حقوق خبر
هموفیلی

هموفیلی و تمام آنچه درباره آن باید بدانید(قسمت 1)

هموفیلی (Hemophilia) از دو کلمه یونانی «haima» به معنی «خون» و «philia» به معنی «دوست داشتن» یا «تمایل زیاد داشتن» مشتق شده است و در فارسی به آن «خون تراوی» می گویند. هموفیلی، نوعی بیماری ارثی ژنتیکی است که در آن، توانایی بدن برای کنترل ایجاد لخته (انعقاد خون) اختلال می یابد و خون در محل بریدگی یا دچار آسیب، بند نمی آید

هموفیلی و تمام آنچه درباره آن باید بدانید
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

هموفیلی

انعقاد خون چگونه انجام می شود؟

انعقاد خون در اثر تعادل فیزیولوژیک میان فاکتورهای (عوامل) پیش انعقادی و فاکتورهای ضدانعقادی روی می دهد. فرایند انعقاد خون، پیچیده و جالب است و مولکول ها و ساختارهای متعددی با آن در ارتباط هستند.

همان گونه که انعقاد صحیح و به موقع خون موجب بقای زندگی و جلوگیری از اتلاف بیش از حد خون می شود، ممانعت از انعقادی بی مورد خون هم اهمیت بسیار زیادی دارد.

وقتی به هر دلیل یک لخته ی خون در بدن تشکیل شود باید بلافاصله واکنش هایی برای حل کردن آن و ترمیم ضایعه ی احتمالی فعال شوند. در فرد سالم، تمام این فرایندها و واکنش ها در حال تعادل هستند. خون، بدون دلیل لخته نمی شود. در صورت نیاز به انعقاد خون، واکنش های مربوط به سرعت روی می دهند و خون به موقع لخته می شود و سپس طی مدت زمان منطقی و مطلوب، لخته ی تشکیل شده تحلیل می رود و همه چیز به جای اول خود بر می گردد.

انحراف از مسیرهای طبیعی در تمام این موارد به ایجاد بیماری ها و عوارضی منجر می شود که در مجموع در گروه بیماری های انعقاد خون مورد بحث قرار می گیرند.

اولین اتفاقی که به دنبال آسیب رگ های بدن روی می دهد، انقباض این رگ ها است. انقباض رگ ها و کاهش قطر آن موجب می شود میزان خونریزی بلافاصله بعد از آسیب به طور چشم گیر کاهش یابد.

پلاکت ها، سلول هایی بسیار کوچک و بدون هسته اند که به تعداد نسبتاً زیاد (۱۵۰ هزار تا ۴۵۰ هزار در میلی متر مکعب) در خون یافت می شوند و همراه با خون در تمام رگ های بدن در گردش هستند. وجود پلاکت های سالم و فعال برای انعقاد خون به ویژه در آسيب سرخرگ های بدن که با خونریزی زیاد همراه است ضرورت دارد. پلاکت ها در محل آسیب، مستقیماً به دیواره رگ ها می چسبند. تجمع پلاکت ها به تشکیل توده ی کوچکی می انجامد که در صورت جزیی بودن آسیب می تواند جلوی خونریزی را بگیرد.

اتفاق مهم تری که به دنبال اتصال پلاکت ها روی می دهد، فعال شدن آن ها و آزاد شدن موادی است که موجب پیشرفت مراحل بعدی انعقاد خون می شوند. پس از اتصال پلاکت ها به دیواره ی رگ و آزاد شدن یک سری مواد از آن ها، با عملکرد فاکتورهایی که از بافت های آسیب دیده آزاد می شوند، واکنش های زنجیره ای خاصی روی می دهند که نتیجه ی آن ها، تبدیل مولکول محلول در آبی موسوم به فیبرینوژن به یک پروتئین رشته ای غیر محلول در آب، به نام فیبرین است.

رشته های فیبرین به طور متقاطع قرار می گیرند و شبکه ای توری مانند پدید می آورند. سلول های خونی به ویژه گلبول های قرمز در این شبکه به دام می افتند و در نتیجه، لخته ی خون تولید می شود و محل آسیب دیده ی رگ را می پوشاند.

برای تبدیل فیبرینوژن به فیبرین، چندین واکنش، یکی پس از دیگری روی می دهند.

حداقل 13 فاکتور برای تحقق انعقاد خون به طور طبیعی مود نیاز هستند و کمبود یا عدم کارآیی هر یک از آن ها می تواند موجب اختلال انعقاد خون شود.

به عنوان مثال، هموفیلی A و B که دو بیماری ارثی خونریزی دهنده هستند به ترتیب به علت کمبود فاکتورهای 8 و 9 انعقاد خون روی می دهند. اگرچه مسیر واکنش های انعقاد خون پیچیده هستند ولی همین تعدد فاکتورهای دخیل در انعقاد، امکان تنظیم کنترل آن را در سطوح مختلف فراهم می آورد.

انعقاد خون طبیعی در واقع عبارت است از قطع خونریزی از رگ های آسیب دیده و طی دو مرحله صورت می گیرد:

1- انعقاد خون اولیه

عبارت است از پاسخ فوری (طی چند ثانیه تا چند دقیقه)، اما ناپایدار به آسیب عروقی که به شکل توالی پیچیده ای از واکنش های وابسته به یکدیگر صورت می گیرد و منجر به تجمع پلاکتی (انعقاد خون اولیه) می شود.

پلاکت ها و فاکتور انعقادی فون ویلبراند (vwf)، یک پلاکت اولیه تشکیل می دهند و عروق خونی منقبض می شوند و جریان خون از محل را کاهش می دهند.

۲- انعقاد خون ثانویه (لخته شدن خون)

فرآیند آهسته تری است که چند دقیقه تا چند ساعت طول می کشد و با فعال شدن آبشارها انعقادی همراه است و منجر به تشکیل لخته ی فیبرینی مشخص و قطعی می شود.

تشکیل لخته زمانی آغاز می شود که آسیب بافتی، فاکتور نسجی را در معرض فاکتور  VIIa قرار می دهد. این مجموعه ی « فاکتور نسجی VIIa»، فاکتور X را فعال می کند ولی این فعال شدن به سرعت به وسیله ی مهار کننده ی مسیر فاکتور نسجی مهار می شود. بنابراین برای پیشرفت فرایند انعقاد، فعال شدن فاکتور IX به وسیله ی مجموعه ی کمپلکس فاکتور نسجی VIIa نقش حیاتی دارد.

تولید ترومبین منجر به فعال شدن بازتابی (فید بک) فاکتورهای V, VII و XI می شود که نتیجه ی نهایی آن، تشکیل لخته ی فیبرین است. برای انعقاد طبیعی خون حداقل به ۲۵٪ از فعالیت فاکتور 8 که به وسیله کبد تولید و ترشح می شود نیاز است.

هموفیلی و تمام آنچه درباره آن باید بدانید
 

فاکتورها (عوامل) انعقاد خون کدامند؟

عوامل (فاکتورهای) انعقاد خون، 13 فاکتور هستند که تعامل میان آن ها منجر به انعقاد می شود. این فاکتورها عبارتند از:

فیبرینوژن: Ι (فاکتور یک)

پروترومبین: (فاکتور دو)

ترومبوپلاستین بافتی: (فاکتور سه)

یون های کلسیم: ΙV (فاکتور چهار)

پرواکسلرین یا فاکتور نا پایدار: V و VΙ (فاکتور پنج و شش)

پرو کنورتین یا فاکتور پایدار: v (فاکتور هفت)

گلوبولین ضد هموفیلی: v (فاکتور هشت)

جزء ترومبوپلاستین پلاسما: XI (فاکتور نه)

(Plasma thromboplastin component; PTC)

فاکتور استوارت - پاور: X (فاکتور ده)

فاکتور پیشتاز ترومبوپلاستین پلاسما: XΙ (فاکتور یازده)

(plasma thromboplastin antecedent; PTA)

فاکتور تماسی یا فاکتور شیشه یا فاکتور هاگمن: x(فاکتور ۱۲)

فاکتور تثبیت کننده فیبرین، یا فاکتور لاکی -لورند یا فیبریناز: x (فاکتور ۱۳)

بیماری هموفیلی چیست؟

هموفیلی (Hemophilia) از دو کلمه یونانی «haima» به معنی «خون» و «philia» به معنی «دوست داشتن» یا «تمایل زیاد داشتن» مشتق شده است و در فارسی به آن «خون تراوی» می گویند. هموفیلی، نوعی بیماری ارثی ژنتیکی است که در آن، توانایی بدن برای کنترل ایجاد لخته (انعقاد خون) اختلال می یابد و خون در محل بریدگی یا دچار آسیب، بند نمی آید.

این بیماری به جز در موارد استثنایی، فقط در افراد مذکر دیده می شود.

هموفیلی به سه نوع A و B و C تقسیم می شود.

هموفیلی A (هموفیلی کلاسیک) شایع ترین نوع هموفیلی است و در آن فاکتورهای انعقادی شماره ی هشت (v) در خون بیمار وجود ندارند.

در هموفیلی B (یا بیماری کریسمس)، کمبود فاکتور IX وجود دارد.

تقریباً در هر ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ تولد جنس مذکر، یک مورد ابتلا به هموفیلی A و در هر ۲۰۰۰۰ تا ۳۴۰۰۰ تولد جنس مونث، یک مورد ابتلا به هموفیلی B دیده می شود.

در آمریکا ۲۰۰۰۰ فرد مبتلا به هموفیلی وجود دارند و سالانه حدود ۴۰۰ نوزاد با این نوزاد با این بیماری به دنیا می آید. در حال حاضر حدود ۴۰۰۰ بیمار هموفیلی در ایران شناسایی شده اند.

هموفیلی Aو B، اختلالات انعقادی وابسته به کروموزوم جنسی هستند که به ترتیب بر اثر جهش هایی در ژن های F8C و 9 F ایجاد می شوند.

جهش های ژن F8C موجب کمبود یا اختلال عملکرد عامل انعقادی هشت و جهش های ژن 9 F منجر به کمبود یا اختلال عملکرد عامل انعقادی 9 می شوند.

۸۰ تا ۸۵ درصد از تمام موارد هموفیلی، از نوع A است و تنها در جنس مذکر علایم بالینی دیده می شوند و جنس مونث، فقط یک ژن جهش یافته ی منفرد را حمل می کند و معمولاً فاقد علایم بالینی است.

تقریباً در ۳۰٪ تمام موارد سابقه ی فامیلی بیماری وجود ندارد. بیش از ۵۰۰ جهش متفاوت در ژن های 8 F یا 9 F شناسایی شده است.

هموفیلی C در اثر کمبود فاکتور یازده (XI) ایجاد می شود و به صورت صفت مغلوب وابسته به X انتقال می یابد و از نظر بالینی شبیه هموفیلی A است ولی شدت کمتری دارد.

هموفیلی چگونه منتقل می شود؟

هموفیلی از طریق مادر، به فرزندان مذکر منتقل می شود و پدران نمی توانند این بیماری را به فرزند خود منتقل کنند.

هموفیلی در ۸۰ تا ۸۵ درصد موارد ناشی از کمبود فاکتور انعقادی شماره ی ۸ است و در ۱۵ تا ۲۰ درصد بقیه ی بیماران هموفیلیک، تمایل به خونریزی، در اثر کمبود فاکتور انعقادی و ایجاد می شود.

هر دو فاکتور مزبور به طور ژنتیکی، از طریق کروموزم X به صورت یک صفت مغلوب منتقل می شوند. در نتیجه، تقریباً هرگز زن مبتلا به هموفیلی بالینی وجود نخواهد داشت زیرا لااقل یکی از کروموزوم های جنسی وی دارای ژن های سالم خواهد بود. چنان چه یکی از کروموزوم های جنسی زن معیوب باشد، وی ناقل هموفیلی است و این بیماری را به نیمی از فرزندان مذکر خود منتقل می کند و ویژگی ناقل بودن بیماری را به نیمی از فرندان مونث خود انتقال می دهد.

همان گونه که می دانیم زن ها دارای دو کروموزوم X هستند ولی مردها یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y دارند.

نکته

اگرچه خانم هایی که ژن هموفیلی را به ارث می برند اغلب مشکل فعالی در ارتباط با هموفیلی ندارند ولی بعضی از اختلالات مرتبط با خونریزی، مانند خونریزی ماهیانه ی بیش از حد، خونریزی بینی مکرر و شدید و خونریزی بعد از اعمال جراحی و دندانپزشکی در این افراد روی می دهد.

در بیماری هموفیلی، شدت خونریزی بیشتر از میزان آن در فرد طبیعی نیست ولی مدت خونریزی بیشتر است. در افراد مبتلا به هموفیلی شدید، حتی بروز یک آسیب جزئی می تواند منجر به روزها و هفته ها خونریزی شود و یا ممکن است آسیب مزبور هرگز ترمیم نیابد.

به دلیل کمبود فاکتور v مدت زیادی طول می کشد تا آسیب های کوچک ترمیم شوند. این رویداد در نقاطی مانند مغز یا داخل مفاصل می تواند کشنده باشد یا معلولیت دایمی ایجاد نماید. خونریزی در اثر آسیب های خارجی، طبیعی است ولی میزان بروز خونریزی دوباره و دیررس و خونریزی داخلی به ویژه به داخل عضلات و مفاصل یا فضاهای بسته افزایش می یابد. عوارض عمده عبارتند از خونریزی داخل مفصلی (همارتروز)، خونریزی از دستگاه گوارش و خونریزی بیش از حد در دوران قاعدگی.

مختصری درباره ی سابقه ی هموفیلی

نخستین مرجع قابل اعتماد که در آن به بیماری هموفیلی اشاره شده، « تلمود»، متن مقدس یهودیان است که مجموعه ی قوانین مدنی و شرعی دین یهود در آن درج شده است.

در این متن به این نکته اشاره شده که چنان چه دو برادر از یک خانواده در اثرختنه کردن فوت شده باشند، انجام این کار در سایر فرزندان مذکر این خانواده ضروری است. در سال ۱۰۰۰ میلادی، پزشک جراح عرب موسوم به ابوالقاسم الزهراوي خلف بن عباس القرطبی در کتاب التصريف خود یک خانواده ی اندلسی را معرفی کرد. فرزندان مذكر آن در اثر خونریزی به دنبال آسیب دیدگی های جزیی فوت شده بودند.

در سال ۱۸۰۳ میلادی، دکتر «جان کنراد اوتو» پزشک فیلادلفیایی مقاله ای درباره ی یک اختلال خونریزی دهنده که در بعضی از خانواده ها بروز می کند» نوشت و ارثی بودن این بیماری را تشخیص داد و ضمناً اظهار نمود که بیماری مزبور جنس مذکر را مبتلا می کند و به ندرت در جنس مونث ایجاد می شود.

به نظر می رسد واژه ی «هموفیلی» اولین بار در سال ۱۸۲۸ به وسیله ی «هوف» در دانشگاه زوریخ مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۹۳۷، «پاتک» و «تايلور» دو پزشک دانشگاه هاروارد، گلبولين ضد هموفیلی را کشف کردند. «پاولوسکی» پزشک اهل بوينوس آیرس با انجام آزمایش دریافت که هموفیلی A و B دو نوع بیماری مجزا از یکدیگر هستند.

هموفیلی در خانواده های سلطنتی نماد بارزی داشته و از این رو گاهی به آن« بیماری سلطنتی» گفته می شود.

ملکه ویکتوریا، ژن جهش یافته ای را به پسر خود، لئوپولد انتقال داد و این ژن از طریق چند دختر ملکه ویکتوریا به خانواده های سلطنتی اسپانیا، آلمان و روسیه منتقل شد.

الکسی نیکولاویچ، پسر نیکولاس دوم، از اخلاف ملکه ویکتوریا، مبتلا به هموفیلی بوده است.

گفته شده است که «راسپوتین» موفق شد هموفیلی آلکسی، تراز روسیه را درمان کند.

تا سال ۱۹۸۵ قانونی برای غربالگری خون در ایالات متحده وجود نداشت و در نتیجه، بسیاری از بیماران مبتلا به هموفیلی به دنبال دریافت فاکتور انعقاد خون تست نشده و غربال نشده تا سال ۱۹۹۲ بسیار در معرض خطر ابتلا به ویروس HIV (ایدز) و هپاتیت C ناشی از این فاکتورها قرار داشتند. تخمین زده می شود تنها در ایالات متحده بیش از 50% از مبتلایان به هموفیلی، یعنی بیش از ۱۰۰۰۰ نفر در اثر دریافت خون آلوده مبتلا به عفونت HIV هستند.

به دلیل آلوده شدن خون به ویروس هایی مانند هپاتیت و HIV از اواخر دهه ی ۱۹۷۰ و اوایل دهه ی ۱۹۸۰ روش های جدید برای تولید فراورده های فاکتور انعقادی مورد استفاده قرار گرفتند.

ابتدا کنسانتره ی فاکتور پلاسمایی پاستوریزه به روی کار آمد و سپس کنسانتره ی فاکتور مونوکلونال (که در آن از ترکیب پاستوریزاسیون و کروماتوگرافی جذبی برای فعال کردن تمام عوامل ویروسی پلاسما که فاکتور انعقادی از آن مشتق می شود استفاده شده بود) عرضه شد.

نکته

 آزمایش ژنتیکی و مشاوره ی ژنتیکی در افراد خانواده ی فرد مبتلا به هموفیلی توصیه می شود. آزمایش های پیش از تولد، مانند آزمایش مایع آمنیون برای تشخیص زنان باردار ناقل بیماری هموفیلی در دسترس هستند.

احتمال ابتلا به هموفیلی

به طور کلی هرچه تعداد فرزندان مذکر غیر مبتلا به هموفیلی یک زن بیشتر باشد احتمال ناقل نبودن آن زن بیشتر است. اگر RH خون فرزند مذکر با RHخون مادر متفاوت باشد این کودک مبتلا به هموفیلی نخواهد شد.

چنانچه مردی که مبتلا به هموفیلی است صاحب فرزندانی شود، فرزندان مونث ناقل هموفیلی خواهند بود ولی فرزندان مذکر مبتلا به هموفیلی نمی شوند زیرا بیماری وابسته به کروموزم X است و پدر نمی تواند هموفیلی را به وسیله کروموزم خود انتقال دهد. مرد مبتلا به هموفیلی تنها در صورتی می تواند فرزند مبتلا به هموفیلی داشته باشد که همسرش ناقل این بیماری باشد.

تقسیم بندی بیماری هموفیلی برحسب شدت

هموفیلی برحسب شدت و در واقع، برحسب میزان فاکتورهای انعقاد خون به سه نوع خفیف، متوسط و شدید تقسیم می شود.

در نوع شدید یا حاد، فقط ۱٪ از فاکتور انعقادی تحت تاثیر بیماری( یا کمتر از ۱٪ آن) تولید می شود.

در نوع متوسط این میزان به ۲ تا ۵ درصد و در نوع خفیف به ۶ تا ۵۰ درصد می رسد. در بعضی آمارها این ارقام به ترتیب ۱ درصد، ۱ تا ۵ درصد و ۶ تا ۳۰ درصد ذکر می شوند. افرادی که مبتلا به نوع خفیف بیماری هستند گاهی دچار خونریزی شدید می شوند ولی در افراد مبتلا به هموفیلی شدید دفعات خونریزی بیشتر است.

اکثر افراد مبتلا به هموفیلی در دوران کودک و خردسالی متوجه مشکل خود می شوند.

نکته

گاهی بیماری هموفیلی به حدی خفیف است که فرد فقط هنگامی که نیاز به انجام عمل جراحی امثل عمل لوزه یا آپاندیسیت پیدا می کند متوجه این مشکل می شود و انجام آزمایش خون قبل از جراحی، بیماری را آشکار می سازد.

هموفیلی و تمام آنچه درباره آن باید بدانید
 

بیماری هموفیلی چه علایمی دارد؟

از نظر بالینی، هموفیلی A و B قابل تشخیص از یکدیگر نیستند. فرم های شدید تا متوسط بیماری با دوره های خونریزی به داخل مفاصل (همارتروزhemarthrose)، بافت های نرم و عضلات، به دنبال ضربه های جزیی یا حتی به صورت خود به خود شناخته می شوند.

خونریزی مفصلی ممکن است تدریجی و بدون درد باشد یا به شکل ناگهانی و شدید روی دهد که اکثراً در هنگام شب اتفاق می افتد.

در نوع خفیف، گاهی خونریزی روی می دهد که معمولاً ثانویه به ضربه است. اگر احساس سفتی / گرما و درد در مفصل موجود باشد، علامت خونریزی مفصلی است و در این صورت باید به سرعت فاکتور انعقادی تزریق شود. در غیر این صورت، خونریزی مفصلی ادامه می یابد و درمان آن مشکل تر می شود.

در سال های اول زندگی ممکن است بیماری به صورت خونریزی بعد از ختنه یا به ندرت به شکل خونریزی داخل جمجمه بروز نماید. هموفیلی به ویژه هنگامی که کودک راه رفتن یا سینه خیز رفتن را آغاز می کند آشکارتر است.

در فرم شدید، شایع ترین تظاهرات خونریزی عبارتند از همارتروز عود کننده که ممکن است در هر مفصلی ایجاد شود ولی بیشتر مفاصل زانو، آرنج، مچ پا، شانه و ران را گرفتار می کند.

همارتروزهای حاد دردناک هستند و علایم بالینی آن ها عبارتند از تورم موضعی و قرمزی ناحیه ی مفصل. بیمار برای پیشگیری از بروز درد بدن خود را در یک وضعیت ثابت قرار می دهد که این کار سرانجام منجر به انقباض های عضلات می شود. بچه های خیلی کوچک که قادر به برقراری ارتباط کلامی نیستند دچار تحریک پذیری و عدم تحرک مفصل مبتلا می شوند.

همارتروزهای مزمن موجب معلولیت ناشی از ضخیم شدن سینوویوم (مایع چسبنده ی ترشح شده از غشای مفروش کننده کپسول مفصلی) و التهاب آن در پاسخ به خونریزی داخل مفصلی می شوند.

پس از آنکه مفصل دچار آسیب شد، خونریزی مکرر موجب تغییر شکل پیشرونده ی مفصل می شود که در موارد بحرانی، تنها درمان آن، عمل جراحی است. تجمع خون در داخل عضلات بخش های انتهایی اندام ها منجر به تحت فشار قرار گرفتن سرخرگ ها، سیاهرگ ها و اعصاب از خارج می شود که این اختلال می تواند به بروز سندرم کمپارتمان بیانجامد.

(در این سندرم، افزایش فشار بافت در یک فضای آناتومیک محدود منجر به کاهش جریان خون و در نتیجه، ایسکمی و اختلال عملکرد عناصر عصبی عضلانی می شود که با درد، ضعف عضلانی، از دست رفتن حس و سفتی قابل لمس در ناحیه ی گرفتار مشخص همراه است. ایسکمی می تواند منجر به نکروز و در نتیجه، اختلال عملکرد دایمی عضو شود).

علامت اولیه ی هموفیلی، غالباً خونریزی طولانی پس از خراش های کوچک است.

اعتقاد عمومی بر این است که این نوع خونریزی های کوچک ولی طولانی موجب مرگ نمی شوند ولی به تدریج بیماری پیشرفت می کند و علایم شدیدتری از قبیل خونریزی های دردناک داخل مفصلی ایجاد می نماید. این نوع حوادث با کوچکترین تحریک پیش می آیند و به عنوان مثال یک پسر بچه را از انجام بازی محبوبش یعنی فوتبال یا انجام هر کار کوچک دیگری که احتمال دارد با پیچیدگی زانو همراه باشد باز می دارد.تجمع خون در مفاصل ممکن است موجب خشک شدن آن ها شود و کودک را به طور کامل از حرکت باز دارد. خونریزی به داخل بافت ها، عضلات و مفاصل، ظرف چند ساعت تا چند روز پس از تروما روی می دهد و اغلب تا چند روز یا چند هفته ادامه می یابد. ممکن است در بیماری هموفیلی، کبودی در اثر صدمات کوچک ایجاد شود. کبودی می تواند منجر به هماتوم (تجمع خون در زیر پوست و در نتیجه، تورم پوست) شود.

نکته

تمایل به خونریزی از بینی، دهان و لثه، به دنبال یک صدمه کوچک مانند مسواک زدن یا درمان های دندانپزشکی، اغلب نشان دهنده ی وجود هموفیلی است.

خونریزی ناشی از صدمات یا خونریزی خود به خود مغز، شایع ترین علت مرگ در کودکان مبتلا به هموفیلی و یکی از شدید ترین عوارض این بیماری است. در هموفیلی به ندرت کم خونی فقر آهن روی می دهد زیرا اکثراً خونریزی داخلی است و آهن، دوباره جذب بدن می شود.

نکته

 در هموفیلی، پتشی (لکه های کوچک قرمز رنگ ناشی از خروج مقدار کمی خون) و پورپورا (خونریزی های کوچک پوستی و مخاطی) ایجاد نمی شود.

وجود خون در ادرار یا مدفوع هم می تواند علامتی از هموفیلی باشد. سردردهای طولانی، استفراغ مکرر، تغییر رفتار، خواب آلودگی شدید، ضعف ناگهانی یا کرختی بازو یا ساق، دوبینی، اشکال در راه رفتن و حملات تشنجی، ایجاد خونریزی مغزی را نشان می دهند.

نکته

 خونریزی بدون وقفه از محل ناف نوزاد ممکن است ناشی از وجود بیماری هموفیلی باشد.

خونریزی به داخل فضای دهانی حلقی، دستگاه اعصاب مرکزی یا ناحیه ی پشت صفاق تهدید کننده ی حیات است و نیاز به درمان فوری دارد. در خونریزی پشت صفاقی ممکن است تجمع مقدار زیاد خون همراه با تشکیل توده و کلسیفیه شدن و واکنش التهابی بافت (سندرم تومور کاذب) روی دهد. همچنین خونریزی های پشت صفاق می توانند منجر به آسیب دیدگی عصب رانی شوند. تومورهای کاذب ممکن است در استخوان ها، به ویژه استخوان های طویل اندام های تحتانی نیز تشکیل شوند.

نکته

 وجود خون در ادرار، در هموفیلی، حتی در غیاب اختلال دستگاه ادراری تناسلی شایع است. این اشکال معمولاً خود در محدود شونده است و به درمان خاصی نیاز ندارد.

بیشتر بخوانید:

هموفیلی و تمام آنچه درباره آن باید بدانید(قسمتهای دیگر)

منبع: هموفیلی - دکتر علیرضا منجمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - بیماری و پیشگیری



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: