حقوق خبر
پرویز درگی

چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار (قسمت 8)

مدیریت علم و هنر، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری، نظارت و کنترل و ایجاد هماهنگی بین منابع مشهود و نامشهود سازمان نظیر منابع انسانی، منابع مالی، منابع فیزیکی، منابع اطلاعاتی و همچنین اعتبار و هویت سازمان برای نیل به اهداف از پیش تعیین شده با عنایت به قوانین و عرف جامعه است


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

ارتقای مهارت های شخصی در کسب و کار

گفتار دوازدهم

۱۳ درس گفتار؛ ۱۳ پله ی صعود

 

"زبانت را تبدیل به گل سرخ کن تا از سخنت عطر دل انگیز برخیزد"

"ماهاتما گاندی"

در اینجا به معرفی کلکسیونی ارزشمند از ۱۳ درس گفتار منتخب از لابه لای کتابها می پردازم. قوانینی که در عین سادگی دست کم ۱۳ پله شما را از نردبان موفقیت بالا می برند.

1- ادراک ۲۰ / ۲۰- مراقب سندرم "از قبل می دانستم" باشید

گاهی افراد پس از آنکه نتیجه ی رویدادی عیان شد، به این اشتباه می افتند که ما از قبل نتیجه را می دانستیم و به قول ضرب المثل معروف: معما چو حل گشت آسان شود!

نام دیگر این سندرم ادراک ۲۰ / ۲۰ است و افراد مبتلا چنین تصور می کنند که علامه ی دهر بوده و بی نیاز از هرگونه اطلاعاتی از پیش دانای بر مسائل هستند.

مشکل چنین سندرمی اینجا است که گاهی انسانها دیگر نیاز به اطلاعات را احساس نمی کنند و بی گدار به آب می زنند. فراموش نکنید که با آنکه اقبال و اتفاق امری انکارناپذیر است، ليکن بهره مندی و تجهیز بودن به اطلاعات موضوعی حیاتی است.

2- آزمونهای ۳۰ روزه برای یک عمر آرامش؛ به مدت ۳۰ روز چیز جدیدی را امتحان کنید

چنانچه می خواهید قابلیتهای خود را رشد دهید و شکوفا کنید، عادتی را تغییر دهید و یا عادتی جدید را به مدت ۳۰ روز انجام دهید. در واقع عدد ۳۰ برای دستیابی به موفقیت را استیو پاولینا به کار برد. به گفته ی پاولینا، وی نیز عبارت "آزمون ۳۰ روزه" را از صنایع نرم افزاری به عاریت گرفته است که عموما نسخه ی آزمایشی محصول خود را به مدت ۳۰ روز به رایگان (نسخه های موسوم به آزمایشی یا Trial) در اختیار افراد قرار می دهند و همین امر عاملی برای خرید آن محصولات می شود (البته انتخاب مشتری در این اصل بسیار مهم است و لازم است مواظب کسانی باشید که هدفشان سواری رایگان است).

به اعتقاد پاولینا، کسب عادات پسندیده و جدید مستلزم تمرین کردن است. از آنجا که برخی از ساختارهای مغز انسان در برابر تغییر مقاومت نشان می دهند، به اعتقاد او بهتر است که عادات جدید با ترک عادات قدیم را به مدت ۳۰ روز اجرایی کنید و خواهید دید که این عادات جدید به زودی ملکه ی ذهنتان خواهند شد و تا مدتها آرامش و تندرستی را برایتان به ارمغان می آورند.

به طور کلی شرطی سازی کلید تغییرات پایدار است. اگر می خواهید عادتی کسب کنید یا عادتی را تغییر دهید، پس هر روز و بتدریج این کار انجام دهید. زیگ زیگلار، بازاریاب برجسته ی جهانی، در جمله ای طنز گونه می گوید، مردم اما می گویند که انگیزه دوامی ندارد، حمام کردن هم دوام ندارد و باید تجدید شود؛ به همین دلیل است که توصیه می شود "هر روز حمام کنید."

3- اثر زایگارنیک؛ اهمیت قدم اول در انجام کارها

اثر زایگارنیک به این موضوع اشاره دارد که تکالیف ناقص یا ناکامل، در مقایسه با تکالیف کامل برای مدت طولانیتری در حافظه می مانند.

این اصل که را اولین بار بلوما زایگارنیک در سال ۱۹۲۷ پیشنهاد کرد. این اصل می گوید: شخص تکالیف ناتمام خود را بهتر به خاطر می سپارد تا تکالیف تکمیل شده؛ به زبان ساده تر توضیح اصل زایگارنیک بدین صورت است:

ذهن ما عادت دارد که هر مسأله ای برایش روشن باشد، بدین رو هنگامی که به یک مسأله ی مبهم یا حل نشده برخورد کند تا زمانی که به پاسخ قانع کننده ای نرسد، در جستجوی پاسخ است. این دلیل خوبی است برای شروع و برداشتن قدم اول، در واقع مغز ما به گونه ای شکل گرفته که کاری را که نتواند به پایان برساند، از اساس شروع نکند. بنابراین ما ذاتا دوست داریم کاری را که شروع کرده ایم به سرانجام برسانیم، و دلیل آن ساختار مغزی و ذهن ما است.

4- قانون 80 / 2۰ : ۸۰ درصد از نتایج شما برآمده از ۲۰ درصد از تلاشهایتان است

قانون 80/ 2۰ را به عنوان قانون پارتو می شناسند. معنای این قانون چنین است که کیفیت بر کمیت ارجحیت دارد. برای مثال شما می توانید با ساعات کمتر کاری به نتایجی بسیار بهتر دست یابید.

نویسندگانی مثل ریچارد کُخ در کتاب "قانون فردی 8۰/ 2۰ : چگونه بر اساس ۲۰ درصدی که در آن به بهترین وجه عمل می کنید، بهترین باشید"، از راز افراد موفقی مثل وارن بافت، استیون اسپیلبرگ، بیل گیتس، و... رمزگشایی می کند. به اعتقاد کخ، این قبیل افراد کاری را که بهتر از سایرین از پس آن بر می آیند شناسایی و کشف کرده اند و عمده ی موفقیت خود را نیز مدیون همان هستند.

5- احساس اضطرار و فوریت؛ کلید تغییر

تغییر می تواند دشوار باشد. مردم با هزار عذر و بهانه و به هزار دلیل در برابر تغییر مقاومت می کنند. اما چاره ی آن ایجاد احساس اضطرار درونی است. می توان این کار را با تضاد آفرینی و تحریک هیجانی مغز با چیزهایی نظیر داستان گویی انجام داد. کاتلر نیز در کتاب خود با عنوان "احساس اضطرار" کلید تغییر را ایجاد احساس متقاعدکننده ای از اضطرار می داند.

6- از دل برود هر آنچه از دیده رود

برای آنکه احساس منفی را از خود دور کنید، چیزهایی که باعث ایجاد افکار منفی و افراد منفی باف را از دایره ی دید خود خارج کنید.

7- بودن یا شدن، مسأله دقیقا همین است؟

شاید شما نیز عبارت "بودن یا نبودن، مسأله این است" را در نمایشنامه ی زیبای هملت اثر شکسپیر شنیده باشید. اما دغدغه ی افراد خلاق و موفق عبور از بود و نبود و در واقع شدن است.

آنها می خواهند همواره وضعیت موجود را تغییر دهند و خوب بودن از نظر شان کافی نیست.

8- خوشبینی آموخته شده؛ خوشبینی مهارتی است قابل آموختن

شخصیت "گلام" را در کارتون گالیور یادتان هست؟ همان شخصیتی که چهره درهمی داشت و مدام با لحنی خاص می گفت: "من می دونستم ... کارمون تمومه... من می دونستم!" تا حالا برایتان اتفاق افتاده که وقتی با کسی مواجه می شوید، بلافاصله بعد از چند برخورد ساده، شخصیت "گلام" در ذهنتان تداعی شود؟ در مورد خودتان چه طور؟ تا به حال به شما گفته اند که شبیه این شخصیت هستید؟

در دهه ی اخیر، روانشناسان مثبت گرا بیشتر بر توانمندیها، شایستگیها و داشته های انسان تأکید کرده و بر این باورند که هدف روانشناسی باید بهبود ارتقای سطح زندگی انسان و شکوفا کردن استعدادها و توانمندیهای به ودیعه نهاده شده در درون انسان باشد. مفهوم خوشبینی از مفاهیم مطرح شده در روان شناسی مثبت است.

دو دیدگاه عمده در مورد خوشبینی وجود دارد:

١- خوشبینی سرشتی که کارور مطرح کرد،

٢- و خوشبینی آموخته شده که سلیگمن آن را مطرح ساخت و از جدیدترین دیدگاهها در روانشناسی به شمار می رود. از این دیدگاه، خوشبینی امری است که می توان با راهکارهایی چند آموخت. در این حوزه کتابی نیز به نام "خوشبینی آموخته شده" از پرفسور سلیگمن موجود است که می تواند راهنمای شما در یادگیری خوشبینی باشد.

به قول مولوی:

پیش چشمت داشتی شیشه کبود

زان سبب عالم کبودت می نمود

این بیت به معنای آن است که چون نگاه ما به دنیا منفی است، همه چیز را تیره و تار می بینیم. اما خوشبختانه می توان خوشبینی را نیز مثل هر مهارت دیگری آموخت.

9- مظهر تغییری باشید که می خواهید در جهان ببینید

گاندی به زیبایی در جمله ای می گوید که "شما باید مظهر تغییری باشید که می خواهید در جهان ببینید." او در جمله ی دیگری بیان می دارد که، به عنوان انسان بزرگترین دروغ ما در مورد توانایی مان در ساخت دوباره جهان نیست بلکه، توانایی ما در ساخت مجدد خودمان است.

شاید ذکر حکایتی پند آموز در این حوزه خالی از لطف نباشد؛ می گویند روزی پدری در حال خواندن روزنامه بود، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد. بالاخره حوصله ی پدر به سر آمد و صفحه ای از روزنامه را که نقشه ی جهان را نمایش می داد، جدا و تکه تکه کرد و به پسرش داد.

"بیا کاری برایت دارم یک نقشه ی دنیا به تو می دهم، ببینم می توانی آن را مثل یک پازل و درست مثل اول بچینی؟"

و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت؛ می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است.

اما یک ربع بعد پسرک با نقشه ی کامل برگشت. پدر با تعجب پرسید، "مگر تو از جغرافيا سر در می آوری؟"

پسرک پاسخ داد:

"جغرافی دیگر چیست؟ اتفاقاً پشت همین صفحه، تصویری از یک آدم بود، وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنیا را هم دوباره ساختم".

پیام این داستان این است که ساختن دنیا را بایستی با ساختن خود آغاز کنیم.

10- نظریه ی قوی سیاه: غير ممكن، غیر ممکن است

نظریه ی قوی سیاه اشاره به اتفاقات بسیار نادر و مهمی دارد که به طور معمول کسی انتظار وقوع آنها را ندارد.

در این حوزه کتابی به همین نام وجود دارد که به وسیله ی نسیم نیکولاس طالب به رشته ی تحریر درآمده است.

او در این کتاب چنين استدلال می کند که ما نباید هرگز امکان یا اهمیت رویدادهای نادر و غیرقابل پیش بینی را نادیده بگیریم. قبل از آنکه اروپاییها، استرالیا را کشف کنند، هیچ دلیلی وجود نداشت تا باور کنیم قوهایی به رنگی غیر از سفید هم می توانند وجود داشته باشند. اما با کشف استرالیا، قوهای سیاه هم کشف شدند و اینگونه شد که ما در باور راسخ خویش تجدیدنظر کردیم. این کتاب بر آن است تا مردم درباره ی ناشناخته ها و غیر محتمل ها تفکر و تأمل کنند.

قوی سیاه او سه خاصیت دارد:

1- احتمال وقوع آن طبق پیش بینی ها بسیار پایین است.

2- هر چند احتمال وقوع آن پایین است، اما وقتی که رخ می دهد تأثیری شگرف و گسترده بر جای می گذارد.

3- مردم آمدن آن را قبل از وقوع متصور نیستند.

اگر شما قوهای سیاه را نادیده بگیرید، چیزی نصیبتان نخواهد شد. به نظر نیکولاس طالب، اگر ریسک کردن هزینه ی زیادی نداشته باشد، باید تا هر اندازه می توانیم آن ریسک را بپذیریم.

برای آنکه قوهای سیاه مثبت را ببینید، نباید از اشتباه بهراسيد، و به قول انیشتین "آنکه هیچ اشتباهی نکرده است هیچ چیز تازه ای را امتحان نکرده است".

11- اقیانوس آبی کلید دستیابی به موفقیتی به وسعت اقیانوس- استراتژی رقابت در بازار بی رقیب

استراتژی اقیانوس آبی رویکرد جدیدی از استراتژی و نوآوری است که هدف آن رشد و عملکرد پایدار است. برخلاف استراتژی رقابتی که شرکتها به طور معمول سعی می کنند به جای خلق ارزش، در واقع ارزش موجود را تقسیم یا تصاحب کنند. منطق استراتژی جدید بر پایه ی تعدادی اصول بنیادی است که به دنبال خلق ارزش برای تمام طرفین است. در جایی که رقابت وجود دارد رقابت نکنید!

یک فضای بازار جدید بدون رقیب بیافرینید و هم تمایز وهم کاهش هزینه ها را در سرلوحه ی کار قرار دهید.

چان کیم و رنه مابورن در کتاب خود با عنوان استراتژی اقیانوس آبی، به ما می آموزند که موفقیت پایدار از ایجاد اقیانوسهای آبی پدید می آید، که بازارهایی دست نخورده و جدید هستند.

12- اثر مارشمالو؛ آینده نگری

مارشمالو نوعی شیرینی اسفنجی است که طرفداران بسیاری دارد. کل این نظریه بر این امر استوار است که اگر چنانچه بتوانید کامرواسازی خود را به تعویق بیندازید، می توانید نتایج بیشتری بگیرید.

در آزمایشی که روی کودکان انجام گرفت، میزان مقاومت آنها در برابر این شیرینی مورد سنجش قرار گرفت. کودکانی که می توانستند از رضایت آنی خود صرف نظر کنند می توانستند بعداً به جای یک شیرینی دو شیرینی دریافت کنند.

نتایج تحقیقات استفورد حاکی از آن بود که کودکانی که دارای خود کنترلی هستند و خشنودسازی خود را می توانند به تعویق بیندازند، در مدرسه نیز عملکرد بسیار بهتری دارند. آنها به خاطر لذت بیشتر در اینده، عیش امروز را به تعویق می اندازند نه آنکه سرکوب کنند و به قول شاعر:

عیش امروز علاج غم فردا نکند

مستی شب ندهد سود به خمیازه ی صبح

به عبارتی این عده، آینده محور هستند و با نیم نگاهی عبرت آموز به دیروز، سودای فرداهای بهتر را در سر دارند.

13- هوش جمعی؛ روش دلفی برای یافتن بهترین پاسخ ها

معبد دلفی نام مکانی است باستانی در یونان؛ دلفی جایی بوده که یکی از چهار مسابقه ی سراسری یونانیان در آن برگزار می شده است. یونانیها دلفی را مرکز زمین می پنداشتند و آن را ارج می نهادند.

دلفی محل تشکیل جلسات نمایندگان یونان باستان بوده است. جایی که مشکلات آتن به رأی دانشمندان آن زمان گذاشته می شد. نام دلفی بعداً به عنوان یکی از تکنیکهای آینده پژوهی و راهگشایی از بسیاری از دغدغه های آینده شناخته شد.

روش دلفی از جمله موارد روش کلان توفان فکری است که در حقیقت اجماع صاحبنظران روی مسأله ای خاص است. از این روش می توان برای دستیابی به بهترین گزینه استفاده کرد، با این حال فراموش نکنید که تصمیم گیر نهایی خود شما هستید.

گفتار سیزدهم

فهرست بازبینی (چک لیست) مدیریت و رهبری کسب و کار

مدیران موفق از نبوغی خاص بهره مندند تا آنجا که قادرند جان کلام را از میان دریایی از اطلاعات صيد کنند و به سرعت در اختیار زیر دستان خود قرار دهند. (جان گریندل)

مدیریت علم و هنر، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری، نظارت و کنترل و ایجاد هماهنگی بین منابع مشهود و نامشهود سازمان نظیر منابع انسانی، منابع مالی، منابع فیزیکی، منابع اطلاعاتی و همچنین اعتبار و هویت سازمان برای نیل به اهداف از پیش تعیین شده با عنایت به قوانین و عرف جامعه است.

به زبان ساده تر، مدیریت عمل توازن برقرار کردن بین فعالیتهای متضاد و متعارض است. مدیریت باید خود عامل تحرک سازمانی باشد و همکاران را با جان و دل و مغزشان در راستای اهداف سازمانی راهنما بوده و الگو

باشد.

به زبان ساده، مدیریت یعنی هنر به حرکت در آوردن و ایجاد تکاپو در یه های ساکن و ایجاد روحیه ی مشارکت و همدلی در سازمان.

مدیران توانمند واجد ویژگیها و مشخصه های منحصر به فردی هستند که در ادامه به شکلی فهرست وار به بررسی آنها می پردازیم. در واقع این فهرستهای بازبینی (چک لیست) به منزله ی نقشه ی راهی برای تبدیل شدن به یک مدیر شایسته و توانمند است که در کمترین زمان ممکن می توانید شما را به عنوان مدیر، به سر منزل مقصود برساند.

10 شاخصه ی اساسی مدیریت و رهبری در کسب و کار

1- به عنوان یک مدیر، شنونده ی خوبی هستم (نه گوینده ی ماهری ). در ابتدا تلاش دارم تا افراد را درک کنم و به آنها گوش دهم.

2- به عنوان یک مدیر برای دیگران الگوسازی می کنم، الگوهایی که دیگران با جان و دل بخواهند که از آن پیروی کنند.

3- به عنوان یک مدیر، بازخوردها را دریافت می کنم و در مقابل با این بازخوردها انطباق می یابم.

4- به عنوان یک مدیر، چشم اندازی روشن و اقناع گر و الهام بخش تعیین می کنم.

5- به عنوان یک مدیر آنچه را که وعده ی انجامش را داده ام به سرانجام می رسانم.

6- به عنوان یک مدیر، زمان را صرف امور مهمتر می کنم.

7- به عنوان یک مدیر، سعی دارم تا خادم دیگران باشم.

8- به عنوان یک مدیر، همواره در پی راههایی برای ساده سازی امور هستم.

9- به عنوان یک مدیر، برحسب شرایطی که در آن قرار دارم سبک مدیریتی خود را بین سبک مشتری-محور و وظیفه محور تغییر می دهم.

10- به عنوان یک مدیر سبک رهبری خود را بر حسب نیاز در جهت انگیزش زیر دستانم تغییر می دهم و یا مدیریت خود را بر اساس نیازها یا توانمندیهای تیم تنظیم می کنم.

بیشتر بخوانید:

چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار(قسمتهای دیگر)

منبع: چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار - پرویز درگی

پایگاه خبری حقوق نیوز - کسب و کار


 



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
سرخط خبرها: