حقوق خبر

موفقیت تحصیلی (قسمت 1)

هویت مهم ترین دستاورد رشد است. زمینی مطمئن برای گام برداشتن و نیز قطب نمایی دقیق برای تعیین جهت است.

موفقیت تحصیلی (قسمت 1)

پایگاه خبری حقوق نیوز

موفقیت تحصیلی

هویت خود را مشخص کنید

هویت یعنی این که بدانیم که هستیم، چه می خواهیم، چرا می خواهیم، چه قدر می خواهیم، چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. هویت مهم ترین دستاورد رشد است. زمینی مطمئن برای گام برداشتن و نیز قطب نمایی دقیق برای تعیین جهت است.

کسی که به هویت منسجم دست نیافته، مانند فردی است که بدون داشتن مهارت بخواهد روی زمین یخی گام بردارد. وقتی دارای هویت مشخص شدیم می توانیم جایگاه مشخصی برای خود پیش بینی کنیم. و بدانیم مهم ترین نقش ما چیست. مثلاً بدانیم که مهم ترین نقش ما دانش آموز یا دانشجو بودن است. سپس هدف گذاری کنیم، یعنی بدانیم چه چیزهایی می خواهیم و متناسب با مهم ترین نقشی که داریم اولویت های خود را تعیین کنیم. یعنی آگاه باشیم که بیشترین انرژی و وقت خود را کجا به کار ببریم و تأثیر عوامل فردی و محیطی را ارزیابی کنیم و تشخیص بدهیم که عوامل فردی مثبت و منفی کدام و عوامل محیطی مثبت و منفی کدام است.

نحوه ی برخورد ما با توجه به عوامل فردی و محیطی مشخص می شود. یعنی باید سعی کنیم که تأثیر عوامل مثبت را به حداکثر و تأثیر عوامل منفی را به حداقل برسانیم. مثلاً: من ۱۷ سال دارم. دانش آموز هستم. می خواهم در عملکرد درسی موفق باشم. چون از طریق عملکرد موفق در سی زندگی بهتری خواهم داشت. حاضرم برای کسب رضایت بیشتر و داشتن زندگی بهتر تلاش زیادی بکنم. مهم ترین نقش من در حال حاضر این است که من یک دانش آموز هستم. با این که در تیم ورزشی مدرسه عضوم، به کلاس نقاشی می روم، به مطالعه علاقه دارم، در انجمن های خیریه فعالیت می کنم و... ولی مهم ترین نقش من دانش آموز بودن من است. و بیشترین انرژی و وقتم را باید صرف تحصیلاتم بکنم و مهم ترین دستاورد من تحصیل است.

اما اگر یک دانش آموزی دانشجو، به طور حرفه ای ورزش کند، و مثلاً عضو تیم ملی نوجوانان یا بزرگسالان شود، در آن صورت مهم ترین نقش او ورزش است و بیشترین انرژی و وقت او باید صرف ورزش شود.

یک دانش آموز باید بتواند عوامل فردی مثبت خود را به این شکل ارزیابی کند که: من می دانم چه می خواهم. انگیزه های قوی دارم، مسئولیت اعمال خود را می پذیرم، هیجانات خود را خوب مهار می کنم، می توانم خوب برنامه ریزی کنم.

عوامل فردی منفی من این است که: مسامحه میکنم. در اجرای برنامه ثبات ندارم، ناکامی ها من را دلسرد می کند. گاهی مواقع حواسم پرت می شود و به بعضی درس ها علاقه ندارم و..

عوامل محیطی مثبت من این است که: مدرسه خوبی دارم. همکلاسی های درس خوانی دارم. پدر و مادرم به درس خواندن من اهمیت می دهند.

عوامل محیطی منفی من این است که در خانه ما جر و بحث زیاد است.

با برادرم اتاق مشترک دارم و سر خیلی از موضوعات با او مشکل دارم. بعضی از دوستانم درس خوان نیستند و خیلی از اوقات از من می خواهند وقتم را با آنها بگذرانم و...

همین امروز یک برگ کاغذ بردارید و بنویسید:

1. چه هویتی دارید، چه اهدافی دارید، مهم ترین نقش شما چیست؟

2. اولویت های خود را تعیین کنید. عوامل مثبت و منفی فردی و محیطی خود را مشخص کنید.

3. به راه حل هایی فکر کنید که عوامل مثبت و تأثیر آنها بیشتر شود.

4. به راه حل هایی که باعث شود عوامل منفی و تأثیر آنها کمتر شود.

در قسمت های بعدی پاسخ بسیاری از سؤالات را خواهید گرفت و با راه حل های زیادی آشنا خواهید شد. بعد از خواندن مقاله دوباره به این قسمت برگردید و راه حل ها را آن طور که مناسب شماست، انتخاب و تعدیل کنید.

اهداف دراز مدت خود را بنویسید

با دانستن هویت کلی زندگی، می توانید اهداف دراز مدت خود را تعیین کنید. بیایید تمرینی انجام دهید:

سال قبل خود را تصور کنید که چه فکرهایی می کردید و چه رفتارهایی داشتید.

حالا که به ده سال قبل فکر می کنید. چه ارزیابی ای دارید؟ چه کارهایی می توانستید بکنید و نکردید؟ چه کارهایی نمی بایست انجام بدهید و انجام دادید؟

اگر دوباره به همان زمان برگردید چگونه رفتار می کنید؟ ما بسیاری از اوقات افسوس گذشته را می خوریم اما باید به یاد داشته باشیم که همین امروز به نسبت پنج و ده سال آینده ماگذشته ای است که می توانیم رفتارهای درست بیشتر و رفتارهای نادرست کمتر داشته باشیم. در واقع با نگاهی به گذشته، می توانیم آینده را بهتر بنا کنیم. پنج سال بعد می خواهید که باشید؟ کجا باشید؟ چه موقعیتی داشته باشید؟ چه دستاوردی داشته باشید؟

چه عواملی به شما کمک می کند به اهداف خود برسید؟ چه عواملی مانع می شود که به اهداف خود برسید؟ چگونه می توانید عوامل کمک کننده را مؤثرتر کنید و موانع را بی اثرتر نمایید؟ و همین طور برای ده سال بعد می خواهید که باشید؟ و...

اولویت ها را تعیین کنید

اغلب ما در زندگی با مسئولیت ها و وظایف مختلفی مواجه می شویم در بسیاری از اوقات علائق یا اهداف متنوعی داریم یا سؤالات مهمی داریم که باید پاسخ آنها را پیدا کنیم یا در محیط اطراف و اجتماع ما وقایعی اتفاق می افتد که دلمان می خواهد در آنها فعالیت کنیم. در این مواقع ما گیج می شویم که چه کاری را باید انجام دهیم، وقتمان را چگونه بگذرانیم. ممکن است برای موضوعی انرژی بگذاریم که اهمیت چندانی در زندگی ما نداشته یا برای موضوعاتی وقت صرف کنیم که باعث می شوند از کارهای مهمتر باز بمانیم. می توانید ده تا از مهم ترین هدف های خود را بنویسید.

1. به مسائل بین والدینم بپردازم.

2. از مسائل اجتماعی و اقتصادی سردرآورم.

3. درس بخوانم.

4. به مسائل عاطفی خود بپردازم.

5. به عنوان فوق برنامه در یک رشته هنری وقت صرف کنم.

6. به دنبال جواب برای سؤالات فلسفی خود باشم.

7. زبان انگلیسی ام را تقویت کنم.

8. وزنم را کم کنم.

9. تمرینات ورزشی انجام دهم.

10. به تفریحاتم بپردازم.

براساس هویتی که برای خود تعیین کرده اید آنها را روی خطوط موازی اولویت ها ببرید.

با نگاه کردن به این خطوط در هر زمان می توانید بفهمید کدام خط مهمتر است و در اولویت شما قرار دارد. البته ممکن است در موقعیتی دیگر، تعداد اهداف شما تغییر کند، یعنی اهداف شما کم یا اضافه شوند یا با همان سابق اولویت های تان عوض شوند.

مثلاً برای دانش آموز یا دانشجویی که اولویت مهم او درس خواندن است اگر به سختی بیمار شود، مراقبت از خود و دستیابی به سلامت، به اولویت مهم تبدیل می شود. یا مثلاً دانشجویی که در طول تحصیلات دانشگاهی مهم ترین اولویتش درس خواندن است، بعد از پایان تحصیلات، جست وجوی کار یا جست وجوی فردی برای ازدواج، در اولویت برنامه های او قرار می گیرد.

به یاد داشته باشید ممکن است اولویت ها تغییر کند اما یک موضوع، همیشه ثابت است: این که بدانیم در لحظه ی حاضر و موقعیت فعلی اولویت های ما کدامند.

وضعیت خود را مشخص کنید

حتماً آن بازی دوران کودکی را به یاد دارید که باید راه رسیدن خرگوش به هویج را پیدا می کردید.

هویج در مربع بود و خرگوش در زاویه ی روبه رو قرار داشت. چندین راه پیش روی خرگوش بود که همه جز یکی غلط بود. یعنی بن بست بود و او را به نتیجه ی (هویج) نمی رساند. حتماً یادتان می آید که چطور موفق می شدید این بازی را انجام دهید: از هویج به طرف خرگوش می رفتید. وقتی هویج (هدف) مشخص باشد، مسیر او به سمت خرگوش (شما) مشخص است.

در واقع وقتی اهداف ما مشخص باشد به راحتی می توانیم مسیر را بیابیم اما این همه ی موضوع نیست دانستن مقصد به علاوه تلاش و حرکت، ما را به نتیجه می رساند.

چهار کشتی را در نظر بگیرید:

1. مقصد نامعلوم و موتور خاموش

2. مقصد نامعلوم و موتور روشن

3. مقصد معلوم و موتور خاموش

4. مقصد معلوم و موتور روشن

بدیهی است که فقط کشتی شماره چهار به مقصد می رسد.

بعضی افراد در سفر زندگی حالت اول را دارند: نه می دانند چه می خواهند و نه تلاش می کنند بعضی حالت دوم را دارند: تلاش می کنند یا حتی بسیار هم تلاش می کنند. اما نمی دانند چرا و به کجا می روند؟

بعضی حالت سوم را دارند یعنی دقیقاً می دانند چه می خواهند، اهداف خوبی هم دارند اما تلاش نمی کنند.

و بعضی حالت چهارم را دارند یعنی می دانند چه می خواهند، چرا می خواهند، چه قدر می خواهند و چطور می خواهند.

منظور از مشخص کردن وضعیت خود، این است که بدانید در کدام حالت هستید و به یاد داشته باشید کشتی فقط در حالت چهارم به مقصد می رسد.

برای دستیابی به اهداف از روش «پنج مرحله ای» استفاده کنید

روش «پنج مرحله ای» یک روش معقول برای دستیابی به اهداف است. وقتی اهدافتان را مشخص کردید، آن را به قسمت های هر چه کوچکتر تقسیم کنید و برای هر واحد کوچک، از روش پنج مرحله ای استفاده کنید. مثلاً:

می خواهم امسال طبق این برنامه درسی، فعالیت کنم...

می خواهم در این ترم تحصیلی این برنامه را داشته باشم....

می خواهم در این ماه تحصیلی این برنامه را داشته باشم.....

می خواهم در این ماه طبق این برنامه عمل کنم.....

برنامه ی این هفته من این است...

برنامه ی امروز من این است..

برنامه ی این نوبت درسی من این است...

1. هدف گذاری کنید. مثلاً: می خواهم یک ساعت درس بخوانم.

2. برنامه ریزی کنید. مثلاً: به اتاق می روم. تلفن را قطع می کنم. به مادر میگویم کسی مزاحم من نشود.

3. عمل کنید. مثلاً: در محل درس خواندن بنشینید و شروع کنید. بهتر است ساعتی را برای پایان وقت کوک کنید تا بدون نگاه کردن به ساعت بفهمید کی وقت تمام میشود.

4. ارزیابی کنید. مثلاً: در مرحله ی ارزیابی از خود بپرسید آیا توانستم به برنامه ام عمل کنم، یا نه؟

5. بازخورد دهید. مثلاً: اگر در مرحله ی ارزیابی در عملکرد موفق شده باشید، می توانید به خود جایزه بدهید و اگر موفق نشده باشید، دلیل را پیدا و رفع کنید.

بعد از مدتی خواهید دید که اجرای این روش به شما کمک زیادی می کند. بهتر است از ابتدای اجرای این روش به دستاوردهای کمی فکر کنید تا کیفی. یعنی با خود قرار بگذارید یک ساعت درس بخوانم یاده صفحه درس بخوانم یا ۶ مسئله حل کنم. و نه اینکه توجه و تمرکز یا میزان یادگیری یا میزان درستی پاسخ ها چه باشد. بعد از نهادینه شدن این روش به سراغ دستاوردهای کیفی بروید.

 

بیشتر بخوانید:

چگونه بدون استرس زندگی کنیم؟

رابطه ی والدین و نوجوان (چگونه با نوجوان خود رفتار کنید)

منبع: موفقیت تحصیلی- دکتر شکوفه موسوی

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: