حقوق خبر
کنترل خشم (Anger Control)

کنترل خشم چیست؟ علل، پیامدها و راهکارهای آن کدام است؟(قسمت 2)

برخی افراد گاه نمی توانند خواسته های آنی خود را کنترل کنند یا آن ها را به تعویق بیندازند، آنها نمی توانند با شکست و نارضایتی کنار بیابند. اگر مجبور شوند مدتی منتظر بمانند یا سریع به خواسته های خود نرسند از کوره در می روند و به طور ناگهانی و شدید خشم خود را نشان می دهند. البته افراد مبتلا به خشم ناگهانی، با هر شکست و ناکامی کنترل خود را از دست نمی دهند بلکه هر چند وقت یک بار به طور انفجاری خشمگین می شوند. آن ها تمام خشم یک روزه ی خود را در عرض چند ثانیه خالی می کنند. غالباً بی حوصله اند و به خوبی با ناراحتی های خود کنار نمی آیند. عصبانیت، ناامیدی، شکست و بروز رفتارهای آنی بی اعتنایی به عوارض ابراز خشم به راحتی در این افراد دیده می شود


 

کنترل خشم

چگونه خشم خود را مدیریت کنیم؟

برای مدیریت خشم یا ابراز صحیح آن به موارد زیر توجه کنید:

1- تشخیص دهید که عصبانی هستید. خشم یک احساس طبیعی در انسان است. لازم نیست خشم خود را انکار کرده یا از آن بترسید. با سرکوب کردن و انکار، خشم ناپدید نمی شود بلکه ممکن است به طور ناگهانی در کلام یا رفتار ظاهر گردد و فرد به تحریک های جزئی، واکنش افراطی نشان دهد.

2- نقش خود را در بروز مشکل به طور منصفانه ارزیابی کنید و آن را بپذیرید.

3- به خاطر داشته باشید که خشم و پرخاشگری با هم تفاوت دارند. شما بدون پرخاشگری هم می توانید خشم خود را ابراز کنید.

4- در مورد ابراز یا عدم ابراز خشم تان، تصمیم گیری کنید. برای این کار لازم است ابتدا قصد فرد مقابل را از رفتار تحریک کننده اش بفهمید. بهتر است قبل از هرگونه قضاوتی از او توضیح بخواهید تا سوءتفاهم های احتمالی رفع شود. آن گاه برای ابراز یا عدم ابراز خشم با توجه به پیامدها، نوع رابطه با فرد مقابل، زمان و مکان، تصمیم بگیرید.

5- بهتر است خشم های جزئی و ناکامی های کوچک را در خود نگاه ندارید (به خصوص وقتی که در ارتباط با موقعیت ها یا افراد خاص تکرار می شوند)؛ چون همین احساسات اگر در درون نگاه داشته شود به احساسات پیچیده ای تبدیل می شوند و بالاخره به صورت انفجاری بروز می کنند.

از سوی دیگر گاهی اجتناب و عدم ابراز احساس بهترین روش واکنش است. وقتی موضوع یا موقعیتی جزئی و گذراست، ابراز خشم یا بی اثر است یا اوضاع را خراب تر می کند. لازم است با استفاده از روش های کنترل خشم- در پاسخ به سؤال «چگونه خشم خود را به آرامش....» توضیح داده شده است - خود را آرام کنید.

6- برای ابراز خشم خود به طور سازنده، رفتار یا گفتار خشم برانگیز فرد مقابل را توصیف کنید و تأثیر آن را بر روی خودتان توضیح دهید. هدف این است که درک مشترکی از مشکل داشته باشید. شما می خواهید فرد مقابل احساس شما را از رفتارش بداند و شما نیز علت رفتار او را بفهمید تا بتوانید راه حل مناسبی پیدا کنید. در توصیف رفتار خشمگینانه باید مهارت کافی در مشاهده و توصیف رویداد داشته باشید و شواهد آشکاری بیاورید؛ مثلاً به جای اینکه بگویید «حمید، تو واقعاً بی ادبی!» بگویید «حمید، تو سه بار حرف مرا قطع کردی.»

7- احساسات خود را با استفاده از عبارت های شخصی (من، مال من و...) توصیف کنید. سعی کنید در همان مورد خاص صحبت کنید و از کلی گویی بپرهیزید.

به جای این که بگویید: «هیچ وقت نگاه نمی کنی کجا داری می ری» بگویید: «تو به من تنه زدی و پرونده ها ریخت رو زمین.» به جای اظهار نظر قطعی مثل: «به پروژه توجه نمی کنی، هیچ وقت آن را تمام نخواهی کرد.» بگویید: «به نظر می رسد توجهی به تمام کردن پروژه نمیکنی.» از قضاوت بپرهیزید: «تو خودخواهی». از برچسب زدن خودداری کنید: «تو حقه بازی». تهمت زدن و نسبت دادن انگیزه های منفی به دیگری نه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن می افزاید: مثل «تو همیشه می خواهی جلب توجه کنی.»

وقتی شما بدون قضاوت کلی درباره ی شخصیت فرد، فقط در مورد رفتار یا گفتار خاصی صحبت می کنید که باعث خشم شما شده، در طرف مقابل حالت دفاعی کم تری ایجاد می کنید و امکان حل مشکل و ادامه ی رابطه بیشتر می شود.

8- دقت کنید پیام کلامی و غیرکلامی شما هماهنگ باشد. اگر عصبانی هستید حالت چهره و ژست شما هم باید آن را نشان دهد. باید صورت تان، جدی، تُن صدا سرد و نگاه تان مستقیم به چهره ی او باشد. در صورتی که سرتان را پایین بیندازید، دست ها را به هم گره کنید و بگویید: «از این رفتار شما ناراحتم»، فرد مقابل خشم شما را باور نمی کند و آن را جدی نمی گیرد. پیامدهای کلامی و غیرکلامی ناهماهنگ، به دیگری نشان می دهد که خیلی مطمئن نیستید و او را آشفته تر خواهد کرد.

9- پس از آن که احساس خود را از رفتار دیگری توصیف کردید، منتظر توضیح او بمانید. با تمام وجود گوش کنید و با تکان دادن سر، نگاه مستقیم، تأیید کلامی مثل آها نشان دهید که همه ی توجه تان به سوی اوست.

10- از او بخواهید برای حل مشکل یا عدم تکرار آن در آینده راه حل هایی پیشنهاد کند.

11- هدف شما مذاکره است نه منازعه. شما نمی خواهید صرفاً خشم خود را بر سر طرف مقابل خالی کنید. پس بهتر است قبلاً به راه حل های مسکن بیندیشید و در صورت لزوم، پیشنهاد کنید.

12- پس از آن که مذاکره به پایان رسید، تأثیر خشم خود را بر روی دیگری ملاحظه کنید. ممکن است شما بعد از ابراز خشم نسبت به طرف مقابل احساس بهتری داشته باشید. در صورتی که دیگری رنجیده خاطر شده باشد، از او بخواهید احساس خود را بگوید. در صورت لزوم از او دلجویی کنید. ابراز خشم شما به معنای پایان رابطه نیست بلکه برای تحکیم رابطه است.

آیا ممکن است، ابراز خشم نقش سازنده و مفیدی در زندگی ما داشته باشد؟

خشم احساسی انسانی است که اگر به موقع و به میزان مناسب ابراز شود می تواند نقش سازنده داشته باشد.

خشم وسیله ی قاطع و آشکاری برای ابراز اعتراض، ناامیدی، تأسف و ناخشنودی از اعمال فریبکارانه ی دیگران است.

خشم برخلاف ترس، فرد را قوی و پرانرژی می سازد تا بتواند موانع را از سر راه خود بردارد. گاهی ابرازِ خشم در قالب فریادهای بشردوستانه علیه ظلم و بیداد جلوه گر می شود تا به همه ی ستمکاران و کسانی که حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند هشدار دهد. البته باید توجه کرد خشمی که به صورت عادت درآید یا به شکل لجام گسیخته ظاهر شود، قبل از این که فرد را به هدف برساند، نابودش خواهد کرد.

البته باید توجه کرد که گاهی ما ناخودآگاه از خشم برای سرزنش کردن دیگران به خاطر کوتاهی های خود، سرپوش گذاشتن روی اشتباهات مان، توجیه ظلم خود به دیگران، نادیده گرفتن احساسات اطرافیان و برانگیختن عواطف آنها استفاده می کنیم. به این ترتیب می بینیم که ابراز خشم تیغی دو لبه است که از سویی برای ابراز احساسات انسان دوستانه به کار گرفته می شود و از سوی دیگر می تواند برخلاف اهداف نوع دوستانه ابراز گردد.

کنترل خشم چیست؟ علل، پیامدها و راهکارهای آن کدام است؟(قسمت 2)
 

آیا از ابراز خشم می توان برای رسیدن به اهداف و منافع شخصی استفاده کرد؟

گاهی چون برخی افراد، با ابراز خشم به منافع شخصی خود می رسند، به آن ادامه می دهند. انگیزه های روانی مختلفی در این گونه رفتارها دخیل است:

- وقتی افراد دچار سرخوردگی یا ناکامی می شوند با خشمگین شدن احساسات خود را رها می کنند و مسئولیت آن را به دیگران یا شرایط محیطی نسبت می دهند.

- بعضی افراد با استفاده از ابراز خشم، کسانی را که از آنها می ترسند، تحت کنترل خود در می آورند.

- با ابراز خشم می توان توجه دیگران را به خود جلب و احساس قدرت کرد.

- گاهی خشم دستاویز افرادی می شود که می خواهند در پناه آن، رفتارهای جنون آمیز نشان دهند و بعد با بهانه تراشی خود را تبرئه کنند که «دست خودم نبود!»

- چون اغلب اوقات اطرافیان تحمل خشم ما را ندارند و سعی می کنند به هر نحوی ما را آرام کنند، می توانیم با نشان دادن اوج عصبانیت خود، حرفمان را به کرسی بنشانیم.

- گاهی با ابراز خشم می توانید دیگران را وادار به احساس گناه و به واسطه ی آن احساس قدرتمندی کنید.

- ما بعد از ابراز عصبانیت می توانیم به خود ترحم کنیم و از این که هیچ کس ما را درک نمی کند افسوس بخوریم.

- ما با از کوره در رفتن می توانیم به توجیه کار بد خود بپردازیم. شاید هم بتوانیم دیگران را وادار کنیم که به خاطر هراس از خشم ما، از انتقاد خودداری کنند.

آیا ابراز خشم سبب تشدید آن می شود؟

در صورتی که منظور از ابراز خشم، رویارویی پرخاشگرانه با فرد مورد نظر باشد، پاسخ سوال فوق مثبت است.

چنان چه خشم به شکلی پرخاشگرانه ابراز شود، خشم طرف مقابل را نیز تشدید خواهد کرد. اما اگر از روش های صحیح، مانند گفت وگو برای ابراز عصبانیت خود استفاده کنیم، نه تنها آن را تشدید نخواهد کرد بلکه باعث کاهش عصبانیت و حل مشکل خواهد شد.

حتی آخرین روش کنترل خشم نیز که مشت زدن به بالش یا داد زدن در اتاقی تنهاست، نه تنها منجر به افزایش خشم نمی شود، بلکه خشم را کنترل می کند. این نوع واکنش ها باعث می شود فرد مستقیماً با محیط یا فردی که خشم را برانگیخته، روبه رو نشود و عصبانیت کاهش یابد.

آیا پایین آمدن آستانه ی تحریک پذیری را می توان نشانه ی برخی از بیماری ها دانست؟

جسم و روان ارتباط تنگاتنگی دارند و بر هم تأثیر متقابل می گذارند. به عنوان مثال در بیماری پرکاری تیروئید آستانه ی تحریک پذیری پایین می آید که همراه علایم دیگری از جمله احساس خستگی و بی ثباتی هیجانی است. کاهش خواب شبانه نیز در صورتی که چند شب متوالی تکرار شود، موجب افزایش تحریک پذیری خواهد شد. علاوه بر این وقتی فرد در زندگی با فشارهای روانی بزرگ و ناگهانی یا استرس های جزئی و متوالی روبه رو می شود، کم تر می تواند محرک های محیطی خشم برانگیز را تحمل کند و واکنش افراطی نشان می دهد. علاوه بر این ها برخی از اختلالات روان پزشکی با تحریک پذیری و کاهش کنترل بر تکانه ی خشم آغاز می شود.

حس همدردی، در کنترل خشم چه تأثیری دارد؟

ابراز همدردی یکی از روش های مؤثر کنترل خشم در دیگران است. در این شیوه احساس طرف مقابل (از جمله خشم) را درک می کنیم و با کلام یا رفتار به او می فهمانیم که متوجه احساس او هستیم؛ مثلاً می گوییم: «رفتار غیرمنطقی دستت باعث ناراحتی تو شده.» احساس درک شدن توسط دیگران، غالباً باعث آرامش فرد می شود و از خشم او می کاهد. نشان دادن حس همدردی، به جای واکنش های منفی، روابط را بهبود می بخشد.

برای این که حس همدردی نسبت به دیگران داشته باشید باید از قضاوت های شتاب زده پیشگیری کنید. به جای این که انگیزه ی دیگران دیگران را منفی ارزیابی کنید، سعی کنید دلایل رفتار آن ها را بیابید. شاید فرد برای عمل خودش دلیل قانع کننده و توجیه پذیری داشته باشد؛ مثلاً وقتی همسرتان ناراحت و عصبانی وارد منزل می شود اگر به او اعتراض کنید و بگویید: «این چه وضعیه؟ هیچ وقت ندیدم سرحال بیای خونه!» او را خشمگین تر خواهید کرد و در صورتی که، بدون داوری در مورد علت خشم او، احساسش را بپذیرید و به او انعکاس دهید؛ مثلاً بگویید: «عصبانی به نظر می رسی.» همدردی شما تا حدی باعث آرامش او می شود و ممکن است در مورد مشکلش با شما صحبت کند.

در صورت مواجهه با خشم دیگران چه باید کرد؟

وقتی کسی خشمگین است و خشمش را پرخاشگرانه متوجه شما می کند از راهکارهای زیر استفاده کنید:

1- به شخص خشمگین فرصت دهید تا احساسات ناخوشایندش را ابراز کند، در این حالت بهتر است هیچ واکنش دفاعی نشان ندهید.

2- به او نشان دهید که احساسات او را درک می کنید، بپذیرید که او (به هر دلیلی) از شما عصبانی است؛ مثلاً می توانید بگویید: «به نظر میاد تو از این رفتار من ناراحت شدی.»

3- نفس عمیقی بکشید و سعی کنید حتی الامکان آرام بمانید و احساسات خود را کنترل کنید.

4- به او پیشنهاد کنید که زمان دیگری در مورد این موضوع صحبت کنید. با این کار به او فرصت می دهید تا خونسردی اش را بازیابد.

وقتی در زمان آرامش برای حل مشکل با هم صحبت می کنید به موارد زیر توجه کنید:

- با او صادقانه رفتار کنید.

- از حمله به شخصیت او اجتناب و به جای آن در مورد اصل موضوع صحبت کنید.

- هنگام گفت وگو جملات مخاطب خود را خلاصه کنید تا مطمئن شوید که منظور یکدیگر را درست درک کرده اید.

- سعی نکنید به هر صورت ممکن ثابت کنید که او اشتباه می کند و حق با شماست.

- به جای سرزنش کردن یکدیگر به یافتن راه حل بیندیشید.

- در ضمن گفت وگو توجه کنید که صحبت درباره ی موضوع مورد اختلاف، باعث قطع رابطه ی شما با هم نشود.

کنترل خشم چیست؟ علل، پیامدها و راهکارهای آن کدام است؟(قسمت 2)
 

خشم انفجاری یعنی چه و چگونه می توان احتمال بروز آن را کاهش داد؟

برخی افراد گاه نمی توانند خواسته های آنی خود را کنترل کنند یا آن ها را به تعویق بیندازند، آنها نمی توانند با شکست و نارضایتی کنار بیابند. اگر مجبور شوند مدتی منتظر بمانند یا سریع به خواسته های خود نرسند از کوره در می روند و به طور ناگهانی و شدید خشم خود را نشان می دهند. البته افراد مبتلا به خشم ناگهانی، با هر شکست و ناکامی کنترل خود را از دست نمی دهند بلکه هر چند وقت یک بار به طور انفجاری خشمگین می شوند. آن ها تمام خشم یک روزه ی خود را در عرض چند ثانیه خالی می کنند. غالباً بی حوصله اند و به خوبی با ناراحتی های خود کنار نمی آیند. عصبانیت، ناامیدی، شکست و بروز رفتارهای آنی بی اعتنایی به عوارض ابراز خشم به راحتی در این افراد دیده می شود.

در صورتی که شما نیز گاهی دچار خشم انفجاری می شوید به موارد زیر توجه کنید:

- به علایم هشداردهنده ی خشم توجه کنید. دقت کنید در زمان بروز خشم کدام یک از علایم فیزیولوژیک و روانی مانند لرزش صدا، لرزش بدن، گُرگرفتگی، انقباض عضلات مثل گره کردن مشت، افزایش ضربان قلب، بالا رفتن سرعت تنفس و... در شما ایجاد می شود و معمولاً بعد از کدام نشانه، رفتار یا گفتارتان غیر قابل کنترل می گردد.

- قبل از آن که به نقطه ی انفجار برسید با استفاده از یکی از این روش ها خشم خود را مهار کنید:

وضعیت خود را تغییر دهید، محیط را ترک کنید، موسیقی گوش کنید، به پیاده روی بروید و ورزش کنید، کتاب مورد علاقه ی خود را بخوانید، تلویزیون نگاه کنید، دوچرخه سواری کنید، نفس عمیق بکشید و چشمان خود را ببندید و سعی کنید هوا را از طریق بینی هر چه کندتر وارد ریه کنید (در این حال تصور کنید آرامش را به درون می برید) و پس از شمردن تا عدد چهار بازدم را از طریق دهان انجام دهید. (تصور کنید همه ی خشم و استرس خود را به بیرون می فرستید.)

چگونه با افراد پرخاشگر روبه رو شویم؟

- ابتدا مطمئن شوید که مشکل ساز واقعی خودتان نیستید. توجه کنید که بدون دلیل خود را تبرئه نکنید و نقش خود را در ایجاد مسئله نادیده نگیرید.

- همیشه آماده ی روبه رو شدن با یک حادثه با مشکل جدید باشید. (در صورتی که فرد پرخاشگر همسر شماست یا ارتباط تنگاتنگی با شما دارد؛ مثلاً همکار نزدیک تان است.)

- به نشانه های پرخاشگری او دقت کنید و صادقانه آن ها را با او در میان بگذارید.

- احساس واقعی خود را در زمان مواجهه با خشم به او بگویید: «ادامه نده، چون منو خیلی ناراحت می کنه.»

- دقت کنید چه وقت هایی و به چه دلایلی فرد عصبانی می شود و در چه صورت عصبانیتش اوج می گیرد و پرخاشگری می کند.

- اگر احساس می کنید فرد پرخاشگر قابل تغییر نیست آن را بپذیرید. برای تسکین احساسات خود به دیگر دوستان توجه و ارتباط تان را با آنها بیش تر کنید، وقت خود را صرف امور مورد علاقه کنید یا در فعالیت های اجتماعی شرکت کنید.

- وقتی رابطه ی خوبی بین شما و فرد پرخاشگر حاکم است، با او قرار بگذارید که با مشاهده ی اولین نشانه های عصبانیتش بحث را خاتمه دهید، موقعیت را ترک کنید و از همدیگر دور شوید.

- در صورتی که فرد عصبانی با این قرار مخالفت کرد، خودتان یک طرفه آن را اجرا کنید؛ یعنی با مشاهده ی اولین علایم خشم صحبت را پایان دهید و از او فاصله بگیرید.

با افراد پرخاشگر (غیرآشنا) در محیط کار یا اجتماع چه باید کرد؟

رفتار افراد پرخاشگر را نباید در بین اطرافیان کوچک یا بی اثر دانست. غالباً این گونه افراد با بدبینی و تصورات نومیدانه ی خود، دیگران را تحت تأثیر قرار می دهند و خشم درون خویش را معمولاً به آنان منتقل و بدین سان محیط و رفتارهای خشمگینانه، فرد پرخاشگر را منزوی می کند و سبب شود در زمان نیاز از حمایت دیگران بی بهره بماند.

در صورت مواجهه با افراد پرخاشگر ابتدا باید موقعیت را ارزیابی کنیم و به اهمیت مشکل پی ببریم. سپس ارتباط خود را با مشکل و نقش مان را در ایجاد آن تشخیص دهیم. در صورتی که موضوع چندان مهم نبود و رابطه ی مستقیمی با ما نداشت، می توان با سکوت از کنار آن گذشت. در شرایطی که موضوع مهم و مداخله ضروری باشد، مثل وقتی که تصادفی رخ داده باید ابتدا با کنترل احساسات، تُن صدا و رفتار خود سعی کنیم از افزایش خشم متقابل پرهیز کنیم و با رفتاری صادقانه نقش خود را در ایجاد مشکل بپذیریم و با دعوت فرد به آرامش و تایید احساسات او در جست و جوی راه حل باشیم.

در محل کار نیز گاه می توانیم در صورت بی اهمیت بودن موضوع با سکوت به همکارمان بفهمانیم که نمی خواهیم با او درگیر شویم و اگر موضوع مهم و قابل رسیدگی است با استفاده از راهکارهای مطرح شده در پاسخ سؤال «وقتی کسی از شما عصبانی ...» در جهت حل مشکل اقدام کنیم.

باید توجه کرد که شخص پرخاشگر، خود نیز در محیطی مشکلات زیادی روبه رو می شود و چون تنش های زیادی را تحمل می کند کم تر در امور موفق می شود. او به دلیل دید منفی نسبت به شغل و همکاران، با آن ها بیش تر درگیر می شود و کم تر می تواند از مهارت های حرفه ای خود بهره گیرد.

امروزه اکثر کارها آن چنان پیچیده و مشکل اند که یک نفر به تنهایی نمی تواند آنها را انجام دهد. از سوی دیگر در کار گروهی حتی متعهدترین کارکنان نیز نمی توانند رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه ی همکار را تحمل کنند. به همین دلیل ممکن است افراد پرخاشگر به تدریج کنار گذاشته شوند و منزوی گردند؛ بنابراین، بهتر است به افرادی که نمی توانند رفتارهای پرخاشگرانه ی خود را کنترل کنند کارهایی را واگذار کرد که نیاز کمتری به همکاری و مواجهه با دیگران داشته باشد.

ابراز خشم منفعلانه یعنی چه؟

برخی افراد وقتی عصبانی می شوند چون به دلیل ترس از اطرافیان و به ویژه ترس از افرادی که مرجع قدرت تلقی می گردند قادر نیستند احساس خشم خود را آشکارا ابراز نمایند، به ناچار، در لوای ظاهری معمولی و خونسرد، به صورت ناخودآگاه رفتارهایی بروز می دهند که برای برطرف مقابل صدمه زننده و آزاردهنده است. هر چند، پرخاشگری و محسوب نمی شوند.

اهمال کاری، کارشکنی و تأخیر در انجام مثال های این نوع ابراز خشم است. این نوع ابراز خشم می تواند مشکلات متعددی در ارتباطات به وجود بیاورد که حتی فراتر از نتایج ابراز معمول خشم باشد. نباید تصور کرد که چون ظاهر این نوع رفتار نشان دهنده ی آرامش و آشتی است، شیوه ی سالم تر و مناسب تری برای ابراز خشم است. به این مثال ها دقت کنید:

- ای وای، یادم رفت: قول می دهند کاری را انجام دهند اما مکرراً آن را به تعویق می اندازند و با دلیل تراشی خود را موجّه نشان می دهند.

- آره... ولی.... : ظاهراً با پیشنهاد موافقت می کنند اما با بهانه آوردن به آن عمل نمی کنند.

- بعداً انجام می دهم: با وقت کشی، مخالفت خود را زیرکانه نشان می دهند.

- اظهار درماندگی برای انجام کار با مسئولیت: خود را ناتوان نشان می دهند یا وانمود می کنند که نمی فهمند.

چرا برخی افراد از ابراز خشم فرار می کنند؟

فرار از ابراز خشم به دلایل مختلف روی می دهد:

1- برخی افراد مایل نیستند با خشم دیگران روبه رو شوند. عصیانیت دیگران آن ها را می ترساند و موجب عقب نشینی آنها می شود. به همین دلیل خشم خود را ابراز نمی کنند.

2- برخی دیگر می ترسند در ضمن ابراز خشم، کنترل خود را از دست بدهند و سخنانی بگویند یا رفتاری کنند که بعد پشیمان شوند.

3- گروهی از طرد شدن می ترسند. این نوع افراد نگرانند که در صورت اعتراض و ابراز خشم نسبت به وضع

موجود دوستان خود را از دست بدهند.

4- برخی افراد به خاطر ترس از تنبیه فیزیکی یا عاطفی توسط اطرافیان از ابراز خشم فرار می کنند.

5- بعضی دیگر نیز در صورت ابراز خشم احساس گناه می کنند به همین دلیل حتی الامکان از ابراز خشم پرهیز می کنند.

اگر شما جزو کسانی هستید که خشم خود را سرکوب می کنید، به موارد زیر توجه و آنها را با خود تکرار کنید. آن ها را باور داشته باشید و به آن ها عمل کنید تا دچار عوارض عدم ابراز خشم نشوید:

- خشم یک احساس طبیعی است.

- من می توانم عصبانی شوم.

- من حق دارم عصبانی شوم.

- من آدم خوبی هستم، حتی وقتی که عصبانی می شوم.

- من می توانم خشم خود را درست ابراز و از آن در جهت صحیح استفاده کنم.

آیا سستی در انجام کار با ابراز ناتوانی و بهانه تراشی «ابراز خشم منفعلانه» است؟

سستی و تعلل در انجام دادن کار ممکن است به دلایل مختلف دهد که یکی از آن ها ابراز خشم منفعلانه است. گاهی افراد به اهمال کاری عادت می کنند (حتی اگر برخلاف منافع شخصی شان باشد) یا به دلیل عدم اعتماد به نفس کافی، خود را ضعیف تر از آن می پندارند که بتوانند کار مورد نظر را با موفقیت انجام دهند. به همین دلیل آن را به تعویق می اندازند. دلیل دیگر اهمال کاری ممکن است کمال گرایی باشد. وقتی فرد معتقد باشد که کار را همواره باید به کامل ترین و بهترین نحو ارائه دهد، آن را برای خود پیچیده تر و مفصل تر از آن چه هست تعریف خواهد کرد. این نوع نگرش در او ایجاد ترس از شکست می کند و در نتیجه انجام کار را به آینده موکول خواهد کرد در این صورت اهمال کاری فرد حاصل کمال گرایی اوست.

بیشتر بخوانید:

کنترل خشم چیست؟ علل، پیامدها و راهکارهای آن کدام است؟(قسمتهای دیگر)

 

منبع: کنترل خشم - دکتر رباب حامدی

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی


 
 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: