حقوق خبر
حماسه آرش

پاییدن مرز و حماسه آرش (قسمت پایانی)

نـام آرش در منابع دوره ی اسلامی‌ به صورت‌های ارسناس‌، ارشسیاطیر‌ و ایرش، ارش‌ و بالاخره آرش شیواتیر آمده است. نویسندگان منابع این دوره،داستان و حماسه ی آرش را با‌ شرح‌ بیشتری‌ نگاشته‌اند که روایـت‌های آنـان‌،گاه‌ فقط‌ در جزییات با‌ یکدیگر‌ تفاوت‌ دارند

پاییدن مرز و حماسه آرش (قسمت پایانی)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

حماسه ی آرش

در متن‌های اوسـتایی نـام آرش بـه صورت ارخشه آمـده‌ کـه اغلب با صفت‌هایی بـه مـعنای «تیرانداز» و «بهترین‌ تیرانداز» همراه شده‌ است‌.

در بند ششم تیشتر یشت از آرش با صفت بهترین تـیرانداز آریـایی‌ یاد شده است‌ و ‌‌چالاکی‌ و تندی تـیشتر بـه تیر آرش مـانند مـی‌شود: تـیشتر ستاره ی رایومند فره‌مند را مـی‌ستاییم‌ که‌ تند‌ به سوی دریای‌ فراخکرت تازد،مانند آن تیر در هوا پران که آرش تیرانداز،بهترین‌‌ تیرانداز آریـایی از کـوه ائیریو خشوت به سوی کوه خـوانونت انـداخت.

بـار دیـگر در‌ بـندهای‌ 73 و 83 همین یشت، پس از تـوصیفی مـشابه‌ بند ششم، از سرنوشت تیر آرش یاد می‌شود: آنگاه اهورامزدا به او (تیر) نفخه‌ای بدمید (و امشاسپندان) و مهر دارنده ی دشـت‌های فـراخ، هـر دو از‌ برای او راه را مهیا ساختند. از پی آن‌ (تیر) اشی نـیک و بـزرگ و پارنـد سـوار گـردونه ی سـبک و چست، روان‌ شدند تا مدتی که آن (تیر) پران به کوه خوانونت فرود آمد‌ و در‌ خوانونت،آن بر زمین رسید.

در زبان پهلوی (فارسی میانه ی ساسانی) نام این شخصیت به‌ صـورت ارش یا آرش آمده است که صفت «شیپاک‌ تیر» دارد‌ و به‌ نظر،همین اصطلاح به صورت «شیواتیر» تحول می‌یابد و صفت آرش در متن‌های دوره ی اسلامی می‌شود.

در نوشته‌های پهلوی-که تاریخ نگارش آنها پس از اسلام و اغلب، سـده ی سـوم هجری‌/ششم‌ میلادی است- به حماسه ی آرش و شخصیت‌ او اشاره‌هایی شده است. از جمله باید نوشته ی کهن ماه فروردین روز خرداد را نام برد که در آن، نویسنده رخدادهای مهمی را‌ فهرست‌ کرده‌‌ است که همگی در روز‌ خـرداد‌ (روز‌ شـشم) ماه فروردین به وقوع‌ پیوسته‌اند یا در آینده رخ خواهند داد. بر پایه ی این متن،حماسه ی دلاوری آرش در این‌ روز‌ رخ‌ داده است و در ماه فروردین، روز خرداد، منوچهر‌ و آرش‌ شیواتیر (سـر) زمـین از افراسیاب تورانی‌ بازستدند».

در مـتن پهلوی مینوی خرد از آرش نامی به‌ میان‌ نیامده‌ است،ولی‌ پرسش بیست و ششم آن‌که به تقدیر می‌پردازد و از‌ سودمندی‌ آفریدگان انسانی سخن می‌گوید، درباره ی منوچهر چـنین آورده اسـت: و از منوچهر این سودها بـود کـه سلم و تور‌ را‌ به‌ کین ایرج که نیایش‌ بود (بکشت) و از آسیب رساندن به جهان‌ بازداشت‌ و از زمین‌ پدشخوارگر(-مازندران) تا بن‌گوزگ (-ناحیه‌ای میان گوزگان و جیحون)که افراسیاب گرفته بود، به پیمان‌ از‌ افـراسیاب‌ بـازستد و به‌ ملکیت ایرانشهر درآورد.

مترجم مینوی خرد در تعلیقات‌ کتاب‌ در‌ توضیح«از زمین‌ پدشخوارگر تا بن‌گوزگ»اشارهء این عبارت را به داستان تیراندازی‌ آرش‌ دانسته‌ است‌ و این داستان را بر پایهء مآخذ دوره ی اسـلامی و بـه‌ ویژه تـاریخ طبری ج 1 ص 534 و ج 2 صص‌ 299‌ و 799؛آثار الباقیه‌ ص 022 و غرر السیر (یا شاهنامهء ثعالبی) ص 701 به اختصار باز‌ می‌گوید‌:

اثر دیگری از آرش کـه در اسناد کهن یافت می‌شود،نقش روی‌‌ برخی‌ سکه‌های اشکانی است.

پاییدن مرز و حماسه آرش (قسمت پایانی)
 

بـر روی سـکه‌های نـخستین اشکانیان، تصویر فرمانروا با لباس‌ رسمی‌ سکایی‌، یا‌ در حقیقت پوشش سر مرسوم ساتراپ‌ها دیده‌ می‌شود که بـه ‌ ‌نـظر می‌رسد با نشان‌های ساتراپ‌های‌ عهد‌ هخامنشی‌ ارتباط دارد. گونه‌ای از این سکه‌ها (گونه ی RV ) گویا از سـکه‌های‌‌ سـاتراپی‌ آسـیای‌ صغیر وام گرفته است که بر روی آنها تصویر آپولون‌ سوار بر امفالوس دیده می‌شود‌. در‌ سکه‌های‌ اشـکانی به جای این‌ تصویر،نقش آرش، نیای افسانه‌ای سلسله ی اشکانیان آمده‌ است‌.

در شاهنامه فـردوسی داستان آرش و حماسهء او نیامده اسـت، ولی در چند جای شاهنامه‌ نام‌ آرش می‌آید که اغلب اشاره به افرادی‌ گوناگون از جمله پسران کیقباد‌، پهلوانی‌ در روزگار کیخسرو،آرش‌ مرزبان و یکی از‌ شاهان‌ اشکانی‌،دارند. اما چند مورد- از‌ دورهء ی ساسانیان- را هـم می‌توان یافت که به آرش کمانگیر اشاره دارند و از میان‌ آنها‌ یکی به صراحت از همین‌ شخصیت‌ یاد می‌کند‌.

چو‌ آرش‌ که بردی به فرسنگ تیر چو‌ پیروزگر‌ قارن شیرگیر

نـام آرش در منابع دوره ی اسلامی‌ به صورت‌های ارسناس‌، ارشسیاطیر‌ و ایرش، ارش‌ و بالاخره آرش شیواتیر آمده است. نویسندگان منابع این دوره،داستان و حماسه ی آرش را با‌ شرح‌ بیشتری‌ نگاشته‌اند که روایـت‌های آنـان‌،گاه‌ فقط‌ در جزییات با‌ یکدیگر‌ تفاوت‌ دارند.

شاهنامهء ثعالبی‌ (متعلق‌ به سدهء پنجم هجری) زمان وقوع حماسه ی آرش را روزگار زو پسر تهماسب می‌داند‌ و سپس‌ شرح داستان را می‌آورد که چکیده‌اش‌ چنین‌ اسـت:

چـون‌ به‌ روزگار‌ تهماسب، افراسیاب به ایران‌ لشکر کشید؛ بخشی‌ از آن را بگرفت و نوذر پادشاه ایران را بکشت، زمانه بر ایرانیان‌ دشوار‌ شد و قحطی و بیماری همه‌جا گسترش یافت‌. آنگاه‌ زو‌ پسر‌ تهماسب‌‌ بر تـخت نـشست‌ و چـون‌ سیاه افراسیاب نیز از طولانی شـدن جـنگ و کـمبود آذوقه در تنگنا بود، پسر میان افراسیاب و زو‌ گفتگوی‌ آشتی‌‌ آغاز شد. سرانجام بر آن شدند که‌ مرز‌ ایران‌ و توران‌، یک‌ تیر‌ پرتاب‌ آرش بـاشد. زو بـه سـاختن تیری فرمان داد که چوبش از فلان درخت و پرش از بال عـقاب فـلان کوه و پیکانش از آهن فلان معدن باشد. سرانجام‌ تیر آماده شد و آرش پیر که گویی خداوند او را برای این‌ آزمون و همین تـیراندازی زنـده نـگاه داشته بود، به کوهی از مازندران‌ برآمد و در برابر افراسیاب، تیر را کـه‌ افراسیاب‌ بر آن نشان گذاشته بود، در کمان نهاد و پرتاب کرد و در دم جان سپرد.

«پرتاب تیر هنگام برآمدن آفتاب بود.تـیر از مـازندران گـذشت و به‌ بادغیس رسید و تا خواست‌ فرود‌ آمد، چنان‌که می‌گویند به فـرمان‌ خـدای بزرگ،فرشته‌ای آن را به پرواز درآورد تا به خلّم از سرزمین بلخ‌ رساند.و در هنگام فرو‌ رفتن‌ آفتاب،در جایی که بـدان‌ کـوزین‌‌ مـی‌گویند، فرو افتاد.

چون تیر را از خلّم به مازندران آوردند و افراسیاب نشان خود را بـر آن دیـد و گـواهان هم بر فرود آمدن تیر‌ در‌ خلم گواهی دادند، از‌ دوری‌‌ پرتاب درشگفت افتاد و از پیمان‌شکنی تـرسید،زیـرا دانـسته بود که‌ کاری آسمانی است و ناگزیر باید بدان گردن نهاد. روایت طبری از داسـتان آرش،بـا روایت بالا تفاوت‌هایی‌ دارد‌؛ از جمله آن‌که، آرش پس از پرتاب تیر همچنان زنده می‌ماند و منوچهر- که داسـتان بـه روزگـار او رخ می‌دهد- وی را به سالاری لشکر و آموختن‌ تیراندازی به سپاهیان می‌گمارد.

روایت مقدسی‌ نیز کـمابیش هـمچون روایت ثعالبی است. در این‌ روایت نیز آرش پس از پرتاب تیر می‌میرد و نویسنده‌ با تردید بـه نـقش‌ نـیروهای آسمانی در پرتاب شگفت تیر آرش‌ اشاره‌ می‌کند‌.

ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه،آنجا که بـه جـشن تیرگان می‌پردازد، داستان آرش را با ‌‌شرح‌ بیشتری می‌آورد.وی در روایت خود،به نقش‌ اسـنفدارمذ فـرشته اشـاره می‌کند و می‌گوید‌ اسفندارمذ‌ به‌ منوچهر دستور داد تیر و کمان فراهم آورد و به آرش بسپارد تا وی تیر را بیفکند‌.آرش تـن بـرهنهء خـویش را به پادشاه و مردم می‌نمایاند و می‌گوید بدنش از هر‌ جراحتی و علتی سالم است‌ و چـون‌ تـیر را بیندازد خواهد مرد و خود را فدای مردم خواهد کرد. به نظر بیرونی، روز سیزدهم خرداد، یعنی تیرگان کـوچک،روز تـیر افکندن آرش است‌ و روز چهاردهم یا تیرگان بزرگ، روزی‌ است که در آن خبر آوردند تـیر بـه کجا افتاده است. این روز را مردم بدین سـبب جـشن مـی‌گیرند و در آن به یادگار سختی محاصرهء افراسیاب گندم و مـیوه مـی‌پزند.

روایت‌ دینوری از داستان آرش تفاوت‌های بنیادی‌تری با روایت‌های پیشگفته دارد. وی زمان وقوع داستان را پادشـاهی زابـ‌ (نوهء منوچهر)می‌داند و این‌که او «بـه جـنگ افراسیاب رفـت و او را از کـشور‌ خـود‌ بیرون راند و ویرانی‌هایی که او به کـشور وارد کـرده بود، دوباره ساخت...آنگاه به تعقیب افراسیاب پرداخت...افراسیاب به‌ رویارویی او آمـد و جـنگ درگرفت. در این هنگام ارسناس که‌ مـنوچهر‌ به او دستور داده بود تـیراندازی و پرتـاب زوبین را به مردم بیاموزد رسـید، چـنان تیری و زوربینی به او زد که در قلبش نشست و درافتاد و مرد.»

میرخواند، تاریخ‌نویس‌ سده ی دهـم‌ هـجری، نیز روایتی از این‌ داستان‌‌ را‌ ذکـر کـرده اسـت که با روایـت ثـعالبی شباهت زیادی دارد جز آنـکه از مـرگ یا سرنوشت آرش سخنی به میان نیاورده‌ است‌.

سرانجام باید از روایتی یاد کرد کـه‌ مـولانا‌ اولیا اله آملی در تاریخ‌ رویان ذکر کـرده اسـت.در این روایـت کـه در مـقایسه با روایت‌های‌ پیشگفته مـشروحتر‌ است‌، آرش‌ به جای قارن،سپهداری لشکر منوچهر را بر عهده می‌گیرد‌ و در پایان نبرد نیز در پی تـوافق افـراسیاب‌ و منوچهر، تیر آرش مرز را تعیین می‌کند. در ایـن اثـر‌ نـیز‌ هـمچون‌ پارهـ‌ای‌ منابع یاد شـده،جـزییات پرتاب تیر و مرگ آرش نیامده است‌.

 حماسه ی آرش خواه واقعیت تاریخی آموخته به افسانه باشد، خواه‌ داسـتانی غـیر واقـعی، دیرزمانی‌ است‌ در‌ باور و اندیشه ی ایرانی شکل‌ گـرفته و مـاندگار شـده اسـت و بـرای بـاورمدارانش متضمن این‌ حقیقت‌‌ که‌ وطن، موهبتی الهی است و پاسداشت آن را خداوند تکلیف کرده‌ است. بی‌سبب نیست که‌ هرگاه‌ این‌ سرزمین را خطر دشمن تهدید کرده است، «آرش»ها در پاییدن مـرزهایش جان داده‌اند‌، حماسهء ی آرش‌ را از نو خوانده‌اند و هنرمندان آن را دستمایه ی آثار ادبی گوناگون‌ کرده‌اند‌.

بیشتر بخوانید:

پاییدن مرز و حماسه آرش(قسمتهای دیگر)

اساطیر زردشتی

شناخت اساطیر ایران

منبع: پاییدن مرز و حماسه آرش - عسکر بهرامی - ایران شناخت - شماره 13 - 1378

پایگاه خبری حقوق نیوز - فرهنگی و هنری



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: