حقوق خبر

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت پایانی)

اگر با فردی از این دسته معاشر هستید و می بینید دست از انتقاد و عیب جویی و بد زبانی بر نمی دارد، و اگر تحمل این آدم باعث آزردگی دائم خاطرتان می شود، چرا تلخی این همنشینی و مصاحبت را به دوش می کشید؟ می توانید از شگرد قطع رابطه استفاده کنید

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت پایانی)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

مقابله با افراد سمی

23. متکبرهای پر افاده

زمانی که با چنین فردی مواجه هستید که طبق عادت همیشگی اش به طرق مستقیم و غیرمستقیم می خواهد به شما بگوید از شما بهتر است، می توانید با استفاده از شگرد پرسش توأم با آرامش او را محکوم کنید و بر سر جایش بنشانید.

آن قدر از آنها سوال بکنید تا به این نتیجه برسند که به دلیل رفتارهای ابلهانه و مبتکرانه ی خود تا چه حد مورد نفرت دیگران اند. با پرسش های مستقیمی نظیر: «چی باعث می شود که تو خیال کنی از دیگران برتری؟» و سؤال هایی از این دست که فرد را خلع سلاح می کند، سعی کنید او را به جایی برسانید که دیگر جوابی منطقی برای پرسش های شما نداشته باشد.

روش دیگر موًثر برای برخورد با اینها شگرد رویارویی مستقیم و بدون تعارف است و اغلب باعث بسته شدن دهانشان و توقف خودستایی و تحقیر کردن دیگران می شود.

اگر فیلم زن زیبا با نقش آفرینی جولیا رابرتز را دیده باشید، به خاطر می آورید پس از اینکه زن فقیر فیلم بعد از آشنایی با مرد ثروتمند توانست خود را از فقر و فلاکت بالا بکشد، روزی لباسی به زیباییِ شاهزاده ها پوشید و به بوتیک گرانبهایی در منطقه ی بورلی هیلز رفت، مکانی که فروشنده اش قبلاً با وقاحت هر چه تمام تر او را سبب فقرش تحقیر کرده بود. او در اجناس و لباس های متعددی برای خرید برداشت و زمانی که مقابل میز فروشنده ی مزبور رسید با تفاخر آنها را بر روی میز گذاشت تا پولشان را حساب کند و در آن لحظه در چشمان زن گستاخ فروشنده نگریست و با لبخند گفت: «یادت می آید یک روز چه جوری با من برخورد کردی؟! نمی بایست این کار را می کردی!» و سپس لبخندی موذیانه بر لب آورد و بر روی پاشنه ی کفش های گران قیمتش چرخید و پشت به زن فروشنده و با تکبر هر چه تمام تر فروشگاه را ترک کرد. بدین ترتیب فروشنده گستاخی را پشت سر گذاشت که تمام زندگی اش براساس حقوق مختصر فروشندگی می گذشت و خود توان خرید از همان فروشگاه را نداشت.

در مثال پیش گفته یکی از زیباترین نمونه های رویارویی مستقیم را می بینیم. حقیقتاً کم کردن روی فردی گستاخ و متکبر بسیار لذت بخش است چرا که هرگز انتظار آن را ندارد و در پاسخ گویی در می ماند.

اگر در دوستان و اطرافیان شما چنین فردی وجود دارد که مخل آرامش خاطر و باعث تحقیر شما و دیگران است، شاید وقت آن باشد که او را به گوشه ای برانید و از دایره ی معاشران خود خارجش کنید و برای همیشه از تنفس سمی اش نجات یابید.

به خاطر داشته باشید افرادی که همواره خود را از شما بهتر می دانند و به به دنبال این هستند که تنها با کسانی دوست شوند که اسم و رسمی دارند (تا بدین ترتیب کمبودهای خود را جبران کنند) لایق دوستی و معاشرت نیستند و بهتر است از اطراف شما پاکسازی شوند.

24. افراد رقابت جو

در دنیای که امروز در آن زندگی می کنیم زنان زیادی را می بینیم که در کار، و سایر عرصه های اجتماعی بسیار موفق و پیشتازند، تا جایی که گاه مردان هم سطحشان نیز نمی توانند با آنها رقابت کنند. به همین دلیل گاه می بینیم مردانی فاقد اعتماد به نفس به دشمنی با آنها می پردازند و به آنان حسادت می ورزند. بسیاری از این مردان با اینکه تصور می کنند بسیار پخته و رشدیافته هستند، در باطن و از نظر شعور اجتماعی در اصل در حد دایناسورها هستند،یعنی در حد دورانی که والدین و فرهنگ عقب افتاده ای تربیتی قدیم این باور را تلقین می کردند که مردان برتر از زنان و پسرها از دخترها بالاترند،یا پسرها از دخترها باهوش ترند و خیلی چیزها حق مردان است ولی حق زنان نیست.

یک بار یکی از مراجعان من که خانمی بود وکیل و در شغل خود فرد بسیار موفق و دارای جایگاهی بالا بود، از طریق یکی از دوستانش با آقایی که پزشک شکسته بند بود و در مقایسه با این خانم جایگاهی متوسط داشت آشنا شد. آنها شروع به معاشرت کردند و همه چیز به ظاهر خوب پیش می رفت تا اینکه یک شب آقای مذکور به خانم زنگ زد و شروع به احوال پرسی کرد. در آغاز صحبت آقای دکتر از او پرسید: «امروز را چگونه گذراندی و چطور بود؟» خانم قدری برنامه ی کاری خود آن روزش را شرح داد و سپس متقابلاً پرسید: «امروز شما چطور بود؟ در اتاق عمل همه چیز موفقیت بار بود؟» که ناگهان آقای دکتر با خنده و ریشخند گفت: «موفقیت بار؟! موفقیت بار یعنی چه؟ درستش این است که بگویی موفقیت آمیز!» و ادامه داد: «این یکی به حسابت! با اینکه خیال می کنی آدم موفقی هستی، هنوز در صحبت کردن اشتباه داری که باید اصلاحش کنی!»

تمام جذابیت و کششی که در این خانم نسبت به آقای دکتر وجود داشت، مانند بخار دود شد و به هوا رفت. مراجع من در آن لحظه حس کرد این آقا باطن خود را بر او آشکار کرده و حس حسادت و رقابتی نهان در او نسبت به موفقیت های برجسته ی او وجود دارد. ناگهان به یاد مواردی افتاد که این آقا با همین روش سعی می کرد به اشکال مختلف نقطه ضعف هایش را به رخش بکشد یا او را کوچک کند.

در آن لحظه خانم وکیل از شگرد پرسش توأم با آرامش استفاده کرده و پرسیده بود: «خوب،یعنی حالا از اینکه می بینی دستور زبانت از من بهتر است خوشحالی می کنی و احساس پیروزی به تو دست داده؟» آقای دکتر هم ناگهان فهمید حس رقابت باطنی اش برای خانم آشکار شده است و بی اختیار سکوت کرد چرا که پاسخی نداشت. پس از آن دیگر مراجع من این طور صلاح دید که ارتباطش را با او ادامه ندهد.

در این موارد شگرد رویارویی مستقیم را نیز می توان به کار برد تا بدین وسیله به طرف مقابل بگویید که قصد رقابت با او را ندارید. اگر فردی از این دسته همواره سعی دارد بگوید در زمینه ای از شما موفق تر و زبده تر یا بهتر از شماست، می توانید به او بگویید: «خیلی خوشحالم از اینکه این قدر احساس خوبی نسبت به خودت داری، ولی ضرورتی ندارد که بخواهی دائم به من ثابت کنی از من بهتر و جلوتری، زیرا من رقابتی با تو ندارم.»

استفاده از این شگرد باعث می شود فرد رقابت جو از زاویه ای دیگ به رفتار خود و نتیجه ی آن نگاه کند و متوجه روش غلطش بشود.

ترکیب کردن شگرد رویارویی مستقیم با شگرد آینه گونگی می تواند در مواجهه با چنین افرادی به شما کمک کند. مثلاً اگر بگویید: «من دیروز دو کیلومتر دویدم و ماهیجه های پاهایم اکنون درد می کند.» فرد رقابت جو بلافاصله می گوید: «من دیروز سه کیلومتر دویدم ولی پاهایم هم درد نمی کرد!» شما با استفاده از شگرد آینه گونگی می توانید بگویید: «چقدر عجیب! معمولاً با دو کیلومتر باید سه کیلومتر دوید!» و به دنبال آن لبخندی تحویل فرد رقابت جو دهید. تا متوجه شما بشود.

به یاد داشته باشید که رقابت جویی از بارزترین نشانه ی حسادت است. همه ی ما باید بدانیم که حسادت باعث تخریب و نابودی رابطه ها و دوستی ها و مشارکت ها و آغاز دشمنی هاست.

در رفاقت و دوستی با فردی که به شما حسادت می ورزد، اعتماد هیچ جایی ندارد. زمانی که فردی به شما حسادت می ورزد، بهترین و سالم ترین کار برای شما دوری و احتیاط و گاه قطع رابطه با این فرد است.

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمت پایانی)
 

25. افراد سمی سلطه جو

کسانی که در این دسته جای می گیرند، به عبارتی «هیتلرهای کوچک» هستند. اینان قادر به حفظ روابطشان نیستند مگر اینکه مطمئن باشند همه چیز تحت سلطه و نظارت خودشان است. اما ماهیت انسان این گونه است که از قرار گرفتن تحت انقیاد دیگران بیزار است. زمانی که انسان ها کودک هستند به مراقبت و نظارت بزرگترهایشان نیاز دارند، اما زمانی که به بزرگسالی می رسند، انقیاد را نوعی توهین به شعور و اراده ی خود می دانند و پذیرش آن برایشان نوعی توهین و تحقیر محسوب می شود.

در ارتباط با فرد سلطه جو، شما باید همواره محدودیت ها و مرزهایی را در رابطه تان با آنها قائل شوید. بگذارید بدانند که اجازه ندارند در امور شما دخالت و شما را به میل خود رهبری کنند.

شما در همان ابتدای دیدن رفتارهای سلطه جویانه از آنها باید واکنش صریح نشان دهید و با فرد گفتگو کنید. پس به کارگیری شگرد رویارویی مستقیم لازم ترین روشی است که در رابطه با این گونه افراد بسیار موًثر عمل می کند؛ چرا که زمانی که فرد سلطه جو انعکاس رفتارهای بیمار گونه ی خود را می بیند، دچار احساس خشم و عصبانیت می شود و به شدت عکس العمل نشان می دهد. گویی در این افراد تمایلی ناخودآگاهانه به سلطه بر دیگران وجود دارد که شاید حتی خود منکر آن باشند، و اگر شما بخواهید مداوماً در برخورد با آنها از شگرد آینه، یعنی انعکاس متقابل رفتارشان استفاده کنید احتمالاً با واکنش شدید آنها مواجه خواهید شد. اما نهایتاً در پی اصرار شما بر تحت انقیاد درآوردن آنها، یعنی اینکه دائم به شان بگویید و چه بکنند و چه نکنند و هر کاری را چگونه باید انجام دهند، ممکن است متوجه غلط بودن روش شان شوند و دست از سلطه طلبی در مورد شما نیز بردارند.

برای مثال جاشوا، همیشه سعی داشت ویندی را تحت انقیاد خود در آورد. نه تنها غذای او را در رستوران به دلخواه خود سفارش می داد بلکه لباس هایش را نیز او برایش انتخاب می کرد و او بود که برای ویندی تعیین می کرد چگونه آرایش کند و چگونه موهایش را درست کند. سرانجام یک روز ویندی تصمیم گرفت همان رفتار جاشوا را با خودش انجام دهد تا او متوجه شود آنچه با ویندی می کند تا چه حد تلخ و توهین آمیز است. پس یک روز پس از برخاستن از خواب تمام لباس هایی را که قرار بود جاشوا بپوشد برایش انتخاب کرد و حتی کفش و جوراب هایش را نیز به دلخواه خود برایش تعیین کرد. این کار ویندی، جاشوا را به شدت عصبانی کرد و با خشم بر سر ویندی فریاد زد: «مگر من بچه ام؟ مگر تو مادر من هستی؟ تو اجازه نداری برای من تعیین کنی چه بپوشم و چه نپوشم. من نمی خواهم امروز این لباس ها را بپوشم. تو حق نداری برای من تعین تکلیف کنی!» در این لحظه ویندی نگاهی از سر خشم به کرد و گفت: «این دقیقاً همان کاری است که تو با من می کنی؛ و این درست همان احساسی است که از سلطه طلبی های تو به من دست می دهد.»

پس از آن دیگر جاشوا هرگز دخالتی در تعیین و انتخاب لباس های ویندی نکرد. پس از این برخورد موفقیت آمیز، ویندی تصمیم گرفت در قدم بعدی برای جاشوا در رستوران تعیین کند که او باید چه غذایی را سفارش دهد.

زندگی یا دوستی با فرد سلطه جو شما را به مرز جنون می رساند،تا جایی که اگر بعد از همه ی تذکرات و برخوردهای شما باز دست از سلطه طلبی برنداشت، شاید لازم باشد از روش مواجهه همراه با تخلیه ی عصبی شدید یعنی داد زدن بر سر فرد مذکور استفاده کنید.

پس اگر فرد سلطه جو تا آن درجه باعث خشم شما شد که دیگر طاقت از کف دادید، (و برای اینکه از فرو خوردن فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای او دچار آسیب های بیشتر عصبی جدی نشوید) در صورت لزوم می توانید در جهت منع این فرد از رفتارهایش از شگرد تخلیه ی عصبی- هیجانی شدید استفاده کنید. گاه فریاد زدن بر سر کسی که زبان منطقی را متوجه نمی شود نه تنها باعث توقف رفتارهای سمی اش می شود بلکه با این کار به او لطف کرده اید زیرا می تواند با دست برداشتن از رفتارهای غلطش، بیشتر از این مورد نفرت شما و دیگران قرار نگیرد و در رفتارهایش تجدید نظر کند.

باهمه ی اینها وقتی فردی قادر به مهار رفتارهای سلطه جویانه ی خود نیست و همچنان بر ادامه ی روش خود اصرار دارد و با این کار باعث خشم و سرخوردگی و آسیب های روحی- عصبی در شما می شود دیگر ناچارید ارتباطتان را با این آدم قطع کنید زیرا بدون شک او فردی بیمار است و در کنار او بودن شما را نیز بیمار می کند. اگر هم بخواهید همچنان به رابطه ی بیمار گونه با چنین فردی ادامه دهید باید از خیر هویت خود و اختیار تعقل و تففکر شخصی تان نیز بگذرید.

26. منتقدان عیب جو

افراد این دسته اعتماد به نفس اندکی دارند و احساس بی کفایتی می کنند. پس در برخورد با آنان نخست می توانید از شگرد بذل توجه و مهربانی استفاده کنید. توجه و محبت خود را می توانید با استفاده از لحنی ملایم و مهرآمیز و با استفاده از کلمات مهربانانه نشان دهید. طریق دیگر برخورد با آنان به کارگیری شگرد توأم با آرامش است.

مرد: «تقصیر توست که دیرمان شد!»

زن: «عزیزم! چی باعث شده که خیال کنی من مقصرم؟»

مرد: «چون آرایش کردن و حاضر شدنِ تو یک قرن طول می کشد!»

زن: «عزیز دلم! تصور نمی کنی آن سه تا تلفنی هم که خودت قبل از بیرون آمدن از خانه زدی بی تأثیر نبوده؟»

مرد: «درست است! به نظرم تقصیر هر دوی ماست!»

استفاده از کلمات مهربانانه ای نظیر عزیزم و عزیز دلم هنگام به کار بردن شگرد توجه و مهربانی، معمولاً مانع از برانگیختن فرد متخاصم می شود و از جدال و بحث کردن ممانعت می کند.

به غیر از این شگرد، روش دیگری که به منظور تعدیل از رفتارهای رنج آور این افراد می تواند مؤثر باشد، شگرد آینه گونگی است.

فرض کنید با دوستی در رستورانی هستید و شما سفارش کباب می دهید. دوستِ همراه شما بدون ملاحظه می گوید: «من حالم از کباب و گوشت قرمز بهم میخورد چون برای انسان ضرر دارد. به همین دلیل هیچ وقت حاضر نیستم کباب بخورم!»و بدین ترتیب نه تنها غذا را به شما زهر می کند بلکه باعث می شود بر اثر خوردن گوشت قرمز، دچار احساس گناه شوید چرا که تصور می کنید دارید به سلامتی تان ضرر می زنید. برای اینکه فرد مقابل را متوجه تأثیر ناخوشایند صحبتش کنید شما نیز می توانید با استفاده از شگرد آینه گونگی به همان طریق در مورد غذایی که به او سفارش داده اظهارنظر کنید تا عملاً بفهمد باید متوجه عواقب حرفی که می زند، باشد.

روش دیگری که در برخورد با این قبیل افراد می توانید استفاده کنید روش رویارویی مستقیم است. مثلاً در مثال آخری که زدیم، می توانید صراحتاً به دوست تان بگویید بسیار بی ملاحظه عمل کرده و بهتر است در حین بیان گفته هایتان او را به طور مستقیم از لحن انتقادی اش آگاه کنید و اجازه ندهید با توجیه کردن رفتارش، از به عهده گرفتن مسئولیتش در قبال گفته هایش شانه خالی کند.

اگر با فردی از این دسته معاشر هستید و می بینید دست از انتقاد و عیب جویی و بد زبانی بر نمی دارد، و اگر تحمل این آدم باعث آزردگی دائم خاطرتان می شود، چرا تلخی این همنشینی و مصاحبت را به دوش می کشید؟ می توانید از شگرد قطع رابطه استفاده کنید.

در مثال رستوران، اگر چندمین بار است که فرد سمی با شما چنین برخوردی می کند و معاشرت با وی به جای لذت و آرامش باعث می شود دچار تشویش و تحقیر شوید، می توانید پس از گفتار دوست تان در رستوران درباره ی غذای سفارشی شما و گوشت قرمز، از صندلی برخیزید و با ژستی عصبانی دستمالتان را بر روی میز بیندازید و رستوران را ترک کنید. در اینجا دیگ مسلم بدانید که فرد سمی ناچار به تجدیدنظر در رفتار و گفتارش خواهد بود. (توجه داشته باشید که منظور ما از افراد سمی کسانی هستند که در رفتار سمی خود استمرار دارند و تذکرات و ابراز ناراحتیِ شما باعث تغییر رفتارها و شیوه های خودخواهانه ی آنها نمی شود.)

زمانی که شما در واکنش به چنین فردی، این گونه عمل می کنید، تنها محکوم این ماجرا کسی غیر از او نخواهد بود.

27. از خودراضی ها همه چیزدان

از آنجا که افراد از خودمتشکر و همه چیزدان، دانسته ها و معلومات خود را به عنوان سپری برای پنهان کردن اعتماد به نفس اندک خود و لاپوشانی حس بی کفایتی شان استفاده می کنند، و از سویی دیگر نیاز شدید به توجه و تحسین دارند، شاید بهترین راه کنار آمدن با آنان در درجه ی اول شگرد توجه توأم با محبت و مهربانی باشد؛ چرا که به این طریق حس می کنند مورد پذیرش دیگران قرار گرفته اند. در مواقعی هم که یادآوری رفتارها و گفتارشان برای شما بیش از حد آزاردهنده می شود، می توانید از شگرد توقف جریان فکر استفاده کنید تا یادآوری خصوصیات آنها، در غیابشان، باعث آزار فکری و روحی تان نشود.

هرگاه احساس کردید که وجود این فرد و پرگویی های اغراق آمیز و وراجی های فضل فروشانه اش شما را به ستوه آورده و یا با قولی چیزی نمانده از کوره در بروید، برای تخلیه ی بار منفیِ چنین حسی، شگرد تخلیه ی تنفسی- هیجانی را فراموش نکنید. اما همواره در نظر داشته باشید که مقصود اینها از این همه اظهار معلومات و به رخ کشیدن دانش و اطلاعات تنها بزرگ جلوه دادن شخصیت شان در نظر دیگران است تا بلکه مورد پذیرش و قدردانی قرار گیرند. پس شما هر چه بیشتر نسبت به آنها محبت و توجه نشان دهید نیاز کمتری احساس می کنند که معلومات خود را به رخ شما بکشند.

برای مثال اگر شما در موقعیت گفتگو با چنین فردی قرار گرفتید و او به گفته ها و دیدگاه های شما بی توجه بود و تنها می خواست متکلم وحده باشد و دست از ادامه ی صحبت های یک جانبه بر نمی دارد، می توانید از روش رویارویی مستقیم استفاده کنید و به او بگویید از اینکه معلومات و دانشش را در اختیار شما می گذارد ممنون اید، ولی شما هم بدتان نمی آید برخی از دانسته های خود را مطرح کنید در گفته هایتان می توانید خاطر نشان کنید که اصولاً افراد باهوش و دانا به نظر دیگران نیز گوش فرا می دهند. شما به این طریق نه تنها از او تعریف و تمجید و از انتقال معلوماتش تشکر کرده و حس خود مهم پنداری اش را ارضا کرده اید، بلکه دری به روی گفتگو دو جانبه به سوی او گشوده اید تا رابطه تان را با او از حالت یک طرفه در آورید.

برای مثال یکی از مراجعانم برادری داشت که او نیز یکی از همین افراد همه چیزدان بود و این خصوصیات برادرش باعث جر و بحث اختلاف دائم میان آنان می شد. در جلساتی که با این خانم داشتم متوجه شدم برادرش فردی است فاقد اعتماد به نفس کافی، که عقیده داشت مادرشان در دوران تربیت و رسیدگی به آنها همواره به خواهرش بیشتر از توجه و محبت نشان می داده و اکنون نا خودآگاهانه با به رخ کشیدن معلومات و برتری خود به خواهرش باعث مشاجرات دائم می شد. این رفتار برادر و کشمکش های لفظی دائم بین آنها باعث شده بود خانواده این آقا بیش از پیش با او دچار مشکل شوند و بخواهند از او فاصله بگیرند و بدین ترتیب در این دایره ی معیوب، برادر دچار احساس خودکم بینی و غضب بیشتری شده بود.

زمانی که مراجع من به دفترم آمد و از برادرش شکایت کرد، برایش دلیل رفتارهای برادرش را توضیح دادم و به او سفارش کردم زمانی که از رفتارهای برادرش به ستوه می آید، به جای مشاجره و پرخاش، در درجه ی اول از شگرد تخلیه ی هیجانی- تنفسی استفاده کند و سپس از شگرد محبت و توجه. بدین ترتیب استفاده از این روش ها، باعث شد دیگر مراجع من در کنار برادرش دچار خشم و عصبانیت نشود و به مرور روابطشان رو به بهبود گذاشت؛ بدین معنا که سرانجام با ایجاد تغییر در رفتارهای مراجعم، تحولاتی در رفتارهای برادرش نیز شروع شد. دیگر برادرش نیازی در خود نمی دید که خود را فردی همه چیزدان نمایش دهد و دیگر از سخنرانی و نطق کردن برای او دست برداشت و به تدریج به خواهرش نیز فضای صحبت و گفتگو و اظهارنظر داد. یعنی زمانی که به این باور رسید که مورد پذیرش و قبول دیگران است، دیگر لزومی ندید با ادی همه چیزدانی درآوردن به اثبات خود نزد دیگران متوسل شود. زمانی که خواهرش دست از ملامت و نادیده گرفتن او برداشت و در عوض شروع به پذیرش او و تمجید از دانسته ها و دانش او کرد، روابطشان در همه ی زمینه ها رو به بهبود گذاشت. اکنون اطلاع دارم که آنها نه تنها برای یکدیگر بهترین خواهر و برادرند بلکه صمیمی ترین دوستان یکدیگر نیز به شمار می آیند.

28. یخچال های بی عاطفه

وقتی با افراد این گروه سروکار پیدا می کنید، از سردی و بی اعتنایی شان متعجب خواهید شد، طوری که حتی ممکن است دلتان بخواهد کاری کنید که قدری عاطفه و هیجان در آنها به وجود آورید تا بلکه تکانی به خود بدهند. اما بدانید که در بسیاری از موارد حتی داد زدن و فریاد کشیدن بر سر اینها نیز نه تنها باعث تغییر روش شان نخواهد شد بلکه ممکن است بیش از پیش باعث منزوی شدنشان شود. بهترین شگردهایی که در رابطه با این دسته از افراد مؤثر است شگرد تخلیه تنفسی- هیجانی و شگرد بذل مهربانی همراه با توجه است. با به کارگیری چنین شیوه هایی، فردِ به اصطلاح بی عاطفه، بر اثر اینکه می بینید پذیرفته شده، احساس امنیت خاطر بیشتری خواهد کرد و از لاک خود درمی آید و بیشتر در اطراف شما خواهد پلکید.

افراد این دسته، اغلب در نگاه دیگران مانند کوه یخ هستند. آنها خود نمی خواهند این گونه باشند ولی به این دلیل اینکه در طی دوران تربیت خود یاد نگرفته اند چگونه با دیگران تعامل داشته باشند و چگونه خود و احساساتشان را ابزار و مطرح کنند، در این قالب فرو می روند. ترس اینها از این است که به طور صحیح نتوانند عواطف و احساساتشان را بروز دهند و باعث شوند دیگران به آنان به چشم ابله نگاه کنند. روش دیگری که در ارتباط با آنها می تواند مؤثر باشد شگرد توسل به شوخی است. استفاده از این روش ممکن است باعث شود احساسات و عواطف درونی شان را با شما در میان بگذراند و حتی اگر با شوخ طبعی بتوانید باعث خنده و شادی آنها شوید، چه بسا آغاز ارتباطی دوستانه را رقم زنید.

دسته ای دسته ای از این افراد هم هستند که احساساتِ خود را پنهان نمی کنند، ولی می بینیم که در گفتگو و مباحثه با دیگران توانایی و مهارت های اندکی دارند و اغلب با لحنی یکنواخت و بی روح با دیگران صحبت می کنند. در برخی موارد نیز شگرد پرسش توأم با آرامش نیز می تواند به شما کمک کند تا دریابید احساس آنها در مورد یک اتفاق، فردی دیگر، یا شرایطی خاص، چیست.

29. بدبین های منفی باف

من تا به حال با تعدادِ زیادی از این آدم های بدبین و منفی باف در هالیوود سرو کار داشته ام؛ افرادی که سالیانِ سال در ناامیدی و سرخوردگی به سر می برند. در اصل، دلیل بدبینی و منفی بافی شان نیز تجربه های تلخِ به سر بردن در لابه لای چرخ دنده های هالیوود است. فشار رقابت در هالیوود و تلاش برای ماندگاری در آن به قدری بالاست که این افراد برای حفظ موقعیت و کار خود به مرور تبدیل به انسان هایی منفی باف و بدبین شده اند. اینها به خوبی می دانند که اگر یکی از پروژه هایشان با شکست مواجه شود یا تصمیمی غلط در زمینه ی کار و برنامه هایشان اتخاذ کنند، به سادگی مانند زباله دور اندخته می شوند. پس به مرور به افرادی تبدیل می شوند که نسبت به همه بدبین، در ترس دائم، و به دیگران ظنین هستند.

در رویارویی با چنین افرادی هر دو شگرد رویارویی مستقیم و پرسش های توأم با آرامش به آنها کمک می کند، ترس های ناشی از بدبینی و بدگمانی دائم خود نسبت به امور و تصمیماتشان را تخفیف دهند و به این ترتیب نه تنها اعتماد به نفس از دست رفته ی خود را باز می یابند بلکه به شما نیز بیش از پیش اعتماد پیدا می کنند.

از جایی که مهم ترین دلیل بدبینی و بی اعتمادیِ این افراد به دیگران و اتفاقات اطرافشان ترس های آنان است، شما باید به هر طریق که می توانید به آنان ثابت کنید در رابطه با آنان نیت سوء ندارید و فردی قابل اعتماد هستید. بدین ترتیب وقتی که باور کنند شما قصد آسیب زدن به ایشان و سوءاستفاده از آنان را ندارید، در کنار شما احساس آرامش و امنیت می کنند.

از آنجا که شما برای تحمل افراد بدبین و به صبر و برباری نیاز فراوان دارید، به کار بردن شگرد تخلیه ی هیجانی- تنفسی در کاهش تشویش و فشار عصبی ناشی از مراوده با آنها می تواند بسیار به شما کمک کند.

اگر شما با استفاده از روش های ذکر شده، به خصوص شگرد توجه توأم با مهربانی بتوانید حمایت و تأیید لازم را برای آنان فراهم کنید، خواهید دید که به تدریج با شما به گونه ای دیگر برخورد خواهند کرد و حتی ممکن است با شما دوستی بسیار نزدیکی بر پایه ی اعتماد برقرار کنند.

هر چند ممکن است صورت دیگر مسئله این باشد که اینها به هیچ وجه حمایت و دوستی یا کمک های شما را که از سرِ خیرخواهی است نپذیرند و همچنان به رفتارهای بدبینانه و قضاوت های شک آلود خود ادامه دهند و در این راه پافشاری کنند و محبت های خیرخواهانه ی شما را به حسابِ سوءاستفاده یا سوءنیت شما بگذارند و توش و توان شما را به یغما برند؛ تا جایی که باعث آزار و سلبِ آرامش شما شوند. در این صورت شما دیگر ناجار به تحمیل خود و ادامه دادن به رابطه ی دوستانه و خیرخواهانه تان نخواهید بود و حتی در صورت تمایل می توانید با این افراد محترمانه قطع رابطه کنید تا شاید خود به فکر راه حل ها و درمان های روان پزشکیِ حرفه ای تر بیفتند.

30. آتش بیاران معرکه

به منظور مقابله با چنین گروه خطرناکی دو راه حل کلی بیشتر وجود ندارد: نخستین روش شگرد پرسش توأم با آرامش است، که با استفاده از آن در همان گام های نخست به آنها می فهمانید به اصطلاح دستشان را خوانده اید و باید بازی شان را همان ابتدا متوقف کنند.

زمانی که شما زیرکانه چنین فردی را موردی پرسش قرار می دهند، خواهید دید که از ناراحتی و عصبانیت چون مار به خود می پیچد و احساس ناراحتی می کند، و چه بسا در انتها بگوید: «من فقط شوخی کردم!» یا: «فقط کنجکاو بودم که پرسیدم!» مثال آن خانم آرایشگر را به یاد بیاورید! آرایشگری که موذیانه به طریقی غیرمستقیم به مشتری اش گفت دختر نوجوانِ وی لاابالی است و احتمالاً پایش به کارهای ناشایست باز شده ...! در چنین حالتی مشتری مذکور به جای زنگ زدن به دخترش و پرخاش و مرافعه با او، می بایست با استفاده از شگرد پرسش توأم با آرامش از آرایشگر می پرسید:

مادر: «چی باعث شده که خیال کنی که اگر مدرسه ی دخترِ من مدرسه ی خوبی نیست، دختر من هم دختر خوبی نیست؟»

آرایشگر: «خوب، من از این طرف و آن طرف خیلی چیزها به گوشم می رسد. مخصوصاً در سنی که دختر شما هست، عجیب نیست از این کارها بکند!»

مادر: «تا به حال شما دخترِ مرا دیده ای، یا تا به حال شخصاً با او صحبت کرده ای؟»

آرایشگر: «خیر!»

مادر: «آیا شما از دوستانِ دختر من هستید؟»

آرایشگر: «خیر!»

مادر: «آیا شما دختر من و دوستانش را در این طرف و آن طرف تعقیب کرده و دیده اید که کارِ خلاف و بد می کنند؟»

آرایشگر: «خیر!»

مادر: «شما خودتان هم بچه دارید؟»

آرایشگر: «خیر!»

مادر: «شما می دانید که درخانه ی ما چه می گذرد و ما چگونه فرزندانمان را تربیت کرده ایم؟»

آرایشگر: «خیر! من خواستم به شما تذکر بدهم مبادا مشکلی برای دخترتان پیش آید!»

مادر: «خیلی ممنونم که این قدر لطفف داری! اما باید بدانی که در منزل ما و در رابطه با فرزندان، همه چیز به دقت زیر نظر است و نیازی به دلسوزی شما نیست!»

با چنین روشی آرایشگر فضول خواهد فهمید که نمی تواند با شما و مسائل زندگی شما این گونه بازی کند.

در بسیاری موارد در مواجهه با آدم های فضول و مشکل آفرین، می توانید از شگرد رویارویی مستقیم یا به قولی کنار گذاشتن رو دربایستی استفاده کنید. بدین ترتیب به آنها می فهمانید که از نیت واقعی آنها آگاه اید. برای مثال:

آرایشگر: «بهتر است مراقبِ دخترتان باشید! من مطمئنم که پایش به کارهای ناجور کشیده شده!»

مادر: «خانم محترم! اگر شما این زمانی را که صرف هیزم کشی و فضولی در زندگیِ مشتریان و ایجاد مشکل برای آنها می کنید، صرف پیشرفت در کارتان کرده بودید، الان کار و کاسبی تان خیلی بهتر از این بود!»

استفاده از شگرد شوخی هم می تواند به چنین فردی بفهماند که شما برای او و صحبت هایش ارزشی قائل نیستید و از نیتِ او آگاهی دارید. در مثال قبلی مادر می توانست بگوید: «این های که می گویی که خودت را سرگرم کنی، ولی من می دانم که تو عادت به فکر کردن نداری- فقط چشمانت را می بندی و دهانت را باز می کنی!» در این مورد هر چه مستمسک مزاح و دست انداختن چنین فردی در چنته دارید به کار ببرید تا بفهمد شما ملعبه ی بازی های ابلهانه اش نمی شوید. در برخورد با این دسته افراد تأکید می کنم در اینکه به او نشان دهید دستش را خوانده اید کوتاهی نکنید، حال می خواهد گفته های این آرایشگرِ مثال ما در مورد دختر شما یا در مورد دختر فرد دیگری باشد.

بیشتر بخوانید:

مناسب ترین شیوه ها برای مقابله با افراد سمی(قسمتهای دیگر)

30نوع مختلف افراد سمی

10 شگرد برای رویارویی با افراد سمی

منبع: آدم های سمی - لیلیان گلاس

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی و اجتماعی


 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: