حقوق خبر
گوش

بیماری های گوش و سیستم تعادلی بدن (قسمت 1)

عوامل ایجاد آسیب گوش، مکانیکی و حرارتی، شیمیایی و تغییرات فشار هستند. بسته به نوع ضربه، ممکن است گوش خارجی، میانی و یا داخلی آسیب ببینند

بیماری های گوش و سیستم تعادلی بدن (قسمت 1)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

گوش و سیستم تعادلی و وظایف آن ها به بیان ساده

گوش، گیرنده و فرستنده بسیار ظریف و پیچیده صدا از جهان خارج به مغز است. فرآیند شنوایی از طریق ارتعاش های فیزیکی جمع آوری شده به وسیله گوش و تبدیل آن ها به پیام ها (سیگنال ها)ی الکتریکی صورت می گیرد. گوش به سه بخش «خارجی»، «میانی» و «داخلی» تقسیم می شود که هر بخش نقش مهمی در فرآیند شنوایی ایفا می کنند.

گوش خارجی( لاله گوش)

قسمت خارجی گوش را تشکیل می دهد که وظیفه آن «گرفتن» امواج صوتی است. لاله گوش به دلیل داشتن انحناهای مخصوص و متمایل بودن به سمت جلو، مسیر صدا را مشخص می کند و مغز، موقعیت افقی صدا را از طریق مقایسه اطلاعات دریافت شده از دو گوش تعیین می کند. صداهای جمع آوری شده به وسیله ی لاله گوش، از طریق مجرای گوش خارجی به سمت پرده ی صماخ (پرده ی گوش) پایین می روند و موجب ارتعاش پرده صماخ و در نتیجه، انتقال ارتعاش به گوش میانی می شوند.

 گوش میانی

حفره ای پر از مایع است که در بین پرده صماخ و گوش داخلی قرار دارد. سه استخوانچه گوش میانی (یعنی استخوانچه های چکشی، سندانی و رکابی)، ارتعاش های صوتی را به گوش داخلی انتقال می دهند. و حرکت استخوان رکابی در مقابل پنجره بیضی، امواج صدا را در مایعات حلزونی به حرکت در می آورد و در نتیجه، غشای پایه مرتعش می شود. سلول های حسی اندام کورتی با این ارتعاش در بالای غشای پایه تحریک می شوند و تکانه های عصبی را به مغز ارسال می کنند.

 استخوان سندانی به استخوان رکابی متصل است و استخوان رکابی، ارتعاش ها را از طریق مکانیکی به گوش داخلی انتقال می دهد. استخوان چکشی، ارتعاش ها را از پرده صماخ به استخوان سندانی منتقل می کند.

استخوان رکابی ۲۵ /0 تا ۳۳/0 سانتی متر طول دارد و کوچکترین استخوان بدن است. ارتعاش های مکانیکی بخش مسطح استخوان رکابی که در داخل پنجره بیضی و روی دیواره داخلی گوش میانی قرار می گیرد ( و foot plate نام دارد) موجب ایجاد امواج فشار در پری لنف اسکالا وستیبولی ( ساختمان نردبانی شکل بخش ابتدایی حلزون گوش داخلی) می شود. این امواج در اطراف نوک حلزون حرکت می کنند و از طریق هلیکوترما به داخل اسکالا تیمپانی (ساختمان نردبانی شکل بخش انتهایی حلزون گوش داخلی) می روند و با بر خورد به پنجره بیضی پراکنده می شوند.

گوش داخلی

 گوش داخلی از بخش های حلزونی (شنوایی) و دهلیزی (تعادلی) تشکیل می شود. مجاری نیم حلقوی، سه لوله پر از مایع متصل به حلزونی گوش داخلی هستند و به حفظ حس تعادل کمک می کنند.

پیام های الکترو شیمیایی از گوش داخلی (حلزون) به وسیله اعصاب شنوایی به مغز منتقل می شوند.

 احساس شنوایی بر خلاف بویایی، چشایی و بینایی (که از طریق واکنش های شیمیایی ایجاد می شوند)، فرآیندی کاملا" مکانیکی است و تنها بر پایه حرکت فیزیکی استوار است.

ارتعاش مواد موجب تولید صدا می شود. این مواد می توانند شامل آب، خاک ، گاز (مانند هوا) باشند. هنگامی که چیزی در جو به ارتعاش در می آید ذرات هوای اطراف خود را به حرکت در می آورد و این ذرات هوا، به نوبه خود ذرات هوای دور خود را به حرکت در می آورند و در نتیجه، ارتعاش از طریق هوا انتقال می یابد. حرکت امواج صدا به داخل مجرای گوش، پرده ی صماخ (تمپان) را مرتعش می کند. پرده صماخ، قطعه ای پوست نازک و مخروطی شکل به عرض حدود ۱۰ میلی متر است که بین مجرای گوش، و گوش میانی قرار دارد. گوش میانی به وسیله لوله (شيپور) استاش به حلق و بینی ارتباط می یابد.

 به دلیل آنکه هوای جو از گوش خارجی و نیز دهان به سمت داخل جریان می یابد، فشار هوا در دو طرف پرده صماخ مساوی باقی می ماند. این تعادل فشار کمک می کند تا پرده صماخ آزادانه به عقب و جلو حرکت نماید. این پرده، سخت و بسیار حساس است و کمترین نوسان فشار هوا آن را به عقب و جلو به حرکت در می آورد. پرده صماخ کاملا" مانند دیافراگم میکروفون عمل می کند. متراکم شدن و رقیق شدن ( از هم باز شدن) امواج صدا، پرده صماخ را به جلو و عقب حرکت می دهند. صداهای زیرتر این پرده را با سرعت بیشتری به حرکت در می آورند و صداهای بلندتر آن را به طول (مسافت) بیشتری حرکت می دهند.

پرده صماخ، عضو کاملا" حسی گوش است و بقیه قسمت های گوش، تنها اطلاعات جمع آوری شده در پرده صماخ را انتقال می دهند.

 حلزون شنوایی که در گوش داخلی قرار دارد، صدا را از طریق مایع (ونه هوا) هدایت میکند. این مایع، اینرسی بالاتری نسبت به هوا دارد، یعنی سخت تر از هوا به حرکت در می آید. برخورد نیروهای ضعیف قادر نیست این مایع را حرکت دهد. قبل از عبور صدا به گوش داخلی، فشار تام ( نیروی وارده، بر حسب واحد سطح) باید تقویت شود. این کار به وسیله استخوانچه های گوش میانی ( استخوان های چکشی، سندانی و رکابی) انجام می شود. استخوانچه ها، نیروهای منتقل شده را از دو طریق تقویت می کنند. تقویت اصلی در اثر اختلاف اندازه میان پرده صماخ و استخوان رکابی صورت می گیرد. سطح پرده صماخ حدود ۵۵ میلی متر مربع و سطح صفحه استخوان رکابی حدود ۳ / ۲ میلی متر مربع است.

 امواج صدا به هر اینچ مربع از پرده صماخ نیرو وارد می آورند و پرده صماخ تمام این انرژی را به استخوان رکابی انتقال می دهد. این نوع تقویت، در واقع مانند تقویت هیدرولیکی ماشین های هیدرولیک است.

راه دوم تقویت، ناشی از شکل استخوانچه ها است. استخوان چکشی نسبت به استخوان سندانی طول بیشتری دارد و در نتیجه، اهرمی میان پرده صماخ و استخوان رکابی ایجاد می شود. استخوان چکشی در مسافت بیشتری به حرکت در می آید و استخوان سندانی با نیروی بیشتری حرکت می کند (انرژی = نیرو × مسافت). این سیستم تقویت صدا بسیار مؤثر است این تقویت فشار وارد شده به مایع حلزون برای انتقال اطلاعات صوتی به گوش داخلی کافی است. اطلاعات صوتی در گوش داخلی به تکانه های عصبی قابل درک برای مغز ترجمه می شوند.

حلزون، پیچیده ترین بخش گوش است و وظیفه آن گرفتن ارتعاش های فیزیکی حاصل از موج صوتی و ترجمه آن به اطلاعات الکتریکی قابل شناسایی به وسیله مغز است.

 حلزون، از سه لوله مجاور به یکدیگر تشکیل شده است که به وسیله غشاهای حساس از هم جدا شده اند. این سه لوله، اسکالا وستیبولی (نردبان دهلیزی scala vestibuli)، اسکالا مدیا (نردبان میانی؛ media scala) و اسکالا تیمپانی (نردبان صماخی؛ scala tympani ) نام دارند.

اسکالا وستیبولی و اسکالا مدیا را در واقع باید یک محفظه (اتاقک) واحد به شمار آورد. همان طور که گفته شد حرکت استخوان رکابی به جلو و عقب موجب ایجاد امواج فشار در تمام حلزون می شود. غشای پنجره گرد که حلزون را از گوش میانی جدا می کند موجب به حرکت در آمدن مایع می شود و با به داخل رفتن استخوان رکابی به طرف خارج حرکت می کند و با حرکت استخوان رکابی به سمت خارج، به طرف داخل به حرکت در می آید.

غشای میانی یا غشای پایه، سطح سفتی است که در طول حلزون امتداد دارد. وقتی استخوان رکابی به داخل و خارج حرکت می کند، بر روی بخشی از غشای پایه که کاملا" زیر پنجره بیضی قرار دارد کشیده می شود و فشار وارد می آورد. این نیرو موجب شروع حرکت یک موج در طول سطح غشا ( از پنجره بیضی به سمت پایین، به طرف انتهای دیگر حلزون) می شود.

 غشای پایه بغشای پایه ساختمان ویژه ای دارد و از000/20 تا 000/30 رشته نی مانند که در عرض حلزون امتداد می یابند تشکیل شده است. این رشته ها در نزدیکی پنجره بیضی، کوتاه و سفت هستند و با حرکت به سمت انتهای دیگر لوله ها، طویل تر و نرم تر می شوند. در نتیجه، رشته های مزبور دارای فرکانس های پرطنین (تشدید کننده صوت) متفاوت هستند. همین تفاوت است که اساس کار دیا پازون را تشکیل می دهد.

به دلیل تراکم بسیار زیاد غشا در اکثر طول آن، عبور امواج صوتی قادر به آزاد کردن انرژی چندانی در این می نخواهد بود. ولی هنگامی که امواج به رشته های دارای فرکانس پر طنین یکسان می رسند، انرژی آن ها به طور ناگهانی آزاد می شود. به دلیل افزایش طول و کاهش سفتی رشته ها، امواج دارای فرکانس بالاتر، رشته های زند به دریچه بیضی، و امواج با فرکانس پایین تر رشته های انتهای دیگر غشا را به ارتعاش در می آورند.

 صداهای مختلف به دلیل تفاوت در فرکانس ( "بسامد" یا "تواتر ") موج آن ها شنیده می شوند. به زبان ساده، در امواج دارای فرکانس بالاتر، نوسان فشار هوا به عقب و جلو سریع تر صورت می گیرد و در نتیجه، این صداها با «ارتفاع» ( pitch ) بالاتر ( یعنی زیرتر) به گوش می رسند. وقتی نوسان های کمتری در یک دوره زمانی وجود داشته باشد، ارتفاع صدا پایین تر است. سطح فشار هوا در هر نوسان، ((دامنه)) (amplitude) موج نام دارد و میزان بلند بودن صدا را مشخص می کند. صداهای با ارتفاع بالاتر (صداهای زیرتر)، غشای پایه نزدیک به پنجره بیضی را به صورت شدیدتری به ارتعاش در می آورند و صداهای با ارتفاع پایین تر، غشای پایه را در نقطه پایین تری از حلزون مرتعش می سازند. اما مغز چگونه تشخیص می دهد که این ارتعاش ها در کجا به وجود آمده اند؟

این کار به وسیله «اندام کورتی» ( organ of corti) انجام می شود. این اندام ساختمانی متشکل از هزاران سلول مویی( hair cells) ظریف است و بر روی سطح غشای پایه قرار دارد و در طول حلزون امتداد می یابد.

 نقش گوش در تنظیم تعادل بدن

دو اندام حسی، در گوش داخلی به طور کاملا" مجزا از اندام های شنوایی (پرده صماخ و حلزون)، جهت یابی و حرکت را تنظیم می کنند.

مغز از اطلاعات مربوط به جهت یابی و حرکت برای کنترل تعادل بدن استفاده می کند. دو اندام مزبور عبارتند از مجاری نیم حلقوی (که از سه لوله پراز مایع تشکیل می شوند ) و اندام های اتولیت (که دارای دو حفره پر از مایع، موسوم به اوتریکول و ساکول هستند). این حفره های پر از مایع حاوی سلول های مویی در جمجمه قرار دارند (مانند حفره های موجود در حلزون که در شنوایی نقش دارند.) با حرکت دادن سر، مایع داخل این حفره ها به اطراف پاشیده می شود (مانند پراکنده شدن مایع در داخل بطری)، حرکت این مایع بر سلول های مویی فشار وارد می آورد و با این کار، تکانه های عصبی افزایش پیدا میکنند و در نتیجه، پیام های الکتریکی ارسال شده به مغز تغییر می یابند.

نقش اوتریکول و ساکول تشخیص جهت ( موقعیت) سر و شتاب خطی ( حرکت در خط مستقیم) است. وقتی سر خم می شود، نیروی جاذبه به سلول های مویی موجود در این اندام ها را به شکلی متفاوت با قبل به حرکت در می آورند و در نتیجه، این سلول ها، پیام های الکتریکی را به مغز ارسال می کنند تا وضعیت جدید قرار گیری سر را به اطلاع مغز برسانند. به همین ترتیب، هنگامی که حرکت سر در یک خط مستقیم ، شروع یا متوقف می شود، مایع به اطراف پاشیده می شود و بر سلول های مویی تأثیر می گذارد.

مجاری نیم حلقوی همچنین با تشخیص شتاب زاویه ای، یا حرکات چرخشی سر، تعادل را کنترل می کنند. این سه مجرای D شکل در هر گوش وجود دارند و عمود بر یکدیگر قرار گرفته اند و در نتیجه می توانند چرخش را در هر محور تشخیص دهند. سلول های مویی، حرکت را حس می کنند و آن را به اطلاع مغز می رسانند. هنگامی که فرد چندین بار به دور خود می چرخد، مایع موجود در مجاری نیم حلقوی، در جهت حرکت بدن حرکت می کند و این حرکت تا مدتی بعد از قطع چرخیدن بدن ادامه می یابد و در نتیجه، سلول های مویی به مغز خبر می دهند که بدن هنوز در حال چرخش است. در حالی که این طور نیست و در نتیجه، فرد احساس گیجی می کند و یا به زمین می افتد؟

 علاوه بر گوش داخلی، حس بینایی، حسگرهای بدن، عضلات چشم و عضلات مخصوص حفظ وضعیت ایستاده که سیستم های فرعی ایجاد تعادل به شمار می آیند، در مغز، به وسیله مسیرهای عصبی به یکدیگر مرتبط می شوند . سیستم هماهنگ کننده تمام این عملکردها، ((سیستم دهلیزی)) نام دارد.

بیماری های گوش و سیستم تعادلی بدن (قسمت 1)
 

گیجی و احساس عدم تعادل

میلیون ها نفر دچار اختلالات عدم تعادل هستند و این ناراحتی را به صورت احساس گیجی (dizziness) توصیف می کنند.

اما آنچه می تواند برای بیمار و پزشک او دشوار باشد واژه «گیجی»، واژهای درونی ( ذهنی) است، یعنی به وسیله افراد مختلف برای توصیف احساس های متفاوت به کار می رود و بیان ماهیت و شدت آن برای دیگران دشوار است. مشکل دیگر آن است که افراد، از واژه های مختلفی برای بیان یک ناراحتی مشابه استفاده می کنند. معمولا" واژه های «مشکلات تعادلی»، «گیجی »، «منگی»، « عدم تعادل» و «اختلالات تعادل» به کار گرفته می شوند.

 گیجی چیست؟

برای بعضی افراد، گیجی عبارت است از احساس عدم تعادل یا چرخش به دور خود و سرگیجه. تعداد دیگری از افراد ممکن است دچار اختلالات تعادلی شدیدی شوند که بر زندگی آن ها تاثیر بگذارد. گیجی ممکن است به شکل یک احساس زودگذر و یا مجموعه ای طولانی و شدید از مشکلات گسترده سلامتی که می تواند بر استقلال، توانایی انجام کار و کیفیت زندگی فرد تأثیر نماید وجود داشته باشد. حتی گیجی های به ظاهر خفیف، در صورت عدم تشخیص ممکن است نشان دهنده اختلالات زمینه ای باشند.

مشکلات تعادلی از شایع ترین علل مراجعه افراد مسن به پزشک به شمار می آیند. بسیاری از افراد از اینکه ممکن است ((گوش داخلی) عامل عدم تعادل آن ها باشد متعجب می شوند.

مشکلات تعادلی ( یا دهلیزی) تقريبا در ۹٪ افراد ۶۵ سال به بالا گزارش می شود. آسیب های ناشی از زمین خوردن، مانند شکستگی لگن از عوامل مرگ و معلولیت در افراد مسن تر هستند. بسیاری از شکستگی های لگن در اثر اختلالات تعادلی ایجاد می شوند.

کودکانی که از مشکلات تعادلی شکایت دارند نیز باید به وسیله پزشک معاینه شوند. اختلالات تعادلی ممکن است منجر به اشکالات دیگر مانند خستگی، راه رفتن دشوار، یا بی علاقگی برای انجام فعالیت های روزمره و امور آزاد شوند. اگر مشکل تعادلی در شما، کودک و یا دوستان وجود دارد باید جدی گرفته شود. آن چه در زمان احساس گیجی یا از دست رفتن تعادل روی می دهد باید با پزشک در میان گذاشته شود. تا حد امکان، نوع احساس خود را به طور دقیق به پزشک بیان کنید.

سوالات زیر را از خودتان بپرسید و در صورت « مثبت» بودن پاسخ هریک از آن ها، مورد را با پزشک در میان بگذارید:

1- آیا احساس عدم تعادل دارم؟

2- آیا حس می کنم اتاق «در حال چرخش» به دور من است؟

3- آیا در حالی که در وضیعت ایستاده یا نشسته قرار دارم حس میکنم در حال حرکت هستم؟

4- آیا تعادل خود را از دست می دهم و به زمین می افتم؟

5- آیا احساس میکنم در حال افتادن به زمین هستم؟

6- آیا احساس میکنم ممکن است دچار غش شوم؟ (بعضی از افراد این حالت را «احساس سبک شدن» سریا

منگی" می نامند)

7- آیا دچار تاری دید می شوم؟

8- آیا تاکنون دچار عدم شناسایی زمان ، مکان و هویت شده ام؟

 اقدام لازم

اختلالات تعادلی را جدی بگیرید: مهمترین کاری که در صورت احساس عدم تعادل می توانید انجام دهید، مراجعه به پزشک متخصص گوش و حلق و بینی، یا متخصص اعصاب است.

 در بعضی موارد، گیجی ناشی از استفاده از عینک جدید و یا صحیح نبودن نمره عینک مورد استفاده است.

بیماری های گوش و سیستم تعادلی بدن (قسمت 1)
 

 آسیب های گوش خارجی، میانی و داخلی

 عوامل ایجاد آسیب گوش، مکانیکی و حرارتی، شیمیایی و تغییرات فشار هستند. بسته به نوع ضربه، ممکن است گوش خارجی، میانی و یا داخلی آسیب ببینند.

 چگونه باید آسیب گوش خارجی را درمان کرد؟

همان گونه که قبلا ذکر شد گوش خارجی از لاله گوش و مجرای گوش خارجی تشکیل می شود و این بخش ها در برابر ضربه های فیزیکی حساس هستند. لاله گوش نسبت به ضربه های کند و تیز (برنده ) بسیار آسیب پذیر است. شایع ترین عارضه ناشی از ضربه های کند، تجمع موضعی خون خارج شده از رگ است که (( هماتوم)) نامیده می شود. هماتوم لاله گوش در صورت عدم تشخیص و درمان زودرس منجر به ایجاد ((گوش شکسته یا گوش گل کلمی)) می شود.

ممکن است بتوان تجمع خون را به طور موفقیت آمیز با استفاده از پانسمان فشاری درمان کرد. در صورت عود هماتوم، طی ۴۸ ساعت ، باید آن را برش داد و خون را تخلیه کرد.

وارد آمدن ضربه تیز به گوش، موجب پارگی شبکه غضروفی لاله گوش می شود که برای درمان آن، باید مقدار کمی از بافت آسیب دیده را برداشت و ضمن حفظ خطوط طبیعی لاله گوش، آن را بخیه نمود. معمولا" زخم به دلیل خون رسانی عالی ناحیه به خوبی بسته و ترمیم می شود ولی به ندرت زخم ناحیه آسیب دیده، در آسیب های شدید موجب بروز تنگی مجرای گوش می شود.

شایع ترین ضربه گوش در کودکان، در اثر ورود اجسام خارجی و تلاش غير موفق برای بیرون آوردن آن ها روی می دهد. متداول ترین اجسام خارجی که کودکان در داخل گوش قرار می دهند عبارتند از قطعات اسباب بازی، تکه های چوب، گلوله های کاغذی یا پنبه ای، حبوبات و آجیل.

در فصل تابستان و به ویژه در هنگام کار در خارج از منزل، ورود حشرات زنده به داخل گوش می تواند موجب درد و ناراحتی بسیار شود. ابتدا باید این حشرات را در پارافین غوطه ور و سپس با دستگاه مکش خارج کرد. اجسام خارجی نرم یا گرد و اجسام تیز یا نامنظم باید به وسیله پزشک و با استفاده از وسایل مخصوص خارج شوند و همچنین باید به خارج کردن فوری دانه های حبوبات و خشکبار توجه بسیار نمود زیرا این دانه ها با جذب آب داخل گوش متورم می شوند و چنان چه به موقع اقدام نشود مشکل آفرین خواهند شد. باید پس از خشک کردن این دانه ها با محلول الكل، آن ها را به سرعت از گوش خارج نمود.

خراشیدگی ها و بریدگی های مجرای گوش خارجی شایعاند و ممکن است به وسیله ی خود فرد یا به وسیله پزشک، در هنگام خارج کردن (( سرومن)) یا ((واكس)) گوش (ماده مومی که در مجرای گوش خارجی ساخته می شود و تجمع پیدا می کند) ایجاد شوند.

قطره های گوش حاوی آنتی بیوتیک معمولا" برای پیشگیری از أتيت خارجی ناشی از عفونت ثانویه موثر هستند. باید در صورت وجود پارگی و سوراخ در پرده صماخ از مصرف قطره های حاوی آمینوگلیکوزید ( مثل قطره جنتامایسین) خودداری کرد. قرار گرفتن گوش در سرما یا گرمای شدید می تواند موجب آسیب گوش شود. سوختگی های درجه اول و یخزدگی گوش با قرمزی و تورم مشخص می۔ شوند. گوش نسبت به لمس بسیار حساس می شود. آسیب حرارتی درجه ۲ با تشکیل تاول ناشی از بیرون زدن مایع خارج سلولی از رگ ها همراه است. تماس بیشتر با گرما یا سرمای شدید منجر به آسیب غیر قابل بازگشت غضروف لاله گوش و در نتیجه، مرگ بافت های تشکیل دهنده آن (نکروز) و تغییر شکل شدید گوش می شود. معمولا" درمان اولیه عبارت است : از درمان محافظه کارانه موضعی با شستشوی ملایم و مالیدن پماد آنتی بیوتیک، به منظور پیشگیری از عفونت ثانویه.

 چگونه باید آسیب گوش میانی را درمان کرد؟

معمولا" ضربه های گوش میانی با درد گوش و گاهی با خونریزی از گوش، کاهش شنوایی و ضعف صورت در سمت مبتلا همراه هستند.

فرم پیچ و خم دار مجرای گوش همراه با تنگی آن و وجود موها و ماده مومی در داخل آن موجب محافظت از پرده صماخ در برابر آسیب مستقیم می شوند. عملکرد متعادل کننده لوله أستاش نیز به پیشگیری از پارگی پرده صماخ در اثر تغییرات فشار کمک می کند. چنان چه این مکانسیم های محافظتی با شکست رو به رو شوند یا نیروی بیش از حد به گوش یا سر وارد شود. پارگی پرده صماخ ( معمولا" در قسمت مرکزی آن ) روی می دهد. پارگی پرده مزبور ممکن است ناشی از برخورد ضربه مستقیم به وسیله جسم خارجی، تغییرات فشار شدید حاصل از آب یا هوا، ضربه سر ( با یا بدون شکستگی استخوان گیجگاهی ) باشند.

اکثر پارگی های پرده صماخ خود به خود بهبود می یابند. در صورت موجود نبودن شواهد عفونت، استفاده از آنتی بیوتیک های موضعی ضرورت ندارد. تجویز قطره های گوشی حاوی جنتامایسین به مدت بیش از ۵ تا ۷ روز می تواند موجب سمیت گوش شود و باید از این کار خودداری نمود. درمان محافظه کارانه به منظور پیشگیری از عفونت ثانویه تنها اقدام لازم را تشکیل می دهد. به ندرت بازسازی پرده صماخ ( تمپانو پلاستی) ضرورت می یابد، مگر در موارد وجود پارگی پایدار. در آسیب های ناشی از جرقه های تولید شده در اثر جوشکاری ( به عنوان مثال، در پارگی های پرده صماخ) ترمیم آسیب بسیار به دشواری صورت می گیرد.

در موارد ایجاد تغییرات سریع فشار خارجی ( مثلا در پرواز با هواپیما، یا در هنگام شیرجه زدن یا در انفجارها) ممکن است آسیب ناشی از فشار ( باروتروما) در گوش ایجاد شود. پاره شدن رگ های خونی ظریف گوش داخلی موجب تجمع خون بر روی سطح داخلی پرده صماخ یا فضای گوش میانی می شود.

پیشگیری از باروترومای حین پرواز فشار حین پرواز) به عملکرد صحیح لوله استاش بستگی دارد که با استفاده از انجام مانور والسالوا (valsalva) استفاده از داروهای ضد احتقان موضعی و سیستمیک، یا در بعضی موارد، ایجاد سوراخ در پرده صماخ ( میرینگو تومی)، به شکل پیشگیرانه همراه با قرار دادن لوله تهویه صورت می گیرد. ضربه های غیر مستقیم گوش در اثر ضربه های سر، با یا بدون شکستگی جمجمه می توانند با درجات مختلفی از آسیب ساختمان های گوش میانی همراه باشند. ممکن است خونریزی پرده صماخ موجب مخفی شدن شکستگی استخوانچه های گوش یا گسیختگی زنجیره استخوانچه ها شود. معاینه های شنوایی برای تشخیص دقیق (در صورت امکان باید به وسیله متخصص انجام شوند تا مشخص شود که آیا انجام جراحی ضرورت دارد یا نه؟

چگونه باید آسیب گوش داخلی را درمان کرد؟

اعضای بسیار حساس شنوایی ( حلزون) و تعادل (گیرنده أوتولیتیک و مجاری نیم حلقوی) در داخل بخش خارهای ( پتروس) استخوان گیجگاهی قرار دارند و به وسیله استخوان متراکمی موسوم به کپسول شنوایی (کپسول أتیک) احاطه شده اند. با این حال این اعضای شکننده گوش داخلی در برابر شکستگی های طولی یا عرضی استخوان گیجگاهی ناشی از ضربه های سر، آسیب پذیر هستند. خونریزی از گوش، کاهش شنوایی هدایتی، و وجود تغییر شکل در سطح حلقه ی صماخ در مشاهده با اتوسکوپ به دنبال ضربه سر، مثال کلاسیکی از شکستگی طولی استخوان گیجگاهی به شمار می آید. گاهی ممکن است فلج صورت ( به صورت حاد یا تأخیری) به این مشکل اضافه شود.

ممکن است ضربه شدید سر، به ویژه پس از اصابت ضربه به قسمت پس سری موجب شکستگی در عرض دالان (لابیرنت) استخوان گوش شود که در این صورت کاهش شنوایی شدید حسی عصبی، سرگیجه شدید و فلج فوری صورت روی می دهد.

سی تی اسکن استخوان گیجگاهی برای تأثیر تشخیص مفید است.

ارزیابی اولیه بیماری که دچار ضربه گوش شده است از تهیه شرح حال دقیق ، معاینه با اتوسکوپ و در صورت امکان، تهیه ادیوگرام کامل تشکیل می شود و باید توجه مخصوص نسبت به تشخیص زودرس آسیب عصب شنوایی اعمال نمود. آسیب گوش داخلی، خونریزی به داخل حلزون ، پارگی پرده صماخ و احتمالا" نشت مایع پری لنفاتیک مغزی نخاعی را نیز شامل می شود.

از عوارض دیررس ضربه به گوش داخلی، سرگیجه وضعیتی پس از ضربه است که دلیل تشکیل سنگ در کوپولا (قسمت فنجانی شکل معکوس مجرای نیم حلقوی پشتی) و مجرای گوش داخلی، یا ایجاد پدیده ی هیدروپس (ورم شدید) تاخیری اندولنفاتیک بروز می کند.

بیشتر بخوانید:

بیماری های گوش و سیستم تعادلی بدن

تمام اطلاعات درباره سکته گوش + فیلم

منبع: بیماری های گوش و سیستم تعادلی بدن - دکتر علیرضا منجمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - بیماری و پیشگیری



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: