حقوق خبر

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 3)

اگر با دسته ای از این افراد مواجه هستید که در حد افراط خود شیفته و نسبت به شما بی توجه اند، به طوری که باعث می شود لطمه بخورید، دیگر سکوت و تحمل و دم بر نیاوردن روا نیست بلکه لازم است به سخن آیید و با این آدم حرف بزنید: به این معنی که شگرد رویارویی مستقیم استفاده کنید


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

مقابله با افراد سمی

13. لوده ها

بهترین روش برای برخورد با این دسته، شگرد رویارویی مستقیم است. اجازه بدهید بلافاصله بدانند که شوخی های بیجا یا کنایه آمیزشان به هیچ وجه برای شما بامزه نیست و شما حاضر نیستند هدف لودگی آنها قرار بگیرد.

برای برخورد با این افراد و نشاندن آنها سر جایشان، باید با لحنی محکم و آمرانه با آنها برخورد کنید و حرف بزنید. حتی اگر دیدید متوجه ناراحتی و تذکر شما نمی شوند، اشکالی ندارد که با صدای بلند و یا فریاد گونه آنها را وادار کنید از کارشان دست بردارند.

در مواجهه با فردی سمی که توسل به شوخی شما مورد حمله ی غیرمستقیم قرار می دهد و سپس ادعای می کند قصدش فقط شوخی بوده و با پرویی به شما می گوید که مگر ظرفیت شوخی ندارید، باید او را بدون تعارف و ملاحظه بر سر جایش بنشانید زیرا نه تنها با این کارش شما را آزار داده بلکه به دنبال آن به شما برچسب دیگری نیز می زند.

به آنها مستقیماً بگویید که شما ظرفیت و تحمل شوخی را دارید ولی آنچه او گفته نه تنها خنده دار نیست بلکه حتی نزدیک به شوخی هم محسوب نمی شود. در اینجا شما نیازی ندارید نگران بالا رفتن صدای خود یا ناراحت شدن این فرد باشید، زیرا این گونه افراد به جریحه دار کردن اِحساساتِ شما کوچک ترین اهمیتی هم نمی دهند.

این قبیل آدم ها به منظور پنهان کردن اعتماد به نفس اندک خود و نداشتن شهامت کافی برای مستقیم حرف زدن، به شوخی متوسل می شوند و این روش برای خود سپری می سازند تا ضعف های درونی خود را پنهان کنند.

در بسیاری از مواقع این افراد واکنش شما و ناراحتی تان را نادیده می گیرند و همچنان بر ادامه ی زهرپاشی خود با همان روش پافشاری می کنند. در چنین مواردی شما ناچارید از شگرد تخلیه ی عصبی- هیجانی شدید استفاده کنید تا آن فرد بداند با او شوخی شوخی ندارید و بسیار هم جدی هستید و متوجه شود روشش باعث خشم و آزار شماست. اگر به خاطر داشته باشید، در مثالی که قبلاً در مورد جری و همکارش آوردیم شما کاربرد این شگرد را دیدید.

به خصوص در مواجهه با افرادی که پا را از گلیمشان درازتر می کنند و با شما شوخی های نژادی یا جنسیتی می کنند، به آنها گوشزد کنید می توانید از طریق قانونی آنها را وادار سازید تاوان کارشان را بدهند.

14. افراد گیج و منگ

در مواجه با این دسته می توانید شگردهای مختلفی به کار گیرید. انتخاب شما به این بستگی دارد که این فرد تا چه حد پوست کلفت یا از نتیجه ی رفتارهای اجتماعی خود غافل و به قولی از مرحله پرت است.

به منظور تحمل این افراد شما در درجه ی اول نیازمند قدری صبوری هستید. پس اولین انتخابتان می تواند شگرد تخلیه ی تنفسی باشد. هر چند این شگرد در اغلب موارد به تنهایی برای مواجهه با اینها کافی نیست، پس با توسل به شگرد رویارویی مستقیم کاری کنید بدانند که رفتارشان به هیچ وجه موجه و پذیرفتنی نیست.

در اغلب موارد از دهان این افراد حرف های شنیده می شود که بی شرمانه، وقیحانه، و غیرقابل تصور است: به طوری که شما آنچه را شنیده اید باور نمی کنید. اگر با چنین فردی برخورد کردید، رفتارش را مانند آینه به خودش برگردانید و منعکس کنید. مثلاً چنین فردی می تواند می تواند با بی فکری و پررویی تمام به شما بگوید که شما خیلی چاق اید. در مقابل می توانید به او بگویید: «شاید من چاق باشم، ولی می توانم خودم را لاغر کنم؛ تو چی که این قدر ابلهی و کاری هم در موردش نمی توانی بکنی!»

گاهی حتی این روش هم در واکنش به چنین افرادی ثمر نمی دهد، به خصوص اگر زیادی نادان و خود محور باشند. پس اگر با شگرد آینه هم دست از این رفتارشان بر نداشتند ناچارید شگرد تخلیه هیجانی شدید را به کار گیرید.

بعضی از افراد این قماش، گویی از دو چشم کور و از دو گوش کر هستند و هیچ برداشت بجا و صحیحی از تأثیر رفتار خود در دیگران ندارند و با وجود تذکرهایی که می شنوند، باز هم متوجه بازتاب رفتار ناشایست خود نمی شوند. در تقابل با چنین افرادی استفاده از شگرد قطع رابطه بهترین روش است.

15. افراد سمی روان نژند

بهترین شیوه ی برخورد با این گروه، در درجه اول استفاده از شگرد تخلیه ی تنفسی و سپس شگرد پرسش توأم با آرامش است. در مواجهه با این افراد هر چه آرامش بیشتری داشته باشید. آن فرد کمتر تهییج و تحریک می شود و احاطه ی بهتر و بیشتری بر رفتارهای نامعقول و هیجانی خود خواهد داشت: در نتیجه شما می توانید با او گفتگوی مناسب تری ترتیب دهید.

یک روز در اتاق انتظار دفتر خود بوی بسیار بد و ناخوشایندی حس کردم. از اتاق خارج شدم و به اتاق انتظار رفتم تا ببینم این بوی عجیب از چیست. در آنجا با مردی رو به رو شدم که گویی سال ها به حمام نرفته بود. موهایش بسیار کثیف و چرب بود و لباس ها و صورتش نیز بسیار ناپاکیزه و چرک به نظر می آمد. ناخن های بسیار بلند و چشم های درنده خو و ریشی بلند و نامرتب داشت و دندان هایش اغلب ریخته بود و ناجور به نظر می آمد.

زمانی که چشمش به من افتاد با فریادی بلند فریاد کشید: «تلفن ماه کجاست؟ من باید به کره ی ماه زنگ بزنم!» پس از دیدن وضعیت ظاهریِ او و سؤالِ بی ربطش متوجه شدم دچار اختلال روانی است. پرسیدم: «تلفن ماه؟!» و او دوباره با صدای خشمگین فریاد کشید: «بله! تلفن ماه! بیرون است. بیا برویم بیرون تا نشانت بدهم!» و سپس به همراه او دفترم را ترک کردیم و او را به بیرون از دفترم بردم و بلافاصله به داخل برگشتم و در را از داخل قفل کردم و با حراست ساختمان تماس گرفتم و آنها نیز آن مرد را به بیرون ساختمان هدایت کردند.

در برخورد با افراد این گروه، بهترین و مطمئن ترین شگرد، قطع ارتباط است: چرا که افراد این دسته به رسیدگی و توجه تخصصی نظیر روان پزشک و مصرف دارو نیاز دارند تا بتوانند رفتارهای معقول در پیش بگیرند. در غیر این صورت همواره می توانند رفتارهای غیرقابل پیش بینی و گاه خطرناک نشان دهند. اگر توانایی این را دارید که این افراد را تحت مراقبت مراکز درمانی روان پزشکی تخصصی قرار دهید و کمکشان کنید تا تحت نظر باشند و بدین طریق درمان شوند، این کار را برای شان انجام دهید و کمک شان کنید: ولی اگر برای شما این امکان وجود ندارد یا آنها در مقابل درمان و مراجعه به متخصص مقاومت می کنند، بهتر است ارتباطتان را با آنها قطع کنید.

در مواردی نیز کار این گروه از درمان و متخصص گذشته و چاره ی کار، تنها و تنها قطع ارتباط کامل است. به یاد می آورم یک بار پدری را به برنامه ی تلویزیونی آورده بودند که دوازده فرزند داشت و از زمانی که این بچه ها کودک و بی دفاع بودند، پدرشان آنها را نظر جسمی و روحی به شدت مورد آزار و اذیت قرار داده بود و اکنون که همگی بزرگ بودند و هنوز هم دست از آزار آنها برنمی داشت و به شیوه های دیگری آنها را آزار می داد: فرزندانش هم چاره ای نداشتند جز اینکه با این آدم قطع رابطه کنند ولو پدرشان باشد.

در اینجا باید خاطر نشان کنم حتی در مواردی که چنین فردی تأثیر آزاردهنده ای دارد و تحملش برای شما بسیار سخت و ناگوار است، باز هم مراقب باشید هیچ گاه با آنها برخورد خشونت آمیز نکنید یا آنها را تحریک نکنید، وگرنه ممکن است زندگی یا آینده ی شما در معرض خطر قرار گیرد.

موردی را به یاد می آورم که زنی بیست ساله به نام آنجلا باردار بود و قبل از تولد بچه، به ده خانواده ی مختلف قول داده بود فرزندش را به فرزند خواندگی آنها بدهد و از هر خانواده پولی بابت آن دریافت کرده بود. مطمئنم که هر یک از این خانواده ها بعد از برملا شدن واقعیت بدشان نمی آمد گوشمالی حسابی به این زن مجنون و کلاهبردار بدهند. هرچند می توان گفت آشکارا او زنی دچار اختلالات روحی بود، شایسته نبود با او برخورد شخصی صورت گیرد. البته او اکنون در پشت میله های زندان به سر می برد تا تاوان کار ناشایستش را بپردازد.

در تنبیه چنین افرادی هیچ گاه سعی نکنید خود نقش نماینده ی قانون را ایفا کنید بلکه در صورت لزوم او را به قانون بسپارید تا به سزای عملش برسد. پس از آن هر گونه تماس را با با او قطع کنید و از شگرد توقف جریان افکار آزار دهنده استفاده کنید تا بتوانید درد ناشی از رفتار این قبیل افراد روان نژند را از ذهن خود بیرون برانید.

16. دروغگوهای لاف زن

بهترین شگرد برای برخورد با این قبیل آدم ها، شگرد پرسش توأم با آرامش است. اگر نسبت به صداقت و راستگویی آنها تردید دارید و تصور می کنید دروغ می گویند، پرسش های بیشتر و بیشتری از آنها بکنید و مطمئن باشید که بدین طریق می توانید آنها را به نقطه ای برسانید که دستشان برای شما رو شود و چهره ی واقعی شان را نشان دهند.

شگرد بعدی که باید پس از آن به کار گیرید، شگرد رویارویی مستقیم است تا به آنها نشان دهید شما به دروغگویی آنها واقف اید؛ درست نظیر کاری که شارلین انجام داد.

شارلین بعد از مدتی معاشرت با یک مرد، به او ظنین شد که وی متأهل است. پس با استفاده از شگرد پرسش های پی در پی او را به گفتن حقیقت وادار کرد. آن مرد در پاسخ گفته بود: «من به این دلیل به تو واقعیت را نگفتم که اگر تو می دانستی من متأهل هستم هیچ گاه به من روی خوش نشان نمی دادی.» البته او درست می گفت و شارلین با عصبانیت هر چه تمام تر تلفن را بر او قطع کرده بود و دیگر حاضر به ادامه ی معاشرت با مردی متأهل که رابطه اش را با دروغ آغاز می کند نشده بود.

البته بعضی از افراد این دسته بیشتر گزافه گو هستند تا دروغگو، و بیشتر هدفشان این است که شما را تحت تأثیر قرار دهند. گاه شما در مقابل فردی از این دسته قرار می گیرید که در عین اینکه می دانید دروغ می گوید، به دلایلی می خواهید آبرویش را نیز حفظ کنید، یا می بینید دروغ هایی که می گوید چندان آسیب زننده نیست و بیشتر جنبه ی به اصطلاح گنده گویی دارد. پس در مقابله با چنین فردی از شگرد تخلیه ی هیجانی- تنفسی استفاده کنید تا فشار عصبی ناشی از تحمل این فرد درون شما جمع نشود. گاه به دنبال آن می توانید از شگرد شوخی و سر به سر فرد دروغگو گذاشتن هم استفاده کنید تا به آنها بفهمانید متوجه دروغگویی یا گزافه گویی شان هستید ولی می خواهید آبرویشان حفظ شود.

اغلب مردم به چنین افرادی اعتماد و باور ندارند چرا که اینان صادق و قابل اعتماد نیستند. اگر فردی با دروغگویی و لاف و گزاف می خواهد شما را تحت تأثیر قرار دهد تا تجارتی، یا معامله ای را با شما آغاز کند، بدانید که پس از شروع تجارت با شما باز به دروغگویی اش ادامه خواهد داد.

من روزانه مراجعان زیادی دارم که در زندگی شخصی شان از این دسته افراد دروغگو آسیب های کوچک و بزرگ خورده اند. وقتی از این افراد می پرسم آیا قبل از اینکه معامله یا ارتباطی را با این افراد شروع کنید از آنها دروغ های دیگری دیده یا شنیده بودید، نود درصد آنان جواب مثبت می دهند. پس همیشه علائمی برای شناخت این قبیل افراد وجود دارد: تنها کافی است این علائم را جدی بگیرید.

17. افراد فضول و مداخله جو

در برخورد با افراد فضول و مداخله جو باید با آنها روشن و بی پرده حرف بزنید، یعنی به آنها بگویید که دخالت هایشان به هیچ وجه برای شما قابل تحمل و پذیرش نیست. اگر بعد از رویارویی مستقیم و تذکرات شما باز دست از این روش ناپسند و ایجاد مزاحمت برنداشتند، می توانید از شگرد برخورد هیجانی شدید یا به قولی فریاد کشیدن بر رسرشان استفاده کنید و در صورت ادامه ی این رفتار، با آنها قطع ارتباط کنید تا بفهمند شما تا چه حد از دخالت و فضولی های بیجای آنها شاکی هستید و نمی توانند این روش را در مورد شما ادامه دهند.

مثالی را که پیش تر زدم به خاطر دارید؟ گلوریا که قربانی مزاحمت ها و فضولی های همسایه اش جرومی بود. گلوریا بیش از حد ملاحظه ی او را می کرد و فشار عصبیِ ناشی از مداخله های او را بر خود روا می داشت و سکوت می کرد. در نتیجه جرومی هر بار پا را از گلیمش فراتر می گذاشت. این کار باعث خشم و آزار بیشتر گلوریا می شد و جرومی هم از به بازی گرفتن گلرویا لذت می برد.

تا اینکه سرانجام یک روز صبر گلوریا سر آمد و با چنان خشمی از انتهای حنجره بر سر جرومی فریاد کشید که قابل تصور نبود. گلوریا در میان فریادهایش به جرومی گفت که وکیلی خواهد گرفت و از او به جرم دست درازی به حریم خصوصی اش شکایت خواهد کرد. این واکنش گلوریا کاملاً مؤثر افتاد و جرومی برای همیشه پایش را از زندگی و مسائل همسایه اش گلوریا بیرون کشید.

تجربه همواره ثابت کرده که خویشتن داری در برابر افراد فضول معمولاً باعث گستاخی بیشتر آنها می شود. پس لازم است در همان ابتدا چنین فردی را بر سر جایش بنشانید.

آدم های از این قماش عادت دارند دیگران را به بازی بگیرند و می توانند بسیار خطرناک هم باشند. پس در اغلب موارد پس از آنکه آنها را بر سر جای خود نشاندید، بهتر است تا حد امکان از آنها دوری یا با آنان قطع رابطه کنید.

18. افراد سمی از نوع خسیس و ناخن خشک

افراد این گروه نوعی افراد سمی بیمار هستند که اعتماد به نفس ناچیزی دارند. در برخورد با این قبیل افراد، شگرد پرسش توأم با آرامش می تواند به شما کمک کند. با این شگرد می توانید به آنها بفهمانید که خست هایشان تا چه حد آزاردهنده است. البته آنها به احتمال زیاد از اینکه ببینند از طریق پرسش های شما به راحتی محکوم می شوند دچار شرمندگی می شوند. پاسخ هایی که آنها به پرسش های شما کمک می کند درک بهتری از آنچه در ذهن آنها می گذرد به دست آورید، و با اینکه روش شان را نمی پسندید، تحملشان برای شما آسان تر خواهد شد.

یکی از مراجعانم به من گفت در مواجهه با خست بیش از حد و غیرقابل تحمل یکی از دوستانش که فرد متشخصی نیز به نظر می آمد، با استفاده از شگرد پرسش توانست بفهمد آن فرد کودکی دشواری را گذرانده، به طوری که فقط یک جفت کفش برای پوشاندن داشته و به سختی شکم خود را سیر می کرده است. در نتیجه اکنون در یزرگسالی نتوانسته خاطرات دروان فقر و گرسنگی را از ذهن خود پاک کند و خود را تغییر دهد. بدین ترتیب که اکنون که میلیونر شده باز هم خیال می کند پول کافی ندارد و به صرفه جویی می پردازد. با دانستن این حقایق مراجع من سعی کرد به او کمک کند نسبت به مشکل خود وقوف یابد و به نحوی منطقی آن را بر طرف کند.

دیگر شگرد مؤثر در برخورد با این افراد، رویارویی مستقیم است. مثالی را که قبلاً زدم به یاد می آورید؟ فردی که همواره از پرداختن پول ناهار خود طفره می رفت و همکارانش ناچار می شدند دانگ او را هم بپردازند؛ تا جایی که دیگر کسی حاضر نشد برای ناهار با او بیرون برود. همکاران او کم کم از صرف ناهار با او خودداری کردند در حالی که یکی از آنها می توانست به او مستقیم بگوید: «هی رفیق! امروز دیگر نوبت توست که میز رو حساب کنی!» پس بهتر است با این گونه افراد صریح و بی تعارف باشیم تا کار به جای نرسد که از آنان بیزار یا ناگریز از ترک آنها شویم. به طور کلی برای افراد این گروه ایجاد تغییر در عادات و صفاتشان دشوار است، ولی اگر با استفاده از شگرد رویارویی مستقیم با آنها رو به رو شویم، اغلب تغییر می کنند و قدری از درجه ی ناخن خشکی و سختگیری افراطی خود در خرج کردن می کاهند.

برای درک اینها باید قدری صبوری و همدلی به خرج داد، پس در هنگام رو به رو کردن آنها رفتار غلطشان رفتاری ملایم و لحنی آرام و دوستانه اتخاذ کنید.

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت 3)
 

19. افراد کهنه پرست و بد پیله

یک بار در لندن دیداری با دوستی داشتم که بازیگر تئاتر بود و قرار بود او را بعد از اجرای نمایشش در پشت صحنه ملاقات کنم. در پشت صحنه یکی از طرفدارانش به او نزدیک شد و با سوالات تکراری و تعریف و تمجید های کلیشه ای شروع به اتلاف وقت او و معطل کردن هر دوی ما کرد، به طوری که هر چه دوست من سعی می کرد گفتگو را خاتمه بدهد او باز بی توجه با سؤال دیگری دوستم را متوقف کرد. دوست من باز سعی می کرد مؤدبانه و با حوصله بایستد و به پرسش ها و اظهار لطف های او پاسخ دهد. پس از حدود بیست دقیقه معطل شدن ناچار شدم بگویم: «خب دیگر، کافی است! به ما اجازه بدهید برویم.» سپس دست دوستم را گرفتم و از آنجا و آن آدم دور شدیم.

مشکل دوست من همواره این بود که با این گونه طرفداران سمج و چسبنده اش تعارف داشت و با آنها زیادی با ملاحظه رفتار می کرد. واضح است که شما سعی دارید با مردم خوش رو و خوش برخورد باشید و به هیچ وجه دلتان نمی خواهد کسی را برنجانید، به خصوص زمانی که در حضور دیگران هستید. اما برخی از این افراد از روی خوش و صبوری شما سوءاستفاده می کنند و شما را به بازی می گیرند. گاهی شما ناچارید با این افراد محکم تر برخورد کنید و به آنها بفهمانید حدود خود را رعایت کنند. در بسیاری از موارد شگرد رویارویی مستقیم همراه با استفاده از لحنی آمرانه به این افراد بفهمانید حد خود را بشناسد. اگر باز هم سماجت نشان دادند و سعی کردند شما را به بازی بگیرند بدون اینکه ملاحظه ی وقت و موقعیت شما را بکنند، شاید مجبور شوید از شگرد تخلیه ی هیجانی شدید استفاده کنید تا این افراد متوجه شوند در برخورد با آنها جدی هستید.

آنچه باید درباره ی این افراد بدانید این است که اغلب اینها، پیام های مستقیم و غیرمستقیم شما را متوجه نمی شوند.

آدم های متعصب و جزم اندیش کسانی هستند که موضعی انعطاف ناپذیر درباره ی هر موضوع و عقیده دارند. مثال مگی را در فصول گذشته به خاطر بیاورید. او یکی از همان سمج های عقیدتی بود، چرا که به اصرار سعی می کرد به همکارش ادیت، بقبولاند او مؤمن واقعی نیست زیرا در انجام مستحبات کوتاهی می کند. مگی ماه ها با این کار باعث آزار ادیت شده بود. نهایتاً ادیت که از توضیح دادن برای مگی خسته شده بود، وقتی دید مگی دست از سر او بر نمی دارد ناچار شد از شگرد تخلیه ی عصبی- هیجانی شدید و فریاد زدن بر سر مگی استفاده کند و با فریاد به او بگوید شیوه ای که او به دینداری می پردازد فقط به خود او مربوط است و هیچ کس دیگری حق قضاوت درباره ی میزان ایمان و تعبد او را ندارد. بدین ترتیب مگی متوجه شد تا چه حد باعث آزار ادیت شده و دیگر دست از سر او و موعظه کردن برداشت.

مواردی هم وجود دارد که حتی با وجود اعتراض شدید شما، فرد متحجر دست از کارش برنمی دارد و همچنان به هر طریقی به کار خود ادامه می دهد. در چنین مواردی برای شما چاره ای جز استفاده از شگرد قطع ارتباط نمی ماند.

اگر فرد کهنه پرست و بدپیله مشکل روانی نیز داشته باشد. شاید ناچار شوید از راه های قانون علیه و اقدام کنید تا بتوانید خود و خانواده و کارتان را از شر او محافظت کنید.

20. آدم های خودبین و خودمحور و خودشیفته

آدم هایی از این قماش به قدری خود شیفته اند که معمولاً حرفی برای گفتن ندارند مگر اینکه موضوعی مربوط به خودشان باشد. از آنجا که مشکل خودشیفتگی بیش از حد آنها ناشی از ترس های باطنی، احساس ناامنی، و شخصیت رشد نیافته شان است، شاید بهترین شگردی که در برابر آنها می توانید به کار ببرید، برخورد همراه با لطف و مهربانی باشد.

دانستن اینکه آنها از کمبود توجه و عشق کافی در دوران کودکی و رشدشان رنج می برند به شما کمک می کند درک بهتری از موقعیت و شرایطشان و همچنین دلیل رفتارهایشان داشته باشید، و در نتیجه بهتر بدانید چگونه با آنان برخورد کنید. در حقیقت قصد آنها این نیست که واقعاً خودخواه و خودپرست باشند، بلکه بر اثر کمبودهای درونی شان و اعتماد به نفس اندکی که دارند ناخودآگاهانه چنین خصوصیاتی در آنها رشد می کند.

آنها اغلب در روابطشان بیشتر مطالب توجه و عشق و روحیه هستند و نمی توانند به دیگران روحیه و عشق و توجه ببخشند چرا که خود عاری از آنها هستند.

اگر گاه در مواجهه با این افراد دچار کلافگی می شوید، شگرد تخلیه تنفسی- هیجانی می تواند اولین قدم در راه کمک به خودتان به منظور تحمل این گونه افراد باشد.

اگر با دسته ای از این افراد مواجه هستید که در حد افراط خود شیفته و نسبت به شما بی توجه اند، به طوری که باعث می شود لطمه بخورید، دیگر سکوت و تحمل و دم بر نیاوردن روا نیست بلکه لازم است به سخن آیید و با این آدم حرف بزنید: به این معنی که شگرد رویارویی مستقیم استفاده کنید.

در ضمن توجه کنید که هنگام به کار بردن این شگرد از لحنی آرام و متین استفاده کنید وگرنه آنها به شما گوش نمی کنند و گفته های شما را نشنیده می گیرند. بدانید اگر در تذکر دادن به آنان از موضع غر زدن و اتهام زدن عمل کنید، نه تنها مؤثر نخواهد بود بلکه برعکس به دفاع از خود و رفتارهای خودستایانه شان می پردازند و چه بسا با پاسخ های تند و گزنده شما را مورد هجوم کلامی قرار دهند و وادار به سکوت کنند. به خاطر داشته باشید که آنها باطنی به شکنندگی پوست تخم مرغ دارند.

اگر فردی از این دسته مواجه هستید که تنها زمانی حاضر است برای شما وقت صرف کند که خودش صلاح می داند، یا زمانی که مشغول گفتگو با او هستید صحبت شما را قطع می کند و به صحبت درباره ی خود می پردازد، یا هر چیزی برایش جالب است که به او علایق او مربوط باشد، شاید لازم باشد لحظه ای درنگ کنید و از خود بپرسید اصلاً چرا شما با چنین آدمی دوست یا همنشین هستید. اگر با وجود چنین فردی در اطراف شما به شما حس نادیده گرفتن، کوچک شدن یا گیر کردن در رابطه ای یک سویه را می دهد، نباید از این احساس گناه کنید که رابطه تان را با او به حداقل یا اتمام برسانید.

خوب است که بدانید اغلب افرادی هم که توانسته اند با صبوری سال ها کنار چنینی فردی بمانند، عاقبت از این رابطه خسته و بیزار شده و تماس خود را با وی قطع کرده اند.

گاه بعد از قطع دوستی با یک آدم سمی یا کسی که باعث آزار روحی شما بوده،تا ماه ها، چه بسا مدتی مدید بعد از قطع رابطه یا جدایی، هنوز به طور ناخودآگاه گذشته تان با آن فرد را مرور می کنید و از به یاد آوردن گفته ها و رفتارهایش دچار عصبانیت و جنون و ناراحتی می شوید. اگر چنین است، بهترین شگردی که به شما کمک می کند شگرد توقف جریان فکر آزاردهنده است. این شگرد به شما کمک می کند تا شروع یک فکر یا خاطره ی بیمارگونه و آزاردهنده را همان جا و در همان ابتدا متوقف کنید و پیش از آنکه ذهنتان با آن مشغول و درگیر شود، آن را به سرعت مهار سازید.

شگرد دیگری که می تواند در تحمل این تلخی به شما کمک کند، شوخی است. یعنی مثلاً هرگاه به یاد حرف های فرد خودشیفته می افتید، به جای عصبانی شدن، لطیفه ای در مورد آن برای خود بسازید و با مضحکه و خنده، احساس آزاردهنده اش را به موضوعی خنده دار برای خود تبدیل کنید. بدین ترتیب مسلماً کمتر آزار خواهید دید.

21. بادمجان دور قاب چین های چرب زبان

اِدی هَسکل شخصیت یکی از مجموعه های تلویزیونی بود که خوب می دانست با استفاده از چرب زبانی و دو دوزه بازی چگونه خود را در دل دیگران جا کند، درحالی که او در اصل دروغگو و دشمنی پنهان بود.

شخصیت هایِ سمی نظیر او افرادی هستند که می دانند چگونه نقش خود را بازی کنند. آنها به راحتی دروغ می گویند و سخاوتمندانه به تعریف و تمجید از شما می پردازند اما در اصل با این روش شما را به بازی می گیرند؛ بدین ترتیب که هر چند شما گهگاه به صداقتشان شک می کنید و حتی گاه دستشان پیش شما رو می شود باز به خود می گویید شاید اشتباه می کنید و امیدوارید که آنچه آنها در تعریف از شما می گویند از قلب آنها برخیزد.

در برخورد با آنها، وقتی اظهار محبت ها و زبان بازی های بی انتهایشان به اوج می رسد تا جایی که از حدِ تحمل شما خارج می شود، می توانید از شگرد تخلیه ی هیجانی-تنفسی استفاده کنید تا تحمل کردار و گفتارشان قدری برای تان آسان تر شود. به غیر از این می توانید با استفاده از شگرد توسل به شوخی به طور غیرمستقیم آنها را متوجه کنید «التفات شان مایه ی معطلی است» و به آنها بفهمانید همه ی عملکرد و گفتار آنها را باور ندارید.

مثلاً می توانید لبخندی بزنید و بگویید: «بس کن دیگر! همه ی این چیزهای خوبی که مورد من می گویی واقعیت ندارد.» یا: «حالا بعد از این همه تعریف و تملق، راستش را بگو: از من چی می خواهی؟» گاه بعد از اینکه شما این شگرد را با قدری از شگرد رویارویی مستقیم در مورد آنها به کار بردید، ممکن است آنها دست به انکار یا حتی تملق بیشتر بزنند. در این حالت شما می توانید اضافه کنید: «اگر این قدر به این همه چرب زبانی در مورد من ادامه دهی ممکن است دچار چربی خون شوم.» یا اینکه بگویید: «تو هر چی به این شیرین زبانی هایت بیشتر ادامه دهی، دماغت مثل پینوکیو هی درازتر و درازتر می شود» و بدین ترتیب بگذاریید بدانند که نمی توانند شما را اسیر بازی مزورانه ی خود کنند.

البته بعید نیست اغلب آنها با دیدن این قبیل عکس العمل های شما دست به انکار بیشتر بزنند و ادعا کنند در گفتارشان بسیار صادق هستند و شما حقیقتاً آدم فوق العاده ای هستید.

اگر می بینید با وجود برخورد های مکرر شما، آنها دست از روش خود برنمی دارند، از شگرد آینه گونگی در مقابلشان استفاده کنید؛ یعنی همان حرف هایی را که به شما می زنند با همان لحن به خودشان یا لحنی مسخره تکرار کنید. با استفاده از این روش ها آنها را خسته می کنید و وامی دارید دست از دغل بازی بردارند چرا که در می یابند شما تملق های آنان را باور ندارید.

22. شخصیت های پررو و همیشه حق به جانب

در مواجهه با افراد همیشه حق به جانب و بیش از حد خودباور، یکی از بهترین روش شگرد پرسش توأم با آرامش است؛ که بدین طریق آنها در گوشه ای از گفتگو گیر بیندازید تا ببینند تا چه حد ناکامل و در عین حال انعطاف ناپذیر هستند.

برای مثال هنگام اجرای نمایش دانوب که درباره ی تعدادی زن بدکاره بود، زنی از میان تماشاچیان رو به بازیگران نمایش فریاد زد: «شما همگی به دوزخ خواهید رفت.» شخص دیگری از میان تماشاچیان رو به آن خانم فریاد زد: «خانم محترم! شما به کدامین خدا معتقدید؟» آن خانم پاسخ داد: «خدای من خداوند بهشتیان است.» آن شخص دوباره از او پرسید: «چه کسی شما را در این منصب قرار داده که در مورد دیگران قضاوت کنید؟» آن خانم دیگر پاسخی نداشت و لحظه ای سکوت کرد؛ سپس گویی در پی این مکالمه ی کوتاه در یک لحظه متوجه قضاوت شتاب زده و یک سویه ی خود شده بود،به ناگاه چشمانش به روی کار ناپسند خود باز شد. از جای برخاست و منصفانه به قصد تاًیید مخاطب خود شروع به کف زدن کرد!

زمانی که با فردی حق به جانب و گستاخ مواجه هستید که شما را وحشیانه مورد هجوم قرار می دهد، شما نیز باید مقابله به مثل کنید و بهتر است در واکنش خود از شگرد آینه گونگی استفاده کنید. اگر دست از روشش برنداشت با شگرد تخلیه ی هیجانی شدید که شامل فریاد زدن بر سر فرد گستاخ است، او را سر جایش بنشانید. یک بار که یکی از مراجعان من با چنین فردی مواجه شده بود، درس عبرتی به او داد و او را حسابی تنبیه کرد.

بعد از برخورد ناشایست و قضاوت گستاخانه ی فرد مزبور، مراجع من با شگرد آینه رفتار او را به خودش برگردانده بود و سپس با عصبانیت تمام بر سرش فریاد زده بود: «قبل از اینکه در مورد من یا کسِ دیگری قضاوت کنی، بهتر است گند خودت را تمیز کنی، دهن لقت را محکم ببندی و مخ معیوبت را به کار بیندازی! تا دیگر حوس قاضیِ مردم شدن به سرت نزند.» و بدین ترتیب مخاطب سمی اش، ترسان و لرزان از این پرخاش، دست از پرگویی های وقیحانه ی خود برداشته بود. فرد گستاخ که برای اولین بار در زندگی اش با چنین برخورد شدیدی مواجه شده بود، مات و مبهوت بود و برای نخستین بار متوجه شده بود که کردار و گفتار نادرستش چگونه می تواند خشم دیگران را چنان برانگیزد که باعث شود به او حتی توهین کنند. چه بسا اشک هایی که بعد از برخورد مراجع من با او ریخته بود قدری از خودبینی و قضاوت های شریرانه ای را که درباره ی دیگران می کرد با خود شسته و برده باشند.

بیشتر بخوانید:

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمتهای دیگر)

30 نوع مختلف افراد سمی

منبع: آدم های سمی - لیلیان گلاس

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی و اجتماعی


 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: