یابند.

جفری دیویس، به تجربه ی تألیف یک کتاب اشاره می کند، او در حین تأليف كتاب خود به موضوعاتی متناقض و دوگانه برخورد می کند و دچار سردرگمی می شود. به همین دلیل به میز مهارت آموزی می رود و با سرهم کردن تعدادی دگمه و کاغذ و خمیر ذهنیت خود را با دستانش شکل می دهد. در همین میان در ذهن خود تغییر ایده هایی را مرور می کند. او پس از مدتی به اندیشه ای بکر دست می یابد و از فضای تردید خارج می شود.

این تکنیک، ساده اما در عین حال بسیار کارآمد است، هر چند که پوسته ی ظاهری آن تنها یک بازی سرگرم کننده باشد.

مارتی نیو میر، از جمله طراحان و ایده پردازان مطرح نین، در یکی از کتابهای پر فروش خود با عنوان "فرامهارتها: ۵ استعداد در عصر روباتها" ( meta skills : five talents for the robotie age) بیان می دارد که "خلق کردن و ساختن" یکی از پنج فرامهارتی است که افراد نوآور و کارآفرینان این عصر باید به آن مسلط باشند.

٣- مسیری برای کندوکاو در ناخودآگاهتان بیابید

یونگ همچون فروید، سالها در شور و شوق درک ضمیر ناخودآگاه انسانها بود تا بدین وسیله به انسانها کمک کند تا به یکپارچگی دست یابند. وی در این مسیر انبوهی از اسطوره های ملل مختلف را گردآوری کرد.

او اسطوره ها و کهن الگوها را نه وهم و خیال بلکه، آنها را عناصر فسادناپذير ناخودآگاه بشر می دانست که تجلی روح و روان آدمی و نمودی از جوهره ی انسانی و انعکاسی از الگوها و مفاهیم کهن هستند؛ کهن الگوها و مفاهیم کهنی که ناخودآگاه جمعی انسانها را شکل می بخشند.

اسطوره ی من چیست؟ اسطوره ای که در من حیات می کند؟ این سؤال تمام اشتغال ذهنی یونگ بود. او به دنبال قهرمان داستان خود بود. اینگونه پرسشها می تواند عطش خلاقیت ما را برافروخته کند.

ناخودآگاه بشر، معجزه ای است ناشناخته. امروزه گفته می شود که پیش از آنکه برای یافتن پاسخ سوالات خود به کتابها مراجعه کنید و یا به متخصصان بابت دادن پاسخ پول بدهید، ابتدا پاسخ را در ناخودآگاهتان جستجو کنید، درست مانند کاری که یونگ می کرد. به این نکته توجه کنید که رؤیاهایتان چگونه می توانند جوابگوی سؤالاتتان باشند. تصاویری که مدام از ذهنتان می گذرد نادیده نگیرید، ناخودآگاه ما یک حلال مسائل تمام عیار است.

و اما نکته ی آخر برای کسب و کارهایی که قصد دارند تا بینش خلاق را سرلوحه ی امور خویش قرار دهند:

"قبل از آنکه توپ در کنید، گلوله هایتان را شلیک کنید!"

جیم کالینز، در کتاب خود با عنوان، عالی با انتخاب (Great by choice) به بررسی این مسأله می پردازد که چرا برخی سازمانها در خلال نابسامانیهای اقتصادی و شرایط عدم قطعیت و آشوبناک به رشد و بالندگی دست می یابند اما سایرین تنها دست و پا می زنند.

یافته ها و بررسیهای او دلیل این مسأله را تنها در یک مورد می داند: سازمانهای شکوفا تنها محض نوآوری، نوآوری نمی کنند، از طرفی آنها همواره در زمره ی نوآورترین شرکتها در صنعت خود قرار ندارند بلکه، آنها قبل از آنکه توپ در کنند، کار خود را با شلیک گلوله های کوچک آغاز می کنند.

در واقع، آنها قبل از آنکه مشاهده کنند که چه چیزی به هدف برخورد می کند، به آزمون بازار دست می زنند. بعد به محض آنکه تیرشان به هدف خورد، آنگاه است که توپ خود را آتش می کنند - این توپ یا محصولی بزرگ، و یا رویدادی چشمگیر و یا برای مثال راه اندازی وب سایتی تازه یا پیشنهادات فوق العاده ی فروش است.

گفتار هفتم

قدم زدن با ایده ها؛ تکنیک پرسه زنی فکری

ژان ژاک روسو، از فلاسفه ی نام آشنای فرانسوی، همواره زمانهایی که تک و تنها و با پای پیاده در مسیری قدم می زد به اندیشه های ناب دست می یافت، چیزی که او به آن نام پرسه زنی فکری (Thought Walk) را نسبت داد.

یوهان ولفگانگ گوته، شاعر، ادیب و نویسنده ی نامدار نیز هر زمان که می خواست به ایده ای تازه و ناب دست یابد، قدم می زد. جالب است بدانیم که فروید نیز در طول یکی از مسیرهای پیاده روی در کوه بود که یکی از نظریات مشهور خود (یعنی تقسیم ذهن به سه قسمت خود آگاه، نیمه خود آگاه، و ناخودآگاه) را ساخته و پرداخته کرد. ارسطو نیز در هنگام تدریس معمولا قدم می زد و بدین سبب مدرسه ی او به نام مدرسه راه روندگان معروف شد.

دانشمندان دریافته اند که قدم زدن می تواند موجب گشایش ذهنی و ایده پردازی شود، و لذا توصیه ی آنها این است که زمانی که درگیر مساله ای شدید حتما چند قدمی راه بروید و افکار خود را قدم زنان به سوی حل مسأله هدایت کنید. پرسه زنی فکری (یا فکر کردن در حال قدم زدن) به شما کمک می کند تا از دیدگاهها و زوایای مختلف به یک مسأله فکر کنید و آن را مورد تأمل قرار دهید.

زمانی که مشغول قدم زنی هستید به دنبال چیزهایی بگردید که به نوعی قابل قیاس با مسأله ی مد نظرتان باشد و یا بتوان آن را از نظر استعاری با طرح یا مسأله ی موجود مقایسه کرد. برای مثال، فرض کنید که مسأله ی موجودتان "بهبود ارتباطات در سازمان" باشد. این موضوع در سازمان شما بارها مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته اما به نتیجه ی قابل توجهی نینجامیده است. حال برای یافتن راه حل، شروع به قدم زدن می کنید و در جاده متوجه دست اندازها می شوید. اما وجه مشترک این دست اندازها با مشکلات موجود در ارتباطات سازمانی تان در کجا است؟

برای مثال، چنانچه این دست اندازها تعمیر نشوند عمیقتر و بزرگتر شده و به خطری جدی تبدیل خواهند شد. با این حال در طول جاده ها راهدارانی وجود دارند که با گشت زنی متوجه این چاله ها می شوند و برای رفع و تسطیح آنها اقدام می کنند. به همین صورت چنانچه راه علاجی برای ارتباطات سازمانی در نظر گرفته نشود، به مرور زمان سازمان دچار مشکلات جدی تر خواهد شد. حال ساده ترین راه حل برای این مساله، با توجه به مشاهدات صورت گرفته، انتخاب تعدادی از کارکنان سازمان به عنوان "مربیان ارتباطات" است.

وظیفه ی مربیان ارتباط، آموزش، تشویق و حمایت از مهارتهای ارتباطی در میان کارکنان است و آنها به نوعی راهداران سازمان به شمار می روند.

پرسه زنی فکری، تکنیکی مهیج، ساده و در عین حال کارآمد است که موجب تحریک و تراوش ذهن خلاق می شود. برای مثال روزی یکی از کارکنان ارشد شهرداری یکی از شهرهای بزرگ در امریکا بی هدف در حال قدم زنی در خیابان بود، که متوجه یکی از اتومبیلهای تحویل بسته های پستی در خیابان شد. خیابانی پر از دست انداز که می توانست موجب بروز خطرات فراوانی شود. حالا او به ایده ای خوب رسیده بود، مجهز کردن اتومبیلهای پست به حسگرهایی که می توانستند ایرادات از جمله ناهمواریهای خیابانها را ثبت کنند.

این اتومبیلها در سراسر کشور و تقریبا از تمام کوی و برزنها عبور می کردند و ابزاری بسیار عالی برای کنترل جاده ها و حتی برای انجام کارهایی نظیر سنجش کیفیت هوا بودند. حالا این اتومبیلها می توانند حتی وجود مواد خطرناک شیمیایی و آلاینده های مهلک و نیز یخ بندیها در خیابانها و شرایط ناایمن را نیز هشدار دهند. امروزه این ایده به حدی از پختگی رسیده که حتی شرکتهای ارائه دهنده ی خدمات تلفن همراه، رادیو، تلویزیون، می توانند نقاطی را که تحت پوشش ضعیف سیگنال دهی قرار دارند به سرعت شناسایی کنند و به سرعت مشکلات را رفع کنند.

همان گونه که مشاهده کردیم، تکنیک پرسه زنی فکری به شما کمک می کند تا میان مسأله ی خود و مشاهدات میدانی تان یک ارتباط منطقی و استعاری برقرار کنید و از آن در جهت رفع مشکلات خود بهره ببرید.

داستانی را با هم مرور می کنیم که نشانگر قدرت فوق العاده ی نهفته در این تکنیک است.

کانادا کشوری دارای زمستان های بسیار سخت و طولانی است. یخ زدگی دکل های برق در این کشور گاه موجب تخریب این تجهیزات و قطع جریان برق می شود. مهندسان برق در این کشور سال ها در جستجوی راهی برای غلبه بر این مشکل بودند اما راه به جایی نمی بردند. تا آنکه مهندسی جوان از یکی از جلسات متعددی که به بن بست رسیده بود عذرخواهی کرد تا کمی قدم بزند تا بلکه راه چاره ای بیابد. مرد جوان در راه فروشگاهی را دید که شیشه های پر از عسل می فروخت. در بالای این فروشگاه تابلویی نصب شده بود که روی آن تصویر خرسی بالای یک دکل برق به تصویر کشیده بود که کوزه ای عسل نیز به همراه داشت. او شیشه ای عسل خریداری کرد و به دفتر کار خود بازگشت. مهندس جوان ایده ام به ظاهر تمسخر آمیز داشت: "بالای هر تیر چراغ برق شیشه ای از عسل قرار دهیم تا خرس ها با بو کشیدن به طرف آن جذب شده از تیرها بالا روند و لرزش حاصل از بالا رفتن خرسها موجب ریختن يخ ها از روی سیم های برق شود!"

این ایده ی به ظاهر مضحک، همکاران مهندس را به فکر اصل "لرزش" انداخت. حالا آنها به راهکاری جالب دست یافته بودند، استفاده از هلیکوپتر بر فراز تیرهای چراغ برق که لرزش حاصل از بالهای آن توانایی زدودن یخ از روی سیمها و دکلها را داشت!

پرسه زنی فکری و یا قدم زدن و کشف و شهود شیوه ای جالب توجه برای حل مسائل سازمانی و شخصی است و می تواند حتی در نشستها و جلسات حل مسأله مورد استفاده قرار گیرد. این تکنیک در عین سادگی از اصول پذیرفته شده در زمینه ی پرورش ایده و خلاقیت به شمار می رود و می تواند سرمنشأ تحولاتی شگرف در سازمان باشد.

گفتار هشتم

پرورش رهبر درون

آیا افراد از شکم مادر خود یک رهبر برای سکانداری کسب و کار زاده می شوند و یا رهبری سازمانی امری است آموختنی و قابل اکتساب؟ این سؤالی است به قدمت تاریخ، و رابرت موری (Robert Muray) به بررسی این سؤال در کتاب خود با عنوان "درون را بنگر: تقویت رهبر درون برای موفقیت در زندگی و کسب و کار" می پردازد.

به باور موری، هر آنچه که از ملزومات تبدیل شدن به یک رهبر تمام عیار بدان نیازمندیم در تار و پود وجود ما نهفته است. البته او اعتقاد دارد که نبوغ رهبری استعدادی است در ذات آدمی که همچون جوانه ای نیاز به بال و پر دادن و پرورش دارد. این کتاب مانند یک راهنمای سفر با جزئیات تمام، مسیر پرورش نبوغ رهبری را نمایان ساخته است.

موری فردی است که خود سالها در کسوت رهبری تجربه آموزی کرده و اینک این تجارب را بی کم و کاست در اختیار خوانندگان قرار می دهد.

کتاب درون را بنگر، در ابعادی کوچک اما مفید، آداب و عادات تبدیل شدن به رهبری فرهمند را بیان می کند، دستورالعملهایی که از شما رهبری اثربخش تر و سازنده تر می سازد. درون تک تک ما رهبری به انتظار نشسته تا به او در رشد و بالندگی یاری رسانید و با مهارت آموزی آن را پرورش دهید. به علاوه این کتاب راهنمایی برای شناخت ارزشهای درونی و استعدادهای ذاتی ما است.

محتوای کتاب ساده و در عین حال ارزشمند است. این کتاب از جمله کتب خودیاری است که مرکز مشاوره ی رابرت موری در سال ۲۰۱۲ در ۲۱۱ صفحه به بازار عرضه کرد.

محتوا و ساختار کتاب موری

در این کتاب به پاسخ سؤالات زیر پرداخته می شود:

1- برای بالندگی زندگی کاری و شخصی خود از کدام وجوه خرد رهبری می توان بهره برد؟

2- چه چیزهایی را می توان از مکتب تجربه آموزان در خصوص رشد شخصی و رهبری آموخت؟

3- چگونه استعدادها و نبوغ درونی و موجود خود را کشف و شکوفا کنیم؟

4- چگونه رهبر درون خود را آماده ی پذیرش مسئولیت کنیم؟

5- چگونه از شرایط متغیر و بداخلاقیهای کاری موجود سربلند خارج شویم؟

6- چگونه از اتلاف وقت بویژه در جلسات جلوگیری کنیم؟

7- چگونه اطرافیان خود را به پیشرفت، ترغیب و تشویق کنیم؟

ساختار داستان گونه و امثال و حکم فراوان در کتاب موری به لطف تجارب شخصی خود، ماجراهای جالب توجهی را همراه با تمثيلها و شبهات بسیار مطرح ساخته است. از جمله ماجراهای شنیدنی این کتاب قصه ی آیینه و پنجره در مورد مسائل مدیریتی است. موری در بخشی از کتاب خود می نویسد:

" در طول مسیر خود به موفقیتهای چشمگیری برخوردم، اما این موفقیت ها همگی مرهون گروه و همراهانی بود که دوشادوش یکدیگر کار می کردیم. ولی شکست ها تنها متوجه من بود، و این اساس رهبری است. وقتی اوضاع بر وفق مراد باشد، از دریچه ی پنجره به تماشای تیم خود بنشینید و آنها را ستایش کنید.

اما وقتی که اوضاع اندکی به هم ریخته شد، شرایط را درون آیینه ببینید چرا که رهبران خردورز و در کلاس جهانی همواره تمام مسئولیت را به جان می خرند. و رهبران بزرگ، رهبرانی بزرگتر را پرورش می دهند و به آنها می آموزند که با عبور از مرزهای خودساخته به این آگاهی برسند که اشتباهات و شکست ها پدید می آید تا ما درس بگیریم، و دلیل پیشرفت ما نیز همین شکست ها و اشتباه ها است."

زمانی برای مهندسی خود، خیالبافی به سبک رهبران (Cloud time)

موری روشی را پیشنهاد می دهد که به مدد آن می توان پربازده تر، خلاق تر، و رهبری بهتر بود. پیشنهاد او آن است که زمانی را برای خلوت و تجسم کنار بگذارید. به اعتقاد او در زمان سکوت است که می توان نجوای درون را شنید. او در جایی از کتاب خود می نویسد:

" من به این تشخیص رسیده ام که زمانی نه چندان دور بازدهی بیشتری در کار خود داشتم، انعطاف بیشتری به خرج می دادم و رهبری کارآمدتر بودم؛ چرا که هر روز زمانی را از کار طفره می رفتم تا به یک توازن درونی دست یابم! من به این زمان، وقت ابر می گویم، یادتان می آید زمانی که کودک بودید و روی چمنها دراز می کشیدید، به ابرها زل می زدید و باران تخیل و خلاقیت تان شروع به ترنم می کرد؟ تخیل و تجسم ما حد و مرزی ندارد و می تواند به شکوفایی نبوغ درونمان بینجامد؟"

فهرست ۱۰ گانه برای یادگیری تا پایان عمر

موری با دستور العمل خود، رویکردی انتزاعی را برای اجرای ساز و کارهای لازم برای یادگیری در طول عمر فراهم می کند:

1- مرشد و ناصحی معتمد بیابید

2- خود مرشد باشید

3- دستیاری دارای فکر بکر برای خود بگیرید

4- کاری کنید تا برنامه ریزی شخصی به عادتتان تبدیل شود

5- رویدادهای زندگی را مثل دانشگاهی برای تجربه آموزی در نظر بگیرید

6- مطالعه کنید

7- پهلو به پهلوی اخبار کسب و کار باشید و با هوشمندی به این فکر کنید که اگر برای مثال شما مدیر عامل آن شرکت خاص بودید، در آن شرایط چه می کردید؟

8- آنچه که قول و تعهد انجام آن را داده اید، انجام دهید

9- نه گفتن را بیاموزید

10- کارگاه های آموزشی را از یاد نبرید.

بیشتر بخوانید:

چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار(قسمتهای دیگر)

منبع: چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار - پرویز درگی

پایگاه خبری حقوق نیوز - کسب و کار

 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: